eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
Shokri Tak Sot 1403 [Mohjat_Net] 01.mp3
2.24M
🎤 خیلی دوسِت دارم دل به دل راه داره عشق با مفهومه عشق معنا داره عشق یعنی چشمای ابالفضل قد و بالای ابالفضل عشق اینه که بمیرم پای ابالفضل عشق یعنی صورت ابالفضل یعنی غیرت ابالفضل عشقو من دیدم تو هیئت ابالفضل دیوونه ی علمدارم دیوونگی شده کارم غیرتی ام حساسم دیوونه ی عباسم مددی ابوفاضل / مددی ابوفاضل **** نشدم گمراهو پیدا کردم راهو تو دلم جا دادم عشق آل اللهُ عشق یعنی روی علی اکبر برو سوی علی اکبر دلِ من بسته به موی علی اکبر عشق یعنی نام علی اکبر عشقِ تامه علی اکبر یوسف مصری غلام علی اکبر شبیهِ بر رسول الله یل حسین سلام الله علی به خدا وصله شاگرد ابالفضله **** عشق آدم سازه عاشقی پر رازه خوده عشقی که میگن به رقیه مینازه عشق یعنی پرچم رقیه یعنی لعنِ بر امیه امضای نوکریمون دست رقیه چه خوبه باز حسین میگم دم نماز حسین میگم اگرچه گنهکارم رقیتو دوست دارم اردیبهشت 1403 .
. وارث زهرای اطهر خانه‌اش آتش گرفت زاده‌ی آل علی کاشانه‌اش آتش گرفت باوجودیکه تمام عمر، از یک شعله سوخت بینِ شعله، ناله‌ی جانانه‌اش آتش‌ گرفت وارثِ آن سینه‌ی سوراخ از مسمارِ در سینه‌ی زخم و دلِ ویرانه‌اش آتش گرفت آری آن شیخ الائمه، آن محاسن سوخته همچو گیسو سوخته، گلخانه‌اش آتش گرفت دید اهل‌ِبیتِ خود را سخت در وحشت، ولی کِی ز شعله، دامنِ دردانه‌اش آتش گرفت بی عبا عمامه، با پای برهنه می‌دوید کِی ز بام، عمامه‌ی شاهانه‌اش آتش گرفت صورتش وقتِ زمین خوردن، چو مادر شد کبود یادِ سیلی کرد و زخمِ چانه‌اش آتش گرفت ناسزا می‌گفت چون اِبنِ ربیعِ نانجیب از عِتابِ دشمنِ بیگانه‌اش آتش گرفت همچو جدش ریسمان بسته، چو او را می‌کشید از طنابِ او، گلو و شانه‌اش آتش گرفت دید یک شمشیرِ دشمن را نبی، بالا سرش از هجومِ تیغِ نامردانه‌اش آتش گرفت یارسول الله در گودال، می‌دیدی حسین نیزه باران شد، دلِ رِندانه‌اش آتش گرفت نیزه‌ای شد در دهان و نیزه‌ای شد در گلو شمعِ جانش سوخت و پروانه‌اش آتش گرفت مادرش از گوشه‌ی گودال می‌دید از قفا ذبحِ او را، اشکِ دانه دانه‌اش آتش گرفت تا سرش بالای نیزه رفت، غارت شد حرم ساغر و پیمانه و میخانه‌اش آتش گرفت ✍ .
. رهرو آن است، که هر صبح براتش بدهند با نسیم سحری، آب حیاتش بدهند هر شب احیا کند، آنکه بچِشَد طعمِ سحر هر سحر، از سفرِ هجر نجاتش بدهند ای خوش آن عمرِ گرانمایه که با یار گذشت ای خوش آن بنده که از یار صفاتش بدهند مژده ی وصل، همان اذنِ ملاقاتِ علی است کز جمال ازلی، جلوه‌ی ذاتش بدهند چشمِ عاشق، دمِ مرگش به علی باز شود هر که با اوست، نجات از عرصاتش بدهند دیده چون بست ز اغیار، به جانان برسد دیده‌ی دیگری اندر ظلماتش بدهند چارده نورِ الهی، همه صف می‌بندند یک شبه، پاسخِ کلِ زحماتش بدهند چون رسد وقتِ سؤالاتِ نکیر و منکر همه پاسخ به زبانِ کلماتش بدهند باده‌ی آب بقا روزی هر کس نشود ای خوش آن مست که جام حسناتش بدهند بهترین روزی ما نوکریِ ارباب است عبد را خوبتر از صوم و صلاتش بدهند با بلا خو نکند، جز مدد کرب و بلا هر که را با غمِ دلبر درجاتش بدهند هر که شد زندگی اَش، وقفِ اباعبدالله شهد شیرین شهادت به مماتش بدهند زائرِ کرب و بلا، لال نمیرد هرگز پاسخِ ذکرِ حسین از نغماتش بدهند تشنه‌ی باده‌ی ارباب نمانَد عطشان خودشان جرعه‌ای، از آب فراتش بدهند گریه بر بی کفنِ کرب و بلا هر که کند بِالله از گریه‌ی در حشر نجاتش بدهند با وجودیکه هزاران صدمه دید حسین باز با سنگ جواب صدماتش بدهند لطمه زد زینب کبری بخودش در گودال از چه با خنده جواب لطماتش بدهند ✍ .
. شکوه ها می کنم از چشم تری بسته شده مانده ام اوّل راه و گذری بسته شده زلف من با غم یارم سحری بسته شده آمدم گریه کنان پشت دری بسته شده نذر کردم که گرفتار شدم گریه کنم بگذارید به احوال خودم گریه کنم خاک بین الحرمین است هوایی بقیع چه کنم؟ من گله دارم ز جدایی بقیع می نشیند به روی خاک، فدایی بقیع به خدا می رسد از راه گدایی بقیع چه شود آرزوی ما همه معنا بشود موقع ساختن مرقد زهرا بشود برو با ذکر علی، مست شو در سعی و صفا فخر کن، گریه کن از توسعه ی کرببلا عشق کن، حال کن از گسترش صحن رضا به سر خود بزن از غربت آن پنجره ها شهر را کاش پُر از پرچم صادق بکنیم کاشکی از غم بی زائری اش دق بکنیم چقدر بی محلی؟... گریه کنی نیست که نیست دور این نور جلی‌ ...گریه کنی نیست که نیست حرمش هست ولی ... گریه کنی نیست که نیست غیر زهرا و علی ... گریه کنی نیست که نیست او غریب است و جواب غم و اشکش، آه است ای مدینه به خدا روضه ی او جانکاه است گفت؛ گُل بودم و از ساقه شکاندند مرا بی عبا در وسط کوچه دواندند مرا پیش چشم در و همسایه کشاندند مرا با جسارت به در خانه رساندند مرا آنکه من را به زمین از سر اجبار انداخت هی مرا یاد غم حیدر کرار انداخت از غمم داد کشیدند و صدایی نگرفت راه ناموس مرا بی سر و پایی نگرفت خانه ام سوخت، ولی میخ به جایی نگرفت در نیفتاد ... به آن ضربه ی پایی نگرفت عرش می سوخت، دل و جان پیمبر می سوخت آب می سوخت، گُل صورت مادر می سوخت گرچه سجاده کشیدند و شرر آوردند ... ظلم کردند و مرا بین خطر آوردند ... سخت شد قبضه ی شمشیر که در آوردند ... یاد من باز، غم نیزه و سر آوردند آخرین دم زدن و بازدمش بود حسین ته مقتل، نگران حرمش بود حسین ✍ .
. علیه السلام ما غلامیم غلام دو اباعبدالله دل ما خورده به نام دو اباعبدالله شیعه را داد نجات از همه طوفان ها کشتی لطف مدام دو اباعبدالله تا قیامت به خدا هر که مسلمان بشود هست مدیون قیام دو اباعبدالله از همه شادی و غم های جهان آزاد است دل افتاده به دام دو اباعبدالله هر شب و روز فقط فکر هدایت بودند خرج دین گشت تمام دو اباعبدالله آسمانی شده بی چون و چرا هر کس که پر گرفت از سر بام دو اباعبدالله دم به دم ، دم بزن از مهدی موعود فقط شیعه این است پیام دو اباعبدالله چه در آن کوچه ، چه گودال نشد ای دشمن ذره ای کم ز مقام دو اباعبدالله هر چه دیدند نکردند گلایه اصلا ای به قربان مرام دو اباعبدالله کاش محشر نشود قسمت منصور و یزید سفره رحمت عام دو اباعبدالله اردیبهشت ۱۴۰۳ ✍ .
. السلام علیک یا جعفرابن محمد الصادق ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آتش فشانِ سینه‌ام فصل خزانِ سینه‌ام از نسل ابرهیمم‌و در شعله‌ها مأوا گرفتم من زادهٔ زهرایم‌و با ناله‌ها آوا گرفتم می‌سوزد این جانم خدا از جور منصور لعین با دست بسته می‌روم مثل امیرالمؤمنین ای وای من (۴) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی که آتش پا گرفت دل ذکر یا زهرا گرفت در خاطرم آمد هجوم چل نفر وحشی بی دین آن سوی در قامت خمیده مادری محزون و غمگین واویلتا واویلتا از مادر و دیوار و در شد نوحه‌اش فضه بیا در ماتم داغ پسر ای وای من (۴) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در کوچه‌های بی کسی با غربت و دلواپسی دشمن سواره من پیاده در پی مرکب روانم یاد سه ساله عمه‌ام آتش زده بر قلب و جانم گاهِ زمین خوردن خدا آهسته ناله می‌کنم دنبال مرکب می‌دوم یاد سه ساله می‌کنم ای وای من (۴) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
.      علیه السلام لبریز کرده اند ز خون ساغر مرا صیاد چیده بال مرا و پر مرا از بس دویده ام نفسم بند آمده حس می کند اجل نفس آخر مرا خندیده اند بر من و موی سپید من با آنکه دیده اند دو چشم تر مرا هرچند بسته شد چو علی دستهای من اما چهل نفر نزدند همسر مرا مانند مادرم سر من درد می کند دیوار ها گرفته به دامن سر مرا مادر میان کوچه نمی دید کوچه را کشتند پشت در به خدا مادر مرا مادر به زیر در، پسرش زیر سم اسب دیدن به قتلگاه همه دلبر مرا افتاده ام به خاک ولی برنگشته ام از هم جدا نکرد کسی پیکر مرا در پیش مادرم سر او را بریده اند باور کنید اهل ولا باور مرا یک نصف روز یوسف ما دست و پا زده بد کشته اند جد ز جان بهتر مرا آمد خبر که عمه به بازار رفته است کردند نگاه عمه غم پرور مرا           حاج ✍          .
شورامام‌حسین‌ع‌صادقیه.mp3
1.08M
شور امام حسین(ع) در شهادت امام صادق (ع) بند1️⃣ کلامُکُم نور و نورِچشامه هر چی که داریم از این کلامه دوای دردا تربت حسینه قال الصادق علیه السلامه نوحوا نوحوا عَلی الحسین عبارت امام صادقه اینکه امشب میگیم حسین عنایت امام صادقه شعائر حسینی رو آقا احیا کرد با این روایتا چشامون و دریا کرد محرم حسین شده نزدیک و کم کم باید که خیمه ها و علم رو برپا کرد (ای آقاجان) بند2️⃣ خودش روضه خون و ختمِ کلامه اسم جدّش رو کرده اقامه زائر امام حسین جاش بهشته قال الصادق علیه السلامه هر جا اسم حسین گفتن با مادرش اومده تو روضه اینکه آقا میاد اینجا حس عجیبی شده تو روضه زیارت حسین و سفارش کرد ای‌جان چی گفت آقا دل و بیقرارش کرد ای‌جان اونیکه رفته کربلا خوشبخته آخه نمیشه این ثواب و شمارش کرد ای‌جان (ای آقاجان) 🖍️
Namahang Ba Mardom 1403 Rasoli [Mohjat_Net].mp3
1.31M
جدا کردند ساحل را ز دریا جدا کردند عالم را ز معنا جدا هرگز نشد مولا ز مردم جدا کردند مردم را ز مولا او که پای مردم مانده بود مردمی ترین فرمانده بود کشته ی هدایت شد علی آنقدر که خطبه خوانده بود دنیای بی علی حالا چه میکنی امروز اگر گذشت فردا چه میکنی یا مرتضی علی با ما چه میکنی **** علی ماند و شب و روز غریبش علی ماند و سر انجام عجیبش علی آنقدر با مردم عجین بود شهادت در جماعت شد نصیبش تا علی جدا از امت است ذوالفقار او در غربت است سرنوشت اشباح الرجال قصه ی بلند عبرت است یا مرتضی علی تنها چه میکنی ما بی تو خسته ایم با ما چه میکنی یا مرتضی علی با ما چه میکنی شعر: محمد رسولی با مردم 1403 .
. امام صادقی،گل باغ ولا مدینه از غمت،شده ماتمسرا گل مدینه ای تو بی قرینه ای شهید کینه ای آه و واویلتا۳ به روی دوش خود،کشیدی رنج و غم ز منصور لعین،بدیدی تو ستم بود خلقت عظیم چو پیغمبر کریم به دل هایی مقیم آه و واویلتا۳ شرر از کین زده،عدو کاشانه ات بیامد از ستم،درون خانه ات ز تو بگسسته اند دو دستت بسته اند دلت بشکسته اند آه و واویلتا۳ شدی مسموم زهر،ز منصور لعین شدی تو رهسپر،سوی خلد برین امام ساده ای ولی آزاده ای ز پا افتاده ای آه و واویلتا۳ تویی زهرا نشان،امام مهربان ز ظلم و کینه ها،بهارت شد خزان امام متقین شهید ظلم و کین فدای راه دین آه و واویلتا۳ امام انس و جان،بود قدرت رفیع شده دفن تن،تو در خاک بقیع فدای غربتت شکسته حرمتت غریبه تربتت آه و واویلتا۳ .👇