.
📋 از سوز سینه میکشم آه
⬛️ #روضه #زمزمه
⬛️ #شب_نهم_محرم
⬛️ #حاج_محمود_کریمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از سوز سینه میکشم آه، سلام یا بقیه الله
فدای اشک چشم اشک بارت، آقای من آجرک الله
کسی چه میدونه کجایی! کجایِ دشت کربلایی؟
تو خیمه ی عموت اباالفضل، یا که کنار عمه هایی
ما مهمونای شهداییم، ما راهی کرب و بلاییم
تو روضه خون لبِ سقا، ما سینه زن های شماییم
تموم دنیا روضه خونه، اشکام میریزه دونه دونه
بهونه ی گریه هام امشب، عموی صاحب الزمونه
ساقی کربلا اباالفضل، امید خیمه ها اباالفضل
آبـــــــــروی ام بنیـــــن و، آینه ی مرتضی اباالفضل
یادمه مادرم که میگفت، ای فدای روضه ی اباالفضل
همه پس اندازش و می داد، برای روضه ابالفضل
اون که میگیره حاجتش رو، هرکی تو روضه هاش میشینه
دوای دردایِ مریضاش، تو سفره ی ام بنینه
خدای عشقِ عاشقاشه، ولی خودش عاشق ارباب
به روی پاهاش بوسه ی موج، به روی شونش سر مهتاب
حسین نگاه می کرد به چشماش، زینب دعا میخوند تو گوشش
لباس رزمش و تنش کرد، یه مشک خالی روی دوشش
لالایی رباب این شد، بخواب مادر دورت بگرده
چشمات و روی هم بزاری، عموت با آب بر میگرده
کسی نمونده توی دنیا، مرامش و ندیده باشه
فرات از اینجا خیلی دور نیست، دیگه الان باید رسیده باشه
الان دیگه تو آب رفته، مشکش و زیر آب برده
عموت و که میشناسی مادر، مطمئنم که آب نخورده
الان شده سوار اسبش، راهی خیمه هایِ شاهه
بزار ببینم از تو خیمه، چشم همه حرم به راهه
آب خنک شبیه بارون، مهمون میاره برا مهمون
بخواب تا انتظار کم شه، تا وقتی که بیاد عمو جون
عمو با مشک خالی رفته، کار عمو نشد نداره
گریبون نهر رو میتونه، بگیره تا حرم بیاره
وای اگه آب نخورده باشه، جون به تنش نمونده باشه
وای اگه روی زمین بیوفته، از رو زمین نتونه پاشه
کنار علقمه شلوغه، حسین تنها بین لشکر
رو دامنش گرفته ارباب، سر شکسته ی برادر
امیر لشکرم بلند شو، بی تو کجا برم بلند شو
پاشو ببین که بی حیا ها، دارن میرن حرم بلند شو
سر مگه با تبر شکسته، چیشد که اینقدر شکسته
دست تو از بدن جدا شد، قد من از کمر شکسته
داغ تو ای دار و ندارم، کجایِ این دلم بذارم
پاشو بریم کاری نکن که، برم رقیه رو بیارم
دستت و توی آب بردی، این همه راه مشک و آوردی
گذشته آب از سر خیمه، خودت یه خورده آب میخوردی
تموم دلخوشیم همینه، مادرم اومد از مدینه
تو نیستی اونوقتی که دشمن، میاد با چکمه روی سینه
تو نیستی اونوقتی که آتیش، دامن خیمه رو میگیره
پنجه ی وحشی ها تو غارت، گوشه ی معجرو میگیره
" تو سر نهاده ای روی دامان فاطمه
من را بگو، که رو به زمین میشود سرم "
یه قلب مبتلا تو این سینه، مریضمو دوام ابالفضله
سینه ما سینه زنا وقفِ، موقوف آقام ابالفضله...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
shoor- Ey Kash Mishod .mp3
4.74M
#شور
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
شور
#ای_کاش_میشد
ای کاش می شد توی گریه ها بمیرم
ای کاش می شد با نگات بها بگیرم
به خدا تو این زمونه که تموم سال خزونه
اونی برده که بدونه هر چی تو بخوای همونه
جانم ، به سینه زنات ای آقا
جانم، به حال و هوات ای آقا
جانم ، میمیرم برات ای آقا
دوست دارم قد کل آسمونا
دوست دارم مثل شعر روضه خونا
به خدا که دل میسوزه که تموم عمر دو روزه
اونی برده که چشاشو به کتیبه هات بدوزه
جانم به نفس روضه خونات
جانم به سینه زنا گریونات
جان به دیوونه ها به مجنونات
جانم به سینه زنات ای آقا
جانم به حال و هوات ای آقا
جانم میمیرم برات ای آقا
تو میدونی که گدای خونه زادم
من میدونم که تو میرسی به دادم
به خدا که روضه هاته که درسترین صراته
اونی برده که تو قلبش آرزوی کربلاته
جانم به حرم و دربارت ای
جانم به نام علمدارت ای
جانم به قدم زوارت ای
جانم به سینه زنات ای آقا
جانم به حال و هوات ای آقا
جانم میمیرم برات ای آقا
nohe-zire-saye-parcham.mp3
9.79M
#نوحه
#شب_سوم
#شهادت_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
نوحه
#زیر_سایه_سار_پرچم
زیرسایه سار پرچم
بهترین پناه عالم
دردی و دوای دردی
مرده ها رو زنده کردی
با قیامت محرم2
ذکر دل شکسته ها حسین
یا من اسمه دوا حسین
من بدون کربلا بیچاره ام
پیشت نباشم اربعین آواره ام
یا اباعبدالله
بی تو قسمتم خزان شد
قسمت تو خیزران
درد دل ندارم امشب
غیر غصه های زینب
عمه قامتش کمان شد
عمه شد سپر برای من
گشته پیر غصه های من 2
پیش نگاه خواهرت جان میدهم
از غصه ی زخم سرت جان میدهم
یا اباعبدالله
.
به نام خدا
#مسمط_تضمینی
#اسارت_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شعراز_رقیه_سعیدی_کیمیا
تضمین ازشعر شیخ اجلّ،سعدی شیرازی
=======***=======
می بینمش بالای نِی ، جانِ جهانم می رود
سیلاب غم در غربتش از دیدگانم می رود
با دیدن سرها به نِی ،تاب و توانم می رود
((ای ساربان آهسته ران ،کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود))
مانده به صحرا پیکرش ، اما سرش شد دور از او
می تابد از بالای نی ، بر آسمانها نور از او
افتاده در جان جهان در اشتیاقش شور از او
((من مانده ام مهجور از او ، درمانده و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود))
از بس جسارت دیده ام از دشمن خوار و زبون
از کوفه تا شام بلا دردم شده از حد فزون
بر چشمه اشکم شده ، جاری زِ دل ، دریای خون
((گفتم به نیرنگ و فسون ، پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود))
منزل به منزل می روم همراه این دلخستگان
دیگر نمانده طاقتی بر جسم و جان کودکان
بر حال زار ما چرا ، رحمی ندارد ساربان؟
((محمل بدار ای ساربان ! تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان،گویی روانم می رود))
درگلشن زینب دگر از گل نمانده یک نشان
با رفتن گلها شده ، باغ و بهار او ، خزان
هستم به دنبال سری ، افتان وخیزان،نیمه جان
((او می رود دامن کشان ،من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان،کز دل نشانم می رود))
از کودکی کردم صبوری بر مصیبات و مِحَن
بی مادری ، داغ پدر، آه جگر سوز حسن
از پا نیفتادم مگر ، با دیدن صد پاره تن
((در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود))
این روزها بر هر زبان افتاده نام کربلا
آنجا که دارد تربتش ، بر دردها حکم شِفا
دست من و دامان تو ، لطفی نما یا زینبا!
امسال ، خود ،روزی نما یک اربعین بر "کیمیا"
هر دَم به یاد کربلا ، آه از نهانم می رود
=======***=======
رقیه سعیدی(کیمیا)
#اسارت #حضرت_زینب
۱۴۰۰/۶/۱۴
👇
Voice 001.m4a
2.98M
#مسمط_تضمینی
#اسارت #حضرت_زینب
#شاعر_رقیه_سعیدی_کیمیا✍
می بینمش بالای نِی، جانِ جهانم می رود
سیلاب غم در غربتش از دیدگانم می رود
#سبک_مداح_عبادی_گیلان🎤
۲۱
#زمینه
#ورود_اهل_بیت_به_شام
#حاج_رضا_یعقوبیان
#سبک_تسبیحات_حضرت_زهرا
در شام غم
آورده اند جمع اسیران را
بر نیزه ها سر شهیدان را
همراه شان دل پریشان را
در شام بلا شور و همهمه است
زخم زبان ها بر لب همه است
در رو به روی زینب حسین
بر نیزه رأس پور فاطمه است
آه واویلتا امان ز شام۴
در شام غم
دشمن دین حق چو مجنون است
ظلم و ستم بر همه افزون است
دل همه اهل حرم خون است
خورشید ولا روی نیزه هاست
خون دل خاندان مصطفاست
بهر خاندان آل عبا
بدتر از کربلا شام بلاست
آه و واویلتا امان ز شام۴
در شام غم
آنان که جاهل و بد و پستند
دست همه اهل حرم بستند
قلب گل فاطمه بشکستند
روز اهل حرم به شهر شام
گشته از ظلم و کینه همچو شام
بر سر و روی آل مصطفی
سنگ کینه زنند ز روی بام
آه و واویلتا امان ز شام۴
در شام غم
صبر همه اهل حرم کم شد
نصیب شان غصه و ماتم شد
قامت ساجدین ز غم خم شد
آتش ظلم و کین زبانه زد
یتیمانش را بی بهانه زد
بر اسیران دشت کربلا
با کعب نی و تازیانه زد
آه و واویلتا امان ز شام۴
#اول_صفر
#شام_بلا
#شام
.👇
.
#دیر_راهب
#استاد_حاج_اسماعیلی 🎤
کسی که از تو و از داغ تو خبر دارد
همیشه در غم تو دیدگان تر دارد
دلی که سوخت برایت خدا بهایش داد
خدا به سوختگان غمت نظر دارد
قسم به ناله ی زهرا، کسی نخواهد ماند
اگر که ،پرده خدا ،از غم تو بردارد
من از تلاطم امواج آب دانستم
که در مصیبت تو آب هم جگر دارد
به ساحت حَرمت میرسد هر آن کس که
شبیه فطرس درگاه ،بال و پر دارد
به جمع گریه کنانِ حسین و کرب و بلا
ببین ز عرش خدا فاطمه نظر دارد
شاعر : #محمد_حسن_بیات_لو
#شعر_دوم
دید از دور مسیحا نفسی میآید
دید با قافله، فریادرسی میآید
صحنهای دید در آن قافله اما جانکاه
بر سر نیزه سری دید، سری همچون ماه
این سر کیست که اینقدر تماشا دارد؟
صوت داوودی و انفاس مسیحا دارد؟
از سر هر مژهاش معجزه بر میخیزد
با طنینش همه آفاق به هم میریزد
با نسیم از غم دل گفت به صد شیون و آه
به ادب نافهگشایی کن از آن زلف سیاه
با دلی سوخته آمد به طواف سر ماه
پاره پاره دلش از داغ لب پرپر ماه
گفت ای جان جهان نذر غمت! جانم باش
امشبی را ز سر لطف تو مهمانم باش
ماه را همره خود با دلِ بیتاب آورد
نذر لبهای ترک خورده کمی آب آورد
خون از آن چهره که میشُست دلش خون میشد
حال او منقلب و دیده دگرگون میشد
صورتش را به روی صورت خونین حسین
و مُشَرَّف شد از آن لحظه به آئین حسین ...
شاعر : #یوسف_رحیمی
تذکر :
1ـ بخش اول مجلس، روضه و داستان مادری که سر مزار فرزندش رفته بود در قالب #دستگاه_ماهور اجرا شد
👇