هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
با 🔥 پرده های آماده 🔥
خیلی سریع و راحت
پرده خونتو عوض کن 😌
اگه میخوای اعتماد به نفست پیش #مهمونات بالا بره خونتو شیک کن💖
🏠 پرده لباس خونست
بهترینش رو از من بخواه 😎👇
https://eitaa.com/joinchat/381551065C17f44214ff
هدایت شده از تبلیغات غذای خیابانی
❓آن چیست که از عسل شیرین تر است ، از خورشید سوزان تر است ، شاه نیازش دارد ، گدا آن را دارد و هر کس آن را بخورد خواهد مرد؟
⬅️ جواب معما ➡️
https://eitaa.com/joinchat/2150432819Cd3920b40f8
هدایت شده از دوتا کافی نیست
#پیام_مخاطبین
✅ دوتا کافی نیست...
#فرزندآوری
#حرف_مردم
#سختیهای_زندگی
#دوتا_کافی_نیست
کانال«دوتا کافی نیست»
http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075
هدایت شده از دوتا کافی نیست
#تجربه_من ۶۱۸
#ازدواج_در_وقت_نیاز
#سختیهای_زندگی
#فرزندآوری
#دوتا_کافی_نیست
#قسمت_اول
من یه دهه هفتادی ام...
دوران جوانیم خیلی دوران راحت، عالی و بدون هیچ مشکلی بود، همیشه خوش بودیم زندگی عالی داشتیم و فقط یه برادر کوچکتر از خودم داشتم.
خوب درس میخوندم و تلاش میکردم چون برام مهم بود که یه برنامه نویس حرفه ای بشم تو المپیاد شرکت کردم، رتبه های عالی میاوردم و سال ۹۱ با رتبه ۱۶۴ تو کنکور سراسری قبول شدم تو شهرخودمون و مشغول درس خوندن بودم با اینکه فقط ۱۷ سال داشتم اما خواستگارزیاد داشتم ولی پدرم حساسیت خاصی رو من داشت و هرکسی رو راه نمیداد بیاد خونه، تا اینکه تو فروردین سال ۹۲ همسرم اومد خواستگاری😊
برخلاف باورم که پدرم حساس بود و من و شوهر نمیداد، خیلی نرم شد و همه جوره به دلش نشست، همینطور مادرم که واقعا به ایشون علاقه مند شدن، من هم اولش میخواستم جواب منفی بدم ولی بیشتر فکر کردم و هرچی بیشتر تمرکز میکردم بیشتر به این نتیجه میرسیدم که این آقا از همه لحاظ مخصوصا اعتقادی خوبه البته از لحاظ اقتصادی ضعیف بودن و میدونستم باید تلاش کنم تا زندگیم و بسازم.
خلاصه ما اردیبهشت۹۲ عقد کردیم با وجود شرایط مالی ایشون و خودمون، خیلی زود همه چی جور شد و ما تونستیم شهریور همون سال عروسی بگیریم.
یک سال گذشت و من مشغول ادامه تحصیل بودم تا فوق دیپلمم رو گرفتم و باید دوباره کنکور میدادم برا کارشناسی اما دلم بچه میخواست، مادرمم بهم پیشنهاد کرد که بچه بیاریم خلاصه بعد چکاپ و آزمایشات اقدام کردیم بعد شش ماه با توسل به امام زمان باردار شدم و خدا بهمون پسری هدیه داد.
دوران بارداری خیلی خوبی داشتم چون همیشه پیش مادرم بودم و مثل پروانه دورم میچرخید و هوام و داشت.
تفاوت سنی من و مادرم خیلی کم بود همه فکر میکردن ما خواهریم، مادرمم، زن خیلی فعال، ورزشکار، معتقد و بسیار مذهبی و مهربون بود خلاصه با یه زایمان بسیار سخت، پسرم بدنیا اومد.
همون روزای اول من همش حس میکردم یکی از چشم هاش با اون یکی فرق داره سه تا متخصص بردیم ولی هیچکدوم متوجه چیزی نشدن اما من مطمئن بودم، بردم چشم پزشکی تخصصی مارو ارجاع دادن به تهران، آنقدر اینور اونور تا در کمال ناباوری در ۴۰ روزگی پسرم بما گفتن یه چشمش نابیناس😭
دنیا رو سرم خراب شد، فقط یادمه دیگه چیزی نمیشنیدم و فقط گریه میکردم و تمام این لحظه های سخت که از زندگی ناامید بودم، مادرم مثل کوه کنارمون بود، هر روز بیمارستان میرفتیم تا پیگیر عمل چشمش بشیم و تمام این روزا مادرم پابه پامون میومد نمی ذاشت تنها باشیم، تا اینکه پسرم تو دوماهگی عمل کرد و متوجه شدیم الحمدلله اون چشمش بینایی داره و فقط نیازمند درمان و پیگیری های مرتب و طولانیه، خیلی خوشحال بودم که حداقل نور امیدی هست برا خوب شدنش...
پسرم روز به روز بزرگتر میشد و وضعیت چشمش بهتر تا اینکه نزدیکای دوسالش شد و من دلم میخواست بچه ی دوم و اقدام کنم با مادرمم مشورت کردم و بهم قوت قلب داد که بیار من هواتو دارم، پشتتم...
قرار بود چکاپ بشم بعد تولد دوسالگی پسرم اقدام کنم که پسرم شدید مریض شد، تب و لرزهای شدید که باعث تشنج شد و باز هم تو تمام اون روزهای سخت که همسرم ماموریت بود، من خونه مادرم بودم و مثل یه پرستار از پسرم نگهداری میکرد تا اینکه خداروشکر حال پسرم بهتر شد اما مادرم دچار همون آنفولانزا شد، چن روز تب و لرز داشت بهش رسیدگی کردیم تا بهتر شد تقریبا ۱۰ روز پیشش بودم تا همسرم برگشت از ماموریت و به خانه مادرشوهرم رفتیم و شب هم خوابیدیم.
اون شب تا صبح پسرم چندین بار با جیغ از خواب میپرید من خیلی دلم آشوب بود تا صبح پدرم زنگ زد گفت مادرت حالش خوب نیس بیا باهم ببریمش دکتر، از صبح چند بار رفته بودن ولی هربار باز حالش بد میشد با سرعت برگشتیم من و پدرم مادرم و بردیم پیش متخصص داروهای عالی بهش تزریق شد همه چی عالی بود ولی یک باره حالش بد شد و فقط ناله میکرد، بسرعت رسوندیمش نزدیکترین بیمارستان خیلی لحظه های سختی بهمون گذشت، بیمارستان شلوغ بود و کسی پیگیر کار ما نبود، من به پرستارا التماس میکردم به داد مادرم برسن ولی دریغ....
مادرم فقط بهم میگفت بذار بهت تکیه بدم حالم بده تا اینکه حالش بد شد و من فقط داد میزدم و کمک میخواستم تا به دادش رسیدن اما ایشون به کما رفت😢
بعد چند ساعت رسیدگی دکتر تو بخش احیا که نمیدونم چجوری گذشت من فقط داد میزدم و التماس خدا رو میکردم اما یکدفعه صدای جیغ و گریه ی اطرافیان من و به خودم آورد...در کمال ناباوری تنها تکیه و پناهم تو سن ۳۹ سالگی پرکشید و من و تنها گذاشت😭
👈 ادامه در پست بعدی....
کانال«دوتا کافی نیست»
http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فرصت دوباره برای معلمی در ۱۴۰۳ ✅
جذب۷۰هزار نفر با آزمون استخدامی😍
با چه مدرکی میـخوای ثبت نام کنی؟
حــوزوی / لیســانس و بالاتر / سن
روش بــزن تا شـــــرایط رو بــدونی👆
جزئیات آزمون ؛ منابع قبولی و شرایط
رو فقط در لینک زیر میتونید ببینید👇
⚡️https://eitaa.com/joinchat/585826589Cd0a274a826
اگر میخوایید معلم بشید روی لینک بالا
بزنیدو بعدگزینه پیوستن رو بزنید☝️🔗
.
هدایت شده از تبلیغات غذای خیابانی
🔴آقای کاظمی وزیر آموزش و پرورش:
آزمون جــدید برای جذب معلم#بهمن و
#دی_ماه امســـال برگـــزار میگـــردد ✅
جزئیــات تکــمیلی خـبر و شــرایط آزمــون
رو در لینک زیر ببینید👇
https://eitaa.com/joinchat/585826589Cd0a274a826
برنامه جدید مطالعاتی در حال آماده
سازی هست ، جا نمونید 👆⚠️
هدایت شده از دوتا کافی نیست
#تجربه_من ۶۱۸
#ازدواج_در_وقت_نیاز
#سختیهای_زندگی
#فرزندآوری
#دوتا_کافی_نیست
#قسمت_دوم
اون ۴۰ روز فوت مادرم با وجود بچه ی دوساله نمیدونم چجوری گذشت، من حالا باید قوی تر میشدم و پدر و برادرم رو هم حمایت میکردم، خیلی سخت گذشت و من دچار افسردگی شدید شدم و بچه دار شدنم همینطور عقب میوفتاد ...
به پیشنهاد خودم که سختترین کار تو عمرم بود، برای پدرم زن گرفتیم تا سروسامون بگیره و خودم درگیر مسائل روحی شدید شده بودم بعد دوسال از فوت مادرم، تصمیم گرفتم باردار شم بعد چند ماه اقدام و جواب منفی بیخیال شدم و ولش کردم ولی همون ماه تو اوج ناباوری باردار شدم، همه بهم میگفتن خدا کنه دختر باشه تا سنگ صبورت باشه تو مادرت فوت شده، خواهرهم نداری، تنهایی
منم دلم میخواست دختر باشه رفتم سونوگرافی و دکتر گفت یه پسر تو راهه، خیلی تو ذوقم خورد، ناراحت شدم اما خدا رو شکر کردم پسرم خیلی خوشحال شد که خدا یه داداش داره بهش هدیه میده ....
من همه ی فکرم این بود که من این روزا رو بدون مادرم چجوری بگذرونم و کی ازم مراقبت کنه، تا اینکه پسر دومم بدنیا اومد، یه پسر شیرین و زیبا که هرکسی میدیدش عاشقش میشد، من برخلاف زایمان اولم سزارین شدم و خواهرشوهرم ۴ روز ازم مراقبت کرد و رفت، چون شاغل بود و از اون به بعد تمام سختی ها به دوش من و همسرم بود، همسری که مثل پروانه دورم میچرخید و کمبودهای نبود مادر رو برام پر میکرد.
خلاصه گذشت و بعد یک سال من به فکر بچه سوم افتادم و میخواستم برم دکتر تغذیه و چن ماه رژیم بگیرم تا دختردار شم ولی از طرفی می ترسیدم دخالت در کارخدا باشه تو همین فکر ها بودم که یک ماه بعد از تولد یک سالگی پسرم متوجه شدم خدا خواسته باردارم، روز تولد حضرت معصومه بی بی چکم مثبت شد، هم خوشحال بودم هم شوکه بودم و هم ترسی تو وجودم اومد که خدایا یعنی میتونم از پسش بربیام؟
بالاخره روز سونو رسید و من متوجه شدم خدا بهم دختر هدیه کرده، تمام وجودم شوق بود و اشک شوق میریختم، همسر و پسرمم خیلی خوشحال شدن این دوران رو با تمامسختی ها گذروندم با وجود پسر شیرخوارم و پسر اول ابتدایی که مسولیت کارهای مدرسه ی اون هم به گردنم بود با سختی گذشت تا رسیدم به ماه آخر بارداری و الان از شما میخوام برام دعا کنید که خدا کمک کنه بتونم از پس این مسؤلیت سنگین بربیام ☺️
کانال«دوتا کافی نیست»
http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075
هدایت شده از مسجد حضرت قائم(عج)
🎴 پدر جوان برای راه رفتن و کار کردن به کمک فوری نیاز دارد!
پدر جوانی که همسرش هم مبتلا به بیماری سرطان هست؛ دچار عارضهی شدید از طریق زانو شده و باید سریعا با عمل جراحی تعویض مفصل انجام بده. متاسفانه الان به سختی راه میره اما با تمام دردی که داره دست فروشی میکنه تا بتونه مخارج زندگی رو تامین کنه!
برای درمان ایشون به کمک شما نیاز داریم؛ با هر مبلغی که توان دارید شریک باشید؛ حساب #رسمی خیریهی مسجد حضرت قائم(عج)👇
■
6037997599856011■
900170000000107026251004مبالغ اضافه صرف سایر امور خیر میشود 🏮اطلاعات بیشتر👈 @mehr_baraan
هدایت شده از تبلیغات غذای خیابانی
یکی از معتبرترین خیریههای مناطق محروم کشور؛ مجموعه و مسجد حضرت قائم(عج) هست که مورد اعتماد فعالان رسانهای و کانال های مختلف هست و میتونید نذورات و صدقات خودتون رو به حسابهای این مجموعه واریز کنید.
اطلاعات بیشتر از این مجموعه👇
https://eitaa.com/joinchat/2846883849Cbf3af7a7e9
هدایت شده از دوتا کافی نیست
#تجربه_من ۶۱۹
#فرزندآوری
#حرف_مردم
#دوتا_کافی_نیست
من متولد هفتادم، همسرم پسر عمه ام هستن و سال ۸۶ از من خواستگاری کردن و خانواده من هم قبول کردن.
اینم بگم که من اولین انتخاب همسرم بودم و وقتی خانواده همسر فهمیده بودن خیلی تعجب کرده بودن که منو انتخاب کرده چون من سنم کم بود و دوتا خواهر قبل خودم در منزل بود و عمه جان پیش خودشون خواهر بزرگ منو برای همسرم انتخاب کرده بودن😅
بعد از خواستگاری و با موافقت خانواده من، ما نامزد بودیم که متاسفانه حرف های اطرافیانم که نمی دونم از روی حسادت یا هر چیز دیگه ای بود روی من تاثیر بد گذاشت و من نامزدی رو به هم زدم و این باعث شد خانواده عمه با ما قطع رابطه کنن.
ولی همسرم که خیلی منو دوست داشت رفت و آمد رو با ما قطع نکرد به امید اینکه من دوباره پشیمان بشم، بعد از چند ماه وقتی دیدم همسرم خیلی پیگیره دوباره قبول کردم که نامزد کنیم و این دفعه خودم به دست بوس عمه رفتم تا کوتاه اومدن و اینجا اولین ضربه رو از گوش دادن به حرف بقیه خوردم.
الان هم بعد از این همه سال، همسرم بهم میگه خیلی اون موقع اذیتم کردی و هنوز ناراحتم که چرا اون کارو کردی.
ما بالاخره سال ۸۸ عقد کردیم و با یه جشن خیلی کوچیک رفتیم سر زندگیمون در جوار خانواده همسر.
بعد از عروسی همسرم گفت که باید بچه بیاریم ولی من از همون اول مخالفت کردم، می گفتم من سنم کمه و هنوز وقت دارم. و ۱ سال بعد از ازدواج بالاخره رضایت دادم که باردار بشم که الان خیلی خدارو شکر می کنم که زود اقدام کردم و پسر عزیزم آذر ۹۰ به دنیا اومد. که دقیقا دوسالگی پسرم ما خونه ساختیم و به خونه خودمون رفتیم.
سه سالگی پسرم دوباره همسرم بچه بعدی رو خواست و من دوباره به تاخیر انداختم و بعد که قبول کردم تا یکسال باردار نشدم و خیلی اذیت شدم تا سال ۹۵ دختر نازنینم به دنیا اومد.
ما از پاقدم پسرم خانه دار شدیم ولی رابطه ام با همسرم اصلا خوب نبود و هنوز من باهاش مشکل داشتم و خیلی ناشکر بودم و با بقیه مقایسه ش می کردم. در صورتی که همسرم خیلی عاشقم بود و برای زندگیمون تلاش می کرد و هیچ چیز برای ما کم نگذاشته بود.
ولی با اومدن دختر به طور معجزه آسایی رابطه منو همسرم عالی شد و من خیلی از زندگیم راضی شدم و پشیمون از رفتارهای گذشته ام. در صورتی که از لحاظ مالی ورشکسته شدیم و همسرم بیکار شد ولی به لطف خدا و پاقدم دخترم زندگیمون خیلی شیرین شد.
که خدارو شکر اون روزها رو در کنار هم گذراندیم و به خوبی عبور کردیم. و بعد از اون ورشکستگی و با تغییر شغل همسر دوباره خونه مون رو فروختیم و یه زمین بزرگتر گرفتیم و ساختیم. نه کامل مجهز ولی ساختیم و هنوز هم کار داره ولی داخلش زندگی می کنیم و تلاش می کنیم کاملش کنیم.
بعد از ساختن خونه همسر جان شروع کرد به گفتن اینکه بچه سوم رو بیاریم😅😅 و من فکر می کردم اگه یه بچه دیگه بیارم به خودم و بچهها ظلم کردم. که این طرز فکر هم حاصل حرف های اطرافیانم بود😔 و بعد از اینکه دخترم هفت ساله شد به طور اتفاقی با کانال شما آشنا شدم و فهمیدم که من چقدر ناشکری کردم و با اینکه ادعام می شد توکلم به خدا زیاده، نمی دونستم که روزی بچه رو خدا میده و ما هیچ کاره ایم.
وقتی به همسرم گفتم که موافقم بنده خدا فکر می کرد دارم شوخی می کنم از بس که همیشه باهاش مخالفت کرده بودم و الان که چند ماهه منتظر هستیم و هیچ اتفاقی نمی افته، اول خدارو شکر می کنم که اون دوتا بچه ام رو تا سنم کمتر بود به دنیا آوردم چون هرچی سنم بالاتر رفت مشکل تنبلی تخمدان هم بیشتر شد، دوم ناراحتم که دوباره چند سال گول حرف بقیه رو خوردم و به حرف همسرم گوش ندادم که زودتر برای بچه سوم اقدام کنم😔
و حالا در سن ۳۲ سالگی به دلیل تنبلی تخمدان این توفیق از ما گرفته و من هنوز از ترس حرف بقیه به کسی نگفتم که اقدام به بارداری کردم و ای کاش یاد بگیریم انقدر تو زندگی همدیگه دخالت نکنیم و کسی رو با حرف هامون اذیت نکنیم.
و هرروز خدارو شکر می کنم که با کانال شما آشنا شدم و قدر بچه های سالم و صالح که خدا بهم داده رو دونستم و بازم شکر که هنوز هم وقت آوردن بچه سوم رو دارم و با دعای شما عزیزان خدا دوباره به من توفیق مادر شدن رو میده.
و من فقط و فقط به عشق امام زمانم که انشاالله بچههام سربازان آقا بشن و به عشق وطنم ایران عزیزتر از جانم و به عشق رهبر عزیزم شب و روز دعا می کنم که این توفیق رو به هممون بده و لذت دوباره مادر شدن رو بچشیم🙏
هیچوقت نذارین حرف دیگران روی شما تاثیر بذاره و اون کاری رو که می دونید به صلاح زندگیتونه انجام بدین، به من می گفتن دوتا بسه، هم پسرشو داری هم دخترشو...برو خوش بگذرون🙁نه تنها این چند سال خوش نگذروندم😔 بلکه خوردن قرص های ضد بارداری باعث مریض شدنم و اضافه وزنم شد.
التماس دعا از همهی شما عزیزان دارم
کانال«دوتا کافی نیست»
http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اینجوری یکیو بخواید، خالص و صادقانه، در بود و نبودش…
کانال شادی و نکات مومنانه
┄┅┅❅🟤🌼🟢🌸🔴🌺🟣❅┅┅┄
@khandehpak
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب | آموزش تبلیغ
▪️دوره #رایگان مکالمه عربی به نیت
شهادت #سید_مقاومت▪️
قیمت اصلی ۳۰۰تومان
فقط تا ۱۳ آذر #رایگان
👳🏻♂عربی رو یاد بگیر و🧕
🇱🇧کنارمردم لبنان بایست💪
روز های پایانی تخفیف 100%
《مجموعه صوت🎙+متن📋》
الان از دستبدی قطعا پشیمون میشی😉
برای ثبتنام و توضیحاتبیشتربزن رو لینک زیر👇
https://eitaa.com/joinchat/392560975Cfd96b41e4b