eitaa logo
گم‌گشته
114 دنبال‌کننده
24 عکس
4 ویدیو
10 فایل
يا الهی...! لَأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ! همانند "عزیز گم‌کرده‌ها" به آستانت گریه می‌کنم! 🌐 شبکه‌های اجتماعی گم‌گشته: https://zil.ink/gomgashte59 📬 ارتباط: @gomgashte_59 📪 پیام ناشناس: https://daigo.ir/secret/6823640857
مشاهده در ایتا
دانلود
ا﷽ا 🔰روزگار گم‌گشته [۲] °(ماجرای آشنایی من با )° ✍🏻 مهدی رسولی (طلبهٔ ) ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ ▫️قـســمـت دوّم: «تـَرْدیٖــــدِ وَصل» [پنجشنبه‌ها حدود ٤٠ کیلومتر از شهریار به تهران می‌آمدم تا سخنان این تفکر را بشنوم...!] آرام آرام نظرم جلب شد؛ گویا با دیگر سخنان تفاوتی داشت؛ گویا هر آنچه که از فلسفه و اصول و فقه و حدیث و تفسیر و اخلاق و... به‌صورت و ظاهرا بی‌ارتباط به هم خوانده بودم، کنار هم آمده و همگی همانند دانه‌های تسبیح، با نخی از در کنار هم قرار می‌گرفتند و نتایج جدیدی و جالبی تولید می‌کردند! حضورم در این گروهِ دانشجویی به نام "امتداد حکمت" جدی شد‌؛ من که میان آنها طلبه بودم، بهتر با این مطالب ارتباط برقرار کردم؛ منی که جلسات بسیاری از اساتید را با اکراه و در حدّ استماع می‌نشستم، دست به قلم شده بودم و مطالب این جلسات را کلمه‌به‌کلمه می‌نوشتم و سفرهٔ تفکر در این مطالب را در خانهٔ ذهنم گشوده بودم و جایگاه خاصی برای آنها قائل شدم؛ تا اینکه ‌کم‌کم چشم باز کردم و تمام اوقاتم را درگیر این مطالب و تفکر و دیدم! آن طلبهٔ مغروری که به راحتی به اساتید بزرگ در جلساتشان اشکال می‌کرد و سخنان آنها را بی‌مایه و صرف ادعا و بی‌کارکرد می‌دانست و گوش هم‌حجره‌ای‌های خود را از این جمله پر کرده بود که: "یعنی کسی در عالم اسلام نمی‌تواند یک فکر درست ارائه دهد!"، تبدیل به طلبه‌ای دو زانو نشسته در مقابل این تفکر شده و زبان او از اشکال و تعرّضات، لال گشته بود؛ گویا این تفکر، تمام گل و لایِ شبهات و مبهمات ذهنم را با آب جاری می‌شست؛ دست روی هر نکته‌ای که می‌گذاشتم، گویا تفکر امام و علامه از قبل آمادهٔ جواب به آن بود. اما با تمام این وجود، در اعماق ذهنم این سخن زمزمه می‌شد که نکند این مطالب، فقط سخنانی زیبا اما غیر واقعی باشد؟ چرا با اینکه عقلم این مطالب را صحیح می‌داند، اما دلم اطمینان از آنها ندارد؟ چرا این مطالب به دلم راه ندارد و نمی‌توانم آنها را با فریاد بزنم؟ هرچند این اطمینان در دلم نبود، اما این تفکر بود که مرا به ماندن و بیشتر شنیدن ترغیب کرد؛ تا اینکه جلسات امتداد حکمت به دلیل تعطیل شد!!! شنیده بودم مرکز اصلی این تفکر، در است؛ اما پای رفتن به قم را نداشتم؛ گویا از وارد شدن به این ، هراس داشتم! حال، مانده بود و جُزَواتش از جلسات امتداد حکمت و افسردگی او از اینکه پس چه شد طلبگی و سربازی و راه انبیاء و...؟ این مرغ هم که از لانه پرید! ... ┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄ شبکه‌های اجتماعی گم‌گشته 🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
ا﷽ا 🔰روزگار گم‌گشته [۳] °(ماجرای آشنایی من با )° ✍🏻 مهدی رسولی (طلبهٔ ) ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ ▫️قـســمـت سوّم: «رَحِــیٖـــلْ» [حال، مانده بود و جُزَواتش از جلسات امتداد حکمت و افسردگی او از اینکه پس چه شد طلبگی و سربازی و راه انبیاء و...؟ این مرغ هم که از لانه پرید...] دچار افسردگی علمی شده بودم! افسردگی‌ام به حدّی رسیده بود که من، یعنی یکی از شاگردان ممتاز حوزهٔ تهران و کسی که مجلات و سایت مدرسه، پُر بود از یادداشت‌های او، و حتی مدیر هم به او گفته بود که رویت حساب باز کرده‌ام، از آنجا شد! بله! بنده به دلیل ١. نقض قوانین حضور و غیاب مدرسه ٢. و تلاش برای اخراج اساتید ضعیف و بی‌دغدغه از حوزه ٣. و رعایت نکردن قوانین درسی آنجا، به‌عنوان یکی از طلاب ممتاز شدم! چرا؟ بدین دلیل که معتقد بودم تراث حوزه و تفکر ناب حوزوی در این نابود می‌شود و طلابی با ظرفیت "شهید مطهری" شدن، در میان این نظام آموزشی غلط و حضور و غیاب و اجبارهای بی‌فایده نابود می‌شوند. آخرین مکالمهٔ من در جلسهٔ "کمسیون آموزشی" این بود: 💬 مدیر داخلی آموزش: آقای رسولی! جملهٔ آخر را می‌گویم، اگر قصد دارید در این مدرسه بمانید، باید به رعایت قوانین و دست برداشتن از این افعال، تعهّد دهید! 💬 گم‌گشته: با عرض عذرخواهی! بنده رسالتی دارم و خود را جوابگوی صاحب الزمان(عج) می‌دانم و نمی‌توانم طلبگیِ مقدّس خودم را در این نظام آموزشی غلط که تفکرِ مبناییِ صحیحی ندارد، هدر دهم؛ اگر در اینجا بمانم، باید مرا به حال خود بگذارید تا با مبنای صحیحی درس بخوانم! مرواریدی که از جلسات در صدف ذهنم قرار گرفته بود، نمی‌گذاشت آرام بنشینم و تن به این برنامه‌های و نظام آموزشیِ بدهم! روزگار بالاخره این طلبهٔ ممتاز اخراجی را مجبور کرد که دل را به دریا زده و قصد عزیمت به قم کند و وارد موسسه فقهی امیرالمومنین(ع) با نشان "فقه‌الخمینی" شود...! ... ┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄ شبکه‌های اجتماعی گم‌گشته 🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
6.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کلیپ | ایم... 🔹 عمده این است که ما نمی‌شناسیم، نه خودمان را می‌شناسیم، نه خدایمان را می‌شناسیم، نه ایمان به خودمان داریم، نه ایمان به خدا داریم، نه باورمان آمده است که خودمان [چیزی] نیستیم و نه باورمان آمده است که همه چیز اوست...! 📌 تفسیر سوره حمد، ص۱۰۷. 🏷 برگرفته از سایت جامع امام خمینی(ره)
🔰 ز یـــار بودم و حیــــــــــــران ز راه طوفان بحر، دســـت و پــا زدنـــم را حتی گرفت! دلخوش به کــو‌؟ کــو؟ گفتنم بودم و دنبال راه امواج بحر، آهــــــــــــــــــــ کشیدنم را حتی گرفت! ✍ مهدی رسولی | گم‌گشته ┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄ ✥ گفتارهای مهدی‌رسولی/گم‌گشته👇 🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
🔰 | [۱] 📝 آیینۀ دلتنگی...! [قسمت ۱] 📌 شرح ساده و روان دعای ندبه ✍ مهدی رسولی | گم‌گشته ﷽ | روز جمعه؛ ساعت ۷:۴۵ صبح؛ مسجد مقدس جمکران؛ مراسم دعای ندبه؛ می‌نویسم برای اقامۀ دلتنگی...! 🔹 مگر امری مهم‌تر از ارتباط با امامِ هر زمان برای کسی در تمام دوران‌ها هست؟ مگر مهم‌تر از حرف و رفتار و حال امامِ هر زمان هست؟ مگر فکری بالاتر از در فکر امامِ هر زمان بودن هست؟ وقتی تمام عالم حتی اشیاء و حیوانات هم هر لحظه متوجه به امامِ هر زمان‌ هستند، مگر می‌شود گفت که اینگونه نیست؟ 🔸 خُب چه کنیم؟ انسانیم و نسیان و فراموشی بر پیشانی ما هک شده است؛ مگر روزمرّه و مشکلات گوناگون زندگی می‌گذارد به حال غربت پدر و رفیق و شفیق زندگانی‌مان توجه کنیم؟ نمی‌دانم! شاید من سخت‌گیرم! شاید من زیادی شلوغش می‌کنم! عیبی ندارد؛ اصلا برویم سراغ چیزی که دلتنگی و توجّهمان به غریبِ زمان را وزن کردن و به ما نشان دهد! 🔹 چه چیزی؟ به نظر من به سراغ فراق‌نامۀ امام معصومی برویم! به سراغ دل امام معصومی برویم که در فراق مهدی موعود، نالۀ دلتنگی سر داده است! به سراغ ندبۀ امام معصومی برای غریبِ آخرالزمان برویم! به سراغ «دعای ندبه» برویم! دعای ندبه، بسان آیینه‌ای است که با غم معصومی در فراق معصومی دیگر ساخته شده و مدعیان محبتِ و انتظار بقیة‌الله، می‌توانند خود را در مقابل این آیینۀ شفاف قرار داده و میزان دلتنگی‌شان را در آن مشاهده کنند! 🔸 پس ما که انتظار مهدیِ پشت ابرها را فریاد زده و شکایت از فراق او می‌کنیم، بیایید دعای ندبه را بخوانیم و ببینیم که آیا فراز به فراز، همراه با امام معصوم می‌سوزیم و این عبارات را در قلب و فکر خود می‌یابیم؟ ببینیم وقتی این عبارات را خطاب به مهدیِ غریب به زبان می‌آوریم، حقیقتاً زبان قلب‌هایمان هم این عبارات را زمزمه می‌کنند؟ 🔹دعای ندبه، عجب آیینۀ شفافیست برای مشاهدۀ شلختگی‌های قلب یک منتظِر! بیایید تلاش کنیم تا قلب شلختۀ خود در محبت مهدیِ غریب را در مقابل این آیینۀ شفاف، با رنگ و لعاب دلتنگی آرایش کنیم! در صف اول و جلوتر از تمام شما عزیزان هم خود قرار دارد؛ کسی که دلِ شلخته‌اش بیشتر از همه به آرایش دلتنگی و محبت و عشق نیاز دارد...! 📎 در قسمت‌های بعدی از سلسله یادداشت‌های «آیینۀ دلتنگی»، جمعه به جمعه بعضی از عبارات ناب دعای ندبه را بیان کرده و شرح دلتنگی می‌کنیم تا هر کسی -به‌خصوص خود - در مقابل این آیینۀ شفاف، مشغول به آرایش قلب خود برای تپش فراق شود. ⭕️ ادامه دارد... ┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄ ✥ گفتارهای مهدی‌رسولی/گم‌گشته👇 🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
🔰 📝 غمش برای حسین(ع)، فرق می‌کند! [۲] 📌 شرح عشق استاد من به اباعبدالله ✍ مهدی رسولی | گم‌گشته ⭕️ ادامه... 🔹 استادی که وقتی بحث از تنبیه فرزند می‌شود، باز هم ما را سر سفرۀ حسین(ع) مهمان می‌کند! می‌گوید: «وقتی فرزندم اشتباهی کند که مجبور شوم مقداری عتابِ تربیتی با او داشته باشم، اگر ببینیم که از ناراحتی و ترس، حسین(ع) را پناه خود قرار داده و مداحی گوش می‌کند، محال است او را عتاب کنم»! می‌دانم که با خواندن چند سطر فوق، چه چیزی در ذهن شما بی‌قراری می‌کند! پاسخ آن را هم اینچنین داده است که: «اگر فرزندم همین را بیاموزد که در هنگامۀ مشکلات و ترس‌هایش باید به سمت حسین(ع) برود، همین برای تربیت او کافیست، فَمٰاذا بَعْدَ الحَقّ إلّا الضَّلال...»! بعدها هم موید آن گفتارش را دیدیم؛ وقتی که کاری را در خلال آماده‌سازی هیئت در کنار فرزند ۱۳ سالۀ او به اشتباه انجام دادیم و به او گفتیم که اگر پدرت بفهمد حتماً اخراجمان می‌کند، با چهره‌ای خندان و مصمم جوابمان داد که: «محال است پدرم در زیر خیمۀ اباعبدالله(ع)، کسی را مورد عتاب خود قرار دهد»! 🔸 استادی که در خیلی از اوقات، او را با چشمان پُف‌کرده می‌بینیم! چرا؟ چون اگر مشکل و ابتلائی داشته باشد، برای حسین(ع) گریه می‌کند! اگر بخواهد برای کسی دعا کند، اول برای حسین(ع) گریه می‌کند! اگر یکی از شاگردان یا رفقا، مشکلش را با او درد و دل کرده و قلب او را ناراحت از مشکلات عزیزانش کند، برای آرام کردن قلب لطیف و پُر عاطفه‌اش، برای حسین(ع) گریه می‌کند! حتی در مسیر رفت و آمدش هم اگر تماس یا فعالیت‌های دیگر کاری نداشته باشه، بی‌دلیل روضه می‌گذارد و برای حسین(ع)، های‌های گریه می‌کند! 🔹 استادی که با تمام مشغله‌های فراوان و اعجاب‌آورش، همه می‌دانند که جزو اولین نفرات وارد هیئت شده و از همان ابتدای قرائت قرآن، در صفِ اولِ مستعمین در روبه‌روی منبر می‌نشیند و چنان گریه‌ها و ناله‌‌ها و هروله‌های عاشقانه‌ای در میان سینه‌زنان دارد که تماشای این حالاتش را با تماشای زیباترین مناظر هستی عوض نمی‌کنم! در حالی که امثال من شاید توهم مشغله و پُرکاری داشته و از اواسط هیئت شرکت می‌کنیم و شاید هم گاهی خدایی نکرده شأن خودمان را در صفوف کناریِ مستعمین با تکیه بر پشتی‌های نرم و گریه‌های آرام می‌دانیم! 🔸 استادی که همیشه در ایام عزا، شالی سیاه را پیچیده بر گردن او می‌بینیم که تار‌ و پود آن، سوز دلش در غم حسین(ع) را لحظه‌به‌لحظه دیده و در این راه کهنه شده‌اند؛ همان شالی که دوست دارد در تنهایی و تاریکی قبر، آن را محکم در آغوش بگیرد تا عطر غم حسین(ع)، مونس غربت قبرش شود (خداوند برای ما حفظش کند)! 🔹 استادی که حقیقتاً یک‌سال را برای یک‌ماه زنده است (بیوگرافی پیام‌رسان ایشان)! 🔸 بگذارید به همین سطور اکتفا کنم؛ دستان مشتاق من برای نوشتنِ از او را احتمالِ خستگیِ چشمانتان متوقف می‌کند! 🔹 می‌دانم به هیچ وجه راضی نیست که از او بنویسم و شاید ابروانش هم از دیدن این نوشتار، در هم بپیچد و مرا مستحق عتاب خویش بداند؛ اما می‌دانم اگر بوی اربابش حسین(ع) را از این نوشتار استشمام کرده و نام زیبای حسین(ع) در سطر سطر آن، چشمانِ همیشه گریانش را نوازش کند، محال است را عتاب کند! 🔸 هر چند ترسی هم از قضاوت دارم که بگویند باز هم مُرید و مُراد بازی...! چه بگویم برای این؟ اگر نوشتن برای مُرادی همچون حسین(ع) را سزاست، نوشتن برای همچین مُریدی هم خالی از لطف نیست! اصلاً چه چیز بهتر از اینکه مرا مُریدِ مُریدِ حسین(ع) خطاب کنند؟ چه واسطۀ ارادتی برای ارادت به کسی بهتر از عشق حسین(ع)...؟! 🔹‌ استاد عزیز من! شیخ احمد فرحانی! تمام این سطور را برای غیر تو نوشتم، این سطر آخر را هم برای تو می‌نویسم: «دستت را می‌بوسم که نام حسین(ع) را در قلب من هک کرده و این نوا را در کشور وجودم نواختی که «الخَیر کلُّ الخَیر فی باب الحُسین(علیه‌السلام)»!🖤 [۲] ┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄ ✥ گفتارهای مهدی‌رسولی/گم‌گشته👇 🆔 https://eitaa.com/gomgashte59
✏️ خبر از هر کس که دارم، کربلا یا مشهد است یا به باب القـبـلـه یا باب الـرضـــا(ع) رو می‌کند در میان وصــل‌ها، امّــا فقط است هم ز دوری، هم ز خجلت، گونه‌ها تر می‌کند ┄┄┄┄┅•✧؛❁؛✧•┅┄┄┄┄ شبکه‌های اجتماعی گم‌گشته ✥ گفتارهای گم‌گشته👇 🆔 https://eitaa.com/gomgashte59