eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر دوباره شور دوباره قیامتی دیگر دوباره نغمۀ داود می رسد امشب دوباره زمزمۀ رود می رسد امشب @hosenih دوباره از جگر کوه چشمه می جوشد زکوچه های مدینه کرشمه می جوشد عصا به سینه ی دریا کشیده راهی را ز شوق حضرت موسی دویده راهی را مسیح آمده تا خانه ی مسیحایش کلیم سجده کند بر قدوم لیلایش خریده نوح به جانش هزار طوفان را مگر نگاه کند پیر مِی فروشان را @hosenih دوباره نوبت جام و سبو و ساغر شد برای آمدنش انتظارها سر شد شب است و خانۀ زهرا عجب تماشایی است زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است از آسمان به زمین آفتاب آمده است علی سوم عالی جناب آمده است @hosenih اگر چه طفل ولی نه پیر هر مست است قسم به حضرت مولا امیر هر مست است رسیده آینه دار امام عاشورا رسیده حُسن ختام قیام عاشورا اگرچه غُنچه ی پیچیده در قمات است این به لعل کوچک خود چشمه ی حیات است این دو طاق حُسن دو ابرو دو تیغ آورده برای بوسه ی بابا عقیق آورده برای حضرت ارباب دلبری دیگر برای قافله سالار حیدری دیگر فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست قسم به او که علمدار کوچک باباست @hosenih گشود گیسوی او را جهان پُر از دل کرد کتاب کرببلا را حسین کامل کرد به روی دوش عمو همچو آبشار علیست رسیده است بگوید که ذوالفقار علی است تبسمی زد و تا کبریا به وجد آمد از آن دو چشم خدایی خدا به وجد آمد عجب شبی است که روی علیست مهتابش رباب گرم نگاهش رقیه بی تابش @hosenih هزار مرتبه عباس عزیز جان می گفت شبی که اکبرلیلا به او اذان می گفت فرشته بال به طاق دو ابرویش می زد گلابِ یاسِ بهشتی به گیسویش می زد به پیش دیده ی زینب حسین زینب وار گرفت بوسه ز لبهای او هزاران بار نگاه کرد به چشمش دلش هوایی شد هوای خانه ی ارباب کربلایی شد دلش حسینیه بود و سینجلی می گفت نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی می گفت @hosenih بهانه کرد دلش داغ آب ها را باز به چشم های علی دید کربلا را باز اگرچه تشنه ولیکن زبان ندارد حیف به روی دست عزیزش توان ندارد حیف کنار خیمه رباب است و چشم در راه است تمام هستی مادر شبیه یک آه است به روی دست پدر بود و بال و پر می زد لبان تاولی اش شعله بر جگر می زد به زخم های لبش خون تازه جاری بود اگر غلط نکنم وقت نِی سواری بود @hosenih حسین دست غریبی به روی زانو زد برای جُرعه ی آبی به حرمله رو زد صدای خنده و شور و سرور و هلهله بود بلند تر زهمه خنده های حرمله بود سرِ تیر سه شعبه به حنجرش افتاد به روی دست پدر وایِ من سرش افتاد @hosenih بخون کشید رُخش را تمام گیسو را که دوخت تیر سه شعبه گلو و بازو را ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ رسیدی بین آغوش رقیه در شعف باشی رسیدی تا برای بوسه ی عمه هدف باشی علی اکبر رسید و چون عقیق دست بابا شد ولی تو آمدی در دست او دُرِّ نجف باشی گرفتی خو تو با بوی عبای حضرت ساقی تو باید مثل مروارید در قلب صدف باشی علی حق است و حق هم باعلی من خوب می دانم که تو معیار حق هستی اگر در هر طرف باشی تویی که از پر جبریل پیراهن به تن داری بنازم هیبتی مثل عمو جانت حسن داری @hosenih نوشته بر سر هر طاق و هر منبر، علی اصغر تو هستی ساقی و خم و می و ساغر، علی اصغر رقیه گوشه ای او را به روی پاش می گیرد و می خواند که ای همبازی خواهر، علی اصغر تویی که با نوازشهای پیغمبر صفا کردی شدی در بند آغوش علی اکبر، علی اصغر ربابه بوسه های پشت هم می زد به لبهایت تو هستی آشنا با بوسه ی مادر، علی اصغر ز رویت موج می زد هیبت مردانه ی حیدر چه غوغا می کنی ای بچه شیر خانه ی حیدر @hosenih برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد چه رویی دلربا داری، چه گیسویی رها داری قیامت زودتر از موعدش انگار بر پا شد چنان باب الحوائج می شوی کز مهر و احسانت غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد خدا را شکر ما هم نوکر این آستان هستیم که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد تویی که پیش پاهایت پر پروانه می ریزد کسی بی بردن نامت ز جایش بر نمی خیزد @hosenih زمین دور سرم چرخید و شعرم را رها کردم برای مادرت نذر عجیبی ادعا کردم که شاید عاقبت روزی کنار این حسینیه مکانی را به عنوان "ربابیه" بنا کردم دلم می خواست روزی خادم صحن شما باشم نمی دانم چرا اینگونه نذرم را ادا کردم تویی باب الحوائج، استجابت می کنی ما را فقط با چشم بارانی دعا کردم دعا کردم شب عید است و ما هم نوکر آل عبا هستیم کرامت کن که ما چشم انتظار کربلا هستیم... ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چشمه عشق که جوشید خدا لب تر کرد با نی خلق جهان را نفس کوثر کرد هرچه جوشید علی بود علی بود و خدا نمک سفره این طایفه را حیدر کرد جاری از دامن این چشمه فقط چشمه شده چشمه هایی که زمین را زفلک برتر کرد وخدا هرچه که جوشید از آن خیر کثیر صورت و سیرت او را علی دیگر کرد عالمی تشنه این طایفه چشمه شدند کاش میشد زغبار رهشان لب تر کرد بازهم هردوجهان نیز گرفتار شده دومین چشمه از آن چشمه پسر دار شده @hosenih پسری که رخ او جلوه مولا دارد پسری که نمک حضرت زهرا دارد چوب گهواره چنان دست گرفته است ببین به کفش باز عصا حضرت موسی دارد به تماشای قدش زنده شود گورستان این که در مهد قدی محشر کبری دارد به غبار قدم پیر غلامش سوگند نفس نوکر او بوی مسیحا دارد آنچنان آینه حیدر کرار شده کعبه بردارد اگر باز ترک جادارد نام توشد علی ویاد پدر بود حسین نام تو نام پدر بود پسربود حسین @hosenih خنده روی لبت زندگی مادر شد لای لایی شبت هر نفس خواهر شد هرکه پرسیدکه دختر شده یا اینکه پسر همه گفتند که شیری چو یل خیبر شد سیب سرخی و پدر هرچه تو را وصف نمود نیمه ای حیدر یک نیمه تو کوثر شد همه از هیبت عباسی تو میگویند باز فرزند علی صاحب یک لشگر شد زینت دوش ابالفضل رقیه است اگر تن تو زینت آغوش علی اکبر شد توفقط گریه نکن هرچه که شد باز بخند در غم را به دل مادر غمدیده ببند @hosenih چه قدر رخت برای تو خریدم پسرم چه قدر نقشه برای تو کشیدم پسرم رخت میلاد تورا تا به شب دامادی... چه قدر پارچه پای تو برید م پسرم لای لایی ششم خواب تورا می گیرد اینقدر خفتن با ناز ندیدم پسرم کاش می شد که کمی زود زبان باز کنی چه قدر کاش از این سینه شنیدم پسرم نذر کردم که علمدار پدر باشی تو علم و مشک برای تو خریدم پسرم آن همه نقشه کشید و همگی رفت به باد تا گذار پدرت بر گذر غم افتاد @hosenih هرچه کردند نشد قطره آبی برسد قطره آبی به لب خشک وکبابی برسد هرچه کردند نشد گریه تو بند شود کاش می شد که به چشمان تو خوابی برسد پدرت برد که تا منت دشمن بکشد خواست تا یک نفر از شر به ثوابی برسد آنچنان دست پرش کرد عدو, هیچکسی اینچنین حدس نمی زد که جوابی برسد خون او را به فلک داد مبادا مردم به سرلشگر نامرد عذابی برسد چشمه عشق که جوشید خدا لب ترکرد بانی مجلس ما را علی اصغر کرد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
🔴اشعار ولادت امام جواد (علیه السلام) و حضرت علی اصغر (علیه السلام) منتشر شد ✅ برای دسترسی آسان‌تر به اشعار هشتگ های زیر را لمس کنید: 🙏التماس دعا 🌷هر خانه یک هیأت🌷
های ماه رجب و شعبان 🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴 ✔️ با سلام خدمت زائرین محترم حسینیه 📢 با توجه به حجم بالای مطالب و ضرورت دسترسی آسان تر به اشعار، پیشنهاد می کنیم مورد نظر خود را لمس نمایید 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 ✅ حلول ماه رجب : ✅ شب لیلة الرغائب: ✅ اول رجب : ✅ سوم رجب : ✅ دهم رجب: ✅ سیزدهم رجب: ✅مراسم معنوی اعتکاف: ✅ پانزدهم رجب: ✅بیست و چهارم رجب سالروز فتح خیبر : ✅بیست و پنجم رجب : ✅بیست و ششم رجب : ✅بیست و هفتم رجب : ✅ بیست و هشتم رجب: ✅پایان ماه رجب: ✅حلول ماه شعبان : ✅سوم شعبان : ✅چهارم شعبان : ✅پنجم شعبان : ✅یازدهم شعبان : ✅پانزدهم شعبان : ✅هفدهم تا بیست و سوم شعبان : ✅پایان ماه شعبان: ✅ اشعار اول مجلسی: ✅ دودمه مخصوص میاندارها: مناسبت های اسفند ماه ✅آخر اسفند: مناسبت های فروردین ماه ✅ اول فروردین: ✅دیگر موضوعات: 👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 های ماه رجب، شعبان، اسفند و فروردین @hosenih
های ✔️ با سلام خدمت زائرین محترم حسینیه 📢 با توجه به حجم بالای مطالب و ضرورت دسترسی آسان تر به اشعار، پیشنهاد می کنیم مورد نظر خود را لمس نمایید 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 ✅ حلول ماه رجب : ✅ شب لیلة الرغائب: ✅ اول رجب : ✅ سوم رجب : ✅ دهم رجب: ✅ سیزدهم رجب: ✅مراسم معنوی اعتکاف: ✅ پانزدهم رجب: ✅بیست و چهارم رجب سالروز فتح خیبر : ✅بیست و پنجم رجب : ✅بیست و ششم رجب : ✅بیست و هفتم رجب : ✅ بیست و هشتم رجب: ✅پایان ماه رجب: موضوعات پُر بازدید ✅ اشعار اول مجلسی: ✅ دودمه مخصوص میاندارها: ✅دیگر موضوعات: 👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 های @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چشمه عشق که جوشید خدا لب تر کرد با نی خلق جهان را نفس کوثر کرد هرچه جوشید علی بود علی بود و خدا نمک سفره این طایفه را حیدر کرد جاری از دامن این چشمه فقط چشمه شده چشمه هایی که زمین را زفلک برتر کرد وخدا هرچه که جوشید از آن خیر کثیر صورت و سیرت او را علی دیگر کرد عالمی تشنه این طایفه چشمه شدند کاش میشد زغبار رهشان لب تر کرد @hosenih بازهم هردوجهان نیز گرفتار شده دومین چشمه از آن چشمه پسر دار شده پسری که رخ او جلوه مولا دارد پسری که نمک حضرت زهرا دارد چوب گهواره چنان دست گرفته است ببین به کفش باز عصا حضرت موسی دارد به تماشای قدش زنده شود گورستان این که در مهد قدی محشر کبری دارد به غبار قدم پیر غلامش سوگند نفس نوکر او بوی مسیحا دارد آنچنان آینه حیدر کرار شده کعبه بردارد اگر باز ترک جادارد نام توشد علی ویاد پدر بود حسین نام تو نام پدر بود پسربود حسین خنده روی لبت زندگی مادر شد لای لایی شبت هر نفس خواهر شد هرکه پرسیدکه دختر شده یا اینکه پسر همه گفتند که شیری چو یل خیبر شد سیب سرخی و پدر هرچه تو را وصف نمود نیمه ای حیدر یک نیمه تو کوثر شد همه از هیبت عباسی تو میگویند باز فرزند علی صاحب یک لشگر شد زینت دوش ابالفضل رقیه است اگر تن تو زینت آغوش علی اکبر شد توفقط گریه نکن هرچه که شد باز بخند در غم را به دل مادر غمدیده ببند چه قدر رخت برای تو خریدم پسرم چه قدر نقشه برای تو کشیدم پسرم رخت میلاد تورا تا به شب دامادی... چه قدر پارچه پای تو برید م پسرم لای لایی ششم خواب تورا می گیرد اینقدر خفتن با ناز ندیدم پسرم کاش می شد که کمی زود زبان باز کنی چه قدر کاش از این سینه شنیدم پسرم نذر کردم که علمدار پدر باشی تو علم و مشک برای تو خریدم پسرم آن همه نقشه کشید و همگی رفت به باد تا گذار پدرت بر گذر غم افتاد هرچه کردند نشد قطره آبی برسد قطره آبی به لب خشک وکبابی برسد @hosenih هرچه کردند نشد گریه تو بند شود کاش می شد که به چشمان تو خوابی برسد پدرت برد که تا منت دشمن بکشد خواست تا یک نفر از شر به ثوابی برسد آنچنان دست پرش کرد عدو, هیچکسی اینچنین حدس نمی زد که جوابی برسد خون او را به فلک داد مبادا مردم به سرلشگر نامرد عذابی برسد چشمه عشق که جوشید خدا لب ترکرد بانی مجلس ما را علی اصغر کرد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اومدی خونمون شده روشن نور می باره از در و دیوار ماه و خورشید هی میان-میرن آسمون عاشقت شده انگار ابر و باد و ستاره و مهتاب تو رو دارن به هم نشون میدن دلم از اشتیاق می لرزه وقتی گهوارت و تکون میدن کوری چشمای حسود و بخیل دور گهواره با صدای بلند می خونه «إن یکاد» و می ریزه عمه زینب(س) واست همش اسپند @hosenih خونمون بوی عطر پیچیده قدمت خیره واسه من مادر دارمِت گرم، تویِ آغوشم پسر خوشگلم علی اصغر(ع) با تبسّم میگیره دستات و از تهِ دل دوسِت داره انگار بابا قبلِ نمازهای شبش تو رو می بوسه و میشی بیدار خیره میشی! بهم میگه: چشماش به چشای بابام؛ علی(ع) رفته دست و پا میزنی توو قنداقه نفسم بی معطّلی رفته- واسه اون دست و پای کوچیکت واسه اون سرخیِ رویِ گونه بابا قران می خونه و من هم لالایی می خونم گلِ پونه... چشاتو روی هم میذاری گلم نه گرسنه، نه تشنه، غرق خواب نمیذارم یه لحظه گریه کنی دل ندارم ببینمت بیتاب راحت آسوده چشمام و بستم نفسات داره با خودش افسوس آرزوهام و می بینم پرپر می بینم هر دقیقه صد کابوس توی خوابم یکی بهم میگه دل نبندی بهش که رفتنیه حرف، از مشک خالی و خشکه حرف ِ سرنیزه های آهنیه @hosenih وای از اون لحظه ای که با بابا رفتی اما ندیدمت دیگه حرمله(لع) قصد داره بفروشه وایِ من! داره گهوارت و میگه دستام و بستن و اسیر شدم پشتِ سر نیزه، روبرو نیزه کاش میمردم و نمی دیدم سرِ شیش ماهگیت و رو نیزه پسرم جونِ من حلالم کن خیلی شرمندتم نخوردی آب زن همسایه گفت پیر شدی... پاشو از توی آفتاب رباب(س)! ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
رُباب روزِ تَولد به گریه گُفت: حسین عصایِ پیریمان می شَود علی اصغر شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
های ✔️ با سلام خدمت زائرین محترم حسینیه 📢 با توجه به حجم بالای مطالب و ضرورت دسترسی آسان تر به اشعار، پیشنهاد می کنیم مورد نظر خود را لمس نمایید 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 ✅ حلول ماه رجب : ✅ شب لیلة الرغائب: ✅ اول رجب : ✅ سوم رجب : ✅ دهم رجب: ✅ سیزدهم رجب: ✅مراسم معنوی اعتکاف: ✅ پانزدهم رجب: ✅بیست و چهارم رجب سالروز فتح خیبر : ✅بیست و پنجم رجب : ✅بیست و ششم رجب : ✅بیست و هفتم رجب : ✅ بیست و هشتم رجب: ✅پایان ماه رجب: موضوعات پُر بازدید ✅ اشعار اول مجلسی: ✅ دودمه مخصوص میاندارها: ✅دیگر موضوعات: 👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 های @hosenih
دارد بساط عاشقی تکمیل می گردد آیات شادی آفرین تنزیل می گردد لبخند او لحن خوشِ ترتیل می گردد دُکّان درد و غصّه ها تعطیل می گردد وقتی که چشمانِ مسیحاگونه اش وا شد لبخند بر روی لبِ ارباب پیدا شد سجّاده،محراب دعاها را بغل می کرد قطره به قطره،برکه دریا را بغل می کرد آئینه احساس تماشا را بغل می کرد دستان کوچک داشت بابا را بغل می کرد جبریل کم کم داشت در این صحنه جان می داد وقتی حسین آرام در گوشش اذان می داد @hosenih باید که درد دردمندان را دوا می کرد از نور خالق انشعابی را جدا می کرد باید برای ماه نامی دست و پا می کرد او را میان کهکشان خود صدا می کرد مثل ازل هفت آسمان با او بلی می گفت بابا برای بار سوم"یا علی"می گفت این ماه‌سیما پرده ها را از حجاب انداخت از چهره ی آئینه ها رختِ نقاب انداخت لب های جنّ و انس را با خنده آب انداخت ارباب،چشمش را به لبخند رباب انداخت بابا،علی،مادر..،سه تا نور جهان جمع است خورشید و مهتاب و ستاره جمعشان جمع است ذکر علی اصغر ستون طاق دین رَب نور جبینش آیه ی فتح المبین رَب تا شد حسین انگشتری او شد نگین رَب بند قماط او نخ حبل المتینِ رب قطعاً خدا این طفل را باب الحوائج کرد رسم گدایی را در این خانه رایج کرد ما را صغیر سفره ی بابای او خواندند ما را اسیر سفره ی بابای او خواندند ما را فقیر سفره ی بابای او خواندند جیره بگیرِ سفره ی بابای او خواندند شکر خدا نان شب ما نامِ ارباب است شیرینی روی لب ما نامِ ارباب است گهواره ی او قبله ی سیّار امروز است کعبه به دورش حاجی هوشیار امروز است یوسف برو،او گرمی بازار امروز است دُلدُل سوار و حیدر کرار امروز است با گریه ها دارد رجز در اصل،می خواند جنگاوری را در دل گهواره می داند قربان این کودک عجب ایل و تباری داشت خون علی را در دل رگهاش جاری داشت بااینکه گلبرگ تنش عطر بهاری داشت تیغ نگاهش کاردبرد ذوالفقاری داشت کوچکترین باز شکاری بین این لانه است او شیرِ در گهواره ی چوبی این خانه است او مُحکمات آیه ی تطهیر قرآن است کوچکترین قطره میان نسل باران است پیراهنش درمان چشمِ پیر کنعان است مثل علی اکبر برای عمه ها جان است قنداقه ی او را میان عرش می چرخاند زینب برایش "وَ ان یکاد"از جان و دل می خواند تا آفتاب ظهر می تابید،می خندید از آسمان باران که می بارید،می خندید وقتی عموعباس را می دید،می خندید گاهی رقیّه جان که می خندید،می خندید چشمان شور ای کاش این ها را نمی دیدند گل های لبخند قشنگش را نمی چیدند @hosenih در کربلا وقتی عطش کابوس بابا شد از تشنگی قدِّ سکینه،خواهرش،تا شد ماه قبیله راهی آغوش دریا شد لب های خشک او بلای جان سقا شد از تشنگی با مرگ بازی می کند..،ای وای ماهیِ شش ماهه تلظّی می کند..،ای وای بعد از پسر از این پدر چیزی نمی ماند جز آه های شعله ور چیزی نمی ماند وللهِ دیگر از جگر چیزی نمی ماند این حنجر و تیر سه پر..،چیزی نمی ماند نقش سپید بوم او پاشیده شد از هم آئینه ی حلقوم او پاشیده شد از هم شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
رُباب روزِ تَولد به گریه گُفت: حسین عصایِ پیری‌مان می‌شَود علی اصغر شاعر: @dobeity_robaey