.
#روضه_امام_جواد_علیه_السلام
#حاج_حسن_خلج🎤
در وجود تو جُود را دیدم
جلوه هایِ سجود را دیدم
تشنه بودم تو را صدا زدمُ
مهربانیِ رود را دیدم
می بینی تو کویر جهل موندم آقا… می بنی لب تشنه محبت و معرفتت ام آقا… می بینی لبایِ جانم از شدت بی معرفتی ترک خورده… چرا به دادم نمی رسی آقا…یا جواد الائمه ادرکنی…قرار بوده زینت ات باشم… اما می بینم وصله ناجورت شدم آقا…
دستهایت سخاوتِ محض است
با تو الطافِ زود را دیدم
با نگاهی به آسمانِ بلند
پیش پایت قعود را دیدم
اگه بزرگتر و وسیع تر از تو سراغ داشتم می رفتم آقا جانم… می دونم هیچکی غیر شما نمی تونه به داد ما برسه…
قبله جانِ من جمالِ خدا
ای علی اکبرِ امام رضا
#شاعر #مسعود_اصلاني✍
به خدا شهادتِ امام جواد خود امام رضام زیرِ لب ، هی می گه جد غریبم، قربونِ جگرِ پاره پاره ات برم… اون لحظه ای که سرِ پسرت رو رویِ زانو گرفتی…حسین… بویِ محرمش داره میاد… رزقُ روزیِ ماه محرم و از جواد الائمه بگیریم… حسیییین ..
#روضه_امام_جواد
.👇
🏴
#روضه_متنی
#روضه_امام_جواد علیه السلام
🌷السلام علیک یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَوادُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه🌷
◾️سلام من به نور عین زهرا جواد ، ماه کاظمین زهرا
سلام من به غربت حریمش به کاظمین و صاحب کریمش
عاشق پر بسته کاظمینم کبوتر خسته کاظمینم
می دونم دل همه تون امشب برا حرم آقا جواد الائمه پر میزنه ...
از همین جا دلتو روانه کاظمین کن ...
از بابُ الرّضا که وارد میشی یه حال و هوای دیگه ای داره ...
◾️سلام من به قلب بیقرارش که سوخته ز یار نابکارش
سلام من به غربت نگاهش به چشم های منتظر به راهش
قربان عمر کوتاهت برم آقا جان...
مثل مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها
عمر نازنینش کم بوده ...
جوون امام رضا ،بیست و پنج سال بیشتر نداشت...
◾️سلام من به حال احتضارش به لحظه های سخت انتظارش
دلش به دام عشق مبتلا بود در انتظار مقدم رضا بود
شهادت جوانترین امام ما شیعیانه ...
اولین امام است بین ائمه معصومین علیهم السلام که در کودکی یتیم شد ...
لذا امام رضا خیلی به جوادش علاقه داره ...
یه ارتباط عجیبی بین این پدر و پسره... اگه رفتی حرم جوادالائمه خواستی عرض حاجت کنی آقا ثامن الحجج رو واسطه قرار بده ،حرم امام رضا هم رفتی،هرموقع گره سختی به کارت افتاد...برو پایین پای آقا بِایست ،بگو آقا،به حق جگر گوشه ات جواد الائمه ...
◾️درون حجره بسکه ناله ها زد شراره بر تمام لاله ها زد
قتلگهش میان مسکنش بود وای خدا قاتل او زنش بود
صاحب عزا امام رضا ست ، بگو آقا آجرک الله ،
اگر با چشم دل نگاه کنی امشب ثامن الحجج گریانه... آخه شب شهادت میوۀ دلش امام جواده ، جوان از دست داده آنهم جوانی مثل جواد الائمه ، در شهر غربت ، با لب تشنه ، در حجره در بسته...
◾️سیلی کین به چهرۀ شرف زد کنار پیکرش نشست و کف زد
درون حجره قلب لاله میسوخت برون حجره خصم شعله افروخت
شروع به پایکوبی از جفا کرد فاطمه را به غصه مبتلا کرد
از همین جا دلت را روانه آن حجره ای کن که امام جواد میان آن حجره افتاده ، از سوز زهر به خود می پیچید ، اما کشنده تر از این زهر ، زهر بی وفایی همسرش بود ...
◾️در خانه خود غریب بودن سخت است
همصحبت نانجیب بودن سخت است
اگه امام حسن مجتبی علیه السلام هم در خانه خود غریب بود ،
همسرش قاتلش بود،اما پرستاری چون زینب کبری داشت،
کنار بسترش آقاابی عبدالله بود ، حضرت قمر بنی هاشم بود ...
دلها بسوزد برای غربت و مظلومیت امام جواد علیه السلام ،
کسی کنار بسترش نبود ، بمیرم برات آقا محرمی نداشتی...
◾️ببین صیاد بالش را شکسته ازاین غم فاطمه در غم نشسته
میان حجرۀ در بسته آید نوای آب آب از قلب خسته
چه کشید جواد الائمه ،
آن ساعتی که بر اثر زهر جگرش از تشنگی میسوخت ...
◾️لب تشنه بود ، تشنۀ یك جرعه آب بود
مردی كه درد های دلش بی حساب بود
پا می كشید گوشۀ حجره به روی خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود
در ازدحامِ هلهله های كنیزكان
فریاد استغاثۀ او بی جواب بود
اما فدای بی كفن دشت كربلا
آلاله ای كه زخم تنش بی حساب بود
بعد شهادت هم بدن امام را بالای بام مقابل آفتاب قرار دادند ، اما عاشقان امام جواد این بدن دیگر برهنه نبود ، بی سر نبود ، این بدن مجروح و زخمی و قطعه قطعه نبود !!
رحمت خدا بر این اشک ها و ناله ها ، آی دلهای آماده ، بمیرم برا مظلومیت اون امام غریبی که بدن قطعه قطعه و بی سرش سه روز روی خاک بیابان بی کفن مانده بود ...
همه صدا بزنید یا حسیــــن ...
🔻کفنی داشت زخاک و کفنی داشت ز خون
تا نگویند حسین ابن علی بی کفن است ...🔻
🌹صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله الحسین 🌹
.
@babolharam_net12-ejavad.mp3
زمان:
حجم:
2.64M
|⇦•کف زدنهای کنیزان....
#روضه_امام_جواد و توسل به حضرت #جوادالائمه علیه السلام اجرا شده به نفس حاج میثم مطیعی
@babolharam_netحنیف-شهادت-امام-جواد-روضه9703.mp3
زمان:
حجم:
2.18M
|⇦•نه پری برای پریدن...
#روضه_امام_جواد و توسل به حضرت #جوادالائمه علیه السلام اجرا شده به نفس کربلایی حنیف طاهری
.
|⇦•هر چه درد است بیارید...
#قسمت_اول #روضه_جوادالائمه علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمدرضا طاهری
●━━━━━━───────
*کاظمین رفته ها کاظمین نرفته ها همه امشب کبوترای دلمونو پرواز بدیم کنار حرم آقامون جوادالائمه علیه السلام. امشب بدون هر قطره اشکی که برای غریبی این آقا میریزی امام رضا علیه السلام یجوری دعات میکنه...بزرگا هم به ما اینطوری گفتن.. حاج آقا مهدی ارضی، پدر حاج آقا منصور ارضی، خدا رحمتشون کنه حاج آقا مهدی رو... گفتش کربلا می خواستیم بریم نمی شد. گفت برو پایین پای حرم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بگو آقا جان جوادالائمه ات علیه السلام... حضرت به جگر گوشه اش خیلی حساسه. کارد به استخون رسید کار گره خورد اون موقع رفتی حرم امام رضا علیه السلام به امام رضا علیه السلام اینطوری بگو. سخت تر ازاین قسم دیگه وقتی گره ات باز نشد بگو آقا به پهلوی شکسته مادرت فاطمه زهرا سلام الله علیها...*
چه کسی این همه احسان به گدایان دارد
که جگر گوشه ی سلطان خراسان دارد
هر چه حرف است بگویید که گوش شنواست
هر چه درد است بیارید که درمان دارد
*فرمود: هر حاجات دنیایی تونم بیارید در خونه جوادالائمه علیه السلام...*
به گدایی درش اهل کرم می آیند
خانه اش سائل از این دست فراوان دارد
چه پدر را به پسر یا که پسر را به پدر
این دو سوگند فیوضات دو چندان دارد
ای ولیعهد مرا ز هم ز عنایت بپذیر
رعیتی را که امان نامه ز سلطان دارد
* چشماش نابینا بود سال ها اسیر بود گرفتار بود. رنج می کشید اومد پهلو امام رضا علیه السلام. آقاجان! من که می دونم اگه یه دست عنایت به چشام بکشی همه چی تمومه. میتونه امام رضا علیه السلام ها. اما حضرت فرمود داری کجا میری؟ گفت دارم میرم مدینه گفت یه نامه می نویسم برو درِ خونه جوادالائمه علیه السلام. نامه رو آورد خدمت جوادالائمه علیه السلام. در سنین کودکی ام هستن. نامهٔ بابا رو باز کرد. نامه رو بوسید روی چشمش کشید. یه دست روی چشم این مرد نابینا کشید چشماش بینا شد. خبر رسوندن آقاجان این قَدَر سائل ها محتاج ها، گرفتار ها، درِ خونه جوادالائمه علیه السلام ازدحام کردن. دیگه گاهی موفق، حضرت رو از یه درِ دیگه ای می بره، اذیت نشه. نامه نوشت پسرم عزیزم جوادم. اینا به یه امیدی درِ خونه تو میان، عزیز دلم از همون دری که زائر ها نشستن برو. گره های اینا رو باید باز کنی...بگو یا جوادالائمه علیه السلام امشب به امیدی سر راه شما نشستیم.*
مشهد و باب جوادش به همه ثابت کرد
که اجابت فقط از سمت تو امکان دارد
مطمئناً به کرمخانه تو رو نزده ست
هر که در خانه خود سفره بی نان دارد
*مگه میشه کسی درِ خونه جوادالائمه علیه السلام بره محتاج برگرده..*
هر زمانی که خدایی خدا پایان یافت
یا جواد ابن رضا جود تو پایان دارد
حتم دارم که جزایش گل لبخند رضاست
هر که در ماتم تو دیدهٔ گریان دارد
*درسته هر دو بدست همسران شون مسموم شدن، هر دو غریب بودن اما امام حسن لحظهٔ آخر برادری مثل حسین کنارش بود. برادری مثل اباالفضل، خواهری مثل زینب، مثل ام کلثوم، من بمیرم برا جیگر گوشه امام رضا ..تنهای تنها توی حجره در بسته... امشب هرچقد داد بزنی والا جا داره، آخه اگه خوب گوش کنی صدای هلهله از جلو درِ حجره جوادالائمه داره به گوش میرسه.*
بی سبب ارث نبردی ز غریبیِ حسن
چاره ای نیست، غم فاطمه تاوان دارد
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_امام_جواد
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#حاج_محمد_طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇👇👇
.
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به #امام_جواد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
* این روضه ها رو ما خوندیم، بذار چند بیت از زبون خود آقا بگم، وقتی سرش رو دامن مادر بود، یه نیگاه کرد گفت مادر:
جگرم پاره پاره شد مادر
خون چکیده ز گوشه ی دهنت
زهر اثر کرده و کبود شده ست
درد افتاده در تمام تنت
هرچه شد نیزه بر تنم نزدند
و سه شعبه به قلب من نزدند
کسی اینجا به فکر غارت نیست
چنگ بر کهنه پیرهن نزدند
بغض های عزای کرب و بلا
در میان دل شکسته ام ماند
ساربانی نبود اطرافم
آخر انگشترم بدستم ماند
هیچ کس با وضو و با چکمه
وایِ من، روی سینه ام ننشست
هیچ کس پشت و رو نکرد مرا
هیچ کس سینه ی مرا نشکست
بدنم زیر آفتاب اما..
بدنم زیر دست و پا ها نیست
سرِ پاداشِ بردن سرِ من
بین شمر و سنان که دعوا نیست
*جلو در حجره ایستاده نانجیب، هم خودش داره پایکوبی میکنه هم کنیزا رو جمع کرده بود، هلهله میکنن صداشو نشنون. یه نفر از کنیزا شنید آقا میگه آه! جگرم داره می سوزه. رفت یه ظرف آبی پر کرد تا جلو در حجره رسید نانجیب گرفت ظرف آب رو محکم رو زمین زد، گفت: آب برا کی داری می بری ؟ گفت: برا پسر امام رضا ببین چطور داره ناله میزنه. گفت: اینجا ایستادم لحظات آخر این صدا رو ازش بشنوم. همه ی روضه هاش رنگ و بوی روضه جد غریبشو میده. هِلالم میگه شنیدم لب های حسین وقتی بهم میخوره گفتم شاید داره نفرین میکنه. جلو رفتم دیدم حسین میگه آه! جیگرم... سپرمو از آب پر کردم نزدیک گودال شدم همچین که اومدم آبو ببرم دیدم نانجیب از گودال بیرون اومد، تمام لباس غرق خونه. گفت: کجا داری میری؟ گفتم دارم آب برای حسین می برم. دیدم دامن نحسشو کنار زد، سر و روی دست گرفت. گفت بیهوده زحمت کشیدی.. گفت دیدم بدن نحسش داره میلرزه. گفتم نانجیب تو که کار خودتو کردی دیگه چرا داری می لرزی؟ قصی القلب، سر از بدن پسر فاطمه جدا کردی. گفت: هلال، لحظه آخر گوشهٔ گودال هیچ زنی نبود، اما می شنیدم یه صدایی رو.... یه نفر هی صدا می زد ولدی.... بنیّ قتلوک عطشان....*
«این دستا بیاد بالا، به نیت فرج بگو حسین....»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_امام_جواد
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#حاج_محمد_طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.
|⇦•صد شکر نیزه ای...
#روضه #شهادت_امام_جواد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام علی سیفی
●━━━━━━───────
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمانُ یا رحیم
"السَّلامُ عَلیکْ يا اَبا جَعْفَرٍ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَ قَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا..يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ"
دستش همیشه باز و خداوندِ جود بود
روی لبِ مَلَک، ز ثَنایش سرود بود
تنها دلیل خلقتِ هر آنچه بود بود
عرش خدای عزّوجل را عمود بود
عالَم ز درک مرتبتش کلِّ روز را
نزد مقام و منزلتش در سجود بود
مولا مِدال و رتبهای از شاه طوس داشت
از هر شعاعِ پرتوی شمسش، شموس داشت
تشنه میان حجره، به دنبال آب بود
هر دم به یاد طفل رضیعِ رباب بود
وقتی که رقص و هلهله کردند پیشِ در
قلبش برای حضرت زینب(س)، کباب بود
*میدونی برای کدوم لحظهی حضرت زینب؟!.*
*اون لحظاتی که پشت دروازهی ساعات
سه روز و سه شب، عمهی سادات رو نگه داشتن، که شهر و خوب آذین ببندند..توو مقتل هست خانوم امکلثوم درخواست کرد ما رو از دروازهی دیگری وارد شام کنید اما به حرف خانم گوش ندادند..صبح، وارد شام کردنداما غروب به کاخِ اون ملعون رسیدند..آخ داداش چشمت روشن..زینبو بازار برده فروشا بردن..زینبو محلهی یهودینشینها بردن..*
مثل حسن غریب و جگرسوز کشته شد
مثل حسین زیر جبینش تراب بود
*یا صاحب الزمان یا علی بن موسی الرضا
عذر میخوام آقا ..*
صد شکر نیزهای به دهانش نخورده بود
صد شکر کعبِ نی به لبانش نخورده بود
پیکرت از تیره و از سرنيزه، مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پرِ یک شال نیست
گرچه روی پشت بام و زیرِ خورشیدی ولی ولی
جسم تو دیگر خدا را شکر در گودال نیست
*آقاجان یا جواد الائمه هر چی هم که مصیبت کشیدی..درسته تنها بودی درسته تشنه بودی اما آقاجان!دیگه سر بریدهت رو مجلس شراب نبردند..دخترانت شاهد چوب خیزران به لب و دندانت نبودند.اما من بمیرم برای اون آقایی که ناز دخترش یه لحظه بلند شد بابا رو ببینه دید چوبِ خیزران، بالا و پایین میره..*
گفت داداش..!
خیزران تا که به لبهایت خورد
گفتم ای کاش که زینب میمرد
بود چشم نظرم در هر سو
خواستم چوب بگیرم ز عدو
لیک دیدم که دو دستم بستهست
ریسمان، بسته به دست خستَم
*هر جا نشستی..انشاءلله هر چه سریعتر این قدمها کربلا و کاظمین برسه..حسین جان..*
«صلی الله علیک یا ابا عبدالله»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_امام_جواد
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#حجت_الاسلام_علی_سیفی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
حاج علی کرمیShahadat_Emam-Javad_Karami_1403.mp3
زمان:
حجم:
11.61M
🏴يااَباجَعْفَرٍيامُحَمَّدَبْنَ عَلِي اَيُّهَاالتَّقِىُّ الْجَواد
🔊 تشنه بودی و کسی پیدا نشد آبت دهد
یاد لبهای عطشناک تو بارانیم ما ...
◼️ #روضه_امام_جواد علیه السلام ، به همراه توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام
🎤#حاج_علی_کرمی
.
🎙 #روضه_امام_جواد
#حاج_محمود_كريمى
🗓 در #شب_هفدهم_ماه_رمضان_۱۴۰۳
📍 #حرم_امام_علی "علیهالسلام"
🏷 #امام_جواد (ع)
درمانده بودم؛ او پناهم داد
مهتاب به شام سیاهم داد
ننگ برادرخواندهها بودم
در چاه رفتم؛ عشق، جاهم داد
بیراهه میرفتم تمام عمر
راه مرا سد کرد و راهم داد
دنیا مقابل بود و من تنها
حرز جواد آمد، سپاهم داد
درمان گرفتم ساده از دستش
وقتی رسید و سوز و آهم داد
اَفنَیتُ عُمری گفتم و آمد
برکت به روز و سال و ماهم داد
گفتم که رزقم تنگ شد، خندید
از سهم خود، رزق مرا هم داد
گفتم که از زمزم بنوشانم
یکقطره اشک قتلگاهم داد
گفتم که سِیر عرش میخواهم
در کربلا، پابوس شاهم داد
جان مرا دنیا بگیرد هم
عشق تورا هرگز نخواهم داد
ای مهربانتر با حسینیها
بابالمراد کاظمینیها
بر خاک حجره، دستوپا میزد
آرام مادر را صدا میزد
بر خویش میپیچید و اُمّ فضل
بر نالههایش خندهها میزد
دورش کنیزان هلهله کردند
او نالهی واغربتا میزد
لبهاش خشک از زهر بود امّا
ناله ز داغ کربلا میزد
در لحظههای آخرش با اشک
دم از شهید سر جدا میزد
ای وای از سرهای بر نیزه
از حنجر ششماهه، بر نیزه
👇
.
#روضه_امام_جواد(علیه السلام)
حاج #سید_مهدی_میرداماد
با شال عزا زائرا میان
چه خبره مشهد امشب
سینه می زنند،
روضه می خونن
رو به روی گنبد امشب
چی می گن؟
تو هم با اون زائرا بگو :
( یا امام رضا
به خدا غریب و تنها /
تو خونه شبیه زهرا
جوونتو کُشتن آقا ) ۲
#آقا_جان :
(نبودی بیینی جیگرش،
برا یه کم آب می سوزه /
نبودی ببینی تنش
سه روز تو آفتاب می مونه) ۲
همیشه دلم توی کاظمین
کنار باب المراده ۲
یا که زائر مشهدالرضا
کنار باب الجواده
یا امام رضا
مگه چی بوده گناهش؟
می بینه با اشک و آهش
که خونشه قتلگاهش…
دو تا امام ما رو تو خونشون همسرانشون به شهادت رسوندند؛ یکی امام حسن، یکی امام جواد؛ هر دو به دست همسرانشون مسموم شدن؛ اما از بغداد تا مدینه فرق زیاده، امام حسن رو زهر دادن اما امام حسن، خواهر داشت تا دید جیگرش داره پاره می شه گفت “بگید زینبم بیاد…؛ امام حسنم زهر دادند اما امام حسن یه برادر مثل عباس داشت… یکی مثل حسین داشت… امام حسن بچه هاش دورش بودند…
اما امروز امام جواد هی به در و دیوار نگاه کرد، نمی تونست بگه “پسرم…” یه نفر نبود سرش رو بغل بگیره… این سفارش انبیا و اولیاء ماست، همشون می گفتن دم جون دادن بگید همه بیان، پیغمبر مگه نبود؟! دستور داد علی بیاد، فاطمه بیاد، حتی حسن و حسین که خودشون رو روی سینه پیغمبر انداختن امیرالمومنین خواست بلندشون کنه پیغمبر فرمودند: علی جان اینا رو سینه من باشند من راحت جون میدم.
بیام جلوتر؛ مگه مادر ما می خواست بره همه دورش نبودن؟! زینب یه طرف، حسن یه طرف حسین… حتی وقتی کفنش کردند بچه هاش دورش بودند. ... بیام جلوتر؛ امیرالمومنین مگه نبود؟ خودش گفت همه دورم باشند حتی عباسش رو نذاشت ببرن ، امام حسن همه دورش بودند… “عبدالله و قاسم…” بقیه اهل بیت هم همینطور.... امام رضا تو خراسان جون میده، امام جواد از مدینه آمد، امام جواد تو بغداد جون میده امام هادی علیه السلام به علم امامت رفت کنار بدن…همه ائمه ما گفتن بیاید کنار ما… فقط یه نفر گفت: زینب نیا… زینب نیا بالای گودال… اگه بیای می بینی رو سینه حسینت نشستن… وای… زینب آمد بالای تل دید حسین داره می گه: “ارجِعی اُخَیَّ” خواهرم برگرد… زین العابدین تو خیمه است… بچه ها تو خیمه اند… زینب برگشت، خیلی طول نکشید دید زمین کربلا داره می لرزه، همه دارند تکبیر می گن… چه خبره؟ یه نگاه کرد دید سر حسین بالای… حسین… او می دوید و… بوی محرم میاد… خیلی نمونده ، چهل روز دیگه باید بگی : او می دوید و…
.این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج
1. با شال عزا.mp3
زمان:
حجم:
8.61M
#روضه_امام_جواد( علیه السلام )
#حاج_سید_مهدی_میرداماد
با شال عزا زائرا میان
.
#تحلیل_مداحی
#حاج_حیدر_خمسه 🎤
تحلیل 👈 #دکتر_محمد_فراهانی
#روضه_امام_جواد(ع)
حاج حیدر خمسه
#موضوع : تشویق و ترغیب غیر کلیشه ای
#متن_روضه 👇
ای جود، خاک پای تو یا حضرت جواد
قرآن پر از ثنای تو یا حضرت جواد
حاتم کم از گدای تو یا حضرت جواد
جانم شود فدای تو یا حضرت جواد
روحم به بارگاه تو پرواز می کند
مرغ دلم به سمت تو پر باز می کند
دست تو موقع کرم اعجاز می کند
مسکین تو به پادشهان ناز می کند
از کار جن و انس گره باز می کند
دست گره گشای تو یا حضرت جواد
برخیز ای جوان سر خود را زمین نکش
زخمیست بال تو پر خود را زمین نکش
ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن
پهلو شبیه مادر خود بر زمین نکش
اسباب رقص و شادی زنها شدی چرا
صورت به پیش همسر خود بر زمین نکش
کنیزه بلند شد گفت فردا من جواب مادرش رو نمی تونم بدم. صدای نفس نفس هاش به خس خس افتاد. رفت یه کاسه آب آورد. اومد داخل بره گفت الان دل مادرش رو شاد می کنه. یدفعه ام الفضل رسید گفت کجا داری میری؟ ظرف آبُ گرفت. اومد داخل حجره دید دردونه امام رضا تو حجره افتاده. آب رو ریخت رو زمین. صدا زد نمی ذارم یه قطره اش رو بنوشی. اینجا یه امام یه ظرف آب... هلال هم میگه سپرمُ آب کردم گفتم الان دل زهرا رو شاد می کنم. دید شمر از گودال بیرون اومد. کجا میری هلال؟ یه خنده ای کرد. صدا زد دیر اومدی. الان خودم سیرابش کردم. گفتم تو که کار خودت رو کردی چرا دست و پات می لرزه؟ گفت هلال خودم دیدم مادرش صدا نی زد بنی بنی غریب مادر حسین...
#نکات
🔴تشویق و ترغیب غیر کلیشه ای
اگر بهترین مطالب بدون زمینه سازی لازم به مستمع ارائه شود، چندان اثر نمی گذارد، تشویق و ترغیب مستمع و توجه دادن او به فضیلت بکاء و ندبه برای اهل بیت(ع) و حساس نمودن او نسبت به مطلب، زمینه تأثیرپذیری را برای او فراهم می آورد.
در جای جای جلسه مورد بحث ما این زمینه سازی با تشویق و ترغیب، صورت می گیرد؛ آن هم خارج از کلیشه هایی که معمولا به کار می رود و تأثیر چندانی ندارد.
چند نمونه را در ادامه ذکر می کنیم، تا ذاکرین محترم با یادگیری آن به مرور خود را برای انشاء چنین محتویاتی آماده نمایند.
🔴خواهران و نقش آنها در روضه: «روضه برا جواد الائمه، روضه برا زنهاس، ای کاش می شد بریم بغداد تو صحن جواد الائمه، به زنای بغداد می گفتید: یه جوون داره دست و پا می زنه، کسی کف نمی زنه...»
این برداشت لطیف، علاوه بر همراه کردن بیشتر خواهران جلسه، نوعی نوآوری هم محسوب می شود و با اشاره به حرم آقا جوادالائمه(ع) حال و هوای حرم را، به دور از کلیشه های معمول، به جلسه می آورد.
🔴روز محشر: «یه جوری ناله بزن، فردا قیامت بگو خانم اون منم، ببین دارم برا بچه ات چی کار می کنم...»
اشاره به روز محشر، با توجه به شناختی که مستمع از هول و هراس آن روز دارد، و اشاره به شفاعت، که همه ما به آن نیازمندیم، با بیانی غیر کلیشه ای، تأثیر کلام را دو چندان می کند.
🔴عکس العمل به ناله مخاطب در مصراع «ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن»: «من دست و پا زدن بغداد و دارم می گم، چرا رفتی یه جای دیگه...»
این تفسیر نالة مستمع، نوعی شخصیت دادن، ارتباط برقرار کردن و شریک کردن او در جلسه است، که همه اینها عامل افزایش تأثیرپذیری اوست.
این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج