eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
45.2هزار عکس
20.1هزار ویدیو
439 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 چه کسی خبر دارد از حال آن مادری که جسد بی جان فرزندش را می بیند و نوازش می کند؟ چه کسی خبر دارد که در دل او چه می گذرد؟ فرزندش می توانست ازدواج کند، می توانست زندگی تشکیل دهد و به مانند هزاران انسان دیگر او هم برای مادرش حق فرزندی را به جا آورد اما فرزند او این کار را نکرد. فرزند برای میهنش جان داد تا همین هزاران نفر بتوانند طعم واقعی زندگی را بچشند. حتما تا به حال فهمیده ای درباره چه کسانی حرف میزنم، مادران را می گویم، همان ها که فرزندشان را با هزاران امید و آرزو بزرگ کردند و بعد یک اتفاق، یک جنگ، یه سانحه فرزندشان را آسمانی کرده و به آسمان ها پیش خدا برد. شادی روح و 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🏴🌴🏴🕊🌹 سید محمد خیلی توی خودش بود. پرسیدم : چه شده؟ گفت : بالأخره نفهمیدم ارباً ارباً یعنی چه؟ می گویند انسان مثل گوشت کوبیده می شود. بعد از عملیات یا باید بروم کتاب بخوانم و یا اینکه در همین جا به آن برسم. جواب سؤالش را از گلوله توپی که به سنگرش برخورد کرد، گرفت. 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 زنده اند حاضرند می بینند حکایت یکی از زائران سالار در مسیر پیاده روی و همراهی با ایشان یکی از خاطرات شیرینی که از سفر پیاده روی اربعین برام مونده ، این است که چون ارادت خاصی به داشتم ، ایشون را در پشت سنجاق کردم . روز اول که پیاده روی می کردیم ، داشتم به آقا فکر می کردم ، به نیتشون ذکر می گفتم یک لحظه از دلم گذشت که ، من به فکر شما هستم ، تو هم به یاد من هستی ؟ اگر اینطوره ، یک نشانه برام بفرست ، باور کنید چند دقیقه نشد که یک آقا من را صدا کرد و گفت یک چیزی می خوام بهتون بگم ، نمی دونم خوشحال می شی یا نه . گفتم بفرمایید ... گقت من همرزم و دوست صمیمی هستم تو جبهه همش با هم بودیم گفت عکس من در کتاب هست خیلی ازسجایا و خصوصیات اخلاقی برام تعریف کرد من مات و مبهوت مونده بودم و فقط گریه می کردم ، خیلی برام شیرین بود و درطول سفر حضور را در پیاده روی احساس می کردم . شادی روح و 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴 نزدیک اذان صبح در خواب، از امام حسین (ع) یک پیام شفاهی دریافت کرده بود و یک پیام کتبی . پیام شفاهی وعده ملاقات امام حسین (ع) بود و در نامه حضرت نوشته بود : چرا این روزها کمتر زیارت عاشورا می خوانی. وقتی بیدار شد حال بارانی داشت . چند شب بعد شهید شد . امام حسین (ع) آمده بود دنبالش . راوی : 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🌴🥀🌴🕊🌹 یادآور دلاورمردی و دیگر رزمندگانی است که با ایثار و گذشتن از جان خود، در ، جانانه در مقابل ضد انقلاب ایستادند و اجازه ندادند از ایران اسلامی جدا شود . شادی روح و 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🏴🌴🏴🕊🌹 عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم. زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت نامه اش آرام بخش بود که نوشته بود: «اگر چه زیارت قبر شش گوشه نصیبم نشد، اما خود امام حسین (ع) را زیارت کردم . راوی : 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌴🌹🥀🏴🥀🌹🌴 انقلاب ما بر گرفته از قیام و همین مراسم‌ها ( عزاداری برای ) بود و تداوم آن هم منوط به آن است ، پس باید محتوای این مراسم ها قوی باشد . شادی روح و 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 یعنی از اسارت پستی ها و زبونی ها و حقارت ها یعنی و غیرت و شجاعت یعنی اهدا در برابر حمله به و دین و و خاک و میهن یعنی از بند حسادت ها و طمع ها و زر اندوزی ها شادی روح و 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏ من ایشان را حدود بیست سال است که مى‏شناسم. یک نفر نبود، او به تنهایى بیست نفر بود. براى من برادر و فرزند خوب و عزیز من بود. ایشان براى من بسیار سنگین بود اما آنچه مطلب را آسان مى‏کند آن است که در راه خدا بود. او بر همه مسلمین مبارک باشد. او مى‏بایست مى‏شد، براى او، مردن در رختخواب کوچک بود . 📚 صحیفه نور، جلد 9، صفحه 350 شادی روح و 🌴 🕊🌹
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 به نگویید کار دارم ، به کار بگوئید وقت نماز است . یک مهندس تعدادی کارگر استخدام کرد. کارگر ها موقع نمازشونو می خوندند. یه روز مهندس روسی بهشون اخطار داد که اگه موقع کار بخونید آخر ماه از حقوقتون کم می کنم! بعضیا از ترس این که حقوقشون کم نشه رو بعد از کار میخوندن و بعضی هم همچنان اول وقت... آخر ماه شد. مهندس به اونایی که وقت رو ترک نکردن بیشتر از حقوق عادی(ماهیانه)داد! بقیه بهش اعتراض کردند که چرا به اینا حقوق بیشتری دادی؟! گفت : اهمیت دادن این افراد به و چشم پوشی از کسر حقوق نشون میده بیشتر از شماست. این تیپ آدما هیچوقت در کار خیانت نمی کنند همون طور که به خیانت نکردند . شادی روح و 💐🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷💐
🌹🌴🥀🕊🥀🌴🌹 گاهی وقت ها ساعت ها زل می زند به مادر شهیدی که بر سر مزار پسرش نشسته است. دلش طاقت نمی آورد و مثل همیشه بغض سی و چند ساله اش دوباره در کنار مزار شهدای گمنام می شکند. خورشید به آسمان پنج شنبه که می رسد دلشوره هم با خودش می آورد. و این دلشوره برای یک روز و یک هفته و یک سال نیست، عمریست با این دلشوره زندگی کرده است. عمریست با این دلشوره از خواب برخواسته، نفس کشیده و تا به امروز را طاقت آورده است. مثل همان دلشوره ای که روز اول مادر شدن آمده بود سراغش، همان روزی که قنداقه تنها پسرش را به دستش دادند. همان روزی که وقتی چشمش به روی ماه نوزادش افتاد چهار قل و آیةالکرسی از روی لبش کنار نرفت. راستش را بخواهی دلش عجیب دوباره هوای آن روی ماه را کرده است. هر پنج شنبه کارش همین است، اصلا تمام دلخوشی زندگی اش همین پنج شنبه هاست. نمی داند چرا؟ اما همین که چادر سیاهش را بر سر می کند یاد آخرین روز رفتن جگرگوشه اش می افتد، یاد آن روزی که چادرش را دودستی گرفته بود و قسمش می داد تا اجازه رفتن را بگیرد، اجازه پر کشیدن را. شادی روح و 💐🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷💐