eitaa logo
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
1.6هزار دنبال‌کننده
641 عکس
6 ویدیو
0 فایل
بررسی اثار احوال ونظرات مفسرفقیه فیلسوف وعارف کبیر محمدحسین طباطبایی وسایر علما
مشاهده در ایتا
دانلود
● آيه 255 ، سوره بقره قسمت اول بخش اول اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشفَعُ عِندَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطونَ بِشىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ لا يَئُودُهُ حِفْظهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظِيمُ(255) ● ترجمه آیه خداوند يكتا است كه معبودى به جز او نيست خدائى است زنده و پاينده ، چرت نمى زند تا چه رسد به خواب ، هر چه در آسمانها و زمين هست از آن اوست آنكه به نزد او بدون اجازه اش شفاعت كند كيست ؟ آنچه پيش رو و پشت سرشان هست مى داند و به چيزى از دانش وى جز به اجازه خود او احاطه ندارند قلمرو او آسمانها و زمين را فرا گرفته و نگهداشتن آنها بر او سنگينى نمى كند، كه او والا و بزرگ است .(255) ● بیان آیه اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ در تفسير سوره حمد پاره اى مطالب در معناى لفظ ((الله )) آورده و گفتيم : چه از ماده ((اله الرجل )) (آن مرد سرگردان شد) بوده باشد و چه از ((اله )) به معناى (عبادت كرد) باشد، لازمه اش اين است كه لفظ جلاله بر سبيل اشاره ، به معناى ذاتى باشد كه تمامى صفات كمال را با هم داشته باشد. و در تفسير آيه : ((والهكم اله واحد)) پاره اى از مطالب را در معناى جمله ((لا اله الا هو)) ايراد كرديم ، و ضمير ((هو)) هر چند به ((الله )) بر مى گردد كه گفتيم به معناى ذات شامل همه كمالات است ليكن چون در اثر كثرت استعمال نام خداى تعالى شده ، تنها بر ذات دلالت مى كند، بله ،الف و لام اول آنكه الف و لام عهد است به پاره اى از معانى وصفى اشاره دارد، و به فرض اينكه الف و لام نداشته باشد، اصل اطلاق كلمه ((الله )) آدمى را به ياد صفات او هم مى اندازد، و ليكن ضمير همانطور كه گفتيم تنها به ذات بر مى گردد، پس جمله ((لا اله الا هو))، دلالت دارد بر اينكه آلهه اى كه مشركين اثبات كردند، حق ثبوت ندارد. 🔹🔶🔸🔷🔹🔶🔸🔷🔹🔶🔸 🔹💠کانال کیش,مهر💠🔹 🔺درمحضرعلامه طباطبایی ره🔺 ▶️: https://telegram.me/mohamad_hosein_tabatabaei
🏴صلی الله علیک یا ابا عبد الله الحسین🏴 ٦٤٩ ■امام حسين عليه السلام فرمودند: مبادا از كسانى باشى كه از گناه ديگران بيمناكند، و از كيفر گناه خود آسوده خاطرند. ■إِيّاك اَنْ تَكُونَ مِمّنْ يَخَافُ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَيَاْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ. ■●تحف العقول، ص٢٧٣●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره●■ ■آیا اوضاع اینها (آمریکا و متحدان) نشان نمی‌دهد که بهایمند(چارپایند)؟! وگرنه انسان چنین کاری می‌کند؟ ■بنابراین، ما نباید تابع آنها باشیم و نباید بر اساس خواسته‌ی آنها عمل کنیم، و نباید آنها را دوست داشته باشیم و نباید با آنها هم‌پیمان شویم. ■مگر همین آمریکا نبود که با داخله‌ی(هم‌وطنان) خود جنگید؟! ولی ما در مدح و ثنای اینها زیارت‌نامه درست می‌کنیم که به کره‌ی ماه رفته، فرشته‌اند و… . ■●در محضر بهجت، ج٣، ص٢٢٢●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
🏴صلی الله علیک یا ابا عبد الله الحسین🏴 ■●هنگامیکه امام حسین(علیه السلام) در مسیر به کوفه از منزل شراف گذشت، یکی از یاران آن حضرت تکبیر گفت. آن بزرگوار فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ پاسخ گفت: در مقابل درختان خرما میبینم و جمعی گفتند: در این مکان درخت خرما نیست، آنچه که می بینیم اسبها و نیزه هاست. ■●امام حسین(علیه السلام) فرمود: منم چنین می بینم. پس از مشورت به طرف ذی حسم حرکت کردند که مستقیما با لشکریان حر روبرو نشوند. اندک زمانی گذشته بود که اسبها آشکار شدند. ما از راه برگشتیم، همینکه آنها دیدند ما برگشتیم آنان نیز برگشتند. ما زودتر از آنها به منزل ذی حسم رسیدیم. امام حسین(علیه السلام) امر فرمود چادر ها را برپا کنیم. لشکریان حر که در حدود هزار نفر بودند، رسیدند و در گرمای روز در برابر آن حضرت قرار گرفتند. ■●در این حال امام و یارانش ملبس به عمامه شمشیرها را به کمر بسته بودند. آن حضرت به یاران خود دستور داد لشکریان حر را که از راه رسیده بودند، آب بدهند و سیراب کنند و به اسبان آنان نیز آب بپاشند. یاران حضرت طشتها را پر میکردند و نزدیک دهان اسبها میگرفتند و همین که اسبها چند جرعه مینوشیدند، ظرف را جلوی دهان اسب دیگر میبردند و به این ترتیب همه اسبها را سیراب نمودند. ●"نفس الهموم،محدث قمی ،ص۱۱۳"● ■●استاد امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ص۳۸●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
■●استاد علی صفایی حائری●■ ■●از جاهاى كوچك زندگى خودمان مى‌توانيم دردهاى بزرگ خودمان را شناسايى كنيم. و بعد از آنكه آفت‌ها را در خودمان شناسايى كرديم به دنبال راه حل باشيم و درمانش كنيم و بدانيم اگر كسى بخواهد با بدى در يك نقطه برخورد كند موفق نمى‌شود. با يك آفت در وسعت گسترده‌اى كه از آنجا برخاسته بايد درگير شد. ■●روزگار ستمگر، صفحه ۴۵●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش دوّم●■ ■●ابراز عاطفه همه‌ی تشيّع نيست؛ گرچه بسيار زيبا و بسيار
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش سوّم●■ ■●اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام در يوم‌التّرويه حسابشان را از همه‌ی حجّاج جدا كردند. روز هشتم ماه ذی‌الحجّه با اهل بيت و اصحاب كرامشان مكّه را ترک كردند و به جای اينكه به سمت منا و عرفات حركت كنند، راه سرزمين عراق را در پيش گرفتند و به سوی كوفه حركت كردند. امام حسين عليه‌السّلام حجّی جز حجّ عموم مردم در پيش گرفتند. ■●حضرت با خودشان قربانی هم بردند؛ منتهی برخلاف ديگران كه برای قربانی گاو و گوسفند و شتر می‌برند، امام حسين عليه‌السّلام عزيزترين عزيزانشان را به مسلخ عشق بردند. در اين حجّ حسينی، مثل حجّ شرعی، هم عرفات هست هم منا. ■●عرفات سرزمين معرفت است ؛ وادی شناخت و آگاهی است؛ و منا سرزمين آرزوست؛ سرزمين عشق است. ■●حج دربرگيرنده‌ی عرفات و مناست؛ يعنی هم معرفت، هم عشق. ■●معرفتِ بدون عشق چيزی نيست جز يک مشت دانسته‌های ذهنی كه هيچ كاربرد و اثر عملی‌یی ندارد و به هيچ تغيير و تحوّل و تحرّكی منجر نمی‌شود. يكسری اطّلاعات که در ذهن اشخاص جمع شده است و بر زبان و قلم آنها جاری می‌شود؛ در صفحه‌ی كتاب‌ها نوشته می‌شود؛ یک‌سری تحليل‌های علمی و عقلی؛ اين معرفتِ تنهاست. ■●عشقِ تنها، شور است؛ شيدايی است؛ عاشقی است؛ حركت و جنبش و خيزش است؛ اماّ اگر با معرفت همراه نباشد، معلوم نيست اين جنبش و خيزش به كدام سمت حركت می‌كند. مثل يک اتومبيل است كه هم چراغ می‌خواهد تا جادّه‌ی روبرو و مسير حركت را روشن كند، هم موتوری كه به آن نيروی تحرّک ببخشد. ■●حج يعنی قصد؛ «اَلحَجُّ قَصدٌ»، و حاجی يعنی كسی كه مقصدی دارد؛ مقصد حجّاج به طور معمول زيارت خانه‌ی خداست؛ حجّشان دو چيز لازم دارد؛ يكی معرفت و شناخت، ديگری عشق و شيدایی. .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
■هرآنچه ماهوی است و دارای است قابل درک است و و عرض آن را می توان شناخت اما جایی می رسد که من نمی توانم آن را کنم. از می پرسیم که چیست؟ می تواند درک کند اما تعریف از آن نمی تواند ارائه دهد. ■غیرمتناهی حد ندارد. عقل عظمت غیرمتناهی را می فهمد اما نمی تواند تعریفی از آن بدهد. از همین جا آغاز می شود. بنده ذوق را در مقابل عقل نمی دانم. این اشتباه گذشتگان است که ذوق را در مقابل عقل قرار داده اند. این یک ای بیش نیست. ■ذوق عصاره و است. ذوق آنجایی است که عقل می گوید حالا نمی دانم اما میچشم. این چشیدن یعنی درک همان عظمت @mohamad_hosein_tabatabaei
☑️شادی روح علامه طباطبایی(ره) @mohamad_hosein_tabatabaei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا