eitaa logo
پرتو اشراق
803 دنبال‌کننده
28.8هزار عکس
18.5هزار ویدیو
76 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚜ امام حسن مجتبی (عليه السلام): ▪هرگز گروهى در كارى يكدست و متّحد نشدند، مگر آن كه كارشان استحكام يافت و پيوندشان استوار گشت! 📚 ميزان الحكمه، جلد ۳، صفحه ۳۸۹. 🌐 @partoweshraq #حدیث
🌹 🗓در حسرت گذشته ماندن چيزی جز از دست دادن امروز نيست! ⏳تو فقط يكبار هجده ساله خواهی بود... ⏳يكبار سی ساله... ⏳يكبار چهل ساله... ⏳و يكبار هفتاد ساله... ☀ در هر سنی كه هستی، روزهایی بی نظير را تجربه می كنی، چرا كه مثل روزهای ديگر، فقط يكبار تكرار خواهد شد. 🌅 هر روز از عمر تو زيباست و لذتهای خودش را دارد، به شرط آنكه زندگی كردن را بلد باشی... 👌امروز را زیبا زندگی کن... 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 🎙پاسخ (ره) و به شبهه هایی که امثال زیباکلام درباره پیاده روی بیان می کنند. 🌐 @partoweshraq
🏙 زندگیت کمی تمیزکاری لازم داره! 📝 امتحان گزینش مدیریت بود. از داوطلبان خواسته می شد تا برروی تخته سیاه کلاس محل آزمون کلمه «مدیریت» را بنویسند در حالیکه تخته پر از نوشته بود! 👤 نفر اول با کمی دقت توانست جایی خالی رو تخته پیداکندو کلمه مدیریت را بنویسد. 👤نفر دوم دقت بیشتری به خرج داد تا اینکه جایی برای نوشتن کلمه مدیریت پیدا کرد. 👨🏻 نفر سوم وقتی دید روی تخته جایی خالی نیست تخته پاک کن را برداشت تخته را پاک کرد و نوشت... مدیریت! ⁉ به نظر شما کدام یکی مدیر شد؟! 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
☀ امروز در آهنگ صبح، شعری باید گفت پر از طلوع، قصه ای باید گفت پر از هیجان، و ترانه ای باید خواند پر از پرواز... 🌼 صبح تان پر از نورانیت و برکت 🌐 @partoweshraq #دلنوشته
💠❓📚 ✍🏻💠 ❓سئوال: آیا صحیح است که به دستور معاویه به سم داد؟ ❓و آیا صحیح است که عایشه مانع دفن امام حسن در کنار پیامبر شد و جنازه حضرت را تیر باران کردند؟ ✅ پاسخ: ⚜ شیخ مفید می نویسد: ▪«معاویه می خواست برای یزید بیعت بگیرد اما امام حسن(ع) را مانعی در برابر این کار می دید. دسیسه کرد که او را به قتل برساند و با جعده سازش کرد و او را وادار کرد که به امام سم بدهد و وعده ازدواج با یزید را به او داد و صد هزار درهم برایش فرستاد و جعده امام را سم داد». 📚 الارشاد، ج ٢، ص ١۵. 📚 بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ١۵٧. 📚 همین مطلب در کتب اهل سنت نیز آمده است: ⚜ ابن سعد در طبقاتش می نویسد: ▪«معاویه بارها حسن بن علی را سم داد». 📚 تتمیم طبقات الکبری، ج ١، ص ٣۵٢. ⚜ ابن کثیر می نویسد: ▪«معاویه برخی از نزدیکان حسن(ع) را تطمیع کرد تا او را با سم بکشند». 📚 تاریخ ابن کثیر، ج ٨، ص ۴٧. ⚜ مسعودی می نویسد: ▪«معاویه جعده را تحریک کرد تا حسن(ع) را بکشد و گفت اگر چنین بکنی برایت صد هزار درهم ارسال می کنم و تو را به ازدواج یزید در می آورم و معاویه برای جعده سم را فرستاد و پس از انجام کار پولی را که وعده کرده بود به او داد اما او را به تزویج یزید در نیاورد و گفت ما زندگی یزید را می خواهیم (و ممکن است تو دست به جان او نیز ببری) و الا تو را به تزویج او در می آوردم». 📚 مروج الذهب، ج ٢، ص ۴٢٧. 👌همین جریان را ابوالفرج اصفهانی و ابن ابی الحدید معتزلی نقل می کنند. 📙 مقاتل الطالبین، ص ٨٠. 📚 شرح نهج البلاغه، ١۶، ص ٢٩، ۴٩. 📓 مولف کتاب الاستیعاب نیز نقل می کند: ▪«سم دادن حسن(ع) به دسیسه و تحریک معاویه بود و او به همسر حسن پول داد تا چنین کند». 📓 الاستیعاب، قسم اول، ص ٣٨٩. ⚜ سبط بن جوزی نیز به همین مطلب تصریح می کند. 📔 تذکره الخواص، ص ٢١١. 👌ابن عساکر نیز در تاریخ همین مطلب را می آورد. 📚 تاریخ مدینه دمشق، ج ١٣، ص ٢٨٢. ⚜ مزی نیز می نویسد: ▪«معاویه برخی از نزدیکان حسن(ع) را تطمیع کرد تا او را سم دادند و کشتند». 📚 تهذیب الکمال، ج ۶، ص ٢۵٢. ⚜ زمخشری نیز به همین مطلب تصریح می کند. 📚 ربیع الأبرار، ج ۴، ص ٢٠٨. 📚 مؤلف کتاب عقد الفرید می نویسد: ▪«وقتی خبر شهادت امام حسن به معاویه رسید سجده کرد و خدا را شکر گفت!» 📚 العقد الفرید، ج ۴، ص ١۵۶. 👌اما پاسخ سوال دومتان: 📚 ابن شهر اشوب از کتاب ربیع الابرار زمخشری و عقد الفرید ابن عبد ربه هر دو از علمای اهل سنت نقل می کند: ▪«امام حسین(ع) و ابوالفضل العباس(ع) و عده ای دیگر جنازه امام حسن(ع) را به جایگاه خاصی در نزدیکی مسجد النبی منتقل کرده و در آنجا نماز بر جسم مطهرشان نماز گزاردند بعد از آن برای تجدید عهد و دفن نزدیک مزار پیامبر بردند. ▪در این هنگام مروان بن حکم به همراه عده ای جلو آمد و فریاد زد شما می خواهید حسن بن علی را در کنار پیامبر دفن کنید. 🐪 از طرف دیگر عایشه نیز در حالی که سوار بر استر بود به جمع آنان پیوست و فریاد زد چگونه می خواهید کسی را که من هر گز دوست نداشتم به خانه من داخل کنید!! ⚜ ابن شهر آشوب در ادامه می آورد: 🏹 «جنازه‌ آن‌ حضرت را تیر باران کردند، تا جایی که هفتاد چوبه‌ تیر به تابوت آویخته شد». 📚 مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۴٣. 👌همین جریان را علامه مجلسی در بحار و شیخ مفید در ارشاد نقل می کند. 📚 بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ١۵٧. 📚 الارشاد، ص ١٧۴، ١٧۶. 👌این مضمون را دیگران از علمای اهل سنت نیز نقل کرده اند. 📚 حیاه الحیوان، ج ١، ص ٨٣. 📚 تاریخ الخمیس، ج ٢، ص ٢٩۴. 📚 وفیات الاعیان، ج ٢، ص ۶۶. 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7⃣1⃣1⃣ «گاه بلا به سعادت می انجامد!» 🇨🇳 حدود دو قرن پیش از میلاد پیرمردی در ناحیه شمال چین زندگی می کرد. 🐎 یک روز اسب این پیرمرد گم شد. 👥 همسایگان از شنیدن خبر گم شدن اسب او تاسف خوردند و برای ابراز همدردی به منزل وی رفتند، ولی پیرمرد بی آنکه کمترین اثر اندوه و غمی در چهره اش نمایان باشد گفت: 👴 مهم نیست که اسب من گم شده است، شاید این خود حکمتی داشته باشد! 👥 همسایه ها از سخنان پیرمرد سخت تعجب کردند و بازگشتند!! 🐎🐎🐎 پس از گذشت چند ماه اسب گم شده به همراه چند اسب دیگر بازگشت. 👥 همسایه ها این خبر را که شنیدند با خوشحالی به منزل پیرمرد رفتند و تبریک گفتند، ولی پیرمرد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است با خونسردی گفت: 👴 این کجایش جای خوشحالی دارد که من بی رنج و زحمت به آسانی و مجانی چند است به دست بیاورم، شاید این خودش موجب بدبختی برای من بشود!! 👦🏻 پیرمرد تنها یک پسر داشت که علاقه زیاد به اسب سواری داشت. 🐎 روزی هنگام رام کردن یکی از اسب های وحشی آن پسر از اسب افتاد و استخوان پایش شکست. 👥 همسایه ها به سراغ پیرمرد رفتند که او را تسلی دهند ولی پیر مرد بدون هیچگونه احساس ناراحتی گفت: 👴 استخوان پایش شکست که شکست معلوم نیست که این خود بعدها به نفع ما تمام نشود!! 👥 همسایگان که با شگفتی سخنان پیرمرد را استماع کردند این بار هم نتوانستند دریابند که او درست می گوید یا نه. ⚔ یک سال بعد در آن منطقه جنگی اتفاق افتاد که اکثر جوانان به میدان جنگ رفتند و بیشتر آنها کشته شدند، ولی پسر پیرمرد به علت لنگ بودن پا، به جنگ نرفت و زنده ماند و آنوقت بود که همسایگان به عمق گفته های پیرمرد رسیدند! 👌🏻مَثل فوق که ناشی از این داستان است در مورد توصیه به تحمل ناملایمات زندگی و پرهیز از مغرور نشدن به سعادت و خوشی ناگهانی به کار می رود و قسمت اول آن یادآور مثل معروف «پایان شب سیه سپید است» فارسی می باشد. 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
⚠ #علی_لاریجانی نشان داد، قدرت برایش اصالت دارد نه مراجع تقلید و مرجعیت! 🗳 انتخابات مجلس نزدیک است و تصمیم حضرات آیات در قم! 🌐 @partoweshraq
🔺 دکتر #حسن_عباسی به ۷ ماه زندان محکوم شد، اما نه مثل بهاری ها با تحصن، اعتصاب غذا و نامه نگاری برای نظام هزینه درست کرد و نه مثل منفعت طلبان تهدید به براندازی و آشوب در نظام داشت! 🌐 @partoweshraq