eitaa logo
ثامن شهید سعادتمند ۳۴۲ 🇵🇸
191 دنبال‌کننده
8هزار عکس
4.3هزار ویدیو
146 فایل
تهران _ ناحیه ابوذر _ حوزه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ۳۴۲_ پایگاه شهید حمزه سعادتمند _ (واحد خواهران) مدیر کانال : @Tahora5 لینک کانال اطلاع رسانی: https://eitaa.com/joinchat/1682768694C5b0bfa3129
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت هفتم "فَجَعَلَ اللَّهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ" خداوند ایمان را برای پاکی شما از شرکت قرارداد. "وَ الصَّالةَ تَنْزیهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ" و نماز شما را از کبر منزه می کند. رکوع و سجده و همه اعمال و گفتار نماز حاکی از اقرار به نقص و کوچکی انسان مقابل عظمت خداوند است. "وَ الزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءًفِی الرِّزْقِ" و زکات را قرار داد تا نفس از آلودگی پاک شود و روزی وسعت یابد. "وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلْاِخْالصِ" و روزه را برای تثبیت اخلاص قرار داد در میان جمعیت اعمالی که انسان برای خدا و قربتا الی الله انجام می‌دهد یک عمل عبادی وجود دارد که هیچ مظهری ندارد و انسان می‌تواند آن را مخلصا الله یعنی فقط برای خدا انجام دهد به طوری که هیچ کس نفهمد و آن عمل روزه است. "وَ الْحَجَّ تَشْییداً لِلدّینِ" و حج را برای رفعت دین قرار داد. "وَ الْعَدْلَ تَنْسیقاً لِلْقُلُوبِ" و عدالت را قرار داد برای اینکه دلها به هم وابسته و با هم هماهنگ شوند. "وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ" و اطاعت ما اهل بیت را واجب کرد چون موجب نظم شریعت و ملت می گردد؛ چرا همه بر محور یک امام جمع می شوند و اجتماع می کنند. "وَ اِما مَتَنا اَماناً لِلْفُرْقَةِ" و امامت مارا محوری برای جلوگیری از تفرقه قرار داد. پس که امامت را واجب کرد تا هر کسی مدعی رهبری نشود و ملوک الطوایفی که موجب از بین رفتن دین است به وجود نیاید. "وَ الْجِهادَ عِزّاً لِلْاِسْالمِ، وَ ذُلّا لِاهلِ الکُفرِ وَ النِفاقِ" و جهاد را برای عزت اسلام و ذلت اهل کفر و نفاق واجب قرار داد. "الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتیجابِ الْاَجْرِ" و بردباری را برای استحقاق پاداش قرار داد شاید منظور پایداری در جهاد باشد. "وَ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلِحَةً لِلْعامَّةِ" و امر به معروف را برای مصلحت اجتماعی تعیین کرد تا جامعه به فساد کشیده نشود. "وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَةً مِنَ السَّخَطِ" و نیکی به پدر و مادر را برای مصونیت آدمی از غضب الهی واجب نمود. "وَ صِلَةَ الْاَرْحامِ مَنْساءً فِی الْعُمْرِ وَ مَنْماةً لِلْعَدَدِ" و صله رحم را قرار داد که موجب طولانی شدن عمر و وسیله‌ای برای تکثیر است. "وَ الْقِصاصَ حِقْناً لِلدِّماءِ" و قصاص را برای حفظ خونها واجب کرد. "وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْریضاً لِلْمَغْفِرَةِ" و وفای به نذر را قرار داد تا انسان خود را در معرض مغفرت الهی قرار دهد. "وَ تَوْفِیَةَ الْمَكائیلِ وَ الْمَوازینِ تَغْییراً لِلْبَخْسِ" و وفا در کیل و وزن کردن را واجب نمود برای اینکه حق دیگران ضایع نشود یعنی وفاداری به مقیاس ها و موازین را واجب کرد تا دچار فراموشی نشوید. "وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ" و نهی از شراب را قرار داد تا شما را از پلیدی بازدارد. "اجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ" و دوری از نسبت زشت دادن به دیگران را واجب کرد تا خود را در معرض لعنت الهی قرار ندهید. "وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجاباً لِلْعِفَّةِ" و ترک دزدی را واجب کرد تا عفیف و پاک بمانید. "وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ اِخْالصاً لَهُ بِالرُّبوُبِیَّةِ" و خدا شرک را حرام کرد تا به ربوبیت او اخلاص پیدا کنید. خدا می‌گوید از دیگران پیوندی را قطع کن تا به من بپیوندی! گسستن از غیر پیوستن به رب را در پی دارد و پیوند به خدا فقط اخلاص است. از اینجا حضرت به بیان دستورات قرآن می‌پردازد: "فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ" پس حریم حق را آنطور که سزاوار حفظ حریم خدا است پاس بدارید. °• حضرت زهرا علیهاالسلام تا اینجا فهرستی از واجبات و محرمات را ارائه و سپس آثار هر یک از آنها را بیان نمود حال می فرماید به این عوامل و نواحی مقید باشید و عمل کنید •° وَ لا تَمُوتُنَّ اِلَّا وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ" و مراقب باشید که مسلمان از دنیا بروید یعنی طوری عمل کنید که در هنگام مرگ مسلمان مانده باشید. "وَ اَطیعُوا اللَّهَ فیما اَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهاكُمْ عَنْهُ" و خدا را در آنچه به شما امر و نهی کرده است اطاعت کنید یعنی عوامل او را عمل کند و نواهی اش را ترک نما! "فَاِنَّهُ اِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ" همانا و بندگان دانای خدا از خدا بیم دارند. °• تا اینجا حضرت زهرا علیها سلام به بیان اعتقادات از آفرینش گرفته تا اصول و فروع و اخلاقیات و آثار واجبات و محرمات پرداخت اما از اینجا به بعد لحن سخن تغییر میکند •° | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت هشتم "ثمقالت: اَیُّهَا النَّاسُ! اِعْلَمُوا اَنّی فاطِمَةُ وَ اَبی مُحَمَّدٌ" سپس گفت: ای مردم! بدانید من فاطمه ام و پدرم محمد صلی الله علیه و آله و سلم است. اینجا آدمی به فکر می‌رود که مگر او را نمی شناختند که دوباره خود را معرفی می‌کند؟ اما دقت در عبارات بعدی مسئله را روشن می‌سازد. "اَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً، وَ ال اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطاً، وَ الاَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطاً" می گویم آن هم نه یک بار، بلکه تکرار می کنم و هیچگاه در گفتارم اشتباه ندارم و کارهایی که انجام می دهم برخلاف حق نیست. و بلافاصله این آیه را قرائت می کند که: "لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ" هر آینه رسولی از خودتان برای شما آمده وقتی بر شما سختی و فشار وارد می شود برای او سخت و ناگوار بود در هر چه که خیر شما در آن قرار داشت و حریص بود؛ یعنی می خواست به شما خیر برساند و نسبت به مومنین مهربان بود. °• حضرت زهرا علیها سلام می‌خواهد بگوید رسول خدا به این اندازه غمخوار و دلسوز شما بود من دختر چنین کسی هستم آیا رفتاری که با من کردید سزاوار بود؟ •° "فَاِنْ تَعْزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِكُمْ،وَ اَخَا ابْنِ عَمّی دُونَ رِجالِكُمْ" و اگر به نسب پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مراجعه کنید و او را بشناسید؛ می‌فهمید که او پدر من است نه پدر زن‌های شما و برادر پسر عموی من است نه برادر مردان شما. بدون اینکه اسم علی علیه السلام را ببرد می‌گوید پیغمبر خدا برادر پسر عموی من است. "وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ اِلَیْهِ" و چه سعادتمند است کسی که به او نسبت داده شود یعنی کسی که به پدرم پیغمبر اکرم نسبت معنوی و روحی داشته باشد سعادتمند است. منظور حضرت علی علیه السلام است که شایستگی اخوت معنوی با رسول اکرم را یافت. حضرت چه بسا عظمت همسر خود را بیان می کند که او در سطح روحیات و معنویات پیغمبر اکرم است و دارای همان رتبه و عظمت می‌باشد چون حقیقت عقد اخوت بر اساس یک نوع هماهنگی روحی است. "صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ. فَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ" پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسالتش را در حالی ابلاغ کرد که مردم را صادعا انذار می‌نمود. "مائِالًا عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكینَ" در حالی که پیامبر به راه و روش مشرکین پشت پا زده بود. یعنی بدون توجه به آنها و برخلاف طریق آنها راه خدا را پیمود، مردم را به توحید دعوت کرد و از بت پرستی و شرک انذار داد. "ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَكْظامِهِمْ" در حالی که به کمر مشرکین ضربه زد و گلوگاه آنان را گرفت. پیغمبر اکرم وقتی خواست آنجا به شرکت را بشکند و از بین ببرد، چنان محکم و قاطع و بی‌هیچ انعطاف وارد شد که هیچ‌کس نتوانست مقاومت کند، چرا که در بحث اصول اعتقادی اصلاً نرمش و انعطاف معنی ندارد. "داعِیاً اِلى سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِكْمَةِ و الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ" در حالی که مردم را به وسیله حکمت و استدلال و موعظه نیکو دعوت می کرد. "یَجُفُّ الْاَصْنامَ وَ یَنْكُثُ الْهامَّ" پیغمبر با دست خود بت ها را می شکست و به سر های مشترکین ضربه وارد می‌کرد یعنی شخصا در این میدان قدم می‌گذاشت. "حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَحَتَّى تَفَرََّى اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ" تا اینکه مشرکین هزیمت و عقب نشینی کرده و از بین رفتند، و تاریک شب کنار رفت و صبح آشکار شد؛ یعنی بالاخره زحمات و رنج‌های او نتیجه داد و به ثمر نشست. "وَ اَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ" و حق از آن موضوع خالصش هویدا گردید خالص حق همان توحید محض میباشد. "و نَطَقَ زَعیمُالدّینِ، وَ خَرَسَتْ شَقاشِقُ الشَّیاطینِ" رهبر دین به سخن آمد و حنجره های دهان شیاطین لال شد؛ یعنی پیغمبر به گفتار درآمد و گویندگان کفر خاموش شدند. "وَ طاحَ وَ شیظُ النِّفاقِ" و جمعیت نفاق هم به هلاکت رسید منظور از وشیظُ النفاق افراد فرومایه و پست بی اصل و نسب است. حضرت زهرا این تعابیر را با دقت تمام به کار برده اند زیرا این نوع افراد یعنی کسانی که از خود شخصیت و استقلال فکری نداشتند در همان مجلس حاضر بوده اند. این نوع انسانها همواره به نفاق روی می آورند چون انسانی که خودش قدرت فکری داشته باشد و بتواند مسائل را درست تحلیل کند منافق نخواهد شد. "وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَ الشَّقاقِ" و گروه های کفر و شقاق باز شدند. "وَ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الْاِخْالصِ" و شما به کلمه توحید و اخلاص سخن گفتید یعنی لا اله الا الله را بر زبان جاری ساختید. | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت نهم "فی نَفَرٍ مِنَ الْبیضِ الْخِماصِ" حال آنکه شما در میان عده‌ای از آنسانهای آبرومند و روسپید و شکم خالی بودید؛ یعنی با اینکه همه شما مسلمان شدید، اما همراهان واقعی پیامبر و کسانی که او را در این راه یاری دادند آنهایی بودند که روح و بطنشان از تعلقات دنیوی خالی بوده است. حضرت در اینجا به عترت و خصوصاً به علی علیه السلام اشاره می کند الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. "وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ" و شما در پرتگاه جهنم بودید! "مُذْقَةَ الشَّارِبِ" و محل چشیدن و آشامیدن تشنگان بودید. "وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ" و محل فرصت طمع کاران بودید! "وَ قُبْسَةَ الْعِجْالنِ" و مثل آتشی که هر کسی از آن چیزی بر می دارد و می برد. می فرماید: از نظر اجتماعی وضع شما طوری بود که هر کسی می رسید قسمتی از سرزمین و امور یا منافع شما را می کند و می برد و شما هم جرات دفاع نداشتید و ضعیف بودید. "وَ مَوْطِیءَ الْاَقْدامِ" و شما محل قدم‌ها بودید! یعنی آنقدر ذلیل و زیردست بودید که شما را له می کردند حضرت می‌خواهد بگوید این اسلام بود که به شما عزت داد. "تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ" از آب های کثیف گودال‌های بیابان می خوردید! "وَ تَقْتاتُونَ الْوَرَق" و غذای شما پوست دباغی نشده یا برگ درختان بود. "اَذِلَّةً خاسِئینَ" مردم ضعیف و مطرود جامعه انسانیت بودید! یعنی از آداب اجتماعی چیزی نمی دانستید بی شخصیت و سست عنصر بودید. "تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِكُمْ" آنقدر ضعیف بود که می ترسیدید مردم از اطراف شما را بربایند، یعنی به بندگی بگیرند و ببرند. "فَاَنْقَذَكُمُ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالی بِابی مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ" پس خدا شما را به وسیله پدر من محمد صلی الله علیه و آله و سلم نجات داد. خدا به وسیله پیامبر به شما عزت و آبرو بخشید. "بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی، وَ بَعْدَ اَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجالِ، وَ ذُؤْبانِ الْعَرَبِ" بعد از این همه حوادث ناگوار و آن افراد متهور بی منطق از مشرکین و گرگ های عرب که پیغمبر به آنها مبتلا شد. "وَ مَرَدَةِ اَهْلِ الْكِتابِ" پیامبر به متمردین از اهل کتاب مبتلا شد. "كُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللَّهُ " هر وقت این ها آتش جنگ میان فروختن خداوند آنرا خاموش می‌کرد. "اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّیْطانِ، اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ، قَذَفَ اَخاهُ فی لَهَواتِها" هرگاه شاخ شیطان ظاهر می‌شد یا هرگاه دهان باز کننده‌ای از مشرکین دهان باز میکرد و هرگاه می‌خواستند علیه مسلمین فتنه به راه اندازند برادرش را در دهان حوادث می‌انداخت. °• از اینجا حضرت زهرا علیها سلام بسیار زیبا وارد برخی مسائل می‌شود که اصلاً سبک بیان ایشان معجزه است. •° "فَالیَنْكَفِیءُ حَتَّى یَطَأَ جِناحَها بِأَخْمَصِهِ، وَ یَخْمِدَ لَهَبَها بِسَیْفِهِ" و علی علیه السلام نیز از میدان باز نمی گشت مگر وقتی که گوشه‌ای آنها را زیر پا له و شعله فتنه آنان را با شمشیر خاموش کرده باشد. این کارها را علی علیه السلام انجام دادن شما! "مَكْدُوداً فی ذاتِ اللَّهِ، مُجْتَهِداً فی اَمْرِ اللَّهِ" علی علیه السلام سخت در راه خدا مبارزه کرد و در انجام دستورات الهی سخت‌کوش و تلاشگر بود. "قَریباً مِنْ رَسُولِاللَّهِ" علی علیه السلام نزدیک ترین اشخاص به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. "سَیِّداً فی اَوْلِیاءِ اللَّهِ " او آقا، سرآمد، سرور و سالار اولیای آی خدا بود. "مُشَمِّراً ناصِحاً مُجِدّاً كادِحاً" مهیای خیرخواهی بود که در این راه جدیت و فعالیت داشت. "لا تَأْخُذُهُفِی اللَّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ" و سرزنش سرزنش کنندگان هم در او که در راه خدا کوشش می‌کرد اثر نداشت. "وَ اَنْتُمَفی رَفاهِیَّةٍ مِنَ الْعَیْشِ" و در همان حال شما در رفاه عیش و خوش گذرانی بودید. "و ادِعُونَ فاكِهُونَ آمِنُونَ" و شما ساکت و آرام در امنیت بودید. °• حضرت اشاره می کند یک انسان دین دار و متدین باید داشته باشد. •° "تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ" منتظر رسیدن بلاها بر ما بودید "وَ تَتَوَكَّفُونَ الْاَخْبارَ" و منتظر اخبار بودید. "وَ تَنْكُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ" هنگام پیش آمد کردن حوادث عقب‌نشینی می‌کردید. "وَ تَفِرُّونَ مِنَ الْقِتالِ" و از صحنه جنگ فرار می کردید. حضرت علیهالسلام می‌فرماید: شما که در این مسجد نشسته اید از آن مردم و گروه ها هستید. حضرت می فرماید: شما کسانی هستید که قبلاً اهل عافیت طلبی بودید و امروز که دور به دستتان افتاده بر خلاف این امر خدا و رسولش خلیفه را از میان خودتان انتخاب می کنید. _بن_ابی_طالب | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت دهم "فَلَمَّا اِختارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِدارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فیكُمْ حَسْكَةُ النِّفاقِ" پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش منزل گاه انبیا و محل اصفیا را برگزید، حسکه نفاق از شما ظاهر شد. به تعبیری حسکه یعنی خار نفاق که مثل تیری بر اهل حق فرود آمد. "وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدّینِ" و لباس دین بین شما کهنه شد. یعنی پیغمبر اکرم با حیات خود سراسر جامعه را مثل جامه ای نو پوشانده بود، اما همین که پیامبر وفات کرد شما لباس دین را مثل لباسی که کهنه شده در آوردید و کنار گذاشتید. "وَ نَطَقَ كاظِمُ الْغاوینَ" و در نتیجه گمراهان ای که در آن زمان ساکت بودند زبان در آوردند و ناطق شدند. "وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَفلّین" و افراد فرومایه گمنام در صحنه ظاهر شدند. "وَ هَدَرَ فَنیقُ الْمُبْطِلینَ" و یک نوع افراد بی باک از گروه باطل به صدا درآمده اند؛ یعنی همان کفار و مشرکین ای که در زمان حیات پیغمبر ساکت شده بودند و تا پیامبر زنده بود جرات حرف زدن نداشتند، اینک به سخن در آمده اند. "فَخَطَرَ فی عَرَصاتِكُمْ" و همین ها در جمع شما مشغول تحرک اند. "وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ، هاتِفاً بِكُمْ" و شیطان هم سرش را از مخفی‌گاه بیرون کشید و شما را صدا زد؛ یعنی این حرکات شما حرکات شیطانی است. " فَأَلْفاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ" پس شما را دید که دعوت او را اجابت میکنید. °• هنگامی که شیطان دید طرح های شما شیطانی است و در دل هایتان این می گذرد که مسیر امامت و اسلام را منحرف کنید دریافت که شما جوابگوی دعوت او هستید. در حقیقت عمل اصحاب سقیفه پاسخی بود به ندای شیطان و اجرای طرح شیطانی. •° "وَ‌لِلْغِرَّةِ فیهِ مُالحِظینَ" و برای اینکه شما برای رسیدن به پست و مقام دنیوی به او نگاه می کنید. "ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفافاً" و آنگاه شیطان از شما خواست برخیزید، پس دریافت کرد که شما آدم‌های سبکی هستید؛ یعنی آدم هایی هستید که از نظر تفکری و تعقلی تو خالی و بی شخصیتی و اسیر شهوت و غضب می باشید. "وَ اَحْمَشَكُمْ فَاَلْفاكُمْ غِضاباً" و شیطان شما را تحریک کرد، پی دید شما غضبناک شدید؛ یعنی شیطان وقتی توخالی بودن شما را دید، و فهمید که حالا دیگر مطیع او هستید، پس می‌تواند هر خیانت و جنایتی را به شما تحمیل کند. °• شیطان دانست که شما در دل با علی علیه السلام دشمنی داشته و قصد انتقام دارید و اینکه نسل به نسل درددل‌های خبیث شما منتقل شده لذا شما را در چنین پایگاهی قرار داد و تحریکتان کرد. •° "فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ اِبِلِكُمْ" پس شما مشغول داغ زدن بر غیر شترهای خود شدید. حضرت می فرماید شما به امری متعرض شدید که اصلاً به شما ارتباطی نداشت، کنایه از اینکه از حریم خودتان تجاوز کردید و به حریم دیگران وارد شدید. "وَ وَرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِكُمْ" و در محلی برای آب خوردن وارد شدید به جای آب خوردن شما نبود. °• حضرت می‌خواهد بگوید امر تعیین خلیفه مسلمین کاری در شأن شما نبود که در آن وارد شدید رسالت و امامت امر الهی است و نصب الهی لازم دارد و به شما ربطی نداشت که بروید و در جایی بنشینید و خلیفه تعیین کنید. •° "هذا وَ الْعَهْدُ قَریبٌ" و این در حالی بود که هنوز از عهد و پیمان شما به پیغمبر نزدیک است. حضرت اشاره به غدیر خم دارد و می فرماید هنوز وقت زیادی از آن روز نگذشته است که پدرم به شما گفت من کنتم مولا فهذا علی مولا. "وَالْكَلْمُ رَحیبٌ" و هنوز جراحات ناشی از رحلت پیغمبر باز و وسیع است. یعنی آن جراحت وارده به قلوب شما و علاقه مندان وسیع است. "وَ الْجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلُ" و جراحتی که از ناحیه وفات پدرم وارد شد هنوز التیام نیافته است. "وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرُ" و هنوز رسول خدا دفن شده بود. این خطبه بنابر قولی ده روز بعد از فوت رسول خدا ایراد شده است. حضرت زهرا علیه السلام می گوید هنوز زمانی از داغ رحلت پدرم نگذشته بود که شما اینگونه عمل کردید. °• در این کلام اشاره‌ای به جریان سقیفه وجود دارد یعنی هنوز پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم دفن شده بود و حضرت علی علیه السلام مشغول تجهیز پیغمبر بود که بعضی برای تعیین خلیفه در سقیفه جمع شدند. •° | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت یازدهم "اِبْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ" °• با عجله اقدام کردید و خیال کردید که اگر این کار را نکنید فتنه ای روی می دهد. حضرت می‌گوید شما خوف از فتنه را بهانه کردید تا سقیفه را تشکیل دهید در حالی که خوف از فتنه اصلاً معنا نداشت زیرا با پیش‌بینی پیامبر اکرم و واقعه غدیرخم تکلیف همه روشن بود و اصلا جای نگرانی وجود نداشت حضرت می‌خواهد بگوید خفت از فتنه بهانه‌ای بیش نبود شما می‌خواستید خلافت را قطع کنید و برای فریب دیگران که از زد و بندهای پشت پرده بی‌خبر بودند خوف از فتنه را بهانه کردید تا به اهداف شوم خود برسید و عملتان را مشروع جلوه دهید. •° "اَلا فی الفِتنَةِ سَقَطُوا" بدانید که با این کار شما در فتنه سقوط کردید. چه فتنه‌ای از این بالاتر که شما مسیر اسلام حقیقی را منحرف کردید؟ و با این عمل بذر اختلاف و فتنه را کاشتید. "وَ إنَّ جَهَنَّم لَمُحیطَه بِالکافِرینَ" و به راستی جهنم بر کافران احاطه دارد. در اینجا به خوبی از آیه قرآن استفاده کرده و می فرماید سردمداران سقیفه مصداق که بودند و در هنگامی که مرتکبین اعمال شدند مومن نبوده اند. " فَهیهاتَ مِنکُم وَ کیفَ بِکُم؟ و أَنّی تُوفَکُونَ؟ " و این کار از شما دور بود. یعنی باور نبود از شما مهاجرین و انصار که دست به چنین کاری بزنید فریب شیطان را بخورید و اهل بیت پیامبر را به کنار بزنید و تنها بگذارید و شما را چه شده است؟ با اینکه از جریانات آگاه بودید چگونه چنین کردید؟ و به کدام راه منحرف شده اید؟ آیا می دانید که به کدام سمت شما را سوق داده‌اند؟ "وَ کِتابُ اللهِ بَینَ أَظهُرِکُم" و حال آنکه کتاب خدا بین پشت های شما بود حضرت می فرماید شما قبلا از قران محافظت می کردید و از آن دستورالعمل می‌گرفتید پس چه شد که قرآن را رها کردید؟ "اُمُورُهُ ظاهِرة وَ أحکامُهُ زاهِرة وَ اَعْالمُهُ باهِرَةٌ، و زَواجِرُهُ الئِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ" در حالی که معارف قرآن کریم روشن و احکام آن درخشنده و علم های آن بلند و غالب و نواحی آن تبیین شده و عوامل آن واضح است. یعنی معارف و تعالیم قرآن راهنمایی هایش آشکار و واضح بود. "وَ قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ" و قرآن را پشت سر انداختید! یعنی به جای این که قرآن را پیشاپیش و راهبرد خود قرار دهید قرآن را به پشت سر نهادید؛ یعنی در مسائل رهبری و امامت که از اهم مسائل است به قرآن توجه نکردید و آن را پشت سر انداختید. "أَرَغْبَةً عَنْهُ تُریدُونَ؟اَمْ بِغَیْرِهِ تَحْكُمُونَ؟" آیا از قرآن رو گردان شدید یا غیر قرآن را ملاک حکم خود قرار داده اید؟ "بِئْسَ لِلظَّالمینَ بَدَالًا" چه بد است برای ستمکاران آنچه را که به جای قرآن اختیار کردند. "وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْاِسْالمِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ، وَ هُوَ فِی الْاخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین" کسی که غیر از اسلام دینی را انتخاب کند هیچگاه آن دین از او پذیرفته نمی شود و در آخرت هم از زیانکاران خواهد بود. "ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا اِلى رَیْثَ اَنْ تَسْكُنَ نَفْرَتَها" و شما صبر نکردید مگر به اندازه‌ای که این مرکب خلافت ساکت و آرام شود. "وَ یَسْلَسَ قِیادَها" و به مقداری که شتر آرام گیرد و افزار آن در اختیار شما قرار گیرد. "ثُمَّ اَخَذْتُمْ تُورُونَ وَ قْدَتَها" و آتش زنه را آوردید و شروع کردید به شعله‌ور کردن آتش. حضرت اشاره می‌کند که از اول آتش خلافت را روشن کردید و حال دارید آن را شعله ور می سازید. "وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَها" و آن آتش را به جاهای دیگر هم سرایت دادید. °• آتش اولیه را گسترش داده و فدک را غصب نمودید بعد به خانه اهل بیت پیغمبر حمله ور شده و به بین آن حضرت تعرض کردید. •° "وَ تَسْتَجیبُونَ لِهِتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِىِّ" و به ندای شیطان گمراه‌کننده پاسخ مثبت دادید. یعنی حرکت شما در سقیفه یک حرکت شیطانی و از سر هوای نفس بود. °• اصلا عمل شیطان یعنی کنار گذاشتن احکام اسلام و قرآن •° "وَ اِطْفاءِ اَنْوارِالدّینِ الْجَلِیِّ" و شما انواع دین خدا را که روشن بود خاموش کردید. "وَ اِهْمالِ سُنَنِ النَّبِیِّ الصَّفِیِّ" و سنن پیامبر برگزیده خدا را خاموش کردید. یعنی شما مسیر اسلام را با غصب خلافت تغییر دادید و شروع به از بین بردن انواع دین و آثار پیغمبر کردید. "تُسِرُّونَ حَسْواًفِی ارْتِغاءٍ" شما به تدریج به منفعت خلافت را آشامیدید. یعنی شما در ظاهر عنوان کردید که می خواهید مسئله خلافت عقب نیفتد و به اسلام لطمه نخورد و فتنه برپا نشود اما در باطن جنبشی خزنده داشتید و می خواست خلافت را تا همیشه تاریخ از اهل بیت دور کنید جریان سقیفه یک توطئه عظیم و عمیق بود. "وَ تَمْشُونَ لِاَهْلِهِ وَ وَلَدِهِفِی الْخَمَرِ وَ الضَّرَّاءِ" به صورت مخفی بر علیه اهل بیت و فرزندان پیغمبر قدم بر می دارید. | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت دوازدهم "وَ نَصْبِرُ مِنْكُمْ عَلى مِثْلِ حَزِّ الْمَدى" ما اهل بیت در مقابل مُدای شما صبر می کنیم. یعنی ما در برابر شما صبر می‌کنیم مثل کسی که با او های بزرگ اعضایش را قطعه قطعه کنند و به او ضربه بزنند که در این صورت او هم صبر کند. یعنی ما دقیقاً از اغراض فاسده و سوء استفاده شما از موقعیت به دست آمده خبر داریم اما برای حفظ و بقای اسلام صبر می کنیم. "وَ وَخْزِ السنان فی الحشا" و مثل فرو رفتن سر نیزه در بدن انسان. حضرت زهرا علیهاالسلام کمال ناراحتی خود را در این عبارت بیان می‌کند و می‌گوید این زخمها عمق جان را می سوزاند. "وَ اَنْتُمُ االنَ تَزَْعُمُونَ اَنْ لا اِرْثَ لَنا" و شما گمان می کنی که ما از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ارث نمی بریم؟ "أَفَحُكْمَ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ؟وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَومٍ یُوقِنُونَ، أَفَلا تَعْلَمُونَ؟" آیا شما حکم زمان جاهلیت را انتخاب کرده اید؟ در نظر آنان که اهل یقین چه کسی بهتر از خدا حکم می کند؟ آیا شما نمی دانید؟ "بَلى، قَدْ تَجَلَّى لَكُمْ كَالشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ أَنّی اِبْنَتُهُ" آری برای همه شما مثل خورشید روشن است که من دختر پیغمبر هستم؛ یعنی این را نمی توانید انکار کنید که من یگانه وارث او هستم. "اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَاُغْلَبُ عَلى اِرْثی؟" ای مسلمانان! آیا من بر ارثم مغلوب شوم؟ *روی سخن با ابوبکر "یَابْنَ اَبیقُحافَةَ! اَفی كِتابِ اللَّهِ تَرِثُ اَباكَ وَ لا اَرِثُ اَبی؟" ای پسر ابی قحافه! آیا در قرآن آمده است که تو از پدرت ارث ببری ولی من از پدرم ارث نبرم؟ °• در اینجا ممکن است ابوبکر بگوید من بنابر حدیث پیغمبر عمل کردم. حضرت علیهاسلام همینجا پاسخ این حرفه ابوبکر را می دهد حضرت علیها السلام به آن حدیث جعلی توجه دارد لذا ابتدا از نظر قرآنی بحث می‌کند. چون ممکن است آنها به آن حدیث ساختگی متوسل شوند بلافاصله می گوید: "لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیّاً" سوره مریم آیه ۷۲ همانا سخن دروغی را نسبت دادی! فری یعنی دروغ واضح و آشکار یعنی شما آن حدیث جعلی را مطرح کردید. "اَفَعَلى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ" آیا شما عمداً کتاب خدا را ترک کردید و پشت سر انداختید؟ یعنی یا آیات قرآن را نمی دانستید آن وقت این حدیث را کردید یا اصلاً به آیات توجه نداشتید و این کار را انجام دادید. "إذْ یَقُولُ: وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُد" آنجا که قرآن می‌گوید سلیمان از داوود ارث برد. یعنی وقتی خدا در قرآن تصریح دارد که سلیمان از داوود ارث برد چطور ممکن است پیغمبر حدیثی بر خلاف قرآن بگوید؟ "وَ قالَ فیما اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ زَكَرِیَّا اِذْ قالَ: فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْكَ وَلِیّاً یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ الِیَعْقُوبَ" و آنچه در داستان یحیی حکایت کرده که زکریا به خداوند گفت پروردگار من از جانب خود به من جانشین و ولی ای که از من ارث ببرد ببخش! "وَقالَ: وَ اوُلُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلی بِبَعْضٍفی كِتابِ اللَّهِ" و خویشاوندان بعضی به بعضی دیگر در کتاب خدا سزاوار ترند. "وَقالَ: یُوصیكُمُ اللَّهُفی اَوْالدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْاُنْثَیَیْنِ" و خداوند شما را سفارش می کند که برای پسران دو سهم دختران را قرار دهید. "وَ قالَ: اِنْ تَرَكَ خَیْراً الْوَصِیَّةَ لِلْوالِدَیْنِ وَالْاَقْرَبَیْنِ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقینَ" و می گوید انسان هم اینکه نشانه های مرگ را در خود دیدید اگر چیزی دارد باید برای والدین و خویشاوندان به نیکی وصیت کند این حقی است بر متقین. "وَ زَعَمْتُمْ اَنْ ال حَظْوَةَ لی، وَ ال اَرِثُ مِنْ اَبی، وَ ال رَحِمَ بَیْنَنا" شما گمان کردید که من بهره‌ی ندارم؟ و من از پدرم ارث نمی برم؟ و یا بین من و پدرم نسبتی وجود ندارد؟ همه از پدرشان ارث میبرند الا من؟ همه پیغمبرزاده ها ارث می برند الا من؟ "اَفَخَصَّكُمُ اللَّهُ بِایَةٍ اَخْرَجَ اَبی مِنْها؟" آیا خداوند آیه ای دارد که به شما اختصاص دارد و پدر من از آن استثنا شده؟ "اَمْ هَلْ تَقُولُونَ: اِنَّ اَهْلَ مِلَّتَیْنِ لا یَتَوارَثانِ؟" آیا می‌گوید که اگر دو نفر از دو دین بودند از یکدیگر ارث نمی برند؟ این مطلب را من هم قبول دارم اما: "اَوَ لَسْتُ اَنَا وَ اَبی مِنْ اَهْلِ مِلَّةٍ واحِدَةٍ؟" مگر من و پدرم از یک دین نیستم؟ این یعنی آیا شما مرا مسلمان می دانید؟ "اَمْ اَنْتُمْ اَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْانِ وَ عُمُومِهِ مِنْ اَبی وَابْنِ عَمّی؟" آیا شما نسبت به عام و خاص قرآن، از پدر و پسر عمویم داناتر هستید؟ یعنی اگر برایات روشن قرآن در مورد ارث تخصیص یا استثنایی وارد شده که شما خبر دارید اما پیغمبر خدا و پسر عمویم علی علیه السلام از آن خبر ندارند؟ | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت سیزدهم "فَدُونَكَها مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً تَلْقاكَ یَوْمَ حَشْرِكَ" اکنون ای ابن ابی قحافه! این فدک را در حالی که افسار و جهاز او آماده است بگیر تا در روز حشر تو را ملاقات کنم. "فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ، وَ الزَّعیمُ مُحَمَّدٌ، وَ الْمَوْعِدُ الْقِیامَةُ" خداوند داور خوبی است و پیغمبر هم رهبر خوب ما در قیامت است و قیامت هم خوب و دیدگاهی می باشد؛ یعنی درست است که فعلاً توانستی رهبری امت را قطع کنیم اما در قیامت که دیگر تو رهبر نیستی بلکه رهبر واقعی پیغمبر است. "وَ عِنْدَ السَّاعَةِ یَخْسِرُ الْمُبْطِلُونَ" و هنگام قیامت است که زیان کارها وضعشان آشکار می شود، یا زیان روندگان راه باطل روشن می‌شود؛ یعنی کجروان در قیامت زیانکاران کنند. "وَ ال یَنْفَعُكُمْ اِذْ تَنْدِمُونَ" و دیگر در آن روز اظهار پشیمانی سودی برای شما ندارد، یعنی روزی می‌آید که پشیمان میشوی اما راه برگشت دیگر بسته است. "وَ لِكُلِّ نَبَأٍ مُسْتَقَرٌّ، وَ لَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ" و برای هر خبری وعده گاهی است و به زودی خواهید فهمید که بر چه کسی عذاب خوار کننده نازل می شود. "وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقیم" و به زودی می فهمید که بچه کسی عذاب پایدار حلول می‌کند یعنی تازه از آب پایدار و دائمی انسان در قیامت نازل می‌شود. *روی سخن با انصار "ثم رمت بطرفها نحو الانصار، فقالت: یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ" سپس حضرت نگاهشان را به طرف انصار انداختند و فرمودند: ای جماعت جوانمردان! ای باقی مانده و بازمانده گذشتگان! و بازوان دین و شریعت! تعبیر بازوان شریعت یعنی این انصار بودند که اسلام را یاری دادند. "وَ حَضَنَةَ الْاِسْالمِ!" و شمایی که از اسلام محافظت که می کردید. "ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّه؟" پس چه شده که در شما نسبت به حق خودم سستی میبینم؟ "وَ السِّنَةُ عَنْ ظُالمَتی؟" و آیا در این ظلمی که به من شده خوابتان برده؟ آیا چرتان گرفته است؟ آیا خوابیده اید؟ "اَما كانَ رَسُولُاللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَبی یَقُولُ: اَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ" آیا پدرم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که احترام هر شخص را با احترام به فرزندانش حفظ می‌کنند؟ آیا نفرمودند احترام به فرزند احترام به پدر است؟ "سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْالنَ ذا اِهالَةٍ" اما چه زود حادثه آفرید دید و چه زود چربی ها از بینی های شما خارج شد. حضرت به انصار می‌فرماید: شما دست روی دست گذاشتید و تماشاگر شدید. به تعبیری عملاً آنچه واقع شده را پذیرفتید درحالی که شما سوابق تان خوب بود و در گسترش اسلام نقش داشتید. "وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ" و حال آنکه شما به آنچه من از شما می خواهم توانایی دارید و توانایی شما از بین نرفته است. حضرت در واقع انصار را به قیام علیه ظلم دعوت می کند آن هم به صراحت زیرا می‌گوید: شما حرکت کنید، شما نیرو دارید، دست روی دست نگذارید و بر علیه ظلم اقدام کنید. "اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ؟" آیا می‌گویید پیغمبر مرد و تمام شد؟ یعنی آیا از نظر شما حرکت علی حضور و حمایت از حقوق فقط تا زمان حیات رسول اکرم بوده است و دیگر وظیفه ای ندارید؟ "فَخَطْبٌ جَلیلٌ اِسْتَوْسَعَ وَ هْنُهُ، وَاسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ" آری رحلت پیغمبر مصیبت بزرگی بود که سستی و شکاف پهناوری بر اثر این مصیبت به وجود آمد و آن همبستگی را از بین برد، یعنی تا پیغمبر زنده بود مسلمین ید واحده بودند. "وَ اُظْلِمَتِ الْاَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ كُسِفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ" و زمین به واسطه رحلت پیامبر تاریک شد و خورشید و ماه رو به تاریکی نهادند. کنایه از آن است که حضرت رسول تا زنده بود می درخشید و عالم خاکی به نور روشن بود. "وَ اَكْدَتِ الْامالُ" و آرزوها به ناامیدی کشیده شد. منظور این است که رجا و امید این بود که اسلام عالم گیر شود اما این آرزوها با رحلت پیامبر اکرم و عملکرد زشت شما از بین رفت. "وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ" و کوه ها همه خاشع شدند. "وَ اُضیعَ الْحَریمُ" و حریم پیغمبر ضایع شد؛ یعنی شما هر بت پیغمبر را شکستید. "وَاُزیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ" و حرمت پیغمبر را هنگام مرگش ضایع کردید و از بین بردید. "فَتِلْكَ وَاللَّهِ النَّازِلَةُ الْكُبْرى وَ الْمُصیبَةُ الْعُظْمى، المِثْلُها نازِلَةٌ، وَ لابائِقَةٌ عاجِلَةٌ" به خدا قسم مثل این حادثه‌ها پیشامدهای بزرگی بود که هیچ مصیبتی مانند او نیست و هیچ نظیری نداشت. | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت چهاردهم "اُعْلِنَ بِها، كِتابُ اللَّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فی اَفْنِیَتِكُمْ، وَ فی مُمْساكُمْ وَ مُصْبِحِكُمْ، یَهْتِفُ فی اَفْنِیَتِكُمْ هُتافاً وَ صُراخاً وَ تِالوَةً وَ اَلْحاناً" این مصیبت را کتاب خداوند جل ثنائه در آستانه خانه های شما و در شامگاهان و صبحگاهان خبر داده بود آن هم با صدای بلند. "وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّ بِاَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ" و قرآن خبر داده از آنچه که به انبیای الهی و فرستادگان خداوند در گذشته رسیده. "حُكْمٌ فَصْلٌ وَ قَضاءٌ حَتْمٌ" این مرگ برای همه حکم قطعی و قضای الهی است. "وَ ما مُحَمَّدٌ اِالَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ الشَّاكِرینَ" خداوند می فرماید محمد نیست مگر رسول خدا که قبل از او هم پیامبرانی آمدند حال اگر این پیغمبر رحلت کند یا کشته شود شما عقبگرد میکنید. حضرت می‌خواهد ماهیت آیا شما مرتجع می شوید و به جاهلیت برمی گردید؟ "وَ مَن یَنقَلِب عَلی عَقَبَیهِ فَلَن یضُرَّ الله شیئا وَ سَیجزی الله الشّاکِرین" اما بدانید با عقبگرد کردن و برگشتن برخی به جاهلیت گذشته ضربه‌ای به خدا نمی رسد و جزای خدا برای آنها است که پا بر جا ماندند و شاکر بودند. "ایهاً بَنی قیلَةَ" ای فرزندان قیله! گفته می‌شود قیله نام زنی بوده است که اوس و خزرج یعنی گروه‌هایی که انصار از آنها تشکیل شده بود از فرزندان او هستند. "أ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدى وَ مَجْمَعٍ" آیا من از میراث پدرم خورد شوم در حالی که شما مرا می بینید و صدای مرا میشنوید و من صدای شما را می شنوم و همگی در یک اجتماع هستیم. "تَلْبَسُكُمُ الدَّعْوَةُ وَ تَشْمَلُكُمُ الْخُبْرَةُ" °• همه شما زیر پوشش دعوت من بودید و همگی از خبرها آگاه شدید؛ یعنی ندای من به همه شما می رسد و عذری ندارید و نمی توانید ادعا کنید که جریان را نمی دانید. اشاره حضرت علیهاسلام به این است که مگر من و شوهرم بعد از رحلت پیغمبر راه نیفتادیم شبانه در خانه همه شما و مگر از شما درخواست نکردیم؟ مگر اصرار نکردیم؟ ببینید! اینجا معلوم می‌شود حضرت قبلا هم اینها را دعوت کرده است. •° "وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّةِ وَ الْاَداةِ وَ الْقُوَّةِ" و این در حالی است که شما نیروی انسانی و ابزار و توان هم دارید. "وَ عِنْدَكُمُ السِّالحُ وَ الْجُنَّةُ" و سلاح و سپر هم نزد شما موجود است. "تُوافیكُمُ الدَّعْوَةُ فَالتُجیبُونَ، وَ تَأْتیكُمُ الصَّرْخَةُ فَال تُغیثُونَ" مکرراً دعوت من به شما می رسد اما پاسخ نمی گویید! صدای فریاد و استغاثه من به شما می رسد ولی جواب نمی دهید! "وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْكِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّالحِ، وَ النُّخْبَةُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَةُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ" و شما که به جنگ آوری و خیر و صلاح معروف هستید و آن نخبه‌ها بودید که انتخاب شدید شما مردان خیلی هستید که برای ما اهل بیت انتخاب شدید شما همان کسانی هستید که با عرب جنگیدی سختی ها و مشقت ها را تحمل کردید و با گروه‌های مختلف و با افراد بی منطق مبارزه کردید. "قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْكَد وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ كافَحْتُمُ الْبُهَمَ" شما برای دفاع از پیامبر و دین خدا مبارزه‌ها کردید با سران عرب جنگید و سختی‌ها و رنج‌ها را تحمل کردید و با ملت‌ها و افراد بی منطق مبارزه نمودید. "لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُكُمْ فَتَأْتَمِرُونَ" ما و شما که زایل نشده ایم ما و شما چنان بودی که ما امر می کردیم و شما هم اجابت و عمل می کردید. "حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْالمِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ" تا اینکه به وسیله ما چرخ اسلام به گردش درآمد یعنی دین حق پیروز شد و برکات روزگار مثل شیر خوردنی جریان پیدا کرد و زیاد شد یعنی اسلام موجب بهره‌برداری شما گردید. "وَ خَضَعَتْ نُعْرَةُ الشِّرْكِ" و بینی شرک به خاک مالیده شد و به ذلت درآمد. "وَ سَكَنَتْ فَوْرَةُ الْاِفْكِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْكُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَةُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ" و طغیان فریب و دروغ ساکت شد و آتش های کف خاموش گردید. موج فتنه آرام گرفت و نظام حکومت الهی بر قرار شد. همه اینها به واسطه اهل بیت بود. اشاره به اینکه حکومت به دست پدر و شوهرم برپا گردید. | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
‌قسمت پانزدهم "فَاَنَّى حِزْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ" بعد از همه اینها حال چه شد که مجرم هستید؟ یعنی بعد از اینکه حق روشن شد چرا اینهمه جرم می‌کنید؟ یا چرا متحیر اید؟ اسلام با تلاش‌های پیغمبر صل الله و تحمل سختی ها توسط علی علیه السلام استقلال یافت شما هم که حامی ان بودید حال پیغمبر وفات کرده است پس چه شد که شما دست از حکم الهی و حمایت از حق برداشتید. "وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْالنِ، وَ نَكَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ" و شما بعد از اعلان حق آن را پنهان کردید، و بعد از اقدام به گذشته خود رجوع نمودید، و بعد از ایمان آوردنتان مشرک شدید. حضرت همچنان به مسئله عقب‌نشینی انصار از حق اشاره می‌کند و می‌گوید شما که قبلاً به طور علنی خلافت علی علیه السلام را در پذیرفته بودید، و با او بیعت کردید پس چرا الان پنهان کاری می کنید و می پوشانید چرا بعد از ایمان دوباره مشرک شدید. "بُؤْساً لِقَوْمٍ نَكَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ" بدا به حال گروهی که پیمان ها یا قسم های خود را شکستند پس از آن که پیمان بسته بودند! "وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ" تصمیم گرفتند که پیغمبر را از مدینه بیرون کنند و اینان توطئه را علیه شما آغاز کردند. "اَلا تُقاتِلونَ: اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنینَ" چرا با آنها نمی جنگید؟ آیا از آنها می ترسید؟ حال آنکه خداوند سزاوارتر است که از او بیمناک شوید، اگر مومن باشید! °• این عبارت حضرت این آیه قرآن کریم است. حضرت به خوبی مسئله را در جریان سقیفه تطبیق می‌دهند و این را نظیر همان خیانت اهل یهود مدینه می دانند. یهود می خواستند پیغمبر را از مدینه بیرون کنند؛ اینها هم می‌خواهند پیغمبر را از صحنه خارج کنند، بحث شخص حضرت علی علیه السلام و شوهر من نیست، بحث عدم اطاعت از کسی است که پیغمبر او را از ناحیه خدا برای خلافت معرفی کرده بود. پس علی علیه السلام را از خلافت دور کردن در واقع حضرت رسول اکرم صلی الله را از صحنه خارج کردن است.•° "اَلا وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ" همانا می بینم که شما در راحت طلبی و خوشگذرانی فرورفته اید! یعنی حالت روحی شما عوض شده و رفاه طلب شده اید. "وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ" و شما آن کس را که سزاوار به امر و نهی بود، دور ساختید. یعنی شما کسی را که اولاً توانایی در حکومت اسلام داشت و ثانیاً آشنا به موازین اسلام و احکام الهی بود و ثالثاً از طرف خدا منصوب بود از صحنه دور کردید. این کلمه اَحَقُ و در اینجا به معنای صفت تفضیلی نیست بلکه به معنای مطلقاً سزاوار است یعنی فقط او سزاوار بود نه هیچ کس دیگری آنها که سر کار آمدن صلاحیت کار ندارند. "وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوْتُمْ بِالضّیقِ مِنَ السَّعَةِ" شما با راحت‌طلبی خلوت کردید و خودتان را از تنگی و مضیقه به سوی وسعت و آسایش و راحتی نجات دادید! یعنی راحت‌طلبی و شما زمینه‌ساز این خیانت شد. شما دیدید که پای اقامه حق ایستادن رنج کشیدن دارد، مکافات و درگیری دارد، پس تصمیم گرفتید که خود را از این تنگنا نجات دهید و به راحتی و خوشگذرانی خودتان برسید. "فَمَجَجْتُمْ ما وَعَبْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذى تَسَوَّغْتُمْ" پس آنچه را که حفظ می کردید دور انداختید و آنچه مثل غذایی گوارا خورده بودید بالا آوردید! یعنی حقیقت را پذیرفته بودید، اما شکم روح شما طاقت این حقیقت را نداشت، چون حفظ آن همراه با تحمل سختی های جسمی بود، لذا آن را بیرون آوردید و دور انداختید. "فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ" اگر شما و هرچه انسان روی زمین است همه با هم کافر شوید، خدا از همه بی‌نیاز و ستایش شده است. حضرت از ابتدای خطبه از خلقت و مبدا آن شروع کرد و یک یک مسائل اعتقادی و مسئله ظهور اسلام را مطرح نمود و گفت: شما با اینکه امکانات و نیروی انسانی هم دارید دست از حمایت حق کشیده اید. "ألا وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلى مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخِذْلَةِ الَّتی خامَرْتُكُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُمْ" به تحقیق گفتم آنچه را که باید میگفتم، در حالی که می‌دانستم یاری نکردن با شما آمیخته شده و سخنان من در شما اثر نخواهد گذاشت، چون شما را می‌شناسم که نسبت به ارزش‌های معنوی بی‌تفاوت شده و در رفاه مادی فرو رفته اید و بی وفایی همچون لباس، دل‌های شما را در خود جای داده است. | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت شانزدهم "وَ لكِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ حَوَزُ الْقَناةِ" اما اینها را به خاطر جوشش روحم، به خاطر سوزش دلم و برای کند شدن و از کار افتادن سر نیزه گفتم. اشاره به اینکه اگر انسان عملاً نتواند از حق دفاع کند و از دستش کاری برنیاید باید با زبان گویایش حق را آشکارا مطرح کند. اگر توان به پا داشتن آن را نداشته باشد، نباید ساکت بنشیند و تماشاگر باشد. بنابراین حضرت می گوید: دستم از مبارزه با ظالم و طرفداری از حق خالی بود ولی زبانم که از کار نیفتاده است. "وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ" و چون دیدم غصه سینه ام را دارد می ترکاند. "وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ" و گفتم تا اتمام حجت کرده باشم برای این که اگر عملا نتوانستم اقامه حق کنم حجت را به صورت زبانی به شما تمام کرده باشم. °• در اینجا به صورت خلاصه مطالب حضرت را مرور می‌کنیم: ۱.این حرف‌ها را زدم تا کسی عذر نیاورد که نمی‌دانستم. ۲.شنوندگان هم قادر بودند که از ظلم و خیانت جلوگیری کنند هم از نظر عِدّه و هم عُدّه. ۳.از آنان خواسته شد تا کمک کنند. ٤.راحت‌طلبی و دنیا طلبی مانع آنان در دفاع از حق گردید. ۵.من با اینکه توان عملی برای جلوگیری از ظلم نداشتم، ولی با زبان که آخرین حربه من بود از حق طرفداری نمودنم. پس ای موجودات! و ای آیندگان در تاریخ! بدانید و ثبت کنید که زهرا آنی از حق غفلت نکرد و از طرفداری نسبت به آن کوتاهی نداشت! •° "فَدُونَكُمُوها فَاحْتَقِبُوها" حال طناب فدک را محکم ببندید! یعنی شما که فدک را می خواستید اکنون آن را محکم نگه دارید که عواقب و پیامدهای دنیوی و اخروی و معنوی به دنبال دارد. "دَبِرَةَ الظَّهْرِ، نَقِبَةَ الْخُفِّ" پشت این مرکب مجروح و پای آن لنگ است؛ یعنی آن طوری که می خواهید به شما سواری نخواهد داد. کنایه از این که شما به آن اهدافی که دارید نخواهید رسید. "باقِیَةَ الْعارِ" و ننگ و آن باقی می‌ماند یعنی شما نمی توانید روی این مطلب که فدک را به زور غصب کرده اید سرپوش بگذارید این خیانت شما در طول تاریخ باقی خواهد ماند. "مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبَّارِ" و داغ غصب الهی هم همواره بر آن خواهد بود؛ یعنی علاوه بر اینکه لکه ننگ آن در طول تاریخ بر شما می ماند، غضب الهی هم به جهت غصب آن بر روی شما می‌ماند. "وَ شَنارِ الْاَبَدِ" و به علاوه ننگ ابدی را به همراه خواهد داشت. "مَوْصُولَةً بِنارِ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى الْاَفْئِدَةِ" و شما را به آتشی می‌رساند که خداوند روشن کرده و بر دلها طلوع می کند، یعنی آتشی که دلسوز است نه پیکر سوز. "فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ" پس بدانید شما که در دیدگاه خداوند دارید عمل می کنید! یعنی خدا همه افعال شما را زیر نظر دارد. "وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ" و ستم کاران به زودی می فهمند که چه عاقبتی خواهند داشت! چقدر این تعبیرات و استفاده حضرت از قرآن کریم در خطبه زیبا است و از معجزات آن حضرت به شمار می‌رود! حضرت به صراحت می‌گوید: شما ظالم و ستمکار اید و آنها را به عذاب الهی تهدید می کند. نه اینکه تجویزی باشد برای کارهایشان یعنی بروید تا عذاب کارهایتان را بچشید. "وَ اَنَا اِبْنَةُ نَذیرٍ لَكُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٌ شَدیدٌ" و من دختر پیامبر شما هستم که برای انذار شما از عذاب شدید آمده بود. اشاره به این که من همان کاری را که پدرم در انذار شما کرد با شما می‌کنم؛ یعنی شما را انذار می کنم. "فَاعْمَلُوا اِنَّا عامِلُونَ" پس هر کاری میخواهید بکنید ما هم آنچه وظیفه داریم انجام می‌دهیم. حضرت می‌فرماید: اِنّا یعنی ما اهل بیت نمی گوید: اَنا که معنی اش فقط خود حضرت باشد بلکه می‌فرماید: همه ما اهل بیت به وظیفه الهی مان عمل می‌کنیم. علی علیه السلام هم که بیست و پنج سال سکوت کرد به وظیفه‌اش نسبت به حفظ اصل اسلام عمل نمود. پس حضرت می فرماید: شما به کارهای شیطانی تن مشغول باشید ما هم کار رحمانی مان را انجام می‌دهیم. "وَ انْتَظِرُوا اِنَّا مُنْتَظِرُون" و شما منتظر باشید ما هم منتظر می‌مانیم؛ یعنی هر عملی عکس العملی و نتیجه‌ای در دنیا و آخرت دارد. پس صبر میکنیم تا ببینیم نتیجه عمل شما چه و نتیجه عمل ما چه خواهد بود. | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت هفدهم "فالتفت فاطمة علیهاالسالم الى الناس و قالت: مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ الْمُسْرِعَةِ اِلى قیلِ الْباطِلِ، الْمُغْضِیَةِ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِرِ، ' اَفَلا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ اَمْعَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها ' كَلا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِكُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِكُمْ، فَاَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ اَبْصارِكُمْ، وَ لَبِئْسَ ما تَأَوَّلْتُمْ، وَ ساءَ ما بِهِ اَشَرْتُمْ، وَ شَرَّ ما مِنْهُ اِعْتَضْتُمْ، لَتَجِدَنَّ وَ اللَّهِ مَحْمِلَهُ ثَقیالً، وَ غِبَّهُ وَ بیالً، اِذا كُشِفَ لَكُمُ الْغِطاءُ، وَ بانَ ما وَرائَهُ الضَّرَّاءُ، وَ بَدا لَكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَحْتَسِبُونَ، 'وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ.' " آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسالم رو به مردم كرده و فرمود: ای مسلمانان ای که بسیار سریع به طرف گفته های باطل رفتید و در مقابل کار زشتی که زیانبار است، چشم خود را بر هم داشتید! آیا در قرآن تدبر نمی کنید؟ یا آنکه بر دلهای شما قفل زده شده است؟ بلکه این کار های زشت شما است که سبب شد دلهای شما را زنگار بگیرد و چشم و گوش شما بسته شود. تاویل بدی کردید و آنچه در عوض گرفتید شر است. به خدا سوگند! بار سنگینی را به دوش گرفتید و عاقبت آن وخیم است و زمانی که پرده ها کنار رود، آن وقت سختی های پشت پرده ظاهر می شود و از ناحیه پروردگار چیزهایی بر شما روی می کند که گمانش را هم نمی بردید، در آنجا است که زیان کار آنهایی خواهند بود که راه باطل را طی کرده‌اند. منظور حضرت از اشاره مردم همان سکوت آنها در مجلس است که ای مردم شما با این سکوت تان و هیچ نگفتنتان عملاً حرف‌های این گروه غاصب را تایید می کنید. "مانكفأت علیهاالسالم و امیرالمؤمنین علیهالسالم یتوقّع رجوعها الیه و یتطلّع طلوعها علیه" سپس حضرت زهرا علیها سلام به خانه بازگشت در حالی که امیرالمومنین علیه السلام انتظار بازگشت او را می کشید. و علی علیه السلام چشم به راه حضرت بود. تطلع یعنی سرکشیدن حضرت علی علیه السلام دائماً از در خانه سر می کشید تا ببیند زهرا علیها سلام کی می آید یعنی دلواپس بود. "فلمّا استقرّت بها الدار، قالت المیرالمؤمنین علیهماالسالم: یَابْنَ اَبیطالِبٍ! اِشْتَمَلْتَ شِمْلَةَ الْجَنینِ، وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنینِ" وقتی حضرت زهرا علیها السلام وارد خانه شد رو به علی علیه السلام کرد و گفت: آیا مانند یک طفل در رحم کنجی نشسته ای و مثل افراد متهم در گوشه ای جای گرفته ای. شاید این تشبیه حضرت زهرا علیها سلام به این جهت باشد که وقتی وارد خانه شد دید که علی گوشه خانه نشسته و مثل بچه در رحم مادر زانوی غم بغل گرفته است. شاید حضرت می‌خواهد بگوید: تو همان بچه اسلام هستی که همینطور باید بنشینی و هیچ تکان نخوری، چون اگر تکان بخوری رحم پاره می شود و به مادر لطمه می خورد یعنی ناچاری که صبر کنی تا اسلام صدمه نبیند. "نَقَضْتَ قادِمَةَ الْاَجْدَلِ، فَخانَكَ ریشُ الْاَعْزَلِ" تو کسی بودی که بال های باز شکاری را در هم می کوبیدی، حال این کسانی که بی سلاح هم هستند به تو خیانت میکنند. حضرت زهرا علیها السلام می فرماید: تو کسی بودی که قهرمانان عرب مثل عمروبن عبدود ها را از بین بردی حال کار به جایی رسیده چند آدم ضعیف با هو و جنجال به تو خیانت می‌کنند! "هذا اِبْنُ اَبیقُحافَةَ یَبْتَزُّنی نِحْلَةَ اَبی وَ بُلْغَةَ ابْنَىَّ! لَقَدْ اَجْهَد فی خِصامی وَ اَلْفَیْتُهُ اَلَدَّ فی كَالمی حَتَّى حَبَسَتْنی قیلَةُ نَصْرَها وَ الْمُهاجِرَةُ وَصْلَها، وَ غَضَّتِ الْجَماعَةُ دُونی طَرْفَها،فَالدافِعَ وَ لا مانِعَ، خَرَجْتُ كاظِمَةً، وَ عُدْتُ راغِمَةً. اَضْرَعْتَ خَدَّكَ یَوْمَ اَضَعْتَ حَدَّكَ، اِفْتَرَسْتَ الذِّئابَ وَ افْتَرَشت التُّرابَ، ما كَفَفْتَ قائِالًا وَ لا اَغْنَیْتَ باطالًا وَ لا خِیارَ لی، لَیْتَنی مِتُّ قَبْلَ هَنیئَتی" این پسر ابوقحافه است که عطیه پدرم و وسیله فرزندانم را از من ربود و کوشش کرد با من دشمنی کند. او را در مکالمه‌ای که با من داشت دشمن ترین و لجبازترین دشمنانم یافتم، تا جایی که فرزندان قیله، یعنی انصار از حمایت من دریغ کردند و مهاجرین هم خویشاوندی و کمک شان را از من باز داشتند و دیگران هم چشم خود را بستند، نه کسی از من دفاع کرد و نه کسی مانع از ظلم شد. از خانه بیرون رفتم بغض گلویم را گرفته بود وقتی از مسجد بازگشتم خوار برگشتم. ای علی! از روزی که تندی شمشیرت را از بین بردی، صورت خود را هم ذلیل کردی. تو کسی بودی که گرگ ها را از هم می دریدی حالا خاک نشین شده ای. تو چرا جلوی این حرف‌های باطل را نمیگیری و هیچ کار موثری برای دفع فتنه انجام نمی‌دهی؟ من اختیاری از خود ندارم! کاش قبل از این مرده بودم و وضعیت تو را نمی‌دیدم! | قسمتی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠
قسمت هجدهم در اینجا لحن حضرت زهرا عوض می‌شود، زیرا می بیند دل علی علیه السلام را به درد آورده است می فرماید: "عَذیرِىَ اللَّهُ مِنْكَ عادِیاً وَ مِنْكَ حامِیاً.وَیْالىَ فی كُلِّ شارِقٍ، وَیْالىَ فی كُلِّ غارِبٍ" خدایا! عذرم را بپذیر که علی در مواردی ظلم ها را از من دور کرده و از من حمایت نموده است! وای بر زهرا در هر صبحدمی! وای بر من در هر شبانگاهی! این اوج مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام را می رساند. "ماتَ الْعَمَدُ وَ وَهَنَ الْعَضُدُ" تکیه گاه ما مرد و بازوی ما سست شد. در برخی نسخه ها عُمُد جمع عمود به معنی تکیه گاه آمده است. "شَكْواىَ اِلى اَبی وَ عَدْواىَ اِلى رَبّی" شکایتم را به پدرم و عرض حالم را به پروردگارم ارائه می‌دهم! "اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ حَوْالًا" پروردگارا تو از نظر قدرت از اینها نیرومند تر و قوی تر هستی! "وَ اَشَدُّ بَأْساً وَ تَنْكیالًا" و عذاب و انتقام تو از دیگران شدیدتر است! "فقال امیرالمؤمنین علیه السلام: لا وَیْلَ لَكِ، بَلِ الْوَیْلُ لِشانِئِكِ، نَهْنِهْنی عَنْ وُجْدِكِ، یا اِبْنَةَ الصَّفْوَةِ وَ بَقِیَّةَ النُّبُوَّةِ،فَما وَنَیْتُ عَنْدینی،‌ وَ ال اَخْطَأْتُ مَقْدُورى، فَاِنْ كُنْتِ تُریدینَ الْبُلْغَةَ فَرِزْقُكِ مَضْمُونٌ، وَ كَفیلُكِ مَأْمُونٌ، وَ ما اُعِدَّ لَكِ اَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْكِ، فَاحْتَسِبِی اللَّه" امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: وای بر تو نیست، بلکه وای بر کسی است که به تو بغض دارد و با تو به بدی رفتار می‌کند. خود را از خشم بازدار! ای دختر پیغمبر برگزیده و یادگار نوبت! در دینم عجر نشان ندادم و از آنچه بر آن توانایی داشتم کوتاهی نکردم! اگر به اندازه کفاف می‌خواهی روزی تو ضمانت شده است و متکفل آن هم امین می‌باشد و آنچه برای تو مهیا شده بهتر از آن است که از تو منع شده. پس به حساب خدا قرار ده! "فقالت: حَسْبِیَ اللَّهُ، و أمسكت" در اینجا حضرت علیه‌السلام فرمود: خدا برای من کافی است. و دیگر چیزی نگفت. در روایت است که ضمن صحبت های زهرا علیهاسلام صدای موذن بلند شد که در مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌گفت به وحدانیت و بعد به رسالت محمد صلی الله شهادت می داد. و در اینجا بود که علی علیه السلام سرش را بلند کرد و به چهره زهرا علیهاسلام نگاهی انداخت و گفت: من فرق نکرده ام، من همان کسی هستم که در جبهه های جنگ مبارزه می‌کرد، اما آیا دلت میخواهد دیگر شهادت بر سالت پیغمبر را نه تو بشنوی و نه دیگران در طول تاریخ بشنوند؟ یعنی اگر من قیام کنم اسلام ضربه می خورد و چیزی از آن باقی نمی ماند. من باید حساب کار را تا قیامت بکنم و مصلحت اسلام را در نظر بگیرم. اینجا بود که حضرت زهرا علیهاسلام گفت: حالا دیگر من هم صبر می‌کنم برای اینکه اسلام و رسالت پیامبر در طول تاریخ باقی بماند. پس ما اهل بیت با همه این فشارها باز هم صبر می‌کنیم. °• این نکته را هم اینجا بگویم که بعضی افراد که مطلب را درست نفهمیده اند فکر می‌کنند حضرت زهرا علیهاالسلام نعوذ بالله به علی علیه السلام تندی کرد. اصلا اینطور نیست بلکه حضرت زهرا می داند در طول تاریخ این نوع سوالات مطرح است، لذا این مسائل را مطرح می کند تا پاسخ شوهرش بیان شود و در طول تاریخ برای من و تو سوالی باقی نماند. نه اینکه حضرت زهرا نسبت به صبر و سکوت حضرت علی علیه السلام اشکال و شبهه ای داشته باشد. •° °| عَلی لَعنَتُ الله عَلَی القَومِ الظالِمین |° حاط_به_علمک _بن_ابی_طالب | قسمت پایانی از شرح خطبه فدک حاج اقا مجتبی تهرانی | به امیدِ گوشه نگاهی... ١٨:٠٠