eitaa logo
صبح حسینی
463 دنبال‌کننده
37 عکس
21 ویدیو
1 فایل
صبحتان را با #اشک_بر_اباعبدالله علیه السلام آغاز کنید ارتباط با مدیر کانال 👇 @Alamdar1404
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از صبح حسینی
🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) 🍃🍃🍃🍃 اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) 🍃🍃🍃🍃 اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد https://eitaa.com/sobhehoseini
«شب تاریک و آسمان تاریک کفر آماده و امام غریب میروم خیمه خیمه میگردم دلم‌امشب گرفته است عجیب دیدی‌ای دل که آخر عمری جگرم سوخت بی قرار شدم شرّ فامیل بد اسیرم کرد پیش آقام شرمسار شدم از امان نامه قصدشان این بود که بلرزد تن زنان حرم کور خواندند من ابالفضلم جان عباس هست و جان حرم از همان وقت پیش چشم خیام شدم از شرم زار و جان بر لب باید الان وضو بسازم و بعد بروم دستبوسی زینب السلام علیک سیدتی! نوکرت آمده به دیدارت چه شده غصه میخوری خانم به فدای قدت علمدارت خادم اهل بیت بودن را مادرم عاشقانه یادم داد نوکری کردن تورا بی بی به تمام‌جهان نخواهم داد شب بیست و یکم که یادت هست پدرم بوسه‌ها بدستم داد گفت: زینب امانت است عباس دست‌های تورا به دستم داد من به قربان چشم‌های ترت سر عباس نذر معجر تو من می افتم ز اسب روی زمین تا نیوفتد به خاک پیکر تو میخورم چهارهزار تیر و سنان تا که یک سنگ از تو دور شود می دهم چشم‌های خود را تا چشم‌های غریبه کور شود دور من هلهله شود غم نیس دور باد از تو خنده‌ی اشرار سر من‌را عمود میشکند تا سرت نشکند سربازار» «سید پوریا هاشمی» علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از صبح حسینی
🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) 🍃🍃🍃🍃 اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد https://eitaa.com/sobhehoseini
با درد آمَدیم و به دُنبالِ مَرهَمیم کیسه به دوشِ کوچه ی این نَسلِ آدَمیم ما را نوشته اند گِدایانِ اَهلِ بِیت پس بی دلیل نیست که سُلطانِ عالَمیم از لُطفِ مادری ست به ما راه داده اند صَدشُکر دورِ سُفره ی مِهری فَراهَمیم شیرینیِ مُحَبَّتِشان را چِشیده ایم با اِذنِ فاطمه شُده سَلمان و مَحرَمیم اینجا به یک نَفَس همه عیسی شَوَند و ما عُمری نَفَس نَفَس زَده مُحتاجِ آن دَمیم بِیتِ عَلی ست چِشمه  تَسبیحِ داوَری با این سَرا بِهِشت نَدارد بَرابَری با جِلوه ی مُحَوِّلَ الاَحوالِ دیگری امروز داشت بِیتِ عَلی حالِ دیگری حالِ فِرِشته های خُداوند دیدنی ست مَستانه می زنند پَر و بالِ دیگری زَهرا؟ عَلی؟ نَبی؟ نه... خُدا نامِ او نَهاد زِینب گرفت نام، به اِجلالِ دیگری حَتّی به دیدنِ حَسَن اَشکَش اِدامه داشت اِنگار چَشمِ اوست به دُنبالِ دیگری تا گودیِ گَلوی حُسین را نِگاه کرد پَر زَد دِلَش به مَنظرِ گودالِ دیگری آیاتِ عاشقی ست که اِلهام می شود با دیدنِ حُسینِ خود آرام می شود مَعشوق و عاشِقند کُنون روبروی هم هر دو شُدند مَستِ شَراب از سبوی هم گنجینه های عَرش، سرازیر شد به خاک تا وا شدند چَشمِ دو دلبر به روی هم از دو بدن عُروج به یک روح می کنند وقتی که می کِشند نَفَس از گَلوی هم لَبخند می زنند، ولی گِریه می کنند از حال می روند دَمادَم زِ بوی هم باشند زیرِ سایه ی هَم تا که زِنده اند دارند هَر دو دَر سَرِشان آرزوی هم ما اِبتدا زِ کوثر و زَمزَم وُضو کنیم از زِینب و حُسین، سِپَس گُفتگو کنیم طوفان، ظهورِ زُلفِ پریشانِ زینب است دریا، نَمادِ قَلبِ خُروشانِ زینب است تاریخ و صَفحه های طَلاکوبِ آن هنوز بَرجسته از دِرخششِ دورانِ زینب است امروز اگر قیامِ حسینی نتیجه داد مدیونِ خُطبه های درخشانِ زینب است با صَبرِ او سِپاهِ مُخالف اَسیر شد اَیّوب نیز واله و حِیرانِ زینب است نامَش به دستِ مالکِ دوزَخ نِمی رسد آن کَس که جُزوِ خِیلِ مُحِبّانِ زینب است ما دوستدارِ زینبِ کُبرایِ حیدریم ما خاکِ پایِ دُخترِ زَهرایِ حیدریم بالَش شکست اگر، پَرِ خود را نگاه داشت بالاتر از همه سَرِ خود را نگاه داشت او هرچه غَم کشید نیُفتاد بَر زمین تا نهضتِ بَرادرِ خود را نگاه داشت چادُر به سَر، نِقاب به رُخ، تا زمانِ مَرگ اِرثیه های مادَرِ خود را نگاه داشت نامَحرمی نگاه به سویَش نِمی کند هر بانویی که سَنگرِ خود را نگاه داشت زینب همان کَسی ست که مانندِ فاطمه آتش گرفت و مَعجرِ خود را نگاه داشت بر دستِ غیر، رشته ی مَعجر نداده است تا سوختن به پای حِجاب ایستاده است ذکرِ عَلَی الدَّوامِ تو غیر از حسین نیست سَر رشته ی کَلامِ تو غیر از حسین نیست پیوند خورده اند به هم "زینب و حسین" پس هم ردیفِ نامِ تو غیر از حسین نیست حَتّی بهشت هم به همین نور روشن است خورشیدِ روی بامِ تو غیر از حسین نیست با نامِ دلبرت سُخَن آغاز می کنی هَر صُبح، اَلسَّلامِ تو غیر از حسین نیست از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام در خُطبه ها پیامِ تو غیر از حسین نیست دین جان گرفته است، به ایمانِ تو فقط تکمیل شد، به موی پریشانِ تو فقط عصمت تَنیده اَست به تارِ نِقابِ تو عِفَّت بَها گرفته است زِ پودِ حجابِ تو برداشتی، گذاشت زَمین هَرچه فاطمه مانندِ مادرت شُده رنگ و لِعابِ تو حفظِ قیامِ کرب و بلا با تو بود و بَس اسلام بیمه شُد به تو و اِنقلابِ تو حَتّی خیالِ هَمسُخَنی با تو کَس نَداشت با بودنِ بَرادرِ عالیجِنابِ تو وقتِ سَفَر غُرورِ تو بی پاسِبان نبود عَبّاس بوده تا که بِگیرَد رِکابِ تو یک روز هم رِسید که تو باوَرَت نبود مَحرَم نَبود دورِ تو، آب آوَرَت نبود رضا رسول زاده سلام الله علیها https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) 🍃🍃🍃🍃 اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد https://eitaa.com/sobhehoseini
جُنبشی بین آسمان‌ها بود شورشی تا به عرشِ اعلا بود چشم‌های فرشتگان مبهوت به جوانی پیمبر آسا بود مرتضایی به شکلِ پیغمبر یا حسینی که عالم آرا بود محشری می‌رود به رویِ زمین یا قیامِ قیامت آنجا بود اینکه پشتِ سرش روانه شده است آیه‌ی «وان یکاد» زهرا بود نه فقط دل زِ کربلا برده با شکوهش دل از خدا برده لرزه بر جانّ دشت اُفتاده از حسینی‌ترین نبی زاده کیست این گردباد پیچیده که خدا تیغ در کَفَش داده کیست این مرد غیرتِ طوفان کیست این سر فرازِ دلداده همه گفتند که خدا انگار باز پیغمبری فرستاده از نژاد علی به نامِ علی مثل عباس کوهِ اِستاده باز دریای ایستاده ببین شورِ رزمِ امیر زاده ببین قدمی زد زمین تلاطم کرد لشکری دست و پای خود گم کرد خویش را قبله‌گاهِ میدان و کعبه را قبله‌گاه دوم کرد آسمان را به خاک می‌دوزد اینکه بر حادثه تبسم کرد شور آتشفشان شروع شده است مرتضی گوئیا تجسم کرد اینکه از کشته پشته می‌سازد با لب تیغ خود تکلّم کرد رجزش دشت را بهم پیچاند نعره‌ای زد زمانه را لرزاند تشنگی می‌بَرَد توانش حیف خشک‌تر می‌شود لبانش حیف پیشِ چشمانِ خسته‌اش انگار تیره شد تیره آسمانش حیف نَفَسش در شماره اُفتاده خسته شد دستِ پُر توانش حیف مَرکبِ زخمی از نَفَس اُفتاد رفت در بینِ دشمنانش حیف ناگهان ضربه‌ای زد از پهلو نیزه‌ای سمتِ استخوانش حیف بر زمینش زد از سرِ زینش پدرش آمده به بالینش چشمت از حال من خبر دارد پدرت دست بر کمر دارد همه فهمیده‌اند بابایت حالتی مثل محتضر دارد تیغ‌هایی که هست اطرافت چقدر لَخته‌ی جگر دارد دستِ لرزانِ من کجا و تنت؟ که تو را تکه تکه بردارد خُرد شد استخوانت، اما نه استخوانی تنت مگر دارد نَکنَد از بَرِ پدر بِرَوی خون من گردنت اگر بِرَوی بی تو تنهای کربلا شده‌ام بی تو اُفتاده‌تر زِ پا شده‌ام من غرورِ شکسته‌ام بابا بی تو غمگین‌ترین صدا شده‌ام نوکِ انگشتهایشان این سوست عاقبت دست بر عصا شده‌ام بی تو بازیچه‌ی نگاه همه بی تو مجروح خنده‌ها شده‌ام همه کف می‌زنند و می‌خندند بِینِ اینان چه آشنا شده‌ام از کنارت چگونه برخیزم خاک باید به روی سر ریزم حجمی از خون و نیزه و تیری حجمی از زخم‌های دلگیری حجمی از خُرده‌های یک ساقه حلقه‌هایِ جدایِ زنجیری حجمی از تیغ‌های لب پَرِ سرخ حجمی از تکه‌های شمشیری حجمی از پاره‌های پاشیده غرقِ صد ضربه‌ی نَفَس گیری حجمی از پیکرِ پراکنده در سراشیبی و سرازیری به دلم تیرِ آتشین نزنی پیرمَردَم مرا زمین نزنی «حسن لطفی» علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) 🍃🍃🍃🍃 اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد https://eitaa.com/sobhehoseini
آه؛ آبت کرد نامِ آب آور داشتن. چون که محکوم است هرساقی به ساغر داشتن العطش از عمق جان نیزه‌ها برخاست تا کثرت زخم تو شد منجر به کوثر داشتن در نزاع تیر‌ها؛ تیر سه شعبه بُرد کرد بود دعوا بر سر سهم برابر داشتن قامتم تاشد عبا هم نیست یاری ام کند سخت شد جسم تورا از خاک‌ها برداشتن در تقلایی که چندین دفعه پایم جان دهی باز داری آرزوی جان دیگر داشتن دخترانم را بیا زیر پر و بالت بگیر نعمت خوبی است جای دست‌ها پر داشتن روی نیزه در کنار محمل زینب بمان تاکه باشد دلخوشی اش سایه‌ی سرداشتن «محسن حنیفی» علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini