🎮 فرماندهی عملیات
🔗 قرارگاه مرکزی کربلا با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش، با تشکیل ۳ قرارگاه تاکتیکی قدس، فتح و نصر همچین به کار گرفتن ۳ لشکر و ۱۸ تیپ مستقل هدایت این عملیات را برعهده داشت.
گفتنی است در ادامه عملیات، با افزایش ۱ لشکر و ۳ تیپ مستقل دیگر، جمع استعداد بهکارگرفته شده به ۴ لشکر و ۲۱ تیپ مستقل رسید.
#تیپ۲۷محمدرسولالله (ص) که تحت فرماندهی قرارگاه نصر قرار داشت، مهمترین و حساسترین محدودهٔ عملیاتی را پذیرا شد؛ بهطوریکه سرنوشت عملیات و آزادسازی خرمشهر وابستگی کامل به عملکرد موفق و پیروزمندانۀ این تیپِ خطشکن و همیشهپیروز داشت.
📷 اردیبهشت سال ۱۳۶۱ - تصویری از امیر سپهبد #شهید_علی_صیاد_شیرازی : فرماندهی نیروی زمینی ارتش و سردار سرلشکر #شهید_حسن_باقری : جانشین فرماندهی سپاه و همچنین فرماندهی نیروی زمینی سپاه.
#اطلس_لشکر۲۷_محمد_رسول_الله_در_دوران_دفاع_مقدس
@yousof_e_moghavemat
امضایش این بود؛
مَن کانَ لله کانَ الله لَه
هرکس برای خدا باشد
خدا با اوست ...
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
@yousof_e_moghavemat
فامیلهایمان که به تهران میآمدند توقع داشتند راننده بابا برود دنبالشان.
میگفتند حاج آقا با این موقعیتشون راننده دارند اون وقت ما باید با تاکسی بیاییم! به بابا که میگفتم میگفت مسئلهای نیست فوقش دلخور میشن وسیله شخصی من که نیست. اون دنیا من باید جواب بدم نه اینها...
راوی:فرزند شهید
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#آشنایی_با_شهدا
#عید_نورروز
@yousof_e_moghavemat
📷 تصویر سمت چپ👆:
💠 رزمندگان، نماز جماعت را به شهید #صیاد_شیرازی اقتدا کردهاند
🔹 مکان: ارتفاعات مرزی بین منطقه پاوه و مریوان
🌼🌸🍀در صف نماز، جاویدالاثر حاج احمد #متوسلیان ، شهید #ناصر_کاظمی و #شهید_همت نیز دیده میشوند
ا🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱
💠 خاطرهای از شهید #صیاد_شیرازی
🔸 در آسمان کردستان بودیم و سوار بر هلیکوپتر. ایشان مدام به ساعتشان نگاه میکرد. علت را پرسیدم، گفت: موقع اذان است. به خلبان اشاره کرد و گفت: همین جا فرود بیا تا نمازمان را اول وقت بخوانیم.
🔹 خلبان پاسخ داد: این منطقه امن نیست و اگر صلاح میدانید تا رسیدن به مقصد صبر کنیم.
🌿 شهید صیاد گفت: اشکالی ندارد، ما باید همین جا نماز بخوانیم.
🌸🍀 خلبان اطاعت کرد و هلیکوپتر همانجا نشست. از آب قمقمهای که داشت وضو گرفتیم و نماز خواندیم.
(راوی: از همراهان شهید)
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#سالروز_شهادت
@yousof_e_moghavemat
فقط ابهت از این عکس میبارد ....
از راست :
#فرماندهان_ارتش
#شهید_حسن_آبشناسان
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهید_غلامرضا_خلیلی
@yousof_e_moghavemat
صیاد در شروع همه کلاسها، بعد از تلاوت و تفسیر آیاتی از قرآن، دعای فرج امام زمان(عج) را میخواند. حتی در زمان حکومت ستم شاهی بر این عهدش استوار بود.
در همه تنگناها توسل به امام زمان(عج) را از دست نمیداد. در آن روزی هم که خبر انتصابش به فرماندهی نیروی زمینی ارتش را شنید، اولین کارش نماز توسل به امام زمان(عج) بود
✍راوی: فاطمه غفاری
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#آشنایی_با_شهدا
#طرح_مهدوی
@yousof_e_moghavemat
📌آرزویی که محقق شد...
شب قبل از شهادتش را در مشهد بود. آن روزها مادرش مریض بود. شب را تا صبح در بیمارستان و کنار مادر مانده بود و بعدش آمده بود تهران. خیلی خسته بود با این حال مقداری به درس ریاضی بچهها رسیدگی کرد.
صبح روز شهادت خداحافظی کرد اما من متوجه خداحافظی اش نشدم و او رفته بود. هنوز دقایقی از رفتنش نگذشته بود که صدای شلیک گلوله آمد
من با این تصور که بچهها در کوچه ترقهبازی میکنند توجهی به صدا نکردم اما به دنبال صدای شلیک، فریاد و گریه پسرم مهدی بلند شد که «مامان بیا بابا رو کشتند.»
سراسیمه از خانه بیرون پریدم، علی غرق خون، پشت فرمان ماشین به همان حالت نشسته، چشمهایش بسته بود، مثل وقتهایی که از فرط خستگی، روی صندلی خوابش می برد.
آن قدر شوکه شده بودم که حتی نتوانستم کسی را صدا بزنم. به چند نفر زنگ زدم اما هیچ کس جواب نداد
وقتی دوباره به کوچه برگشتم همسایهها علی را به بیمارستان برده بودند. بچهها را که نگران پدرشان بودند، دلداری دادم. گفتم: «بابا تیر خورده اما اتفاقی نیفتاده» در حالی که میدانستم علی همان لحظه به شهادت رسیده است.
خواب دیده بود یکی از دوستان شهیدش آمده و او را با خود برده است. از شبی که این خواب را دید تا آن صبح که آرام و راحت روی صندلی ماشین خوابیده بود، کمتر از یک ماه نگذشت که به آرزوی دیرینه اش رسید.
راوی: همسر شهید مرحومه عفت شجاع
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#آشنایی_با_شهدا
@yousof_e_moghavemat
🏅قهرمانان دفاع مقدس
🖼عکسی زیبا از دو یاور #امام_مهدی (عج)، دو سپهبد شهید سپاهی و ارتشی در یک قاب
♦️حاج قاسم همان کاری را با داعش کرد که سالها قبل صیاد دلها با منافقین کرده بود.
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهید_قاسم_سلیمانی
@yousof_e_moghavemat