.
« رابطه تنگاتنگ حاکمیت و نهاد آموزش و پرورش»
✍سیده ناهید موسوی
حکمرانی فرایند، قاعده گذاری، اجرای قواعد، بررسی، نظارت و کار بست بازخوردها با اعمال قدرت مشروع و به منظور دستیابی به هدف مشترکی برای همه کنشگران و ذی نفعان در چارچوب ارزشها و هنجارها در محیط یک سازمان یا یک کشور است. اخیرا حکمرانی مناسب در حوزه آموزش و پرورش نیز وارد شده است. آموزش و پرورش به عنوان نهاد فرهنگی، اجتماعی نقش اساسی و سرنوشت ساز در تربیت نیروی انسانی و تولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی در فرایند رشد و تعالی کشور ایفا میکند. به گونهای که آینده کشور را میتوان در آینه آموزش و پرورش امروز، به نظاره نشست. هدف غایی نظام های آموزشی، فراهم آوردن زمینهشناسایی، رشد و شکوفایی استعدادها و تعلیم و تربیت افراد به منظور حضور فعال و موثر در جامعه و انتقال فرهنگ، ارزشها و اصول حاکم بر کشور به آنان است. به همین سبب حکمرانی مناسب در آموزش و پرورش از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.
نسبت نهاد حاکمیت جامعه و پیشرفت نهاد آموزش و پرورش توسعه در فرهنگ غرب به معنی تکامل نظام اجتماعی بشر از اشکال سادهتر به اشکالی پیچیدهتر، بالاتر در حد بلوغ و کمال تعریف شده است. یا واژه توسعه را خارج شدن از پوشش و لفاف و ظهور هرآنچه بطور بالقوه در چیزی وجود دارد معنا میکنند. به عبارتی توسعه در اصل باید نشان که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگی با نیازهای متنوع و اساسی خواستههای افراد و گروههای اجتماعی داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق یابد. بر این اساس توسعه فرایندی است همه جانبه و معطوف به تمام ابعاد زندگی مردم و موجب تغییر در تمام ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... گونهای که نه تنها از لحاظ کمی بلکه از لحاظ کیفی هم باعث تغییرات در تمام ابعاد جامعه شیوه زندگی، رفاه اجتماعی و غیره میشود. اما در عمل این تعریف رنگ و بوی دیگری گرفته و توسعه عاملی برای سلطه فرهنگ سکولار و بی خدایی با محوریت اصالت انسان شده است در مقابل پندارش پارادایم پیشرفت که در بردارنده سعادت دنیایی و اخروی با خدا محوری معرفی شده است که دارای فصول مشترکی با توسعه میباشد ولی از انحرافات و مضار آن بدور میباشد. در این میان نسبت حاکمیت جامعه و پیشرفت نهاد آموزش و پرورش نیز میتواند نوع و نحوه اثرگذاری این نهادها بر روی همدیگر را تبین نماید. که در ادامه به بررسی هر یک میپردازیم:
الف) نقش جامعه در پیشرفت آموزش و پرورش؛ منظور از جامعه تمام عناصر سازمان یافته خارج از نهاد حاکمیت است که با هم در تعامل هستند. لذا پیشرفت ناظر بر کفایت، هوشمندی و قابلیت سراسری جامعه تعریف میشود. براین اساس همانطور که نظریه پرداز غربی معتقد است اگر توده مردم درگیر توسعه باشند، هدف با سرعتی بیشتر و البته نه لزوما فوری به بار خواهد نشست، پیشرفت هم همین وضعیت را دارد. یعنی جامعه میتواند با مشارکت فعالانه در پیشرفت نهاد آموزش و پرورش اثرگذار باشد و آن را به پیش ببرد و برای تکامل آن گام بردارد.
ب) نقش حاکمیت در پیشرفت نهاد آموزش و پرورش؛ اما علاوه بر نقش خود مختار طبقات و نیروهای اجتماعی در روند پیشرفت کشور در مقابل تجربهای وجود دارد. که حاکی از اولویت و محوریت تقریبا قاطع حاکمیت در آغاز و هدایت فرایند پیشرفت و تحقق آن است. حاکمیتهای مختلف توانستهاند با اتخاذ مجموعهای از سیاستها در مدت نسبتاً کوتاهی کشوری را به توسعه برسانند. در ادبیات این نهاد حاکمیت ها با عنوان نهاد حاکمیت های توسعهگرا خوانده میشود. نهاد حاکمیت توسعهگرا دارای چشم اندازی، از رهبری و ظرفیت بالا برای ایفای نقش مثبت در انتقال یک جامعه از حالت عقب ماندگی به حالتی از توسعه قلمداد میشود. بنابراین، اگر حاکمیت با برنامه به سمت توسعه یافتگی نهاد آموزش و پرورش حرکت نکند، در حقیقت مسیر بسیار دشوارتری پیش رو خواهد بود. چون هم منابع در اختیار حاکمیت است و هم مردم تحت تأثیرات مستقیمی از سوی آن هستند. این حالت در کشورهای با تمرکز قدرت سیاسی بالا، نظیر دولتهای پادشاهی بیش از حالتهای دیگر است، این درحالی است که تحقق پیشرفت به مراتب حساستر و پیچیدهتر از توسعه تلقی میشود و حاکمیت دینی مردم نقشی حیاتی در این موضوع برعهده دارد...
🍃ادامه دارد
🔗ادامه متن در صفحه نویسنده
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔖یک مطالبهی انقلابی از جناب آقای ظریف
✍آمنه عسکری منفرد
جناب آقای ظریف!
اخیرا جنابعالی به عنوان استاد حقوق و روابط بینالملل در نشستی در مورد مسألهی فلسطین از دیدگاه حقوق بینالملل که در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۲ برگزار شد، با ایراد جملاتی از قول ملت ایران در مورد دفاع از غزه، دو موضع نفوذ و یا حضور در بحث سیاست خارجی را اموری متضاد دانسته و تصریح کردید «مردم ما بپذيرند كه ما بايد از حق دفاع كنيم، اما دفاع از حق به معنای لشكركشي نيست. الان بهترين دفاع از حق ملت فلسطين اين است كه نگذاريم اسراييل به مردم فلسطين بگويد نيروی نیابتی.» به گفتهی شما «جمهوری اسلامی باید از مظلوم دفاع کند، اما نباید به جای مستضعفین بجنگد...» همچنین از قول مردم ایران ادعا کردید که: «من هم معتقدم مردم از پرداخت هزينه خسته شدهاند. نيازی هم نيست ما هزينه بپردازيم. ما میتوانيم از حق دفاع كنيم. بايد منطق اسراييل را كه شكستناپذيری و مظلوميت است، نابود كنيم. الان كه كشور سياست معقولی دارد، با موضعگيریهای تند، آب به كاسه تندرویها نريزيم... دولت فعلی نباید از فلسطینیها داغتر عمل کند...»
وحالا چند سوال مهم:
شما بر اساس کدام نظرسنجی عمومی در کشور، از قول ملت ایران چنین ادعایی را مطرح کرده و مردم ایران را نسبت به پرداخت هزینه در مورد مسألهی فلسطین، «خسته» مینامید؟ آیا دفاع از حق، گاه در جبههی حضور و دفاع از مظلوم، به معنای پرداخت هزینه است؟» صراحتا بگویید منظور شما از «پرداخت هزینه» چیست که ادعا میکنید مردم از پرداخت هزینه خسته شدهاند؟
بگویید جنگ شناختی و تحریمهای ظالمانه علیه ایران –هزینههای قبلی قول شما– در کدام دولت و با پیشگرفتن کدام سیاستِ خارجی به کشور تحمیل شد؟
اینک بدانید که موضع ملت ایران نسبت به مسئلهی فلسطین و غزه، تاریخیترین راهبردی است که خمینی عظیم (رحمهالله علیه) برای همبستگى مسلمانان جهان در حمایت از مردم فلسطین و آزادی قدس در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸/ ۱۳ رمضان ۱۳۹۹ق، آن را در پیامی به مسلمانان ایران و جهان اعلام کرد و آخرین جمعه ماه رمضان را «روز قدس» نامید و بر اساس آن، از عموم مردم و دولتهاى اسلامى خواست براى کوتاهکردن دست اسرائیل غاصب به هم بپیوندند.
موضع ملت همیشه بیدار ایران اسلامی، ۴۴سال راهپیمایی «روز قدس» و برآوردن شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا به عنوان پدرخواندهی اسرائیل غاصب است؛ آن هم نه در حد شعار ، بلکه بر اساس رهنمود رهبر انقلاب در ۱۰ آبان ۱۴۰۲، به عنوان «خطِ مشی» در اعلام برائت از تمام مستکبرین عالم.
آری! امروز موضع ملت ایران در دفاع از ملت مظلوم غزه؛ سکوت، انفعال، اعلام همدردی و صدور بیانیه علیه ظلم اسرائیل، نیست. موضع امروز ملت ایران به قول شما دوری از تندروی نیست، چراکه ملت ما، سرنوشتِ حیاتِ جمهوری اسلامی را از سرنوشتِ مقاومت در غزه، لبنان، یمن و فلسطین، جدا و بیگانه ندانسته و نمیداند. تاریخ کربلا و حوادث عاشورا به ما آموخت که در دفاع از حق و دشمنی با باطل، باید وارد میدان عمل شد و در یکی از صفوف حق یا باطل، تا پایِ جان در مقابل دشمن متخاصم ایستاد.
جناب آقای ظریف! حقیقت این است که در طی سالهای گذشته، ملت ایران از انفعال، سکوت و عدم موضعگیری حقطلبانه و استعمارستیز برخی دولتهای محافظهکار و سازشطلب به ستوه آمده بودند و به جِدّ، بهدنبال اعلام صراحت و شفافیت مواضع دولتمردان انقلابی بودند و امروز هم به دنبال شناخت سمتِ درستِ تاریخ در هنگامهی نبردِ حق و باطل هستند.
حال شما پاسخ دهید که به راستی کدامین دولتمردان و سیاستمداران، پای داعشِ دستنشاندهی آمریکا واسرائیل را به کشور باز کردند و جنایتکاران را به مرزهای مقاومت کشور رساندند ...؟!
🍃ادامه دارد
🔗ادامه متن در صفحه نویسنده
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
الگوپذیری بانوان مسلمان غزه از حضرت زهرا(سلاماللهعلیها)
✍فاطمه میری طایفه فرد
یکی از ویژگیهای مؤمن ویژگی اسوهپذیری اوست که قرآن صراحتاً به آن اشاره کرده و بهترین اسوهها، وجود مقدس ائمه معصومین(علیهم السلام) به ویژه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) میباشند.
شخصیت حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) ابعاد گوناگونی دارد که یکی از مهمترین آنان، بُعد سیاسی و کنش اجتماعی شخصیت ایشان است.
موضعگیریهای مجدانه و تلاش بیوقفه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در جهت دفاع از ولایت، برخورد ایشان با دشمنان بهواسطۀ سخنرانی در مسجد و ایراد خطابه و همچنین رفتن به درب خانه مهاجرین و انصار برای احقاق حق خود و همسرشان، همه نمونههای عینی فعالیتهای سیاسی ایشان بعد از وفات پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) است.
واکنش ایشان در همین مدت کوتاه، تأثیر بسزایی در تحکیم موقعیت امامعلی(علیهالسلام) و اثبات نامشروع بودن دستگاه حاکم داشت.
عزیزترین شخص نزد پیامبر، برای دفاع از امر ولایت، وارد میدان میشود و قصد دارد مردم را از به انحراف کشاندن دین آگاه سازد. ولایتی که انتصابی است و از جانب خداوند به پیامبر و اهلبیت(علیهمالسلام) تنفیذ شده و بارها درآیات قرآن ذکرشده و از طریق پیامبر به آن اذعان شده است.
یکی از مهمترین مسائل درباره روشهای مبارزه حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) مطالبه فدک است.
مسلمانان برای حفظ جایگاه خود نیاز به پشتوانه مالی داشتند و فدک یکی از این منابع درآمد بود که شخصا توسط خود حضرت اداره میشد. در اصل، فدک هدیهای مبارک از طرف پیامبر اسلام بود و حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) از این هدیه به بهترین وجه در جهت پیشبرد اهداف دین مبین اسلام استفاده کرد.
بعد از نزول آیه ۲۶ سوره مبارکه اسرا، پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) فدک را که بدون هیچ جنگی نصیب مسلمانان شده بود به حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) بخشید. فدک اصلاً جز غنایم جنگی نبوده است و پیامبر آن را بنا به مصالحی به حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) هبه کردند. این اتفاق در زمان حیات پیامبر رخ داده بود.
بعد از رحلت پیامبر اسلام، وقتیکه غاصبین خلافت، فدک را از دست کارگزاران حضرت خارج کردند، حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) برای احقاق حقشان به مسجد رفتند، خطبهای در اوج فصاحت ایراد کردند. ایشان اصلاً به هدیه بودن فدک تکیه نکردند. خطبه روی دو مسئله مهم تکیه داشت که هر دو مربوط به قرآن بود. حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) ابتدا به مسئله غصب فدک اشاره کرد و بعد مسئله غصب خلافت را پیش کشید، اما از جنبه دینی نه شخصی، ایشان فرمودند: فرض کنید که پدرم این باغ را بخشیده بود، حالا که ایشان فوت کرده است ارث، به چه کسی میرسد؟! شما دارید برخلاف قرآن عمل میکنید. حضرت زهرا با استناد به داستان پیامبران و تأکید برفرض اشتباه ابوبکر مبنی برعدم ارثبری از پیامبران، استدلال آنان را باطل میکند و اینگونه کسی که در مسند خلافت مسلمین نشسته، بر ناروا بودن ادعای خودآگاه میشود. دفاع ایشان دفاعی همهجانبه بود در جهت جلوگیری از فراموشی مسیر خلافتِ الله.
دفاع حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) دفاعی صرفاً از یک باغ نبوده، بلکه دفاع حضرت نمونه تظلم خواهی ایشان در مقابل غاصبان و رسوا نمودن آنها بوده است. استناد ایشان به داستان پیامبران الهی، خود بهترین نمونه برای مطالبه حق است. مطالبهای که با علم و درایت ایشان پیش رفت و ابوبکر را ملزم به پذیرش کرد.
این روش تظلم خواهی توسط یک بانو بهترین الگو و نمونه برای تمام زنان و مردان در طول تاریخ است. اما انحصار این الگو برای بانوان، پاسخ دادن به بسیاری از شبهات درباره نظر اسلام به زن است. به بیانی دیگر یک زن متعهد و متدین، که سالها بر روی نفسِ خودش و رسالت الهیاش کار کرده و خودش را برای روزهای مبارزه آماده کرده، حالا در بزنگاه حادثه بهترین نقش را بر تارک صفحات تاریخ رقم میزند.
کم نیستند زنانی که الگویی چون حضرت زهرا(سلام الله علیها) را برگزیدند و در مسیر ولایت اسلام قدم برداشتند. زنان امروز غزه، و مرابطات بیتالمقدس از این مقولهاند.
زنانی که برای بازپسگیری حقی غصب شده به میدان میآیند مال و فرزند فدا میکنند و این گونه جهانی را به تفکر وامیدارند. جهانی که قرار نیست از او و آرمانش بگوید. قرار نیست صدای مظلومیت او باشد اما او فریاد تظلم خواهی سر میدهد. بر روی خرابه مینشیند و پا پس نمیکشد.
🍃ادامه دارد
🔗متن کامل در صفحه نویسنده
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
«تدبر در قرآن»
✍ سیده موسوی
گاهی باید نوشت و نوشت برای آزادی روح و آنچه را که بر دل همچون سنگینی سنگ، سنگینی میکند.
گاه باید خاموش شد، منتظر ماند تا خدا راهی به ما نشان دهد.
اطراف خویش را بنگریم، روشنی مطلق کنار ما است، ولی حقیقت تلخ است، او را نادیده گرفتیم.
گفتند:« علاقهی و ارتباطتان با امامتان، را اگر میخواهی بسنجید؛ در علاقهی و ارتباط خویش با کلام خدا بسنجید!»
انسان استاد حرف زدن است، ولی در عمل بهانه گیر است.
چند آیه، حزب یا اصلا یک جز خواندن بدون تدبر هنر نیست، چون اکثرا همین روال را انجام میدهند.
کمی بیندیشیم در حرف، حرف کتاب کلام خدا، حقیقتی پنهان خفته است. آن را بجویم!
چند روز پیش به این میاندیشیدم، دلیل آنکه غربیها بدون جنگ و خونریزی با امام مهدی عج بیعت میکنند قرآن باشد.
بله! چند دلیل دیگر هم هست، ولی به گمانم دلیل اصلی تدبر بیشتر در آیات قرآن است.
این روزها را که مینگریم، با حوادث غزه چه قشنگ فوج فوج به قرآن رو آوردند. از آیاتی میگویند که ما کمتر به آنها توجه یا کم اندیشیدیم یا اصلا در مورد آن نیندیشیدیم!
در برنامه روزانه ی خود تدبر در کلام خدا هم قید کنیم، شاهد باعث باز شدن روزنههایی خواهید شد. روزنه هایی از امید، ایمان و توکل به خدا.... و خیلی چیزهای دیگر!
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
«چالشی بنام اضطراب جدایی»
✍زهرا نجاتی
هنوز هم هستند مادرهایی که فرزندانشان دچار اضطراب جدایی در هنگام درس یا مهدکودک هستند.
راهکار برای آنها ین است که با روحیات کودک 1-3 سال کنار بیایند. دوره ای که قریب هشتاد درصد مغز شکل میگیرد و از طرفی مسایلی مثل اضطراب جدایی، در اوج خودش وجود دارد.
برای این مشکل، اولین پیشنهاد، جداسازی محل خواب کودک در سن 18 ماهگی است. سنی که هنوز وابستگی بیش از حد، برای کودک ایجاد نشده. اگر این کار در کنار کم کردن وعدههای شیر در طول روز و انحصار به شیرخوردن درشب، ادامه پیدا کند به شدت راحت و اصولی خواهد بود.
فرزندانی که در این سن جدا نمیشوند، در آینده دچار وابستگیهای عمیقتر و مشکلات دراز مدتتر میشوند. طبق آمار، اغلب بچههایی که دچار اضطراب جدایی در سنین دبستان هستند، هنوز درخواب به استقلال نرسیدهاند.
دومین پیشنهاد برای این مادرها، این است که طی یک پروسه سه هفتگی، فرزندشان را ابتدا تا کلاس و دران،سپس بیرون کلاس،بعدتر راهرو،بعد حیاط و بعد دم مدرسه،همراهی کنند تا طی این سه هفته فرزندان با این اضطراب کنار بیایند. بدیهی است که اگر این مراحل به ترتیب انجام نشود، به موفقیت نخواهد رسید.
🌱بچهام میترسد، غصه میخورد، دلم نمیآید!!
چقدر حواسمان هست که ما باید اضطراب را به شکل بهینه به کودکانمان وارد کنیم؟ مادرانی که از هرگونه تنش و اضطراب برای فرزندانشان میترسند، فرزندانی بیطاقت، ضعیف و لوس پرورش میدهند. اگرچه اضطراب در کودکان، نباید زمان طولانی داشته باشد اما سطح مطمئنی از آن، آنها را با زندگی واقعی و مهارت تابآوری، آشنا میکند.
در حقیقت این میزان اضطراب بهینه، مانند واکسن عمل میکند. دقیقا شبیه این که در علم ثابت شده قرار داشتن دایمی فرد در شرایط استرلیزه، باعث آسیب پذیری او در برخورد با کمترین آلودگی میشود. ینابراین ایزوله و استرلیزه بودن روحی و جسمی، توصیه نمیشود.
🖍توجه توجه؛
چهارعامل باعث استرس میشود: تغییرها، اتفاقات، تعارض، ها و ناکامیها.
در تربیت کودک، مواجهه با ناکامی بهینه، یعنی همان نه شنیدن از پدر و مادر در بعضی موارد که به لحاظ تربیتی، لازم است، باعث اضطراب بهینه، رشد اجتماعی، کاهش ناتوانی و نهایتا اعتماد به نفس میشود.
بنابراین در اضطراب جدایی، ابتدا پدر ومادرباید سطح اضطراب خودشان را کاهش بدهند. سپس کارکرد مراقبتی شان را کم کنند. نکته بعد؛ نقش دادن به پدر و کمک گرفتن از او، در تربیت کودک و جداسازی او از مادر، نقش خیلی مهمی ایفا میکند.
وسپس به صورت تدریجی و اندک اندک و پلکانی، فرزند را با آنچه از آن میترسد، مواجه کنند.
در این شرایط کودک، دچار اختلال اضطراب جدایی نمیشود و خیلی راحت این مرحله رشد که باید قبل سه سال طی شود، را میگذراند.
#تربیتی
#فرزندآوری
#امام_زمان
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«علم متبرک»
✍فاطمه شکیب رخ
امروز ۲۵ آبان ماه سالروز رحلت علامه محمد تقی جعفری است، او که دانشمندی بزرگ نهفقط در علم و دانش بلکه در عمل در وادی خلوص نیز بود و تا آنجا پیش رفت که در همین دنیا، شایسته ملاقات با مولا (ع) شد؛
علامه در چگونگی این ملاقات نقل کرده است: که در شب ولادت یکی از معصومین (ع) – به گمانم امام محمدباقر (ع) – بود. یکی از آقایان طلبه وقتی وارد جمع شد و نشست، گفت: میخواهم یک سئوالی مطرح کنم، اما همهتان را قسم میدهم که صادقانه به آن جواب بدهید. بعد از اینکه همه پذیرفتند و تعهد دادند همان جوابی را بدهند که واقعاً به دل و ذهنشان خطور میکند، از جیب عبایش یک عکس چاپشده در روزنامه را درآورد و گفت: اگر شما امکان انتخاب داشتهباشید که یا یک عمر بهصورت «شرعی و قانونی» با این خانم زندگی کنید، یا بهطور «مشروط و غیرقطعی و برای یک لحظه» با امیرالمؤمنین علیبنابیطالب (ع) دیدار داشتهباشید، کدام را انتخاب میکنید؟ نفر اول عکس را گرفت، نگاه کرد و گفت: خب، امیرالمؤمنین (ع) را که همه در زمان احتضار و در شب اول قبر زیارت میکنند... معلوم شد انتخاب او، زندگی با آن خانم است. نفر دوم، سوم بهمین ترتیب تا نوبت به علامه رسید، ایشان فرمودند: من نفر چهارم بودم. نوبت که به من رسید، یک لحظه به شکل گذرا به آن عکس نگاه کردم و بلافاصله به گوشهای پرتش کردم و گفتم: والله قسم که دیدن مشروط امیرالمؤمنین (ع) برای یک لحظه را به عمری زندگی با این زن ترجیح میدهم. دیگر حالم منقلب شد و بلند شدم و به طرف حجرهام رفتم. همانطور که نشسته و به درِ حجره تکیه دادهبودم، حس کردم وجودم سنگین شده و خواب دارد بر من غلبه میکند. در آن حال عجیب، یکدفعه در باز شد و فردی داخل شد؛ ازآنجاکه درِ حجره کوتاه بود، مجبور شد سرش را خم کند. سلام کردم و گفتم: شما که هستید؟ در جواب گفت: همان کسی که میخواستی ببینی. من، علیبنابیطالب (ع) هستم... نگاه کردم. همان مشخصاتی که در تمام کتابها از مولا (ع) نقل شدهبود را داشتند، من در آن لحظه به خودم آمدم و دیدم در حجره تنها هستم. حال غریبی داشتم. دوباره به سرداب و جمع طلبهها برگشتم، وقتی برگشتم، عکس به دست نفر پنجم یا ششم رسیدهبود. یعنی مدت زمانی که گذشتهبود، تا این حد کوتاه بود. دوستان تا مرا دیدند، گفتند: جعفری چه اتفاقی افتاده؟ چرا رنگت پریده؟ به آن طلبهای که عکس را آوردهبود، گفتم: بد آزمایشی از ما گرفتی... آنقدر اصرار کردند تا بالاخره ماجرا را برایشان تعریف کردم. همه منقلب شدند و به گریه افتادند...
ایشان ادامه دادند: بعد از دیدار با امام علی (ع)، هر کتابی را باز میکردم، فکر میکردم اینها را من قبلاً خواندهام.
به راستی که ایمان آدمی در لحظات به ظاهر ناچیز است که مورد سنجش قرار می گیرد؛ همان یکشب هایی که عامه تصور می کنند، هزاران شب نخواهد شد!
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔖حماسهی زنان عفیف و مادران دلیر فلسطینی
✍آمنه عسکری منفرد
از عفت و نجابت و حجاب زنان فلسطینی تا ازدیاد نسلِ شهادت طلب در طول ۷۵ سال صبر، توکل و مقاومت خستگیناپذیر، زیر آتش و بمباران در فلسطین اشغالی و غزه، تا اعلام انزجار از طریق پخت غذای مقلوبه و پهن کردن سفرهی افطار در کنار مسجدالاقصی که با برگرداندن دیگ غذا، به عنوان نماد واژگونی و مغلوبشدن رژیم جعلی اسراییل، تا مشتی که بر ته دیگ غذا میکوبند تا نمادی باشد از سرنگونی رژیم غاصب کودککش، که این سالها به یک کنش سیاسی برای اعلام انزجار تبدیل شده،
از تربیت نسلی که در کنار آوارهای خانه درکنار پیکر خانوادهی شهیدش ذکر «یاربّ، یا ربّ» گرفته تا کودکان معصومی که در اثر موج انفجارهای پیدر پیِ صهیونیستهای زخمخورده به خود میلرزند، اما فریاد «الله اکبر» سر میدهند،تا مادری که جگرش از شهادت نوزاد ۵ روزهاش میسوزد، اما خدا را شکر میکند که توانسته سهمی در پایداری این مقاومت داشته باشد،
تا تربیت کودک مقاوم فلسطینی که زیرِ تیغِ جراحی؛ بدون داروی بیهوشی، در زیر بمباران صهیونیستها، پس از طوفان الاقصی، با صدای بلند قرآن تلاوت میکند، تا رجزخوانی دخترک فلسطینی برای صهیونیستها که همهی آرزوهای کودکانهاش را یکباره از او ربودند، آنگاه که پیکر مادر شهیدش را از روی موهایش شناخت،
تا اقتدار پسر بچهی فلسطینی که با قلبی اندوهناک اما سرشار از آرامش و امیدوار به پیروزی، در پاسخ به سوالی در مورد علایق و برنامهی آیندهاش، به خبرنگار میگوید:« ما کودکان فلسطینی بزرگ نمیشویم، ما شهید میشویم»، تا ذکر حمد و سپاس خدا در اوج بلا و مصیبت، وقتی خانه و کاشانه برسرشان خراب شده و عزیزانشان زیر آوار ماندند،
تا حفظ حجابِ اسلامی در تمامی سالهای مقاومت، در تمامی این روزها و ساعات و لحظات، بعد از شکستن هیمنهی پوشالی اسرائیل و پیروزی قریبالوقوع مقاومت، حتی زمانی که با اشک و آه پیکر مادران شهید از زیر تلِّ آوارها بیرون کشیدهمیشود، همین روزهایی که نگاهِ همهی آزادگان جهان، خیره به مقاومت و صبر شما مانده و برای دفاع از مظلومیتتان به پا خاسته...
همه و همه کار زنان عفیف و مادران مؤمن، غیور و شهیدپرور فلسطینی است؛ آنها که ۷۵ سال است به امید پیروزی فلسطین و آزادی قدس شریف، پا به پای مردان شجاع و مقاوم فلسطینی ایستادند و سربازان مقاومت را در دامان خود پروراندند و حماسهی طوفان الاقصی را آفریدند.
به راستی شما مادران غیور و دلاور فلسطینی الگوی مقاومت، پایداری و ایمان به وعدهی الهی و حماسهساز هستید.
#مقاومت
#طوفان_الاقصی
#مادران_عفیف_فلسطین
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
زن فلسطینی؛ زن انقلاب اسلامی
✍زهرا راد
✅زنانگی چون مردانگی، یک عنصر تأثیرگذار در ساخت جامعه، تاریخ و تمدن بشری است و سهم تأثیر مهم و بنیادینی در تولید فرهنگ و ایجاد بخش نرم افزاری تمدن بر عهده دارد. تاریخ بشر نشان میدهد که سخت افزار اجتماع و تمدن بشری را مردان به پاداشتند اما این کالبد سخت و مستحکم به دمیدن روح حیات زنانه، زندگی مییافت و بدون آن تمدن بشری برپا نمیشد؛ روح نرم زنانه دریک امتزاج تکوینی و طبیعی با خلقت مردانه، به تاریخ و تمدن بشری رنگ پاشیده و آنرا از سکون به حرکت آورده است.
✅انقلاب اسلامی ایران نیز به عنوان رستاخیز حیات دینی در عصر مرگ خدا، و خدایی انسان بر کره زمین، طرح جدیدی از حیات زنانه به جهانیان ارائه داد؛ تصویری که نقطه اوج آن همان وجه رهاییش از همه غل و زنجیرهایی است که جهان غیرموحد را با آن، به بند اسارت کشیدند. هویت مستقل مومنانه که زن را از انقیاد مردان در جهان سنت از یکسو و جدال و خصوت و مبارزه بیپایان باز هم با مردان، از سوی دیگر میرهاند.زن انقلابی با تکیه بر سرمایه تکوینی زنانه و عبودیت الهی در سرسپردن به دستورات الهی که در تناسب همان تکوین زنانه صادر شدند، کمال انسانی خویش را باز مییابد و جایگاه روشنی در منظومه حیات بشری، مبتنی بر عدالت و نه لزوماً تساوی، برای خویش تدارک میببیند.
✅سالهای مبارزه تا پیروزی انقلاب و بعدها در دوران دفاع مقدس، فرصت مغتنمی بود تا زن انقلاب اسلامی در صحنه حیات اجتماعی-تاریخی خویش، دوباره متولد شود؛ زن انقلاب اسلامی را امام راحل به عنوان نوع انسان انقلابی معرفی کرد، تا با هویت مومنانهاش در بستر انقلاب تحقق یابد.. انقلاب اسلامی با «ایده عبودیت الهی برای انسان در حیات فردی، اجتماعی و تمدنی» زیست جهان تازهای را، در یک بازه زمانه کوتاه برساخت کرد و نمونه عینی و زندهای از زن موحد، پیشروی جهانیان نهاد و اینچنین امکان وقوع این نسخه فاخر از حیات زنانه در عصر مدرن را اثبات نمود که «ادل الدلیل علی امکان شیء وقوعه».
✅طرح «الگوی سوم زن» از سوی مقام معظم رهبری تلاشی نظری در راستای تعیین افق حرکت زن انقلاب اسلامی، نافی الگوی شرقی و غربی از زن و معرف الگوی انقلابی است که اینگونه تعریف شده است: «زن در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بینقش در تاریخسازی و در تعریف غالباً غربی، به مثابه موجودی که جنسیت او بر انسانیتش میچربد و ابزاری جنسی برای مردان و درخدمت سرمایهداری جدید است، معرفی میشد. زنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند که الگوی سوم، از زن نه شرقی، نه غربی است.»
✅این تعرف نشان میدهد که زن انقلاب اسلامی با دو ویژگی شناخته میشود. یکی اینکه هویت مستقلی دارد اما به هیچ محدوده جغرافیایی، تعلق ندارد. پس این زن میتواند در هرجای عالم زیست کند اما انقلابی باشد. زن انقلابی هویت مومنانه دارد و و خود را در جهان هستی در نسبتی موحدانه با خدای متعال میبیند و به این تناسب در گرو تکلیف الهیش در عینیت جهان، دست به عمل بزند.
✅نکته دیگر اینکه این الگو، زن انقلابی را در وزان تمدنی تعریف میکند و او را نماینده یک تمدن که داعیه جهانی شدن دارد، معرفی میکند. زن انقلاب اسلامی وظیفه ساخت تمدن اسلامی را به عهده دارد و این وظیفه را در ساحت زنانه انجام میدهد. زن انقلابی فرهنگ دینی را در سخت افزار تمدن دینی جریان میدهد.
🍃ادامه دارد
🔗ادامه متن در صفحه نویسنده
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
به امید تو
✍زهرا نجاتی
امشب باز شب توست، بیشتر از تمام شبهای قبل. خودت کجایی؟
من فکر میکنم محبت پدرانه که نه، بیشتر از مادرت، باعث شده حالا در میان مخروبهها بگردی.
کسی چه میداند؟! شاید تو همان وجود نورانی هستی که کودکان فلسطین زیرآوار میبینند.
من فکر میکنم تو حالا گاهی درنقش پرستاران مهربان،
گاهی در نقش امدادرسانان، گاهی در نقش مادرها، گاهی شاید کادر بیمارستان هستی.
تو مردمیدانی، تو خلوتنشین نیستی.
تو هم خودحادثهای، هم آرام بخش حوادث.
تو درست میان دردهای ما و آنهایی.
تو درست بین ما و بین آنهایی. تو درست همدرد مادرهایی.
درست همرنج پدرها،
درست کنار برادرها و خواهرهای داغ دیده،
بالای سر پدری که برنعش جوانش سوگواری میکند.
بالای سر زنی هستی که به مراعات همسرش، به مراعات زنان داغدار دیگر، شیون نمیکند، فریاد نمیزند یقه چاک نمیکند، فقط قلبش فشرده میشود.
درخودهزاربار میشکند، هزاربار جان میکند و هرهزاربار، دوباره زندگی از سر میگیرد تا باز زندگی ببخشد.
مولای من و ما!
مولای تمام کودکان یتیم!
مولای روزهای پردرد همان قدر که مولای روزهای پر از عشق و زیبایی و مروت!
به خودت قسم؛ تنها دلیل اینکه ما این روزها را تاب میآوریم؛
تنها دلیل اینکه با دیدن این صحنهها، قلبمان از حرکت نمی ایستد،
تنها دلیل اینکه هنوز حق حیات برای خودمان قایلیم، تو هستی!
تو و جمعه سبزی که بالاخره یک روز از پس این روزهای طولانی و ناتمام،
از پس این روزهای سیاه و دودی!
از پس این روزهای پر از سرخی خون؛
خواهد آمد و انتقام ارباب بیکفن،
تمام بیش از 160 هزارشهید فلسطین و غزه و تمام شهدایمان را خواهی گرفت!
آه مولای ما! تو فقط بیا!
#امام_زمان
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
حد پوشش را چه کسی باید تعیین کند؟
✍زينب نجیب
شبههای که در ذهن بسیاری از افراد شکل گرفته است؛ بحث اختیار در باب پوشش و حجاب است. این شبهه از آن جهت مطرح میشود که افراد تصور میکنند حجاب حصاری است که خانواده اعم از پدر، برادر، همسر، پسر و یا حتی حکومت برای زن ایجاد کرده است. لذا آن را نشانهی محدودیت و ضعف زن میشمارد.
حضرت آیتالله جوادی آملی در کتاب زن در آينه جلال و جمال می فرمایند: "در بینش قرآن کریم، حجاب زن تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید از حق خود صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند. بلکه حجاب زن، حق الهی است.
ایشان میفرمایند: قرآن کریم میگوید هر گروهی اگر راضی هم باشند شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید. معلوم میشود عصمت زن حق الله است و به هیچکس ارتباط ندارد. قهرا همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصا خود زن، امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است. یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن. ایشان همچنین در تفسیر آیه ۵۹ سوره احزاب میفرمایند: "زنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند."
از سوی دیگر از آن جهت که نقض حجاب، موجب به گناه افتادن دیگران میگردد و همچنین گوهر عفت زن تنها باید برای همسرش حفظ شود، حق الناس است. بنابراین یک زن برای رسیدن به کمال باید اندیشهاش قرآنی باشد و همانطور که قرآن بین کمال و حجاب جمع مینماید زنان نیز چنان نمایند.
حال این سؤال به ذهن متبادر میشود که اگر زنی حاضر نشد حق الهی را رعایت کند و خانواده او هم به این کار او رضایت داشتند یا مجبور به رضایت شدند؛ آیا حکومت میتواند برای او حدودی تعیین کند؟ از آنجا که دولت اسلامی علاوهبر وظایفی که در باب نظم و امنیت یا تأمين نان و مسکن و تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعیِ شهروندان دارد، باید به وظیفه رشد و تعالی معنوی و اخلاقی شهروندان و تحقق احکام اسلامی مبادرت ورزد. در واقع حکومت وسیلهای است برای به کمال رساندن افراد چه از جهت بعد مادی و چه از نظر بعد معنوی. او مانند دولتهای لیبرال تنها وظیفهاش تأمين نیاز مادی جامعه نیست و از همین جاست که قوانینی باید وضع و اجرا گردد تا همه مصالح اعم از فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، دنیوی و اخروی تأمین گردد.
بسیاری اذعان دارند که چرا حکومت به جای پرداختن به امور اقتصادی، به امر کم اهمیتتری مانند حجاب میپردازد؟ در پاسخ باید گفت؛ آیا اگر حکومتی در ابعاد گوناگون وظایفی داشته باشد میتوانیم او را از انجام یک وظیفه به بهانه عدم موفقیت در انجام وظیفهای دیگر منع کنیم؟ بهعنوان مثال بگوییم چون حکومت در امر اقتصاد موفق نبوده است، دست از فرهنگ جامعه هم بردارد. چنین سخنی را هیچ انسان عاقلی بر نمیتابد. ضمن اینکه گاهی ریشه بسیاری از فسادها در بُعدی، ناشی از فساد در بُعد دیگر است.
مثلا زمانی که سبک زندگی انسانها به سمتوسوی مصرفگرایی برود اثراتی بر اقتصاد، سیاست و فضای روانی جامعه میگذارد. مصرفگرایی میتواند مصرفکردن را ارزش کند، منجر به شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی شود، نیاز کاذب ایجاد کند، احساس محرومیت را در هر قشری تزریق کرده و تفاخر به ثروت را تشدید نماید. مصرفگرایی، انسانها را منفعتطلب میکند. آنها را مقید به مد کرده و منجر به آن میشود که افراد بیش از حد معمول نیازمند به احترام و تأیید اجتماعی شوند. اصالتدادن به مصرفگرایی به تدریج باعث میشود خوشبختی به معنای رفاه و دارایی مادیّ قلمداد شود.
در ادبیات دینی مصرفگرایی با اسراف و تبذیر مطابقت دارد و اسلام انسانها را از این ضدفرهنگ بر حذر میدارد. وقتی فرهنگ یک جامعه به سمت مصرفگرایی سوق یابد، سخن اول و آخر را سرمایهداران خواهند زد. آنها دیگر بر مبنای نیازها تولید نخواهند کرد بلکه با هدف افزایش سرمایه، نیاز کاذب ایجاد کرده و به سود خود، فرهنگ جامعه را رهبری میکنند. بنابراین هرگز نمیتوان ربط بین فرهنگ و اقتصاد را منکر شد. اگر زنان یک جامعه به جای فرهنگ اسلامی فرهنگ منحط غربی را انتخاب کنند نه تنها در مسیر کمال انسانی رشد نخواهند کرد بلکه از آن نیز دور خواهند شد.
گسترش ضعف حجاب، بد پوششی و ولنگاری، فضای جامعه را به طرفی خواهد برد که زنان در شرایطی کاملاً جنسیتزده در رقابتی بیامان و بیپایان برای دیدهشدن قرار گیرند. همین امر بستر مناسبی میشود برای سرمایهدارانِ منفعتطلب و مغرض...
🍃ادامه دارد
🔗ادامه متن در صفحه نویسنده
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI