eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
301 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 💠 شب آخر ✍فاطمه ابن علی 🔹 چند روزی می‌شد که خوابمان به هم ریخته بود. از سحرگاه جمعه‌ای که با صدای حمله دشمن غافلگیر شدیم تا شب‌های بعد که دلمان نمی‌آمد بخوابیم و تصاویر اصابت موشک‌ها به سرزمین‌های اشغالی را از دست بدهیم. اغلب نماز صبح می‌خواندیم بعد می‌خوابیدیم. تقریبا هر شب هم صدای پدافند داشتیم. دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت. شب آخر جنگ، داشتم سر سجاده چرت میزدم تا اذان بگویند؛ ناگهان صدای ممتد پدافند چرتم را پاره کرد. این بار صدایش خیلی نزدیک بود. نفسم را در سینه حبس کرده بودم تا بهتر جهت شلیک را پیدا کنم. گفته بودند منطقه ۷ را می‌زنند و داشتند بد می‌زدند. صدای انفجارها با صدای اذان همراه شد: الله اکبر، الله اکبر... از پنجره بیرون را نگاه کردم. صدای خش خش جاروی پاکبان شهرداری می‌آمد. عجیب بود که با وجود این صداها کارش را می‌کرد و لحظه‌ای دست نمی‌کشید. آقای همسایه با یک شلوارک زرد توی کوچه ایستاده بود و آسمان را نگاه می‌کرد. یک پوک به سیگارش زد و گوشی را نگاه کرد. دوباره انفجار. هر دو به آسمان نگاه کردیم. با چشم‌های خودم دیدم که جنگِ خیر و شر در آسمان تهران بالا گرفته بود! گلوله‌های سرخ پدافند به دنبال چیزی که نمی‌دیدمشان می‌گشتند. فقط وقتی به هدف می‌خوردند و سرخی گلوله پدافند تبدیل به انفجار نورانی می‌شد می‌فهمیدم که چیزی را رهگیری کردند. یاد اپراتور پدافند افتادم. شروع کردم به ذکر گفتن. دوباره انفجار شدید! آسمان سرخ شد. همچنان صدای اذان می‌آمد. گویی موشک‌های اسرائیلی آمده بودند تا صدای اذان را خاموش کنند ولی نمی‌توانستند. صدای پدافند و انفجار در هم می‌پیچید و من با تماشای صورت هویدای جنگ باورم نسبت به راهی که مردم ایران در آن هستند مستحکم‌تر شد! حالا اذان به آخرش رسیده بود: لا اله الا الله. هیچ خدایی جز الله نیست. خدای من، خدای سرباز پدافند، خدای شهدا، خدای ایران، خدای جبهه مقاومت در مقابل استکبار جهانی، خدای داوود(ع) که با یک سنگ جالوت را از پا درآورد، خدای موسی (ع) که با یک عصا دریا را شکافت و فرعون را غرق کرد. و خدای علی (ع) در خیبر... والله غالبٌ علی امره؛ خدا بر کار خود چیره است.(۲۱،یوسف) حالا ده دقیقه از اذان گذشته و حمله فروکش کرده بود. سر سجاده ایستادم و تکبیر گفتم. با قلبم دیدم که یک قدم به خدا نزدیکتر شده‌ام! @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«در آستانه وصال» اولین شب محرم است. دل‌ها آرام ندارند و زمین، حال و هوای دیگری گرفته است. یکی در حرم، غرق اشک است؛ دیگری در هیئت، دل را به نوای نوحه می‌سپارد. و من، ساکت و خاموش، کنج اتاق نشسته‌ام؛ در خلوتی که شبیه صحنه‌ای از دل خیمه‌هاست. با اجازه از مادر، گوشه‌ای خلوت کرده‌ام و بی‌صدا، با دلی لبریز از شوق و اندوه، نوحه‌ای آرام زمزمه می‌کنم. در این خلوت، حس عجیبی دارم... محرم امسال، رنگی دیگر دارد. انگار چیزی درونم دگرگون شده؛ انگار صدایی می‌خواندم، بی‌آنکه با گوش شنیده شود. عطری آشنا در هوا پیچیده؛ بویی که نه از خاک، که از آسمان می‌آید... دل، غرق در حسرت است؛ و چشم، خیس از امید. نمی‌دانم این محرم، آخرین محرم زندگی‌ام خواهد بود یا آغازی برای راهی نو؛ راهی که اگر اذن داده شود، شاید به وصال یار ختم شود. اگر امان‌ نامه‌ای در کار باشد، دل بی‌هیچ تردیدی پای آن را امضا می‌کند... اما اگر هنوز فرصتی باقیست، دعایم این است: ای خدا... تو که ما را به خیمه‌ی حسین رساندی، دست‌مان را به دامان ولی‌ات نیز برسان. دلتنگیم... اما همین دلتنگی، نشانی از بودن توست. @AFKAREHOWZAVI
. من یک عذر خواهی به اندازه ی طول تاریخ تشیع به شما بدهکارم، من با تمام ادعای انقلابی بودنم ، سخن شما را نمی‌فهمم ، سالها تاریخ شیعه را خوانده ام ، یاران علی ع و حسین ع را نقد کردم ،الگو گرفتم ،سالها گفته ام اهل کوفه نیستم ... این دوازده روز خیلی چیزها را برایم روشن کرد، اینکه خیلی از چیزهایی که فکر میکنم قبول دارم ، ندارم، مولای من شما هر وقت از ایرانیان و مقاومت و همبستگی شان سخن می‌گفتید ، من برداشتم این بود که این ها سخنان انگیزشی است برای تشویق مردم که اینگونه باشند وگرنه مردم ما کجا و.... احتمالا اگر جنگ بشود همه میگریزند و... وقتی شیپور جنگ به صدا در آمد ، دیدم چقدر در اشتباه بودم، چقدر شما ملت را می‌شناسی و چقدر آن کسی که اطلاعات غلط به او رسیده من هستم این روزها فهمیدم چرا مسلم ع تنها ماند چرا یاران حسین ع فقط هفتاد و دو نفر بودند ، فهمیدم چرا چهل شب ، خانه به خانه در زدن امیر مومنان ع فایده نداشت ، چون امثال من به فهم خودشان امام را تفسیر میکردند و.... این روزها بیشتر دلم برایتان سوخت که قاسم ندارید ،سید حسن ندارید ،مگر چند نفر مثل آنان شما را میشناسند و اطاعت میکنند ؟؟ امروز در جوار حرم سلطان ، جایی که خیلی دوستش دارید ،به جای شما دعا کردم ، و از تمام کسانی که در طول تاریخ امام خود را نفهمیدند عذر خواستم که قضاوتشان کردم . شما برای من بخواهید اهل کوفه نباشم ،خواستن خودم انگار راه به جایی نمی‌برد . ✍م.ادبی @AFKAREHOWZAVI
«میدان غربال در راه است…» جنگ احزاب در تاریخ اسلام، در شمار مهم ترین عبرت های تاریخی برای مسلمانان است. در آن هنگام که گروه های مختلف از دشمنان از جمله یهود و کفار متحد شدند؛ تا طومار اسلام را بر چینند و در ظاهر نیز تمام امور علیه شرایط مسلمانان به نظر می رسید؛ آنچه سرنوشت این جنگ را به نفع مسلمانان برگرداند، خواست و اراده‌ی الهی بود که به واسطه‌ی یاری فرشتگان انجام شد. از مواهب مهم این جنگ برای امت اسلام، عیان شدنِ چهره های پنهانِ منفی و مثبت در بین مسلمانان بود؛ عیار ایمان برخی با فرار از میدان جنگ به بهانه‌ی حفاظت از خانواده، مشخص شد و برخی دیگر با پرده گشایی از نفاق درونشان، خویشتن را در منظر عموم رسوا ساختند! و در آخر آنانی که والسابقون السابقون بودند و ایمانشان عیار بالایی داشت، با تسلیم محض در برابر اراده‌ی الهی در کنار رسول الله جنگیدند و برخی نیز به قامت شهادت درآمدند… جنگ امروز با اسرائیل که با آتش بس در حال تنفس بوده، مانند جنگ احزاب صدر اسلام قرار است، میدان غربال ایمان های ما باشد؛ آنچه در درون سینه ها از ایمان، کفر و نفاق سال هاست، انباشت شده، تنها در این معرکه است که فرصت بروز خواهد یافت! به فرموده‌ی مولای متقیان علی علیه السلام: نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین است که انسان برای این دو شرفش را بدهد... بر این اساس، لازم است با بازخوانی اندیشه های مقاومتی فرمانده میدان، مطالبات ایشان را به جد پیگیری کنیم که مبادا شرافت‌مان به هوای زندگی چند روزه‌ی این دنیا از دست برود! ✍🏻فاطمه شکیب‌رخ @AFKAREHOWZAVI
. ✍زمانی زمان دوباره تکرار می‌شود حسین طفل شیر خواره اش را روی دستانش به تمام لشکر نشان می‌دهد وبه آنان اتمام حجت می‌کند که لااقل مرد باشید وکام طفل را سیراب سازید. همه لحظه ای درنگ کردند کمک کنیم یا.. بعداز ۱۴۰۰سال صدای طفل حسین هنوز می آید این بار از حلقوم طفل های بی گناه غزه دنیا فقط نظاره گر مظلومیت این کودکان هست اسرائیل همچون حرمله خونخوار لحظه ای درنگ نمی‌کند .فقط به قصد کشتن آمده است صدای ناله ی مادران با گریه های کودکان لحظه ای خاموش نمی‌شود مگر با بمب یا موشک. اکنون جهان بار دیگر نظاره گر استقامت پدر پر صلابتی هست که با چشمان پراز اشک جسم بی جان کودکش را روی دستهایش گرفته وبا قدمهای استوار گام بر میدارد به امید پیروزی حق علیه باطل ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا ولا تحزنوا وابشرو بالجنه التی کنتم توعدون @AFKAREHOWZAVI
روز شماری بی شمار برای آمدنت روز شمار دارم یا برای رسیدن به خواهش های بی شمارم! فی الواقع نمی دانم ، که هستی و در کجایی...هرچند در احوالت کتاب ها خوانده ام و سخن‌ها رانده‌ام به راستی تو درکجای قلبم جاداری بیچاره من ...،باکریدور قلبم! روزهای بودنم مثال برگه هایی است، کاهی و بی ارزش از رمانی تکراری.... در زمانه ای اسف‌بار کاش ،تکرار می شدم در لحظات با تو بودن ،با محبتی دست نخورده تمام تمام از جنس امامم ،که تا حد کمال نثارت می کردم. مهدی جان، غم نبودنت را هدیه می خواهم آن را به من بده به عنوان تحفه ای، در تولد زمستانی ام ،که دربمباران آن روزها،در زیر شیشه های مات قدیمی ، ماندم و نشکستم! تا شاید، قلم زنم ،در بمباران این روزها و غزه های مجازی آن... فضای مجازی را می گویم در اینجا ورود ممنوع است! تباهی مشغول به کار است مسلح وارد شوید؛سوزاننده است قدم به قدم نفس به نفس برنامه‌ها دارند اینجا هویت‌ها سوخته‌است اینجا ، بی نشانه می‌میری گمشده ای به دور از نور ،آنجا حتی خودت را از خودت می گیرند،شخص دیگری می‌شوی مراقب باشید! گناه قطره قطره می چکد؛ازسقف ایمانتان وانگهی آن رابر سرتان ویران می‌کند می‌گویند: در آخرالزمان نگه داشتن دین چون ذغال است ؛در کف دست همان مرز پاکی است ...✨ مراقب مرزهایمان باشیم ترک برندارد! @AFKAREHOWZAVI
. 🔰انتشار گفت‌وگوی سرکار خانم نجمه صالحی با خبرنگار خبرگزاری حوزه: زیست مقاومت‌محور مفهومی اصیل و برخاسته از سنت اسلامی است که از نهضت عاشورا تا عرصه‌های مواجهه نوین فرهنگی و اطلاعاتی معنا و رشد یافته است. این شیوه زندگی، بر پایه‌ بیداری، التزام به حقیقت، پایداری در برابر سلطه و نقش‌آفرینی فعال در دفاع از هویت دینی و ملی شکل می‌گیرد. 🔗لینک متن کامل گفت‌وگو https://hawzahnews.com/xdPPn @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«مذاکره‌ی نامهربان» صدای جیغ و ناله های سوگواری زنانه از چند قدمی مسجد به گوش می رسید، گام هایم نه محکم بود نه استوار! من که همچو او داغ جگر گوشه را کشیده‌ام می دانم که چه درد سوزناکی کنون، تمام جانش را فراگرفته و چه روزهای غمگینی پیش رو خواهد داشت. گاهی رضا را صدا می کرد و گاهی امیرعلی را. بی معطلی به سویش رفتم، اشک هایش، روح آدمی را آزرده خاطر می کرد. با دو دستم شانه هایش را تکان دادم تا نگاهش در چشمانم جمع شود. صدای لرزانم را صاف کردم؛ تمام این راه را آمده‌ام تا مرا ببینی و بدانی مانند تو در این زمین خاکی کم نیستند، من نیز مادر و تنها دخترم را به فاصله ای اندک از دست داده‌ام… بی آنکه مرا بشناسند، آغوشش را برایم گشود و اشک های داغش را به یادگار بر سینه‌ام گذاشت. زیر گوشم می گفت؛ دلم برایش تنگ شده چه کنم؟ زبانم را بند کردم تا نگویم که ای دل وامانده، تو هنوز چه می دانی دل تنگ چیست؟! تمام آنچه بر جانم جاری بود، همچون شعله های آتش زبانه کشید، نمی دانستم بر حال او‌ بگریم و یا بر اندوهی که روزها و شب ها قلبم را رها نمی کند. پس از آتش بس، صحبت از «مذاکره با امریکا» که شد؛ دلم خیلی سوخت و ذره های وجودم، یکباره فرو‌ریخت؛ خویشتن را جای آن مادران و همسرانی گذاشتم که قرار است با تماشای نامهربانی ها در حق خون عزیزانشان، باقی عمر را در فراقی جانکاه سپری کنند! «بیاد شهدای مظلوم حمله‌ی ناجوانمردانه‌ی اسرائیل؛ شهید رضا امینی و فرزندش امیرعلی» ✍🏻فاطمه شکیب رخ @AFKAREHOWZAVI
دست‌ به‌ ماشه‌های حسینی ما جنگ را بلد نبودیم و نیستیم، اما دفاع از عزتمان را چرا؟! درنده‌خویی را بلد نیستیم، اما خشمِ غیرت داشتن و قطع کردن دست متجاوز را چرا؟! ما از تاریخ عاشورا یاد گرفته‌ایم نه به کسی ظلم کنیم و نه ظلم کسی را بر خود بپذیریم. یاد گرفته‌ایم که با هر سن و سوادی و با هر وسیله‌ی جهادی، همیشه دست به ماشه و پوتین به پا زندگی کنیم و از تهدید دشمن سپری به‌نام "فرصت" بسازیم و قدرتمندتر شویم، تا بتوانیم ثمره‌ی عزت و استقلالمان را که با رنج و تلاش از درخت پیروزی چیده‌ایم، تا سال‌های طولانی محافظت کنیم. ما همیشه همین بوده‌ایم؛ چون تاریخی به بلندای محرم داریم که آزادگی را از آن هدیه گرفته‌ایم و امروز می‌دانیم که همه‌ی ما از کوچک تا بزرگ با هر پیشه و مسلکی رزمندگان خط مقدم عشق به وطنیم. می‌دانیم که باید با تمام قوت پا روی مسیر نفس‌های کسانی بگذاریم که به خاکمان نگاه چپ می‌کنند. دشمنان قسم‌خورده‌ی ایران و ایرانی هم چه در داخل و چه در خارج، باید بدانند که درهای جهنم دنیوی نیز تا همیشه به روی آنها باز است، حتی اگر با تعبیری به‌نام آتش‌بس یا توقف جنگ بخواهند افکار جهانیان را فریب دهند، ایران من چشمان همیشه بازی در جای‌جای آسمان و زمین و دریایش دارد. برای همین است که کابوس تاریخی روز و شبشان شده‌است. آنها که هیچ نیستند، اما سعی دارند خود را غول دنیا جلوه دهند. اما ایران من ایران امام حسین است و ذلت‌پذیری در قاموس وجودش تعریفی ندارد. ✍ ملکی @AFKAREHOWZAVI