فرمود اگرچه نبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند، بجنگم و با کسانی که با تو دشمنى کردند خصومت نمایم، پس بجای آن صبح و شام بر تو مویِه می کنم و به جاى اشک، برایت خون می گریم، تا در حسرت و تأسّف و افسوسِ مصائب تان از فرط اندوهِ مصیبت و شدّتِ حزن، جان سپارم (فرازی از زیارت ناحیه مقدسه)
مولای غریبم آجرک الله، روحی و اروحناه فداک💔
جان ما به فدای جان شما!
کاش که برای ظهورتان، بخوانی امن یجیب را..
که دعای مهمومِ مضطر، بسی اثر دارد…
و برای شفای قلوب مان، که به محنتِ دوری از شما سیه گشته، بخوانی حمد و معوذتین را، که دعای عاشقِ مظلوم، شفایی چون «احلی من العسل» دارد…
بیا و به پا کن، هیاهوی گام های ظهورت را که جان شکسته ی ما، تنها به گرمیِ جان شما، امید به حیاتِ ظفر دارد…
✍🏻فاطمه شکیب رخ
«اللهم لَـیِّنقَـلبیلِوَلِیِّاَمرِک»
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#عاشورا
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
زینب وارث مادرانگی
مادرانگی در فرهنگ تشیع، صرفاً یک نقش بیولوژیکی نیست، بلکه یک رسالت الهی است که بر دوش زن مسلمان گذاشته شده است. این رسالت، شامل تربیت فرزندانی صالح، حفظ و حراست از کیان خانواده، و مشارکت فعال در جامعه است. در این دیدگاه، مادر، محور اصلی خانواده و تربیتکننده نسل آینده است.
حضرت زهرا (س)، به عنوان دختر پیامبر اکرم (ص)، همسر امام علی (ع) و مادر امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، الگوی بینظیری از مادرانگی را به نمایش گذاشتهاند. ایشان، نه تنها در تربیت فرزندان خود کوشا بودند، بلکه در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی نیز نقش فعالی ایفا میکردند.
حضرت زهرا (س)، با تربیت فرزندانی همچون امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، نشان دادند که مادران میتوانند نقش مهمی در تربیت رهبران و الگوهای جامعه ایفا کنند.
حضرت زینب (س)دختر بزرگوار حضرت زهرا (س) مادرانگی را از مادر دو گیتی به ارث بردند و نمونهی حس مادرانگی درعاشورا شدند.
با وجود مصائب بیشماری که حضرت زینب (س) در کربلا متحمل شدند، ایشان همچنان به وظایف مادری خود نسبت به فرزندانشان، عبدالله و محمد، عمل کردند. در لحظات دشوار، او همواره پناهگاه و تسلیدهنده فرزندانش بودند و همزمان پناهگاه عاطفی زنان و کودکان کاروان؛این امر نشاندهندهی قدرت فوق العادهی ایشان در مدیریت بحران بود.
پس از شهادت امام حسین (ع) و دیگر مردان خانواده، حضرت زینب (س) سرپرستی کودکان و یتیمان باقیمانده را بر عهده گرفتند و با تمام توان، جای خالی پدران و مادرانشان را پر می نمودند؛حضور در کنار لالههای پرپر، در صحنههای دلخراش عاشورا، حضور حضرت زینب (س) در کنار پیکرهای شهدا، به خصوص فرزندانشان، نشاندهنده عمق درد و رنج مادری بود که شاهد پرپر شدن عزیزانش است.حضرت زینب حتی برای مادران نمونهی عاشورا هم مادرانگی نمودند. حضرت ام البنین و رباب الگوهای مهم مادران عاشورایی میباشند:
حضرت رباب، همسر امام حسین (ع) و مادر حضرت علی اصغر (ع)، که با استقامت و بردباری بینظیر خود، داغ فرزند شیرخوارهاش را تحمل کرد. ام البنین (س)، مادر حضرت عباس (ع) و برادرانش، که با روحیه ایثار و تسلیم در برابر امر الهی، چهار فرزند رشید خود را فدای اسلام کرد.
و بسیاری مادران دیگر ...
حس مادرانگی در عاشورا نه تنها به معنای عواطف طبیعی مادر نسبت به فرزند، بلکه به معنای ایثار، فداکاری، مقاومت در برابر سختیها و حفظ ارزشهای دینی و انسانی در بحرانیترین شرایط است.
و زینب مادرانگیهای عاشورا را مادری نمود!
مادرانگی ایشان به وسعت یک تاریخ بود.
✍طاهره موحدی پور
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🏴 و آه حسین...
◾️وچگونه است جدال عقل و عشق،
آنجاکه عقل میگوید بمان وعشق میگوید برو...
و حسین عاشقِعشق است که فتح خون میکند، آنجا که حتی غنچه را هم به مسلخ بردهاند تا نورِحق شعلهور نگردد وآسمان نظارهگر قربانیشدن خون خدا باشد و زمین شاهد این قربانی...
آه حسین،
و«آه» اسمِ اعظمِ حق است، آنجا که علمدار شرمندهٔ فرزند رباب، بیدست بر زمین افتاده وبر مشک التجا میکند، که آبرو بخرد عباس را،
و آنگاه که ابالفضل ندا برآرد «یا أخا أدرک أخا»....
و «سَلامٌ علی قَلبِ زینب الصَبور»...آنگاه که بوسه بر رگهای بریدهٔ حجتِخدا میزند وتنها دستِولایت است که سکینهٔ این قلب است و اینک هفتادودو گل پرپر ، هفتادودو رأس مطهر ، هفتاد ودو پیکر بیسر و آه حسین...
وعصر امروز، عقیله بنیهاشم مانده است که روایتگر این واقعه است و بارِ امانت بردوش، امامی تبدار، کاروانی از مُخَدراتِ اسیر، پریشان و داغدار، دخترکانی رنجور از داغِ پدر، برادر، عمو وگهوارهٔ بیاصغر...
و «سَلامٌ عَلی خَدِّ التَّریب و سَلامٌ عَلی شَیبِ الخَضیب »...
و آه حسین...
🖋آمنه عسکری منفرد
#عصر_عاشورا
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
@Radioz_Irامسال..mp3
زمان:
حجم:
4.1M
ما ترکناک یابن الزهرا
دوباره یکسال گذشت و برگشتیم سر خانه اول.
برگشتیم به گودال.
دوباره مثل هرسال قرار است حسین شهید شود و ما نیز بنشینیم برایش مویه کنیم.
اما امسال را ما مینویسیم.
متفاوت تر از سالهای پیش.
امسال دیگر حسین تنها نیست.
امسال حسین مارا دارد.
امسال دیگر نوای هل من ناصر حسین به گوش نمیرسد.
ما نمیگذاریم که برسد.
امسال تا ظهیر و حر و جون میروند، تا اکبر و قاسم و عباس میروند، ما برمیخیزیم.
آقا روح الله و سرباز های در قنداقشان میایند. حضرت آقا میآیند.
من میآیم. تو میآیی.
ما میآییم و سپاه حسین ۱۰۰ ها برابر میشود.
امسال سپاه جدیدی به فرماندهی مهدی به کمک حسین میرسد.
فدا میشود و باز از همین سپاه، سپاه جدیدی متولد میشود.
دیگر نمیگذاریم اهل حرم به اسارت بروند. نمیگذاریم خار به پای رقیه برود. امسال ما میشویم نگهبان گوشوارهها و خلخالها.
امسال حسین مینشیند و ما میجنگیم.
با شمر، با یزید، با حرمله و عمر سعد. با اسرائیل، با آمریکا.
با فرزندان شبهه دار ظلم و ستم.
آری امسال، ...
«ظلم به سر میرسد ای یار.
از او خبر میرسد ای یار.»
زینب رضوی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
راز مقاومت و پیروزی
✍طاهره قادری
ارشد کلام اسلامی
شاید بگوییم حقیقت آشکار شده در میادین نبردهای سخت و پیچیده ی امروز، فقط یک چیز است و آن اینکه هیچ قدرت نظامی و اقتصادی به تنهایی نمیتواند سرنوشت یک کشور را رقم بزند، مگر آنکه پشتوانهای قوی و مستحکم از اتحاد و انسجام ملی داشته باشد لیکن اگر بر این اتحاد و انسجام، ویژگی دیگری بعنوان محکمترین ستون را هم به آن بعلاوه کنیم، آن وقت است که دنیا خواهد دید که اینگونه ملت مسلمان شکست ناپذیر است هرچند در عده و عُده قلیل باشد .
دشمن نه تنها که نمیداند بلکه شعور و درک و فهم هم نمی تواند که ایرانیان نیروی خود را از کدام کانون و چگونه دریافت می کنند؟!
یقیناً ستون محکم ولایت فقیه بعلاوه انسجام ملی رمز پیروزی است . دنیا و چشم های رسانه ای آن درحملات اخیر آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران، و اماکن مسکونی این مهم را به عینه مشاهده کرده است، هر چند کینه و حسادت و بغض دیرینه شان از این ملت، مانع از بیان است لکن حجم موضوع آنقدر گسترده است که سانسور همه جانبه آن برایش مقدور نیست!
ما چنان غرق در نعمتیم که گاهی یادمان میرود که واقعاً دشمن در مورد ما از خودش می پرسد که آیا با چه کسانی روبروست؟
به آنها می گوییم: آگاه باشید ما تربیت یافتگان حسنین علی و زهراییم؟ رمز پیروزی مارا باید در روضه ها جستجو کنید . چرا که ما فرزندان مکتب عاشورا؛ همان ها که در عقیده خود شکست ناپذیرند؛
کسانیکه برای ولی خود از ایثار جان و مال و آبرو عبور کرده اند ،آنها تا بذل مهجه پای ولایت می مانند حتی اگر آن ولی ،نائب امام شان باشد.
آری ما نسلی هستیم که برای حسین می گرییم و میدانیم اگر در مقابله با دشمن پیروز شویم ، پیروزیم !
و اگر شهید هم شویم،پیروزیم.
یقیناً رمز مقاومت و پیروزی ما حضور آن رهبری است که برای مردمش می ایستد و در کوتاه ترین زمان ممکن صفوف ملت را برای ایستادگی در برابر تهاجم دشمنان مستحکم می کند و از یک تهدید بزرگ و نابودگر، فرصتی بزرگ می سازد تا نام ایران و ایرانی باری دیگر در جهان بدرخشد و همگان زبان به تحسین او و مردمش بگشایند.
➰➰➰➰➰
✔️ ۱۵ تیرماه ۱۴۰۴ درخشش امام خامنه ای در حسینیه امام خمینی ،
مطابق ۱۰ محرم ۱۴۴۷ بی نظیرترین شکوه حضور ولایت و امامت؛
شکوه پیروی از امام معصوم و غیر معصوم؛ شکوه عشق و عاشقی بود.....
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بسم رب الزینب
"محرم امسال۵"
عصر عاشورا، از زینب ننوشتن ظلم است. زینب ادامهی حسین تا امام زین العابدین علیه السلام.
فرمانده لشکر پیاده نظام حسین، تا برادرزادهی خود را به سلامت به مدینه برگرداند.
زینبی که هم افراد خود را جمع و جور و پیدا میکند، هم مقابل نااهلان مردانه میایستد، هم دنبال نیزه روان است و هم قوت قلبی برای بازماندگان شهدا،
داغ فرزندان خودش را که گویا کلا فراموش کرده، حالا لحظه به لحظه خاطرات برادران رشیدش جلوی چشمش زنده میشود، وقتی که میخواهد سوار اسب شود،
وقتی که دختران برادر را از لای بوتهها و خاروخاشاکها پیدا میکند،
وقتی که رباب دوباره جان گرفته و شیرش سرزیر کرده، وقتی که رقیه و سکینه را باید به بغل بگیرد و دلداری دهد، وقتی که حالا دیگر لشکریان عمرسعد آب را روی خیمهها باز کردهاند و برای اهل حرم آب آوردهاند،
وقتی که قرار است در مقابلش تشت و سر برادر، زیر چوب خیزران عبیدالله بن زیاد و یزید هتک حرمت شود.
آه زینب جان! لااقل امشب در نماز شبت دلبری کن، دستت را به کمر بگیر، نشسته بخوان، تا ملکوتیان بفهمند چه بر سرت آمده است.
برای من که فقط همان یک نیزه کافی بود برای جان دادن، آه عمهجان! چقدر استقامت داشتی که تاریخ از صبر تو شرمنده است.
زینب جان چه خوب سنتهایی را ابداع نمودی، مادرانگی در عین خواهربودن، فرماندهی لشکر، در عین زن بودن، خطابه در برابر امیر زمان در عین دلشکسته بودن، زیارت سیدالشهدا و پناه بردن به کشتی نجات حسین علیه السلام،
و قربانی و هدیه خاص به خداوند،
عوض آن عیدقربانی که نشد کنار کعبه بمانی و مناسک را به جا بیاوری!
قدرت و قوت گفتار و کردارت تاریخ را سرپا نگه داشته است، عاشورا را زنده کرده است.
تو نگذاشتی فریاد هیهات منا الذله حسین علیه السلام در طول قرنها خاموش شود؛
چه آن زمان که خاکستر از سروصورت برادر پاک میکردی، چه آن زمانی که از زیر نیزهشکستهها و آثار سم اسبها دنبال برادرت میگشتی،
یا آن زمان که پرستاری امام سجاد علیه السلام را میکردی تا کم نیاورد، یا حتی وقت رسیدن به مجلس یزید و محاجه با آن ناپاک روزگار، و چه وقت برگشتن به مدینه و روکردن به قبر جدت رسول الله صلی الله علیه و آله..
زینب جان! با شما میشود به زن بودن خود افتخار کرد،
میشود تا ابد زندگی کرد و جاودانه شد، خواهر حسین با شما میشود کنار امام و ولی زمان خود، دوش به دوش حرکت کرد و لحظه به لحظه او را تایید و یاری کرد.
نمیدانم خودت کجای کربلا ماندهای که هنوز بعداز قرنها روضهخوانها برایت میمیرند و سینهزنها برایت ضجه میزنند:
از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین
دست و پا میزد حسین..
امان از دل زینب
چه خون شد دل زینب..
یا نمیدانم در شام بلا چه دیدی که بقیت الله ارواحنا فداه، در سنگینی مصیبتها از شام یاد میکند و سه بار میگوید الشام الشام الشام.
زینب جان شما در زیارت ناحیه مقدسه، ماندگار و نقش آفرین شدی، آه ذوالجناح هم نه بر جدال طاقت نداشت و خودش را به شما رساند.. الظلیمه الظلیمه...
عمهجان! قرار نبود بعد از علی اصغر علیه السلام دیگر چیزی بنویسم،
اما از صبح هرچه به ظهر عاشورا نزدیکتر میشدم، گفتم ننوشتن از زینب ظلم به تاریخ و شهادت و اهلبیت علیهم السلام است.
زینبجان! مقام و جایگاه ارزشمندت نزد حسین علیه السلام و پدر و مادر و جدت، مرا به طمع انداخته که رازهای مگویم را با تو بگویم که خوب محرم اسراری هستی. صاحب سرّ حسین.
وصی مادر در مورد برادرانت،
آه مهلا مهلا، یابن الزهرا!
به حق آن پیراهن کهنه، به حق لحظهی هرولهات به سمت گودال و دیدارت با بدن بی سر حسین، به داغی لحظهی دیدن سر برادرت، به تلخی حضورت در مقابل چشمان یزید و یزیدیان! برای حاجات قلبی و غیرقابل گفتن و نوشتن ما در پیشگاه الله، تنها یک آمین و آه سوزناک بگو!
برای درد بیدردی، بی اعتقادی و بی حیاییِ این روزهای جوانان شیعه و مسلمان خودت ختم یا کاشف الکرب عن وجه الحسین بگیر.
زینب جان نوشتن از تو در اندازهی من نیست، اما خواستم از ستایشکنندگان عظمت و شهادت دهندگان بر مقام و جایگاهت باشم!
انت بحمدالله عالمة غير معلمة و فهمة غير مفهمة..
آجرک الله یا بقیت الله!
#زهرادلاوریپاریزی
#یالثاراتالحسین..
#علمدارحسین
#محرم۱۴۴۷
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
"رؤیت هلال در شب عاشورا"
🖊مرضیه رمضانقاسم
دیدمت با دیدنت ویرانه از یادم برفت
کوه غمهای به روی شانه از یادم برفت
من دیشب یکهو حسودیم شد و دلم برای خودم سوخت؛ من که تاکنون یکبار، حتی از دور هم به دیدار حضرت آقا نرفتهام؛ ولی خوش بحال آنهایی که آقا را ملاقات میکنند، آن هم از نزدیک.
آدم گاهی که نه، بلکه همیشه دلش برای امامش تنگ میشود و حالا که میسر نیست دیدار او عشقبازی میکند با نائبش.
یک موقع گمان نبرید غبطه خوردم به حاج محمود کریمی، نه غبطه نخوردم، چرا کلاه شرعی سر خود بگذارم و برای حسادتم تعبیر غبطه بکار ببرم.
من حسادت نمیکنم جز به آنهایی که با اربابم معیت دارند.
حسادت نمیکنم جز به آنهایی که با نائب امامزمانم که از نسل حسین است معیت دارند و حاضرند برایش جان دهند.
حالا که قصهی ما به حسد رسید اجازه دهید چند جمله با جناب حسد صحبت کنم.
حسد جان، شرایط و ظرفیتهای انسانها با همدیگر متفاوت است؛ یکی توان خواندن دارد یکی توان خون دادن و...
کافیست بر سر عهدی که با ولایت بستهای محکم بایستی؛ ما باید حامی رهبر باشیم هرجا که هستیم؛ فرقی نمیکند اصفهان باشیم یا تهران. مهم این است که تابع امر ولی باشیم، خواه آن ماه را از نزدیک رویت کنیم و یا از پشت دوربین فیلمبرداران.
اینکه آدمی نسبت به الطافی که بدون لیاقت و صرفنظر از سوابقی که داشته به او عطا شده غافل گردد و به دارایی دیگران خیره شود خود از مصادیق بارز کفران نعمت است.
بعلاوه اینکه هر که بامش بیش برفش بیشتر؛ بنابراین هر چه رزق معنوی حاج محمود و امثالهم بیشتر شود، تکلیفشان نیز سنگینتر است؛ چرا که دنیا بسان جلسهی امتحانی میباشد که بر اساس ظرفیت افراد، سوالات امتحانی متفاوتی در صفحات عمرشان قرار دادهشده است؛ پس سرمان در برگهی امتحانی خودمان باشد و بس.
نکتهی پایانی به حسد خان اینکه به زندگی خود و دیگران منظومهای بنگریم نه نقطهای، تا از تخریبها مأیوس و از تکریمها مغرور نگردیم.
اگر این کلام مولا امیرالمؤمنین که فرمودند: زندگی دو روز است "یوم لک و یوم علیک" را نصب العین خود قرار دهیم، زندگیمان فرسایشی نخواهد شد.
#شب_عاشورای_بیادماندنی
#رهبرمادرکمینگاهاست
#حسین_آرام_جان
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
سوپاپ اطمینان یا یخ در بهشت!
قلبم تاپ تاپ میکند. روی صندلی ولو میشوم. میان هیاهوی تلویزیون و ورجه وورجه بچهها و صدای گوشخراش دریل که کتابخانه چوبی قدیمیمان را گونیاتر میکند، قرآن دست میگیرم و به سینه میچسبانم. سوت زودپز هم بر سوت سَرم اضافه میشود.
- مامان! مامان! بدو الان میترکه.
هنوز بلند نشدهام که محمدعلی سوپاپش را درست میکند و صدا قطع میشود. چیزی در دلم هم میخورد. به فکر فرو میروم که دل ما هم چقدر شبیه این زودپز است. به کوچکترین چیزی قِل میخورد و قُل. با یک تکه چوب بیاصل و ریشه و اندک شعلهای، آتش به جانمان میافتد؛ چه خودی باشد چه ناخودی، خبرش راست باشد یا دروغ، توهین باشد یا غُرغُرهای همیشگی در و دیوار و مافیها، دخالتهای بهجا باشد یا نابهجا.
میدانم از ازل، خلقتمان با تار و پود رنج و سختی بافته شده است: «لقد خَلقنا الانسانَ فی کَبَد» (سوره بلد/4) ولی امان از وقتی که شعله عظیمی از «کَبَد» به جان آدمی بیفتد؛ یا مثل آتشفشان فوران میکند و هر شخص و شیئی را سر راهش جزغاله میکند یا اگر سرش به کار خودش باشد و اهل هیاهو نباشد، لاجرم غمباد میگیرد و از درون متلاشی میشود؛ مگر اینکه یک سوپاپ اطمینان برای ظرف دلش دست و پا کرده باشد یا یک لیوان بزرگ یخ در بهشت!
تمام دوازده روز جنگ یکطرف و روزهای بعد، هر روزش یکطرف.
جنگ تکلیفش معلوم است. هم میخوریم، هم میزنیم. ما هم که از قدیم کشته مردهی مرگ آمریکا و اسرائیل بودهایم و از وقتی یادمان میآید قبل از اینکه مشتمان قلم در دست بگیرد، بر سرآمریکا کوبیده شده است؛ اما دشمن داریم تا دشمن. یکی گرگ است و دیگری گرگ در پوست میش.
یکی از بارزترین ویژگیهای این میشهای موذی نامحترم در قرآن آمده است: «اذا لَقوا الذین آمنوا، قالوا آمنّا و اذا خَلَوا الی شیاطینهم، قالوا انّا معکم انّما یَستهزؤن» (بقره/14) (و البته در آیه بعد جواب دندانشکنی از پروردگار میشنوند.)
از شنیدن اعمال نفرتانگیز این خائنان به وطن است که ضربان قلبم به نهایت رسیده است. لجم گرفته از این همه موش منافق که گوشت پیکره عظیم جمهوری اسلامی را به دندان گرفتهاند؛ جوری که اگر بخواهید جدایشان کنید، گوشهای از بدن ایران اسلامی هم همراهشان کنده خواهد شد!
ظرف دلم بیش از توانش داغ شده است. نزدیک است منفجر شوم. چشمهایم را رو به دنیا میبندم. انگشت اشارهام لای صفحات قرآن به دنبال یک جرعه آرامش میگردد. آرامشی که اگر ذرهای بصیرت داشتم در تک تک صفحاتش از قرنها پیش بارگیری شده است.
این روزهای پرفتنه انگار فرشتگانی مأمور شدهاند دستی بر سر و روی زخمخوردهمان بکشند و شگفتانهای از قرآن را به رویمان بگشایند.
صفحه را باز میکنم. سوره «شعراء» است؛ آیه چهل. جواب استخاره بالای صفحه را میخوانم: «در پایان کار به حق خواهید رسید و از تهدید نترسید.»
داستان ساحران است و مارهای وحشتناکشان که در نهایت طعمه اژدهای عصای موسی میشوند.
آیات قرآن پر است از عبارات پربشارت ، همان سوپاپ اطمینانی که دل در شُرُف انفجارمان را با نسیم روحبخش وعدههای حق، خنک و آرام میکند.
از مژده «لَیَستخلفَنَّهم... و لَیُمَکِّنَنّ لَهم... و لَیُبدِّلنَّهم من بعد خَوفهم اَمناً...» (سوره نور/55) گرفته تا «هُم الغالبون»ها (سوره مائده/56 و صافات173)
نفس حبس شدهام را آزاد میکنم. با دیدن این آیات، قلبم آرام گرفته است. بوسهای بر قرآن میزنم؛ معجزهای جاودان که انگار برای همین زمانه ما نازل شده است. زیر لب زمزمه میکنم: «انشاالله نزدیک است روزی که ساحران فرعون زمان ما هم، مقابل پروردگار عالم و حجّتش در زمین، سجده کنند و البته که پیروزی نزدیک است.» «نصرُ من الله و فتحٌ قریبٌ» (سوره صف/13)
✅ توصیه میکنم حتماً به اصل و ترجمه آیات ذکرشده مراجعه بفرمایید. هم سوپاپ اطمینان است، هم مثل یخ در بهشت در هوای چهل و چند درجه چلّه تابستان میچسبد.😋
❤️پینوشت:
این متن را دیشب، قبل از وعده صادق ۴ نوشته بودم. با چشمانی اشکین، مشغول دیدن حسینیه معلّی بودم که مژده وعده صادق آمد.
صبح عاشورا شیفت داشتم، باید زودتر میخوابیدم؛ اما مگر میشد!
وقتی «ای ایران خدایی» را جمعیت عزادار امامحسین علیهالسلام پرشور میخواندند و سینه میزدند و گوشه چشم همهشان به حضرت آقا بود، قند در دلم آب شد. نه فقط قند مزهاش خاص بود؛ اصلا همان یخ در بهشت آلبالویی ترش و شیرین بود در چلّه تابستان.
اللهم احفظ قائدنا🤲
✍️پهلوانی قمی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«الحمدلله، حسبنا الله!
أرضیت مِنّی یا ربّ!ارضیت یا ربّ»
این است روضه مصور روز عاشورا
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مجله افکار بانوان حوزوی
«الحمدلله، حسبنا الله! أرضیت مِنّی یا ربّ!ارضیت یا ربّ» این است روضه مصور روز عاشورا #جهاد_تبیین #
🔖«أرَضیت مِنّی یا رَبّ...»
از کودکی در روضهها شنیده بودم که از روز هفتم محرم آب شریعه فرات بر روی اهل حرم امام حسین (علیه السلام) بسته شد و فریاد العطش العطش کودکان از زمین کربلا به آسمان میرسید.
در روضهها میشنیدیم و می،شنویم که امام مظلوممان ظهر عاشورا، طفل شیرخوارهاش را روی دست بلند کرد تا حجت تمام شود و اهل هدایت با دیدن مظلومیت و حقانیت اهلبیت، به حسین بپیوندند...شنیدیم که وقتی اشقی الاشقیا تیر سه شعبه بر گلوی اصغر زد امام خون گلویش را به آسمان میریخت و میفرمود: "پروردگارا آیا با تقدیم این قربانی از من راضی شدی؟!"
از کودکی تا به حال من فقط روضه تلذی و مظلومیت اصغر و امام شهیدم را شنیده بودم، اما در طول این دوسال اخیر بعد از طوفانالاقصی که رژیم خبیث اسرائیل کمر به قتل کودکان و نوزادان غزه بسته، بارها این روضه را شنیدیم و گاه در تصاویر و فیلمها دیدیم و سوختیم و با آنها فریاد الغوث الغوث سر دادیم.
اما ازظهر روز تاسوعای امسال، خبرها حاکی از آن است که در بخشی از غزه، یک هفته است که مردم علاوه بر گرسنگی، تشنه هستند.
امان از فریاد العطش کودکان و گریه و بیتابی نوزادان شیرخواره ی غزه!
اما امشب این روضه مصور قلبم را از جا کند و نمیدانم چطور زنده ماندم!
امان از دل زینب! امان از دل مادران زینبی غزه! امان از دل ربابهای غزه!
این صحنه که پدری طفل شیرخوارهاش را _که با تیر نامردان و گرگان صهیونیست به شهادت رسیده_ روی دست بلند کرده و فریاد میزند " الحمدلله، حسبنا الله!
أرضیت مِنّی یا ربّ!ارضیت یا ربّ!"
"یا رب از من راضی شدی؟! الحمدلله به این قربانی! یا رب از من راضی شدی!"
و اینجاست که فقط میتوان گفت آه حسین...آه حسین.. امان از دل زینب و آه حسین
یا حسین!خودت به فریاد دل مظلومان غزه برس! یا صاحب الزمان الغوث و الامان
🖋آمنه عسکری منفرد
#شام_غریبان
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI