eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷مجموعه یادداشت‌های تولید شده توسط طلاب و اساتید جامعه الزهرا سلام الله علیها با عناوین مختلف به همراه نام نویسنده و پیوند دسترسی : 📄وقت طلایی روایت مقاومت ✍نجمه صالحی https://eitaa.com/jz2602/7504 --------------------------------- 📄آنگاه که زن رهبری می‌کند! ✍زینب پنجعلی https://eitaa.com/jz2602/7502 -------------------------------- ŸŸزینب وارث مادرانگی ✍طاهره‌‌ موحدی پور https://eitaa.com/jz2602/7499 --------------------------------- ŸŸجان ما به فدای جان شما! ✍فاطمه شکیب رخ https://eitaa.com/jz2602/7496 -------------------------------- 📄مقاومت و عزت طلبی؛ میراث عاشورا برای نسل های آینده ✍فاطمه تقی زاده https://eitaa.com/jz2602/7485 -------------------------------- 📄محرم؛ از سوگواری تا میدان کنشگری اجتماعی و اخلاق مقاومت ✍زینب پنجعلی https://eitaa.com/jz2602/7478 ------------------------------- 📄از اشک تا قیام ✍نجمه صالحی https://eitaa.com/jz2602/7477 ------------------------------- 📄اگر سر به سر تن به کشتن دهیم ✍معصومه فاطمی https://eitaa.com/jz2602/7476 ------------------------------- 📄عاشورا یک امانت الهی است ✍زینب صفایی https://eitaa.com/jz2602/7472 ------------------------------- 📄عاشورا در مصاف فرهنگ، رسانه و سیاست: رنج‌نامه یا حماسه‌ جاودانگی؟ ✍زینب صفایی https://eitaa.com/jz2602/7471 ----------------------------- 📄عاشورا؛ انتخابی برای همیشه ✍نجمه صالحی https://eitaa.com/jz2602/7470 ----------------------------- 📄در هیئتی که شمر هم سینه می‌زند... ✍زهرا کبیری پور https://eitaa.com/jz2602/7469 ----------------------------- 📄در مکتب کربلا، مرگ آگاهی، کلید فهم هستی ✍زینب صفایی https://eitaa.com/jz2602/7462 ------------------------------ 📄روز دوم محرم؛ نقطه‌ی عطفی در مسیر کربلا ✍زهرا کبیری پور https://eitaa.com/jz2602/7458 ----------------------------- 📄قدرت و اقتدار عاشورایی ✍هاجر رضایت https://eitaa.com/jz2602/7448 ------------------------------- 📄الگوی سوم زن مسلمان ✍فاطمه (سمیه) ربانی https://eitaa.com/jz2602/7445 -------------------------------- 📄عبرت‌هایی برای بصیرت‌افزایی ✍نجمه صالحی https://eitaa.com/jz2602/7438 ------------------------------- 📄اذن ورود به ماه محرم، در سایه‌ی مقاومت ✍ زهرا کبیری پور https://eitaa.com/jz2602/7435 -------------------------------- 📄این پیروزی، راوی می‌خواهد ✍زینب محمدحسینی تختی https://eitaa.com/jz2602/7434 ---------------------------------- 📄آتش‌بس: آرامش ظاهری، هوشیاری دائمی ✍نجمه صالحی https://eitaa.com/jz2602/7430 ---------------------------------- 📄از شب هنوز مانده دو دانگی ✍طاهره موحدی پور https://eitaa.com/jz2602/7429 ---------------------------------- ŸŸتکنیک عدم قطعیت! ✍طاهره موحدی پور https://eitaa.com/jz2602/7418 ---------------------------------- 📄گنبد آهنینِ ایمان و امید ✍زهرا ملکی https://eitaa.com/jz2602/7417 --------------------------------- 📄از تقابل تاریخی تا نبرد نهایی تحلیلی بر مواجهه‌ی تاریخی نظام اسلامی با جبهه‌ی سلطه ✍زهرا کبیری پور https://eitaa.com/jz2602/7416 -------------------------------- 📄قد کشیدن توأمان انسانیت و زنانگی در متن الهیات جنگ ✍فریبا علاسوند https://eitaa.com/jz2602/7415 ------------------------------- 📄ستون فقرات جامعه ✍️ موسوی باردئی https://eitaa.com/jz2602/7414 ------------------------------- 📄دست خدا ✍استاد جامعه الزهرا سلام الله علیها https://eitaa.com/jz2602/7397 ------------------------------- 📄«بامانة خودتان...» ✍فاطمه میری طایفه فرد https://eitaa.com/jz2602/7379 ------------------------------- 📄بزرگترین درس عاشورا ✍اعظم ابوالحسنی عراقی https://eitaa.com/jz2602/7475 ------------------------------- 📄با سلاح خاموش آب به آسیاب دشمن نریزیم ✍زینب صفایی https://eitaa.com/jz2602/7436 ┄┅═══••✾••═══┅┄ 📄سایت معاونت پژوهش 📄https://pjh.jz.ac.ir/ ┄┅═══••✾••═══┅┄ 📄کانال معاونت پژوهش 🌐https://eitaa.com/jz2602
حیاةطیبه در نگاه امامین انقلاب و آسیب شناسی تحقق اجتماعی آن 3️⃣اهمیت جایگاه شجاعت زنانه برای امروز جامعه‌‌مان‌ از برکاتی که جهاد، در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل برای زن انقلابی به ارمغان آورد می‌توان به شکوفایی شجاعت زنانه‌ای که توسط خانم سحرامامی در تلویزیون به نمایش گذاشته شد اشاره کرد. این اقدام شجاعانه علاوه بر این که کمک به سزایی در ایجاد فضای شجاعت‌گونه در جامعه‌ی ایران کرد.« معلم ثانی¹» برای آموزش درس شجاعت در خارج از مرزها شده است. این در حالی است که هنوز در برخی از اذهان شاهد « زن انقلابی نشناسی » هستیم. ذهنیت‌هایی که شجاعت را تک‌جنسیتی می‌طلبند؛ آنها به سبب محرومیت از شجاعت زنانه، که خَلقِ عقل و قلب زنانه است، عملشان از شجاعت متعادل، تهی و به همین میزان به بی‌باکی غیرعاقلانه (تهوّر) نزدیک می‌شود و این موضوع در رفتارهایی مثل طلبِ ادامه‌ی جنگ به هرقیمتی، ندیدن پیروزی‌ها، نسنجیدن مقاومت، و یقه‌گیری‌های مضر مردمی و.. متبلور می‌شود. این صنف به سبب بهره مندی از نیمه ی نیروی شجاعت (تک جنسیتی) و بی معرفتی نسبت به نحوه ی دیگر شجاعت، خود را « بسیار » شجاع می‌دانند، برخلاف کسانی که از همین مقدار بی باکی هم بهره‌ای ندارند و دچار عدم قوت قلب (جبن، ترس، بزدلی) هستند آنها نه تنها خود افراد ترسو و ضعیفی هستند؛ بلکه ضمن سعی بر دور نگه‌داشتن زنان و به تبع خانواده و زندگی از «جنگ» دچار غافلگیری، و اظهار ضعف به دشمن هم می‌شوند. هر دوی آنها « اراده‌ی مردم » نمی‌فهمند و به سبب این نفهمیدن در بازدارنگی هسته ای و نظامی متوسل به بمب اتم و جنگنده های چین و روسیه و امثال ذلک می‌شوند و یا در بازدارندگی دیپلماتیک به تقلیل جنگ وجودی به اختلاف منافعی که با مذاکرات قابل حل است! دچار می‌شوند‌... باید برایشان تاریخ بخوانیم؛ تجربه‌ی دفاع ۸ ساله‌ی ما ثابت کرده است که «بازدارنگی» تنها در گرو عِده و عُده ها نیست بلکه نتیجه‌ی ظفر در « جنگ اراده ها ست»، نتیجه ی شکوفایی اراده‌ی « مردم » برای یاری همه‌ی «ملت مقاومت» و برای سرنگونی هر عنصری است که خیال سلطه و استکبار در سر می‌پروراند. ما باید از قِبَل بازگشت زن به جایگاه فطری خویش به فراروی شجاعت از ساحت زندگی فردی، و به شجاعتی که « همه‌ی امت‌مقاومت » بلکه همه‌ی استکبار ستیزان جهان را فرامی‌گیرد، بیاندیشیم. چرا که به بیان امام خمینی: «اسلام برای یک کشور، برای چند کشور، برای یک طایفه، حتی برای مسلمین نیست. اسلام برای بشر آمده است.» (صحیفه امام، ج ۱۱، ص ۲۹۵) و برای این فراروی به مدد «شجاعت متعادل و انقلابی» از تهوّر و جبن در امان باشیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱-در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور کردند که می‌توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر به معروف و نهی از منکر، و جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بن‌بست‌های بزرگ را در هم بشکنند...زن مجاهد مسلمان ایرانی، معلّم ثانی برای زنان جهان خواهد بود؛ پس از معلم اول که زنان مجاهد صدر اسلام بودند.۹۱/۱۲/۶ ✍🏻کثیری @jure_sevom @AFKAREHOWZAVI
32.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بی‌تاب اربعین» ✍ هوا گرم است... و دل من بیقرارِ گرمای راهیست که با خستگی آمیخته، اما شیرین است... راهیست که به عشق ختم می‌شود، به تو، ای محبوب قلبم! بی‌تابم، نگران، چون پرستویی مهاجر در آرزوی آشیانه‌ای در سرزمین گرمسیر عشق. هوا گرم است، و شوق دیدارت چون شعله‌ای سوزان در دل خسته‌ام می‌تابد. ای عزیز دل‌ها، ای روح جان من! راه سخت است، اما من عاشقانه قدم برمی‌دارم، که پایان این راه، نگاه توست... یکسال گذشت، سالی که شب‌هایش با دلتنگی تو گره خورده بود، شب‌هایی که تنها با زمزمه نامت آرام می‌گرفتم. گاهی در عالم رویا، مرا مهمان سرای نورانی‌ات می‌کردی، و من از همان سکوی خیال، تا آسمان پرواز می‌کردم... ای طبیب جانم، این دلِ آشفته را دریاب، رحمی کن بر قلبی که بی‌قرار توست. مرا امسال هم بطلب... ای مهربان‌ترین میزبان، که دل عاشق من هیچ سکنی جز خانه‌ی تو نمی‌شناسد. دلتنگم، محبوبم، اما نگرانم... نکند امسال، از قافله عاشقانت جا بمانم. @AFKAREHOWZAVI
🌱«نگران زندگی تان هستم» ✍️به قلم طیبه فرید دَم او که دیده بود و نوشت گرم.همین که بعد ماجرای کربلا تا روزی که مختار سر عبیدالله را فرستاد مدینه زن های بنی هاشم حِداد می کردند.حداد کار زن‌های مصیبت زده است.اصلش این بود که تا چهار ماه و ده روز بیوه زن ها آرایش نکنند و لباس فاخر نپوشند!برای اینکه معلوم باشد مرد مومنی مُرده و ستون خانواده ای فرو افتاده!اما زن های بنی هاشم یک جوری مصیبت دیده بودند که مسلمان نشنود کافر نبیند.برای غم یکی مثل حسین و دیگری مثل عباس حداد که هیچ!مردن روا بود.مگر زینب و رباب همان سال اول نمرده بودند؟زن های بنی هاشم از وقتی از شام‌برگشتند نه موهایشان رنگ حنا دیده بود و نه چشم‌هایشان رد سرمه.چهار پنج سالی می شودها!اینها را زن‌ها بیشتر می فهمند.دیگر نمی خواستند حُلّی و حریر بپوشند.سال هابه لباس های زبر و‌خشن‌ اکتفا کردند.آخر چطور می شد آن آدم های عاشق را فراموش کرد که به فاصله یک ظهر تا غروب ،سپاه شام ازشان یک سر گذاشته بود روی نیزه.حالا نه اینکه بعد دیدن سر عبیدالله همه چیز یادشان برودها!مگر زن‌ها خاطرات به آن تلخی یادشان می رود؟از مردهایی که لِنگه نداشتند....زن های هاشمی قیام کرده بودند.قیام حداد!تا همسایه و آشنا یادشان نرود آن روز عصر مسلمان ها کی ها را کشتند. اسمش این بود که مثلاً جنگ تمام شده. امّا بنی امیه شش دانگ حواسش به مدینه بود.بیشتر از همه به علی ابن حسین علیه السلام که از قصه کربلا جان سالم به‌دربرده بود.از دلواپسی بیرون شهر کپر می زد.جایی که محل تردد مسافرها و مردم بود.مثلا دعا می خواند اما نه یک دعای معمولی.مردم بی دست و پا بودند،دنبال شندر غاز دینار بخور و نمیر!زندگی کردن سرشان نمی شد که بنی امیه فرصت کرده بود بشود خلیفه مسلمین.علی ابن حسین با آدم‌هایی که زندگی یادشان رفته بود باید چکار می کرد جز اینکه زندگی کردن یادشان بدهد! باید گره کور افق دیدشان را باز می کرد تا حالیِ شان شود به جز مرغ و تخم‌مرغ و سیب زمینی واقعیت های مهم تری در دنیا هست که تاثیر زیادی در آدم شدن آدم دارد. اسمش بود دعا می خواند اما قیام کرده بود!یک تنه زیر ذره بین بنی امیه عهده دار مردمی شده بود که بدجوری چوب سفله گری شان‌ را خورده بودند.مگر ننگ‌تنها ماندن ولی خدا بین گرگ ها‌چیز کمی بود؟کی این اتفاق افتاده بود؟سال شصت و یک هجری!شیعیان کجا بودند؟هیچ‌جا!توی صف تعاونی گندم ری دنیا و آخرتشان را به باد داده بودند.علی ابن حسین دعا می خواند.انگار که فقط زور خدا به آدم‌هایی که امام را تنها گذاشته بودند می رسید.علی ابن حسین دعا می خواند و پسرهایش باقر و زید می نوشتند.بی کم و زیاد.بی جا انداختن نقطه و اِعراب.درباره دنیا گفته بود و آخرت و پسرها نوشته بودند.تا شیعه زندگی کردن یاد بگیرد.همه زندگی را... تابفهمد آدم‌عائله اش را بهانه نمی کند که از همراهی امام بماند.شاید کسی باور نکند کتابی که توی کتابخانه‌ها و طاقچه‌ها و‌کمدها دارد خاک می خورد توی مسیر رفت و آمد مسافرها توی آن‌هوای گرم ، زیر لنزهای دوربین حرفه ای بنی امیه نوشته شده بود با صدایی که می گفت«نگران زندگی کردنتان هستم‌».انگار نه انگار شیعه‌ها باید درباره حرف های علی ابن حسین علیه السلام با هم حرف بزنند.ببینند از چی نگران‌بوده؟چرا توی آن گرما او می گفته و بچه هایش می نوشتند!کتابی که حق التالیفی نداشت و هیچکدام از انتشاراتی های مدینه آن روز چاپش نکردند. دلواپسی آدم از حرف هایش پیداست.... 🌱حالا که دستخط و آهنگ صدای علی ابن حسین به‌ما رسیده باید حرف هایش را از کتابخانه ها،از روی طاقچه‌ها و توی کمدها برداشت،خاکش را گرفت و روزی یک‌خطش را خواند.آن‌جا او درباره خوب زندگی کردن کلی حرف دارد.حرف هایی که به جای خاک خوردن باید کلمه به کلمه اش را زندگی کرد. @AFKAREHOWZAVI
. دانش‌آموز عاشورایی؛ فراتر از شعار، درسی برای زیستن ✍ زینب صفایی عاشورا، تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ مجموعه‌ای است از درس‌های تربیتی که در کوران حوادث، چون گوهری ناب درخشش یافته و می‌تواند چراغ راه نسل‌ها باشد. اما نگاه به «تربیت به سبک عاشورا» نباید محدود به عزاداری‌ها و ظواهر آن شود. پرسش اینجاست: چگونه می‌توانیم در دنیای مدرن و پیچیده امروز، مفاهیم بنیادین عاشورا را به شیوه‌ای عملی و کاربردی در فرآیند تربیت، به ویژه تربیت نسل جوان، بازآفرینی کنیم؟ فراتر از قهرمان‌پروری صرف و یادآوری رشادت‌ها، جوهره اصلی تربیت عاشورایی در «خودسازی» و «مسئولیت‌پذیری» نهفته است. این مکتب، انسان‌هایی را می‌پروراند که در عین پایبندی به اصول، قادر به تصمیم‌گیری‌های دشوار در شرایط بحرانی هستند؛ کسانی که در مواجهه با ظلم، سکوت نمی‌کنند، اما در عین حال، ظرافت‌های اخلاقی و انسانی را فدای هیجان نمی‌کنند. ۱. تربیت انتخاب؛ از اجبار تا اختیار درسی که از جوانان عاشورایی می‌گیریم، صرفاً اطاعت نیست، بلکه «انتخاب آگاهانه» است. آن‌ها با علم به خطرات و حتی شهادت، حسین (ع) را انتخاب کردند. این یعنی تربیت باید فضایی برای پرسشگری، تفکر و در نهایت، انتخاب مبتنی بر ارزش‌ها فراهم کند، نه دیکته کردن عقاید. وقتی به فرزندانمان اجازه می‌دهیم دلایل پشت هر باور یا رفتاری را بپرسند و خود به نتیجه برسند، در واقع «دانش‌آموز عاشورایی» را تربیت کرده‌ایم؛ کسی که نه از سر ترس، بلکه از سر عشق و آگاهی در مسیر حق گام برمی‌دارد. ۲. صبر فعال؛ نه انفعال در برابر سختی صبر در فرهنگ عاشورا، انفعال و دست روی دست گذاشتن نیست. صبر زینب (س)، صبر امام سجاد (ع)، صبر رباب (س)، همه جلوه‌هایی از «صبر فعال» هستند؛ یعنی مقاومت در برابر سختی‌ها، تلاش برای حفظ دستاوردها و رساندن پیام، حتی در اوج مصیبت. در تربیت فرزندان، این به معنای آموزش تاب‌آوری، مهارت حل مسئله و یافتن راه‌های خلاقانه برای غلبه بر مشکلات است، نه صرفاً تحمل بی‌چون و چرای شرایط. این صبر، آن‌ها را برای ساختن آینده‌ای بهتر آماده می‌سازد. ۳. وفاداری مبتنی بر بصیرت؛ فراتر از عاطفه وفاداری به امام حسین (ع) تنها یک عاطفه نبود، بلکه مبتنی بر درک عمیق از حقانیت و رسالت ایشان بود. یاران امام، با بصیرت، حسین (ع) را نه فقط به عنوان یک رهبر سیاسی، بلکه به عنوان تجسم حقیقت مطلق پذیرفتند. در تربیت مدرن، این یعنی آموزش تفکر انتقادی و توانایی تشخیص حق از باطل، فراتر از تعلقات گروهی یا احساسات زودگذر. فرزندان ما باید بیاموزند که وفاداری واقعی، در گرو درک چرایی آن است. ۴.مسئولیت فردی در جامعه؛ از خود تا دیگران هر یک از یاران امام حسین (ع) نقش منحصربه‌فردی داشتند و مسئولیت خود را در قبال جامعه و آرمان‌ها به خوبی ایفا کردند. این درس بزرگی برای تربیت اجتماعی ماست. تربیت عاشورایی، فرد را در قبال خانواده، جامعه و حتی آرمان‌های بشری مسئول می‌داند. آموزش حقوق و تکالیف شهروندی، درک همدلانه از مسائل اجتماعی و تشویق به مشارکت سازنده، گام‌هایی عملی در این راستا هستند. عاشورا به ما یاد می‌دهد که تربیت حقیقی، ساختن انسان‌هایی است که در هر شرایطی، با تکیه بر عقلانیت، اخلاق و بصیرت، مسئولیت‌پذیری خود را در قبال حقیقت و جامعه به نمایش بگذارند. این، تنها راه «تربیت به سبک عاشورا» است که می‌تواند نسلی «دانش‌آموز عاشورایی» را پرورش دهد؛ نسلی که نه تنها یاد عاشورا را زنده نگه می‌دارد، بلکه خود، تجسمی از پیام آن در دنیای امروز خواهد بود. https://eitaa.com/nogalam @AFKAREHOWZAVI
. بانویی که برای روز سخت برگزیده‌ شدنجمه صالحی درست است که انسان در رنج* آفریده شده؛ اما برخی از انسان‌ها، آیینه‌ی تمام نمای صبر خداوند بر روی زمین‌ هستند و زینب سلام الله علیها، از همین جنس بود. او که در خانه‌ی علی و فاطمه علیهماالسلام بالید؛ در مدرسه‌ی نبوت، درس بندگی آموخت؛ و در کنار حسن و حسین علیهماالسلام، مرام حُرّیت را شناخت. او که نه پیامبر بود، نه وصی، اما در روزگار غربتِ ولایت، وارث رسالت شد و آن‌گاه که کاروان عاشورا به میدان بلا رسید، او نیز بود؛ با تنی خسته و دلی دریایی. او نیز شهید شد، اما نه با شمشیر؛ بلکه با تازیانۀ اسارت، با تماشای پیکرها، با آتش خیمه‌ها، با دیدن غربتِ دل‌های خردسالان. و زینب سلام الله علیها، مصداق اکمل این آیه﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾* شد؛ او که بر بلای عظیمِ کربلا صبر کرد، نه از سر بی‌احساسی، بلکه از فراز ایمان. آن‌گاه که ابن‌زیاد با وقاحت پرسید: «دیدی خدا با برادرت چه کرد؟» پاسخی داد نه از دل سنگ، بلکه از قلبی که جمال خداوند را در جهاد خونین عاشورا دیده بود. زینب سلام الله علیها از آن استوارانی* بود که پس از شهادت حسین علیه‌السلام، زمین را ترک نگفت، بلکه ماند، برخاست، سخن گفت، افشا کرد، و پرچم حقیقت را از خون به کلام رساند. در کوفه، در شام، و در برابر تخت‌های طلایی ستم، او بود که کاخ‌ها را به لرزه انداخت و نَفَسِ یزید را در سینه حبس کرد. او بود که با خطبه‌اش، کربلا را جاودانه کرد. او بود که اگر نبود، عاشورا تنها در روز عاشورا می‌ماند. اما او کاری کرد که عاشورا، مکتب بیداری در طول تاریخ شود. و صبر*، شرط هدایت است و زینب سلام الله علیها، چراغ هدایت شد، چون صبر را معنا کرد. زینب کبری سلام‌الله‌علیها، نه‌فقط الگوی زن مسلمان، که تجلی اراده‌ی الهی در برابر طاغوت است. او اسوۀ زنی‌ست که در میان رنج‌ها، بذر آگاهی می‌کارد و با صلابت زبان، راه انبیا را ادامه می‌دهد. و امروز، هر زنی که می‌خواهد راه فاطمه سلام الله علیها را ادامه دهد و صدای حسین سلام الله علیه باشد، باید از مکتب زینب سلام الله علیها برخیزد که پیام عاشورا، هنوز بر شانه‌های زینب‌هاست. 🥀زینب‌ سلام الله علیها تنها «زینة الأب» نبود؛ او زینت حقیقت بود و تجلی صبر علوی، بلاغت نبوی و نجابت فاطمی 🥀 .... *﴿إِنَّا خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِي كَبَدٍ﴾آیه ۴ سوره بلد *﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾آیه ۱۵۶، سوره بقره *﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ آیه ۳۰، سوره فصلت *﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا﴾ آیه ۲۴، سوره سجده @AFKAREHOWZAVI
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️ سَلامٌ عَلى قَلبِ زَينَبَ الصَّبور 🔺 دخَلَتْ زینبُ علی بْنِ زیاد روضه تمام شد؛ همه رفتند و تو هنوز بالای تل نشسته ای و خون گریه می کنی... نه اشتباه گفتم انگار، هرچند به پایان رسید روضه اما؛ در صحرای آغشته بر خونِ محارم‌ات، در پی طفل گمشده، هروله می کنی… به گمانم، بازهم خطا رفت رشته کلام؛ با روضه‌ی خیمه، دامن سوخته، رخ نیلی، شایدم دل طوفانی و مجروح‌ات، روضه ناتمامِ کربلاء را تمام می کنی… غصه‌هایت بسیار است؛ می‌دانم! در اوراق یک کتاب نمی گنجد؛ می‌دانم! با جان شکسته‌ات اما، قافله را چه نیک سالاری می کنی! مانده ام با این خاطرات چگونه، «دخَلَتْ زینبُ علی بْنِ زیاد» را به بندِ دل تاریخ، نجوا می کنی… ✍🏻 فاطمه شکیب رخ (س) @AFKAREHOWZAVI
آخرین جرمی که معاویه مرتکب شد چه بود ؟ ✍ طاهره قادری معاویه زبردست ترین استاد عصر خودش بود؛ استاد در دست بردن روایات شیعه، استاد برهم زدن کتب شیعه و سنی، استاد انجام منکرات دینی . استاد شکاف بین علوی و غیر علوی. او بی نظیرترین استاد ظلم و اجحاف که در اعدام مردان نیک روزگارش، به باد دادن نوامیس، مصادره کردن اموالشان ،زندانی کردن آزادگان و آزاد مردان، تبعید و تنبیه منتقدین، حمایت از عناصر فاسد موجود در حکومتش، تسلط زنازادگان بر شیعیان عراق؛ کشتن جوانان و به بردگی گرفتن زنان جوان آنها، معاویه تخصصی ویژه داشت. همه اینها یک طرف و تحمیل صلح به امام حسن علیه السلام در طرفی دیگر. اما با وسعت تمام این جرائم و خیانت ها آیا آخرین و بدترین جرمی که معاویه در حق مسلمانان و انسانیت مرتکب شد چه بود ؟ معاویه فرزند رسوا و بی آبرویی داشت که او را بر مسلمانان مسلط ساخت ، دستش را در بازی دادن دین و دنیای مردم باز گذاشت؛ معاویه با اینکار دو کفه ی جنایات قبل و بعد از حکومتش را برابری داد. حاصل این خَلف بدذات و پلید بدترین جرم و جنایات تاریخ مسلمانان را پدید آورد. یزید، پدید آورنده قتل عام حرّه ، سنگ باران کعبه و واقعه عاشورا ..... اذهان انسان سالم می پرسد تاریخ چگونه تحمل کرد آنهمه جرم و جنایات را از سرآغاز حکومتش تا پایان حکومت فرزندش یزید؟! ناباورانه نیست که بگوییم اگر نتیجه این جرم را بر تمام مردم جهان تا قیامت تقسیم کنیم باز هم طاقت فرساست تا جایی که دنیای همگان را جهنم می کند. اما اگر تنها هدف سلطه گران روزگار قدرت و سلطنت و اقتصاد است پس با واقعه عاشورا و با به شهادت رساندن اولاد امام حسین علیه السلام آنها به اهدافشان رسیده اند ؛ هم حاکمیت داشتند وهم ثروت! پس چرا دست از ظلم و جنایاتشان بر نمیدارند؟ سطر سطر تاریخ پر است از نام جلّادانی که از قتل و عام کودکان بی گناه وکشتار مردان و زنانی بی پناه ابایی نداشتند؛ آیا جزاین است که اسلام را با تمامیت آن نمی خواهند؟ حضرت امام خمینی: همه مسولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان بیرون نبرند آرام نخواهند نشست ... با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه ای آرامتان نمی گذارند. آیا معاویه های عصر ما آخرین جرمشان چیست ؟ https://eitaa.com/beheshteh_8487 @AFKAREHOWZAVI
. «حاج محمود» ش عاشقی کردن را همه ادعا میکنند، از سرزبان افتادن ها و عشقم و عاشقتم ها به چیپس و پفک و راننده که بگذریم، خیلی‌ها ادعای عاشقی دارند اما تعداد کمی هستند که عاشقی را بلد باشند.. حاج محمود نشان داد قطعا جزو همینهاست. این را از دفتر و دستکی که به گوشه‌ای پرت شد، از شوق و دویدنش با اشاره حضرت جانان، میشد فهمید. از بغضش موقع گفتن اینکه:«آقاجان، ما برای شما، جان میدهیم، خستگی و نوحه چیزی نیست». اصلا به قول خودش، شفا گرفت حال ناخوشش با دیدن دلبر. از همه اینها که بگذریم از ذکاوتش در انتخاب ای ایران خدایی، که بگذریم، از اجابتش که بگذریم، اجابت سریعش در خواندن «ایران ای سرای امید»ش که بگذریم، عجب لذتی دارد نایب امام زمانت، مخاطب خاصت کند و از تو چیزی بخواهد و تو سریع اجابت کنی. شیرینی این لحظه را نمیشود با تلخی بی جواب ماندن«هل من ناصر ینصرنی» مقایسه کرد. من و شما، اگر زبیر و جون نشدیم، اگر حبیب نشدیم، با بهانه و بی‌بهانه، اقلا یک حاج محمودشدن را به این پیر فرزانه، به این دنیا، بدهکاریم. نیستیم؟ ما زنها برای حاج محمود شدن، ابزار خودمان را داریم. فریادها و درددلها و اشارات رهبر، راجع به درگیری بازیبایی های ظاهری، مصرفگرا نبودن و خریدن اجناس داخلی و تولید ملی و البته مخاطب خاص قرارگرفتن تقریبا همه ما در بحث جمعیت، را همه شنیده و فهمیده‌ایم. لااقل در بحث جمعیت، مطمئن هستیم که اشاره ایشان خیلی بیشتر از اشاره‌شان با انگشت به حاج محمود بوده. حسرت،شاعری و ادعای عاشقی را که همه بلدند، حاج محمود شدن را چه؟!! به فرمان یار دویدن را چه؟! ✍محنـ❤️ا @almohanaa @AFKAREHOWZAVI
نظریه سرِ صبحی! کت و کولم درد می‌کرد. فکر این‌که چند ساعت دیگر وقتی همه خوابند باید بلند شوم، بیشتر بی‌خوابم می‌کرد. یادم می‌آید آخرین تصمیمی که در واپسین لحظات قبل از مرگ موقّت گرفتم و به خودم وعده اجرایش را دادم این بود که دیگر صبح جمعه شیفت نمی‌دهم؛ حالا این‌که عصر باشم یا صبح یک روز دیگر، تصمیمات لحظات اوّل مرگ بود و برایش تصمیمی اتخاذ نشد! چسب چشم‌هایم با چهار پنج زنگ هشداری که پشت سر هم کوک کرده بودم بالاخره باز شد. نای رفتن نداشتم؛ حتی فرصت خوردن یک جرعه قهوه هم، که لااقل سلول‌های مغزم را بیدار کند و مرا سالم به مقصد برساند. کرکره با صدای رعدمانندی به زمین رسید و در پارکینگ بسته شد. دلم می‌خواست همان وسط، در حالی که کوچه را به دو قسمت نامساوی تقسیم کرده بودم، تکیه بدهم به صندلی و بخوابم. مطمئنم تا یکی دو ساعت دیگر هم کسی از آن کوچه رد نمی‌شد؛ کوچه‌ای که همین شب جمعه‌ای جای سوزن انداختن نداشت. پنجره را پایین کشیدم و با یک حرکت تند حرفه‌ای قولنج تخت پشتم را شکاندم و هر چه هوای صبحگاهی بود قورت دادم. چشم‌هایم باز شد. راه افتادم. چند کوچه را باید می‌گذراندم تا به بلوار می‌رسیدم. از دیدن نوع و رنگ خاص ماشینی که آن موقع صبح بیدار بود فکری در ذهنم جرقه زد. من و ذهنم زدیم زیر خنده. تَرَک‌های گوشه لبم سوخت. لب‌هایم را جمع کردم. دو دستم را به فرمان گرفتم تا اگر مغزم چرت زد، دست‌هایم آتش‌به‌اختیار کنترل را به دست بگیرند. ماشین دیگری خَفن‌تر از قبلی از کنارم رد شد. انگار عمورمضان، کفّاش محله ایستاده بود کنارش و تا سقف دومتری‌اش را واکس برّاق مشکی زده بود حتی شیشه‌هایش! سوّمی شاسی‌بلند قرمز آجری بود که برخلاف من اصلاً عجله‌ای نداشت. با هر بار ردشدنشان آن فکری که من و ذهنم را وادار به خنده کرده بود تقویت می‌شد. با چند نمونه نمی‌شود نظریه داد؛ اما حدس شاید نزدیک به یقینش که امکان داشت‌. می‌دانیم که نعمت‌های الهی بی‌حساب و کتاب و درهم پخش نشده است. درست است که کسانی شبانه‌روز می‌دوند و همیشه هشتشان گرو نُه‌شان است؛ اما یک‌جورایی این طرف قضیه هم صادق است. این‌که ساعت شش صبح جمعه، هیچ بنی‌بَشری در خیابان نیست؛ مگر دو گروه: یکی مؤمنین منتظر نُدبه‌خوان که قطعاً با دستان رحیمیّت خدا نوازش می‌شوند و گروه دوم هم کسانی هستند که برای کسب لقمه حلال و خدمت به مردم، پایشان به کوچه و خیابان رسیده و قطعاً دست رحمانیّت پروردگار روی سرشان هست. مشغول نظریه‌پردازی بودم که ماشین درب و داغونی از کنارم رد شد. چیزی را که با این زحمت به آن رسیده بودم که نمی‌توانستم به هم بزنم! تبصره‌ای تنگش چسباندم: "مگر آن‌که حکمت پروردگار بر امتحان الهی در این دنیا مقدّر شده باشد." 🗝 تفسیر قرآن را که بازکنید، اولین آیه اولین سوره قرآن، همین مبحث صفات رحمان و رحیم پروردگار است. توصیه می‌کنم حتماً بخوانید. خیلی از گره‌های ذهنی و شبهات برطرف می‌شود. ان‌شاالله ✍ پهلوانی قمی https://eitaa.com/pahlevaniqomi @AFKAREHOWZAVI
از پادشاهی پرسیدند: کدام تاکتیک جنگی به دور اندیشی و احتیاط نزدیکتر است ؟ پاسخ داد: بیداری و هوشیاری و بدست آوردن کلیات اخبار تحرکات دشمن ،اظهار قوت و شادی کردن و توجه دقیق به سخن دوستان مخلص و افراد خائن و خودداری نکردن از امان دادن به دشمنی که امان می خواهد . ✍طاهره قادری حاکمیت سیاسی الهی یعنی اینکه : مقام عظمای ولایت در تمام ادوار انقلاب مدبرانه ، در میادین نبرد و فتنه ها؛ از چاره جویی که هم در خور عقل باشد و هم مورد پسند شرع باشد بهره برده است . انسان های صالح برای نجات مردم و شکوفا شدن آنها از سیاست الهی بهره می‌بردند و اما انسان های ناصالح ,خائنین و فتنه گران و سیاست بازان، دنیا را با خود به تباهی و فساد میبرند . منافقین که سیاست، این واژه مقدس را دستآویز منافع خود کرده اند؛ آنها در حالی که نه از روش کشورداری و نه از منطق جنگ و نه حتی روش صلح سر در می آورند؛ بلکه در اوج حماقت ، شبیه بیمارانی که از اختلالت روحی _روانی جمعی رنج میبرند و نیز در اوج گمگشتگی هویتی نه تنها از رهبر فقید یک جامعه اطاعت ندارند بلکه وطن و رهبر را در قالب مظلوم نمایی و بازی رسانه ای ، سیبل اشتباهات،اهانت های خود و در تیر رس مستقیم دشمن قرار میدهند. غافل ازینکه اگر عمود خیمه ای آسیب ببیند اول کسی که نابود می شود خود آنها هستند! اما بدانند مردم حقوق حاکمیت را در قبال خود می دانند ؛ آنها جنگ بین حق و باطل را جدی گرفته اند ،اکنون آگاه و بیدارند و درصد بسیاری از بصیرت بهره می برند لذا تشخیص میدهند که چه کسانی کشور را به سمت پرتگاه می کشانند و چه کسی آن را به سمت قله سوق میدهد. اینجا ایران است🇮🇷 @AFKAREHOWZAVI
. بعد از رفتننجمه صالحی برخی آدم‌ها تازه پس از رفتن، روشن‌تر دیده می‌شوند؛ نامشان، مسیر می‌شود؛ حضورشان، حتی در نبود، زنده‌تر از همیشه. او را حالا بهتر می‌شناسند. نه فقط به‌عنوان «پدر موشکی ایران»، که به‌عنوان مردی که حتی پس از شهادت، خواب را از چشم دشمن ربود. نامش هنوز لرزه می‌اندازد بر اندام صهیون، و سایه‌اش از دل آسمان بر زمین کشیده شده. در روزهایی که جهان فقط تماشا می‌کند و نهایت واکنشش بیانیه‌ای خنثی‌ست، او نشان داد چگونه باید ایستاد، چگونه باید پاسخ خون را داد؛ با شهاب‌هایی که فقط موشک نبودند، فریاد بودند، فریاد مظلومان بی‌صدا. اما آن‌چه دوست‌تر داشت، شاید دعایی بود که هر جمعه عصر می‌خواند. دعای سمات، بخشی از زیست او بود؛ نه فقط ذکر، که سبک زندگی. می‌گفتند هر هفته، در کنار خانواده یا یارانش، آن دعا را زمزمه می‌کرد. و حالا، کسانی هستند که هر ، به نیابت از او، همان دعا را می‌خوانند؛ تا سهمی داشته باشند در ادامهٔ راهش. زیباست وقتی کسی را با دعا به یاد می‌آورند و او از همان کسان است. @AFKAREHOWZAVI