eitaa logo
عقل‌نوشته‌های انقلابی
2هزار دنبال‌کننده
653 عکس
219 ویدیو
57 فایل
#علی_محمدی جُستِجُوگَرِ عَقلانِیَتِ اِنقِلابِ اِسلامِی؛ از بنیان تا عینیت ارتباط با بنده: @alimohammadi89 آدرس اینستاگرام: https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
مشاهده در ایتا
دانلود
💢اندر باب ولایت، عقلانیت و کرونا ... 💢 حاشیه‌ای بر فرمایشات امروز مقام معظم رهبری خطاب به ستاد ملی کرونا (99/2/21) 🔹خداوند سایه را بر سر جامعه مستدام بدارد.. 🔹در مواجهه با مسئله‌ی کرونا و کارشناسی پزشکی، در این ایامِ دو سه ماهه، در فضای حوزه‌های علمیه، بیشترین بروز و ظهور را داشته‌اند؛ 1️⃣ یک جریان که کار فقیه را و کار کارشناسان را قلمداد می‌کند و با دو عنوان مبتلاء به و ، کار خود را تمام شده تلقی کرده و عملاً با واگذاری این عناوین به کارشناسان، عرصه مدیریت عینی جامعه را علی الاطلاق به پزشکان و اقتصاددانان و ... واگذار نموده است و هر از چندگاهی متواضعانه و از سر تکلیف، تبعیت تام و بی‌قید و شرط خود را از موضوع‌شناسی کارشناسی کشور اعلام می‌دارد. 2️⃣جریان دوم، جریان است که اساساً کارشناسی پزشکی موجود را سراسر باطل می‌داند و عمدتاً با سیاسی دانستن کارشناسی موجود، آن را قلمداد می‌کند و با برجسته‌سازی دوگانه و (و در یک درجه ضعیف‌تر طب سنتی)، بدون اینکه دغدغه‌ی چندانی در خود به مثابه یک داشته باشد، خود را هم حکم‌شناس و هم موضوع‌شناس معرفی می‌کند. لذا با ایستادن در حکم‌شناسی و موضوع‌شناسی ، جایی برای نقش آفرینی کارشناسی پزشکی موجود باقی نمی‌گذارد. ⏪ ولی امروز ، در میانه‌ی این در خصوص حکم‌شناسی و موضوع‌شناسی (تکفیک مطلق و وحدت مطلق) ایستاد و در عین رعایت ، از ، را به کارشناسی مدرن زدند و از مسئولین خواستند که کارشناسانی را به کارگیرند که به چنین قیودی دارند. 🔹به نظر حقیر تنها راه همین است و اگر حوزه علمیه و صاحب‌نظران فقه حکومتی و علوم انسانی اسلامی، ایده‌های قدرتمند و کارآمدی برای تمشیت و تدبیر امور کشور دارند ـ که البته دارند ـ باید بدانند که وضعیتِ ما در خصوص اصلاح عقلانیت جاری و ساری در عینیت انقلاب اسلامی، مانند است و به میزانی که عقلانیت‌های دینی بارور شود و بتواند اقتضائات خود را در خصوص منقح کند، می‌تواند بر عقلانیتِ کشور بزند و به تدریج زمینه خلوص و عبور آن را از عقلانیت مدرن، به سمت عقلانیتِ دینیِ کاربردیِ ناب‌تر کند. این مسیر اگر خوب تبیین شود، میان و رعایت الزامات است. ❇️تاریخ نگارش:1399/2/21 https://eitaa.com/alimohammadi1389 https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
از 💢اضلاع مأموریت تمدنی حوزه‌های علمیه💢 صحفه 2 از 2 ➖ ضلع سوم در ضلع سوم، حوزه‌های علمیه لازم است که سه شاخصه ، و را از حاکمیت و نهادهای تصمیم‌گیر مطالبه نماید. این مطالبه‌گری نیز ضرورتاً می‌بایست از پایگاه دو ضلع قبلی به صورت صورت گیرد. ▪️از پایگاه ضلع دوم یعنی نهاد علم، حوزه علمیه باید خود را بر تئوری‌های حاکم بر تصمیم‌گیری مسئولین در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی، انتظامی، اجتماعی و ... اعمال کنند و دائم ، و تئوری‌های پشتیبان دستگاه‌های حاکمیتی را احراز نماید و در صورت سیطره تئوری‌های غلط مادی بر دستگاه محاسبه مدیران، به صورت علمی نسبت به آن نقادی و افشاگری کند. ▪️از پایگاه ضلع اول یعنی عموم مردم، حوزه علمیه می‌بایست فناوری اجتماعی مطالبه‌گری از حاکمیت و دستگاه های ، و را طراحی و نهادینه کند. نهادینه‌سازی فناوری اجتماعیِ مطالبه گری همانطور که گفته شد هم موجب احیاء ذائقه ارزشی و معنوی و روحیه عدالت‌طلبی عموم مردم می‌شود و هم فضای فرهنگی و مطالبه‌گری عموم مردم به مانند اتمسفری، نوع شعارها، سیاستگذاری‌ها و اقدامات مسئولین نهادهای حاکمیتی و در یک کلمه را جهت و سمت و سو می‌‌دهد. 🔹 باید توجه داشت که عدم طراحی و نهادینه کردن فناوری‌هایی اسلامی و انقلابی در عرصه‌ی مبارزه با و و دستگاه‌های حاکمیتی، موجب شده که انگیزه و انرژی بسیار فراوان جامعه انقلابی در عدالت‌طلبی و پرسش‌گری، تا حد زیادی سرخورده شود که این مسئله هم به ضرر عموم مردم تمام شده است و هم نهادهای حاکمیتی و تصمیم گیری؛ گو این‌که عدم طراحی این ، در انتقال نیازمندی اصیل و دارای اولویت عموم مردم به نهاد علم و پژوهش کشور، موجب گردیده که صورت مسئله‌های فکری و پژوهشی نهاد علم، به نیازهای فعال و اصیل جامعه نوپای انقلابی گره نخورد و تبعاً، در مقابل نیز، نهادهای علمی کشور در نگاه مردم، نهادهایی بی‌خاصیت و بی‌مصرف قلمداد گردند. ❇️تاریخ نگارش:1399/2/23 https://eitaa.com/alimohammadi1389 https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
💢من آن روز خورده شدم که گاو سفید خورده شد! 💢 ▪️ رائفی‌پور و حامد کاشانی و محمود کریمی و الان مهدی رسولی ... (إلی آخر) 🔹جریان رسانه‌ای مقابل، علی‌رغم اینکه راهبردی کلی و بلندمدت دارد، ولی راهبرد بلندمدت خود را نه به صورت انتزاعی، بلکه با انباشت عملیات‌های خُرد و استمرار پیوستاریِ نقطه‌های جزئی، محقق می‌سازد. 🔹تخریب و ترور شخصیتِ افراد مؤثر جبهه فکری، هنری و فرهنگی انقلاب اسلامی سالهاست در دستور کار قرار دارد. این راهبرد بلندمدت، در این سالها همواره بر روی یک دو شخصیت مؤثر، پیوسته برقرار بوده و ریزش سرمایه‌های اجتماعی جبهه انقلاب اسلامی و بی‌اعتمادی عمومی مردم نسبت به افراد موثر آن را دنبال کرده است. 🔹این در حالی است که متأسفانه به خاطر همین آشکار نبودن این راهبرد به صورت یک و ، حساسیت سایر افراد جبهه انقلاب اسلامی را برنیانگیخته است. شاید در ذهنیت سایر افراد این جبهه این است که اعتبار و عزت جبهه چیزی انسانها و افراد است و نباید آبروی این جبهه، خرج دفاع از افراد شود! البته پیچیدگی کار آنجایی است که عمده این تخریبها بعد از اشتباه این افراد و یا یک بازی رسانه‌ای کثیف شروع می‌شود و همین، عزم و انگیزه سایر افراد در حمایت همه‌جانبه را سست می‌کند... 🔹هنوز باور نکرده‌ایم تخریب‌های آقایان مصباح یزدی، پناهیان، کچوییان، شهریار زرشناس، عباسی، خسروپناه، میرباقری، حائری شیرازی، صدیقی، حاج منصور ارضی، محمود کریمی و دهها مورد دیگر و جدیداً رائفی‌پور و حامد کاشانی و مهدی رسولی؛ پروژه‌ای است هوشمند که اگر جبهه انقلاب اسلامی قدرت مواجهه و نداشته باشد، در مدتی نه طولانی، چیزی برایش باقی نمی ماند و البته نوبت بقیه نیز خواهد رسید!🤔 و صد البته مرز این حمایت و دفاع با و باید مشخص و منقح شود... 🔹حقیر یک بار خدمت یکی از اساتید عرض کردم که وضعیت امروز مانند المثلِ «من آن روز خورده شدم که گاو سفید خورده شد» است!👇 ➖ در دشتی سه گاو بودند که در همه‌ی معرکه‌ها پشت هم در می آمدند و از اینرو، شیر گرسنه آن اطراف نمی‌توانست آنها را شکار کند. در یکی از روزها شیر پیش قویترین گاو رفت و گفت: من تعجب می کنم که تو با این گاوها دم خوری؛ از قدرت و هیکل تو برمی آید که گاو ساده‌ای نیستی و و لذا بهتر است با هم باشیم. اینطوری باعث شد که گاو بزرگ، حمایتش را از گاو سفید و لاغر بردارد و شیر بتواند آن را شکار کند. بعد از مدتی گاو دوم را هم شیر با همین ترفند، شکار کرد و خورد و چون گرسنه شد، به سراغ گاو برزگ آمد و گفت: امروز روز خورده شدن توست. و گاو بزرگ جواب داد: من آن روز خورده شدم که گاو سفید خورده شد!! ❇️تاریخ نگارش:1399/2/25 https://eitaa.com/joinchat/3967942701C3d57d3b16b https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
💢 در دوگانه‌سازی ولایتی‌ها ـ عدالتی‌ها💢 🔹از عجایب این چندوقته جبهه فکری انقلاب اسلامی، دمیدن در دوگانه ولایت و عدالت است. این دوگانه سازی که در آستانه شهادت مولی الموحدین علی بن ابیطالب علیه السلام دوباره در آن دمیده شد، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بدترین نوع بدسلیقگی است. 🔹دست کشیدن از شعار عدالت، توسط جریان جریان حزب اللهی و انقلابی به همان قدر خطرناک است که برافراشتن شعار عدالت، بدون ولایت. بنده نیز مانند بسیاری از دوستان، معتقدم که برخی جریان‌های مدعی عدالت‌طلبی، دارای ضعف بنیان فکری و برخی معدود دیگر نیز دارای انحراف فکری‌اند، ولی این مسئله به هیچ‌وجه توجیه کننده‌ی دمیدن در دوگانه ولایت و عدالت و تشدید صف‌بندی ولایتی‌ها و عدالتی‌ها نیست. ◀️ این دو معنا از یکدیگر در اندیشه ناب دینی . 🔹مرحوم استادِ شهید ، پذیرش هم‌عرض بودن این دو شعار را برای حرکت انبیاء، برمی‌شمارد. ایشان را شرط بروز استعدادهای معنوی و ارزش‌های اخلاقی انسان می‌داند و معتقد است که اجتماعی، مساوق تکوّن جامعه است و جامعه با برخورداری از حداقل عدالت اجتماعی موجودیت می‌یابد و ارتقاء عدالت اجتماعی در آن، به معنای جامعه‌تر شدنِ آن جامعه است که بستر بروز استعدادهای معنوی و ارزش‌های اخلاقی بیشتری را فراهم می کند. (ر.ک مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (فلسفه تاريخ(1 - 4))، ج‏15،، ص742 تا 748) 🔹مرحوم استاد ، عدالت را تناسبات ولایت می دانست و معتقد بود که ، مهمترین وصف ساختارها و نظامات اجتماعی الهی است، همانطور که و محرومیت و به استضعاف کشیدن، وصف لاینفک ساختارهای اجتماعی استکباری و از شئون اجتناب‌ناپذیر ولایت اولیای باطل در جامعه است. ایشان عدالت را در سه سطح توسعه، کلان و خرد مورد بررسی قرار می‌داد:👇 ➖ عدالت در سطح توسعه؛ به معنای تکامل نیازمندی‌های اجتماعی، ➖عدالت در سطح کلان؛ به معنای توازن توانمندی‌های اجتماعی ➖و عدالت در سطح خرد، به معنای حداکثر بهره‌وری نظامات اجتماعی است. در ادامه ایشان ➖ حاصل عدالت در سطح توسعه را و کاهش آسیب‌پذیری آن در برابر خطرات جریان کفار و مشرکین، ➖ حاصل عدالت در سطح کلان را و ➖ و حاصل عدالت در سطح خرد را و می‌دانست. (ر.ک دوره پژوهشی استراتژی امنیت ملی، 1376، جلسه7) 🔹این جدایی‌ناپذیری میان عدالت و مفاهیم بنیادینی مانند توحید و ولایت، تقریرهای دیگری نیز در لسان بزرگانی از فارابی و خواجه نصیرالدین گرفته تا شیخ فضل الله و میرزای نائینی و مرحوم علامه طباطبایی و حضرت امام ره و حضرت آقا دامت برکاته دارد که به هیچ وجه با تشدید دوگانه و سازگار نیست. 🔹علاوه براین، سیره عملی مقام معظم رهبری را هم اگر در مواجهه با شعار اصولگرایی توسط یک جریان و شعار اصلاح طلبی توسط جریان دیگر و جعل اصطلاح «اصولگراییِ اصطلاح‌طلبانه» رصد کنیم، گواه بر غلط بودن پذیرش این دوگانه سازی‌هاست. 🔹همچنین نمونه بارز بیان حضرت آقا در مواجهه با این دوگانه‌سازی‌ها، فرمایشات ایشان در تاریخ ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ به جریان در خصوص مواجهه با اصطلاحات دوگانه ای است که در برابر این جریان منطقه‌ای قرار می‌گیرد: 👇 "کلمات را و تعریف کنید. «دموکرات بودن» اگر به معنای مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموکرات باشید؛ و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه‌ی دوم و تقلیدی باشد، هیچ یک دموکرات نباشید. «سلفی‌گری» اگر به معنای اصولگرائی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزش‌های اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی سلفی باشید؛ و اگر به معنای تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود، با نوگرائی و سماحت و عقلانیت - که ارکان تفکر و تمدن اسلامی‌اند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بی‌دینی خواهد شد. ❇️تاریخ نگارش:1399/2/29 https://eitaa.com/joinchat/3967942701C3d57d3b16b https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
عقل‌نوشته‌های انقلابی
💢نکاتی درباره کلیپ منتشر شده از جناب فاضل ارجمند محسن قنبریان درباره نسبت عدالت و ولایت💢 در خصوص فرمایش دوست عزیزم جناب آقای قنبریان چند نکته به ذهنم می‌رسد که تقدیم می‌کنم:👇 🔹اول اینکه ما نیازمند ورودهای تئوریک اینچنینی در مقوله «عدالت‌طلبی» هستیم و از اینکه دیدم ایشان به عنوان یک فاضل خوش‌فکر حوزوی، در جمع جمعی از عدالت‌خواهان ارائه بحث می‌کند، بسیار خرسند شدم. 🔹دوم اینکه تا موضع نزاع و موقف دیگران به درستی فهم و تقریر نشده و یا لااقل مخاطب در این موارد اطمینان برایش حاصل نشده، لازم است از تجهیل‌ها خودداری شود. تقریر دیدگاه منبری مذکور در این کلیپ بسیار ناقص بود. البته ممکن است جناب آقای قنبریان عزیز در جلسات قبلی و یا بعدی، به این موضوع پرداخته باشند که بنده اطلاعی ندارم. 🔹سوم اینکه گاهی ما مسئله رابطه عدالت و ولایت را در و در بررسی می کنیم. این طرح پرسش از رابطه «عادل بودن والی» و «ولایت داشتنِ وی»، اگرچه بحثی مهم و البته دارای سابقه‌ای از صدر اسلام تا کنون است، ولی مسئله امروز جریان‌های عدالت‌خواهی و طرح بحث پناهیان و مهدیان و اشتری و نصیری و دخانچی و .... اینجا نیست، هرچند ممکن است کسی صورت مسئله امروز را به نحوی تقریر و تنفیح کند که به مبحث فوق نیز مرتبط شود، ولی اولاً و بالذات مسئله امروز ما این مسئله نیست که کسی گمان کند که با صرف طرح و حل این مسئله، پاسخی برای چالش فکری امروز ما فراهم آورده است. 🔹چهارم اینکه آنچه امروز مسئله است،این است که چه نسبتی با دارد؟ کدام یک مقدم بر دیگری است؟ آیا ما باید مطالبه گری عدالت را ولو در زیرمجموعه‌های تحت مدیریت ولایت فقیه هم تعمیم دهیم و مستقل از اشارات و تصریحات ایشان بر روی اقامه عدالت و نفی مظالم و مفاسد پا فشاری کنیم و یا اینکه باید منتظر اشارت‌های رهبری نظام بود که چه مصادیق و از همه مهمتر، چه اولویت‌هایی برای بی‌عدالتی معرفی می‌کند؟ چرا که مسائل اجتماعی به صورت شبکه‌ای و در هم تنیده‌اند و این اندماج و اندراج نیازمند دیدبانی از منظر سرپرستی و حرکت کلی جامعه است و اگر بخواهد هر مطالبه‌گری از زوایه دید و ذهنیت خود مطالبه عدالت کند، به علت عدم برخورداری از نگاه جامع و راهبردی، احتمال خطای در مصادیق و اولویت‌های وی افزایش می‌یابد و چه بسا وی را رو در روی امام جامعه قرار دهد. 🔹پنجم اینکه جناب قنبریان عزیز در اواخر کلیپ فوق، تا حدی وارد طرح بحث اصلی شدند و پاسخ خود را در قالب دوگانه و ارائه دادند و فرمودند که افعال عادلانه، وابسته به شرایط و نسبی است و یک فعل که در وضعیت عادی ممکن است عادلانه تلقی شود، در شرایط خاص و با در تزاحم قرار گرفتن با سایر مؤلفه‌های اجتماعی مانند امنیت ممکن است پیگیری آن به تعویق بیفتد (مانند عدم پیگیری فوری قصاص قاتلان عثمان توسط امیرالمؤمنین علیه السلام)، ولی افعالی که قوام وضعیت عادلانه به آنهاست و با ترک آنها، ریشه مظالم و مفاسد تقویت می‌شود و به تعبیر ایشان، وضعیت عادلانه منتقی می‌شود، در هیچ شرایطی تعطیل بردار نیست (مانند عدم تایید حکومت معاویه در شام حتی برای چند روز). هرچند در کلیپ فوق بالاخره مشخص نشد که ایشان در مطالبه عدالت، تبعیت از ولایت را اصل می داند و یا اینکه معتقد است که جریان عدالت خواه نمی‌تواند دست روی دست بگذارد و برای هر حرکتی در جامعه چشمش به دهان امام جامعه باشد، بلکه در برخی موارد این جلوداری، فضای را برای اقدامات بعدی امام جامعه باز می‌کند. 🔹 ششم اینکه بنده معتقدم طرح بحث اولیه ایشان یعنی بررسی رابطه ولایت و عدالت در شخص والی، برای اظهار نظر در مسئله اصلی امروز یعنی رابطه تبعیت از ولیّ اجتماعی و مطالبه گری عدالت کفایت نمی کند. درست است که باید بحث از مباحث هستی‌شناسانه (ثبوتی) آغاز کرد و بعد به مباحث معرفت‌شناسانه (اثباتی) پرداخت، ولی مسئله‌ی هستی‌شناسانه‌ای که بتواند پایگاه حل مسئله امروز وضعیت عدالت‌طلبی ما قرار گیرد، بررسی رابطه عدالت و ولایت در شخص والی نیست، بلکه بیان«رابطه ثبوتیِ با ، در فرآیند تکامل و ارتقای جامعه دینی است». تبیین دقیق این نسبت، می‌تواند پایگاه مناسبی برای حل چالش عدالت خواهی امروز ما یعنی رابطه تبعیت از ولایت فقیه و مطالبه‌گری عدالت قرار گیرد. 🔹در یادداشتی تحت عنوان در دوگانه‌سازی ولایتی‌ها ـ عدالتی‌ها به صورت فشرده به دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری و استاد مرحوم حسینی الهاشمی اشاره کردم. ❇️تاریخ نگارش:1399/3/4 https://eitaa.com/joinchat/3967942701C3d57d3b16b https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
عقل‌نوشته‌های انقلابی
🔹در فروردین سال 99 و در شرایط کرونایی هم برنامه تعطیل نگردید. در این ماه، کتاب با زیر تیتر «الگویی پویا برای روابط متقابل» نوشته‌ی مورد مطالعه جمعی و مباحثه دوستان مؤسسه معنا قرار گرفت. 🔹دبیر علمی این نشست، برادر بودند که زحمت گزارش جلسه را نیز به دوش کشیدند. گزارش این جلسه را تقدیم می‌کنم:👇 ▪️کتاب «دولت و بازار» از معدود کتاب‌هایی است که توسط فعالان خوش‌‌فکر و رسانه‌ای جبهه انقلاب با تاکید بر پرورندان یک «مساله/چالش» نگارش شده است، به نحوی که نویسنده ـ با وجود همه‌ی خلاها ـ تلاش کرده با انجام یک مطالعه‌ی نظری، ایده‌ای مشخص را با مرزگذاری با تئوری‌های جریان مکتب بازار آزاد (نئولیبرالیسم) پیشنهاد نماید. ما در این کتاب با ارجاعات فراوان و بی‌توضیح از جملات رهبر معظم انقلاب مواجه نیستیم و نویسنده تلاش دارد ایده‌ی خود را در متن داده‌های واقعیت سیاسی و اقتصادی کشورهای مختلف به اثبات برساند. از این حیث، باید نویسنده‌ی این کتاب را ستود و به استقبال چنین نوشته‌هایی رفت و با نقّادی همدلانه، پیشنهاداتی را برای برنامه‌ی پژوهشی مکمّل آن ارایه نمود. بی‌تردید حرکت مسیر جبهه انقلاب اسلامی به سوی نگارش راهبردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود و تعامل و گفتگو حول آن، از ضروری‌تر است. ▪️در این جلسه‌ی هم‌اندیشی در کنار تمامی مزایای که ذکر شد، چند ملاحظه مطرح شد که خلاصه آن به شرح زیر است: ➖ 1ـ کتاب گزارشی تاریخی از وضعیت اقتصاد ایران ارایه نمی‌دهد و به همین دلیل، پیشنهاد ارایه‌شده از سوی نویسنده، دلیل منطقی نمی‌یابد. اینکه چرا «فقدان سیاست صنعتی» مهمترین چالش توسعه‌ی ایران است، در متن کتاب با توضیحی درخور روایت نشده است. فقدان روایت تاریخی از چالش‌های توسعه در ایران و فقدان توجه به بافت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص ایران در ارایه‌ی پیشنهاد نویسنده، خلأ اساسی کتاب است که سایر نقدها از آن نشأت می‌یابد. ➖ 2ـ در این کتاب «سیاست صنعتی متناسب با وضعیت‌های پنج‌گانه‌ی بازار» اساس ایده‌ی نویسنده برای عبور از چالش‌های توسعه در ایران مطرح شده است. بر اساس نکته‌ای که در بند نخست مطرح شد، سوالات زیر را می‌توان پیرامون ایده‌ی مختار نویسنده مطرح کرد: 2ـ1ـ چرا در «تنظیم سیاست صنعتی» مساله‌ی «نحوه‌ی نقش‌آفرینی دولت» به عنوان کانونی‌ترین چالش صنعت در ایران درنظر گرفته شده است؟ به نظر می‌رسد که در مسیر صنعتی‌شدن ایران، علل و عوامل موثّر دیگری از جمله فرهنگ کار و استفاده از ابزار و همچنین قرار گرفتن ایران در میانه راه‌های مهم تجاری و ... هم وجود دارد که اساساً مورد توجه کتاب نبوده است. 2-2- با فرض پذیرش ایده‌ی کتاب در مورد چالش‌های صنعتی‌شدن در ایران، چرا از میان ده‌ها زیربخش اقتصاد کشور، صنعت به عنوان کانون تحوّلات انتخاب شده است؟ بودجه‌ریزی، کار و اشتغال و کارآفرینی، بازار سرمایه، چالش‌های پولی و بانکی و ... دیگر چالش‌های اقتصاد و توسعه‌ی اقتصادی ایران هستند که معلوم نیست چرا در مقایسه با مقوله‌ی صنعت، فرعی تشخیص داده شده‌اند؟ 2-3- با فرض پذیرش این‌که صنعت پیشران توسعه‌ی اقتصادی کشور است، چنین توسعه‌ای چه نسبتی با «پیشرفت اسلامی ـ ایرانی» دارد؟ وجه اسلامیت و جهت‌گیری اسلامی این توسعه چگونه تضمین و تأمین می‌شود؟ در جای جای کتاب از توسعه‌ی کره‌جنوبی به عنوان توسعه‌ای مطلوب یاد شده است و گویا نویسنده‌ی کتاب در حال ترجمه‌ی یکی از برنامه‌های توسعه کره‌ی جنوبی است. چگونه می‌توان توسعه‌ای را که در کره‌ی جنوبی پیگیری شده است، به صفت «اسلامی ـ ایرانی» متصف کرد؟ نویسنده اگرچه تلاش کرده است که میان «رشد اقتصادی» و «توسعه» تفاوت قائل شود، اما تفاوتی میان توسعه با پیشرفت اسلامی ـ ایرانی در نظر گرفته نشده است. 3ـ سهم تاثیر فرهنگ بر توسعه و سیاست صنعتی در این کتاب مغفول است و تنها به سویه‌های سیاست بین‌الملل که بر صنعت و توسعه سایه می‌افکند، پرداخته شده است. از این حیث، پروژه‌ی فکری «نهادگرایی» در اقتصاد ایران را می‌توان جلوتر از ایده‌ی این کتاب دانست. 4ـ نویسنده‌ی کتاب برای این‌که ایده‌ی توسعه‌ی موردنظر خود را به صورت منقّح‌تری پیش ببرد باید به بازتعریف اصطلاحاتی مانند «فرهنگ»، «ملت»، «ترجیحات مردم»، «تقاضا» ، «عرض» و حتی «صنعت» و «تکنولوژی»، بر اساس بنیان نظری خود بیشتر اهتمام بورزد. 🔹ان شاء الله پیگیر ارتباط و گفتگو با نویسنده محترم کتاب خواهیم شد.🌺 ❇️تاریخ نگارش:1399/3/5 https://eitaa.com/joinchat/3967942701C3d57d3b16b
💢مطلق‌نویسی‌های نخبگانی و مدیران غیرمردمی💢 🔹این چند روزه، نامه تشکر و قدردانی مراجع تقلید بزرگوار از دکتر علی لاریجانی به مناسبت اتمام دوره دوازده ساله ریاست ایشان بر قوه مقننه منتشر شده که امری مرسوم و معقول است. در این میان یکی از نامه‌های خبرساز، نامه‌ی جمعی از اساتید حوزه از دکتر علی لاریجانی است که وضعیت مدیریت دکتر علی لاریجانی را اینگونه توصیف کرده است:👇 "در این دوره‌ی ممتدِ مسؤولیت، با تدیّن و تعقّل، تدبیر و اعتدال، حکمت و بصیرت، سعه صدر و تعامل، تلاش وافر داشتید تصویری متعهد، انقلابی، مقتدر و عقلانی از مدیریت و مسؤولیت را ارائه کنید." (لینک نامه: https://plink.ir/6pi1T) 🔹ای کاش امضاء کنندگان محترم این نامه فقط و فقط قدردانی و سپاسگزاری از یک مسئول نظام اسلامی را در این نامه مدنظر قرار نمی‌دادند و در کنار این قدردانی که البته موضعی بسیار بجا و ضروری است، مسئله و مردم را نیز مدنظر می‌گرفتند و در کنار ادبیات مسجع و پر طنطنه‌ی نامه، قدری نیز بر محتوا و غنای آن ناظر به شرایط اجتماعی و دیدن توأمان ضعف و قوت‌ها می‌افزودند تا از این رهگذر، برای انتظار از ریاست بعدی مجلس و قاعدتاً برای کارنامه‌خوانی و مطالبه از آن فراهم آورند. 🔹این ، سم مهلک عقل سیاسی عمومی و نخبگانی ما و البته مانع پیوستگی و انسجام آنهاست و چون تفاهم و تضارب آراء بر اساس واقعیت‌های میدانی را مناط قضاوت و تنقیص و تمجید قرار نمی‌دهد، لاجرم به بین نخبگان و عموم مردم می‌انجامد؛ گسستی که زمینه‌ساز پدید آمدن مدیرانی است که با ، خواهند توانست سالهای سال بار خود را بر گرده مردم مستضعف تحمیل کنند ... ❇️تاریخ نگارش:1399/3/7 https://eitaa.com/joinchat/3967942701C3d57d3b16b
گعده 2 فقه حکومتی-استاد سیفی مازندرانی کم حجم.mp3
زمان: حجم: 30.93M
💢دومین گعده‌ی فقه حکومتی💢 🔹در تاریخ 99/3/12 با جمعی از اعضای دبیرخانه هم‌اندیشی فقه حکومتی، توفیقی شد و خدمت آیت‌الله سیفی مازندرانی رسیدیم. 🔹در ابتدا توضیحی اجمالی از دغدغه‌ها و فعالیت‌های دبیرخانه هم‌اندیشی خدمت ایشان ارائه شد و سپس ایشان، در حدود 40 دقیقه شمای کلی دیدگاه خود در خصوص وضعیت مطلوب فقاهت که آن را نام‌گذاری کرده‌، بیان فرمودند. 40 دقیقه‌ی پایانی این گعده‌ی علمی به پرسش و پاسخ سپری گردید. 🔹جلسه‌ای شیرین و قابل استفاده بود که البته سئوالاتِ تخصصی دوستان و سرعتِ انتقال و دقتِ بیان استاد، غنا و نغزی بخش پرسش و پاسخ را دو چندان کرده است. به درخواست ما، استاد دو نفر از شاگردان خود را معرفی کردند که دبیرخانه هم‌اندیش فقه حکومتی با کمک آنها، نظریه فقه فعال را تقریر و صورت‌‌بندی نماید. از همه دوستانی که دغدغه مباحث فقه حکومتی دارند، درخواست می‌کنم جلسه را گوش نمایند.👆 ❇️تاریخ نگارش: 1399/3/18 https://eitaa.com/alimohammadi1389 https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
جلسه اول 92.10.26.mp3
زمان: حجم: 31.16M
💢صوت گفتگویی درباره چالش‌های جریان فلسفه صدرایی در علوم انسانی کاربردی💢 🔹دیماه 92 و اردیبهشت 93، دو گفتگوی علمی با استاد عزیز حجت‌الاسلام داشتم. 🔹موضوع این گفتگوها که در مدرسه نواب مشهد در جوار مضجع شریف حضرت رضا علیه آلاف التحیه و السلام انجام گرفت، «نسبت و چالش‌های فلسفه صدرایی برای ورود به عرصه علوم انسانی کاربردی» بود. 🔹حدود 7 سال از آن زمان می‌گذرد و مواجهه من با فلسفه صدرایی، علوم انسانی و بالتبع، علوم انسانی اسلامی، تغییراتی یافته است، ولی هنوز هم موضوعات طرح شده در این گفتگو را زنده و پاسخ نیافته می‌دانم و معتقدم قائلین به مبنای اصالت وجود، هرچند ممکن است که پاسخ‌هایی به این پرسش‌ها داده باشد، ولی این پاسخ‌ها هنوز از بستر گفتگویی جدی و فراگیر عبور نکرده است... 🔹محور گفتگوی اول، بیان دو چالش فرا روی فلسفه صدرایی بود: 1ـ مواجهه بودن ما با مسئله‌های به مثابه در عینیت جامعه و ناکافی بودن مبانی صدرایی در مبحث و برای تحلیل این تأثیر و تأثرات 2ـ اعتباری نبودن تأثیر و تأثرات اجتماعی و نادرست بودن طبقه‌بندی همه لایه‌های علوم انسانی در زمره اعتباریات ❇️تاریخ انتشار: 1399/3/28 https://eitaa.com/alimohammadi1389/124
جلسه دوم 93.2.5.mp3
زمان: حجم: 24.05M
💢صوت گفتگویی درباره چالش‌های جریان فلسفه صدرایی در علوم انسانی کاربردی💢 🔹دیماه 92 و اردیبهشت 93، دو گفتگوی علمی با استاد عزیز حجت‌الاسلام داشتم. 🔹موضوع این گفتگوها که در مدرسه نواب مشهد در جوار مضجع شریف حضرت رضا علیه آلاف التحیه و السلام انجام گرفت، «نسبت و چالش‌های فلسفه صدرایی برای ورود به عرصه علوم انسانی کاربردی» بود. 🔹حدود 7 سال از آن زمان می‌گذرد و مواجهه من با فلسفه صدرایی، علوم انسانی و بالتبع، علوم انسانی اسلامی تغییراتی یافته است، ولی هنوز هم موضوعات طرح شده در این گفتگو را زنده و پاسخ نیافته می‌دانم و معتقدم قائلین به مبنای اصالت وجود، هرچند ممکن است که پاسخ‌هایی به این پرسش‌ها داده باشد، ولی این پاسخ‌ها هنوز از بستر گفتگویی جدی و فراگیر عبور نکرده است... 🔹محور گفتگوی دوم، بیان دو چالش فرا روی فلسفه صدرایی بود: 1ـ لزوم توجه دوباره به مسئله طبقه‌بندی علوم و در ذیل آن، نسبت فلسفه و علوم 2ـ توجه دوباره به مسئله حقایق و اعتباریات با ملاحظاتی بر تقسیم علت به علت حقیقی و علت معدّه 3ـ لزوم تغییر تصور سنتی ما از روش بخش تجربی علوم انسانی ❇️تاریخ انتشار: 1399/3/28 https://eitaa.com/alimohammadi1389/125
💢مردان و زنان💢 در یکی از گروه‌ها گفتگویی درباره دیدگاه یکی از بزرگان درباره شکل گرفت که بنده نیز دیدگاه‌هایی را که از برخی مشاهیر دیده بودم، به اختصار ذکر کردم:👇 1️⃣ دیدگاه اول، زنان را در ظاهر انسانی برشمرده که خداوند آنها را برای تمتع مردها خلق کرده است! 2️⃣دیدگاه دوم، زنان را فرض کرده که از حظوظات کمالیه‌ی کمتری به نسبت مردان برخوردارند. این دیدگاه، عباراتی مانند ناقصات العقول را حمل بر کم‌بهرگی زنان از کمالات وجودی فهم می کند و زنان را از لحاظ رتبه وجودی، از مردان ناقصتر قلمداد می کند. 3️⃣دیدگاه سوم، زنان و مردان را در بهره مندی از حظوظات کمالیه برابر دانسته و اساساً جنسیت (زن بودن یا مرد بودن) را در رتبه متاخر از انسانیت و امری عارضی در عالم دنیا به حساب می آورد. در این دیدگاه، مسئله جنسیت، هیچ ربطی در کمال و نقص وجودی ندارد، هرچند برخی تکالیف و وظایف عالم دنیا، متناسب با آن وضع و جعل شده است، از جمله جعل منصب امامت و نبوت ... به نظر حقیر هر چند احتمال سوم، به نسبت دیدگاه های اول و دوم صحیح تر است ولی با این حال، تمام نیست. 4️⃣دیدگاه چهارم این است که هر چند جنسیت زنانه و مردانه، تاثیری در امکان بهره مندی از کمالات وجودی و تقرب الهی ندارد، ولی جنسیت تنها یک امر ظاهری و دنیایی نیست که صرفاً متقضی احکام و تکالیف شرعی متفاوتی شده باشد، بلکه علاوه بر این و در رتبه مقدم بر این مسئله، زن و مرد هر دو نقصی دارند که در بستر آن می توانند با یکدیگر پیوند و ارتباط تکوینیِ عاطفی و محبتی داشته باشند (جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة) تا در پرتوی آن، نقایص خود را رفو کنند و عیبهای خویش را بپوشانند (هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن) و بدین سان تسکین و استقرار یابند ( لِتَسْكُنُوا إِلَيْها). 🔹این حرف مبتنی بر این ایده فلسفی است که اگر قرار است هر ترکیبی، ترکیبی حقیقی باشد، می بایست افتقار و وابستگی اجزاء به یکدیگر در حاق وجودی اجزاء قرار داشته باشد. به تعبیر دیگر اگر خانواده، یک نهاد واقعی است، زمانی حقیقتا امکان تحقق دارد که وابستگی زن و مرد به یکدیگر وجودی و حقیقی و در راستای تعلق غایی و کمال‌یابی هر یک از آنها باشد. بر این اساس، هم زنان در راستای کمال استعدادی خود، نیازمند مردان هستند و هم مردان، بدون ارتباط و پیوند با زنان، نمی توانند به کمال خود نائل بیایند. 🔹حتی یک رتبه بالاتر می توان گفت که زن و مرد یکدیگرند و صرفا اینگونه نیست که این دو به یکدیگر در به فعلیت رساندن استعداد کمال کمک می کنند، بلکه حتی پیدا شدن بخشی از زمینه رشد انسان و بستر توسعه اضطرار و نیاز وی، از چالش با جنس مخالف خود (چه به عنوان پدر یا مادر یا خواهر و برادر و چه همسر و چه پسر و دختر) فراهم می آید و این مواجهه، عاملی است برای توسعه ظرفیت پرستش و تقرب الهی و کمال وجودی انسان. 🔹 در این نگاه، خانواده به عنوان کانونی ترین نهاد تربیت دینی، با حضور مرد و زن، مجلّای تلاقی و تعادل اسمای جلال و جمال الهی بوده و تضمین کننده دو بال خوف و رجا در تربیت ربوبی و ولایی خدای متعال است. ❇️تاریخ نگارش:1399/5/6 https://eitaa.com/alimohammadi1389/142 https://www.instagram.com/ali.mohammadi89/
💢آیت‌الله صانعی؛ و کلیشه‌ی بدعت‌گذار _ نواندیش!💢 🔹آیت الله صانعی در 99/6/21 در گذشت. به دعای مقام معظم رهبری، خدایش غریق رحمتش کند. 🔹ماجرای فتاوای غیرمشهور ایشان از سال 1388 با اعلام عدم صلاحیت مرجعیت ایشان توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه خبرساز شد. اظهارنظرهای مختلفی آن زمان درباره این موضع جامعه مدرسین گرفته شد؛ برخی با تأکید بودن ایشان و ناعادلانه و غیرعقلانی فتاوای ایشان، موضع جامعه مدرسین را شجاعانه و قاطعانه خواندند و برخی نیز این کار را احجاف در حق و سیاسی و حکومتی کردن منصب مرجعیت و اختلال در نظم طبیعی حوزه های عملیه قلمداد نمودند. 🔹 در هر صورت، از منظر مدیریت دانش، اختلاف مبانی و روش فقاهتی ایشان با مبانی و شیوه متداول فقها، زمینه خوبی برای خودآگاه‌تر کردن چارچوبهای فقاهت موجود و مشخص کردن حدود و ثغور آن است. 🔹تفاوت نگاه آیت الله صانعی را باید در روش‌های زیر جستجو کرد:👇 ➖ حاکمیت و توسعه‌ی کاربرد قاعده نفی عسر و حرج و سرایت آن به احکام وضعی مانند محرمیت در نظر مرد نسبت به دخترخوانده خود. ➖ حاکمیت و توسعه‌ی کاربرد قاعده عدالت و ارجاع به عرف امروزین برای فهم معانی و مصادیق آن، ➖استفاده گستره از قاعده سهولت شریعت که در نگاه ایشان متفاوت از قاعده نفی عسر و حرج است و ایشان در فتوای خود در به بلوغ رسیدن دختران در 13 سالگی تطبیق کرده اند. ➖ تلاش برای انطباق احکام شرعی با رویه ها و ارتکازات عقلایی عصر کنونی در حقوق بشر. 🔹این اختلاف روشی، ایشان را به مبانی و قواعد خاصی در موارد زیر رسانیده که تأثیر گسترده ای در فتاوای ایشان داشته است: ➖ عدم دخالت جنسيت در مسائلی مانند مرجعیت، رهبری جامعه، قضاوت، شهادت، دیه، قصاص و امامت جماعت و جمعه، ➖کرامت و حرمت ذاتی انسان ➖ محوریت حقوق مردم و مدخلیت اراده آنها در مشروعیت حکومت ➖ تباین میان کافر و غیر مسلمان ➖ مجال رخصت در اجرای حدود و تعزیرات در دوره غیبت ➖ نظام حقوق زن و مرد در بستر خانواده، مانند محدودیت مرد در متعه و ازدواج مجدد. و ... 🔹متأسفانه بخش قابل توجهی از جامعه علمی ما، به دلیل غلبه نگاه سیاسی چه در رد و چه در تأیید، عاجز از بهره گیری از این اختلاف نظرها و رشید و بارورتر کردن خود است تا جایی که می‌توان گفت به نوعی با یک علمی مواجه هستیم؛ همان اتفاقی که درباره دیدگاه‌های صاحب‌نظرانی مانند طالقانی، مهدی حائری یزدی، منتظری، آذری قمی، موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی به وقوع پیوست و اکنون شاهد هستیم که کسانی صرفاً در تمجید و ترویج آنها سخن می رانند و کسانی دیگر یا سراسر نفی می‌کنند و یا ترجیح می دهند با سکوت خود نقشی در انتشار مطالب نادرست نداشته باشند! 🔹یادم هست در همان حول و حوش سال 88 متنی از جامعه مدرسین دیدم که به صورت فنی، دلائل بطلان روش فقاهتی مرحوم آیت الله صانعی را ذکر کرده بود که بنده خیلی پسندیدم. هرچه امروز در اینترنت گشتم آن را پیدا نکردم. البته هم اکنون نیز مقالات خوبی در سایت آیت‌الله برای دفاع از مواضع علمی ایشان وجود دارد. 🔹موضع علمی شخص بنده این است که روش فقاهت جناب آیت‌الله صانعی در نهایت به عرفی شدن فقاهت سنتی و انفعال جامعه شیعه در برابر هژمونی علمی و رسانه‌ای تمدن غرب می‌انجامد، ولی در عین حال معتقدم عدم طرح مباحث اختلافی و چالشی ایشان و امثال ایشان در مجامع علمی، ضررش در دراز مدت برای عقلانیت و جامعه شیعی به مراتب بیشتر است. ❇️تاریخ نگارش:1399/6/25 https://eitaa.com/alimohammadi1389/158