eitaa logo
فصل فاصله
335 دنبال‌کننده
414 عکس
55 ویدیو
3 فایل
یادداشت‌ها و سروده‌های محمّدرضا ترکی تماس با ما: @Mrtorki
مشاهده در ایتا
دانلود
✳ ابوحامد غزالی در کیمیای سعادت آورده است: و کعب‌الاحبار می‌گوید: قحطی بود در زمین بنی‌اسراییل، موسی، علیه‌السّلام، با جمله امّت به استسقا شدند سه بار و اجابت نیفتاد؛ پس وحی آمد به موسی، علیه‌السّلام، که در میان شما نمّامی است و تا وی توبه نکند اجابت نکنم. گفت: بارخدایا آن کیست تا او را از میان بیرون کنیم؟ گفت: من از نمّامی منع می‌کنم نمّامی چون کنم؟ موسی گفت: توبه کنید از سخن‌چینی. همه توبه کردند و باران آمدن گرفت. و مالک بن دینار گوید: در بنی‌اسراییل قحطی بود؛ دوبار به استقسا شدند اجابت نیفتاد؛ پس وحی آمد به پیغامبر ایشان که ایشان را بگوی که بیرون آمده‌اند و دعا کنند با کالبدهای پلید و شکم‌های پرحرام و دست‌های به‌خون ناحق آلوده؛ بدین بیرون آمدن خشم من به‌زیادت شد و از من دور گشتید. 🆔️ @faslefaaseleh
اگر احساس و شوری در جهان است، به هر جا حرف عشقی بر زبان است، همیشه پای یک زن ...؛ نه ببخشید همیشه قلب یک زن در میان است! 🆔️ @faslefaaseleh
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✳ پاسخ سعدی به سریع‌القلم 🌺سریع‌القلم: نباید طبقات فقیر در ایران حاکمیت پیدا کنند! 🌺 سخن سریع‌القلم تفکّر حاکم بر جامعۀ ماست؛ دست کم از دهۀ هفتاد شمسی به این‌سو؛ یعنی همان اندیشه‌ای که ما را در اقتصاد و سیاست به این وضع فاجعه‌بار رسانده است! بهتر است پاسخ این سخنان را از زبان سعدی که سخنگوی فرهنگ ایران است، بشنویم. در نظر سعدی ملاک حاکمیّت، صلاحیّت و شایستگی و داشتن هنر و فضیلت است نه وابستگی طبقاتی. او در باب هفتم گلستان فرموده است: حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر! هنر آموزید که مُلک و دولتِ دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یک‌بار بِبَرد یا خواجه به تَفاریق بخورد. امّا هنر چشمهٔ زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛ هر جا که روَد قدر بیند و در صدر نشیند و بی‌هنر لقمه چیند و سختی بیند.... وقتی افتاد فتنه‌ای در شام هر کس از گوشه‌ای فرارفتند روستازادگان دانشمند به وزیریّ پادشا رفتند پسران وزیر ناقص‌عقل به گدایی به روستا رفتند 🆔️ @faslefaaseleh
سوارند بر کول این مملکت مقامات مسئول این مملکت تورم شبیه شپش می‌خزد عیان بر سر و کول این مملکت زده تکیه بر منصب اقتصاد پت و مت‌ترین گول این مملکت! پت و مت یقینا" شرف داشتند بر این چند خنگول این مملکت! گذشت از صد و بیست تومان دلار چه کردید با پول این مملکت؟! تورّم شده غول هفتادسر چه کردید با غول این مملکت! در این ناترازی رها گشته است به‌یکباره شاغول این مملکت نموده‌ست سرمایه‌داری نفوذ به سلّول‌سلّول این مملکت به‌زعم شمایان ژن برتر است ژن بچّه‌سوسول این مملکت! "گران کن رها کن به حال خودش" شده رسم معمول این مملکت! به‌غیر از گرانی در این چندماه چه بوده‌ست محصول این مملکت؟! فقط ناله کردید مانند جغد که خالی‌ست کشکول این مملکت! وطن گربه‌ای تیزچنگ است، هان حذر کن ز پنجول این مملکت 🆔️ @faslefaaseleh
فصل فاصله
✳ کاسبی از قونیه تا آنتالیا! دیگر عادت کرده‌ایم حرف‌های عجیب و غریب و درست و غلط حضرات سلبریتی را بشنویم؛ حرف‌هایی که وجه مشترک غالب آن‌ها جنجالی و نادقیق‌ بودن آن‌هاست. این جنجال‌آفرینی‌ها غالبا" به دلایلی از این‌قبیل است: - احساساتی بودن هنرمندجماعت که باعث می‌شود، به قول عوام، یکباره جوگیر شوند و بگویند آنچه را باید و آنچه را نباید! - سلبریتی‌جماعت معمولا" اهل جنجال است و حیات و حضورش را در افکار عمومی با جنجال و آوازه‌گری ملازم می‌بیند. - خودتحقیری و خفّت دادن به ایران و ایرانی ویژگی دیگر اقوال و احوال سلبریتی‌مآبانه است. از نظر این بزرگواران مرغ همسایه غاز، یا به قول یکی از رنود ناز است! لذا هرگاه فرصتی بیابند در فضیلت دیگران و بی‌کلاسی و عقب ماندگی ایران و ایرانی کم نمی‌گذارند و داد سخن می‌دهند. - شماری از این عزیزان در نمکگیر شدن در برابر سفارتخانه‌ها و دولت‌های اجنبی استعداد خاص بلکه شگرفی دارند. این‌ها البته چندان هم مقصّر نیستند چون دست اجانب، برخلاف دست ملّت ایران بسیار پرنمک است! برخی از اینان کافی است چشمشان به بیرق بیگانه، آن هم در بلاد  اجنبی، بیفتد تا لخت شوند و زیر آن علم سینه بزنند! - امّا دلیل اصلی این پراکنده‌گویی‌ها شاید کم‌آگاهی و نداشتن اطّلاعات دقیق و کافی باشد. گمان می‌کنم دلیل سخنانی که اخیرا" در باب جناب مولوی در یکی از کشورهای همسایه مطرح شده، علاوه بر نوعی دلسوزی و احساساتگرایی، همین کافی نبودن اطّلاعات بوده است. فقط کسی که از تلاش‌های گستردۀ علمی صاحب‌نظران و اهل فرهنگ و دانشمندان ایرانی بی‌خبر باشد، می‌تواند از اینکه فلان دولت و ملّت خارجی "مولانا را پرورش داده و مکتب او را نگاه داشته‌اند" منّت پذیر باشد و بااعتماد به‌نفس ادّعا کند که "اگر مولوی در ایران بود تاکنون از بین رفته بود"! متاسّفانه این ادّعا توهین بزرگی به ملّت و تاریخ ایران است. ملّت ایران تا کنون کدام‌یک از بزرگان علم و عرفان و مفاخر عالی‌مرتبۀ خود را فراموش و نسبت به کدام‌یک ناسپاسی کرده که مولوی دومین آن‌ها باشد؟! مجموعۀ آثاری که دانشمندان و فرهیختگان ایرانی به افتخار مولوی و اندیشۀ بلند او آفریده‌اند خود یک کتابخانۀ ارزشمند و کم‌نظیر است؛ چنان‌که فهرست آثار هنرمندان ایرانی که بر اساس اندیشه‌های جلال‌الدّین مولوی هنرنمایی کرده‌اند خود یک مثنوی هفتادمن کاغذ می‌شود! البتّه آنچه تاکنون نوشته و آفریده شده در برابر عظمت مولوی بسیار نیست! دلیلی ندارد که ما در برابر دولتی که بخش زیادی از پیشرفت اقتصادی‌اش را به برکت همسایگی با ایران به دست آورده و در مقابل، هر جا که توانسته، خنجری از پشت در گردۀ ما فروبرده این مایه احساس شرمساری و مدیون بودن بکنیم و به خودزنی روی بیاوریم! اگر یک دولت بیگانه، برای رسیدن به سود اقتصادی و جذب گردشگر، اجازه داد که مثلا" خوانندگان ایرانی در مراکز هنری آنجا کنسرت برپا کنند، آیا رواست آن دولت را "پرورش دهندۀ هنر موسیقی ایران" و "پاسدار مکتب موسیقیدان‌های ایرانی" بنامیم و به‌گزافه مجیزش را بگوییم؟! انکار نمی‌کنیم که تصوّف و جناب مولوی در ایران منتقدان، بلکه مخالفانی هم دارد. امّا این جماعت، با اینکه پرشمار هم نیستند، غالبا" با نفس عرفان و ادبیّات عارفانه، ابراز دشمنی نمی‌کنند و اکثرا" با برخی ظواهر، مثل برخی خرافات عوام صوفیه و بساط مسنداندازی و زهدفروشی برخی از اهل تصوّف مخالف‌اند و این را خوب می‌دانیم  که جناب مولوی و دیگر عارفان، خود از منتقدان جدّی این دکانداری‌ها و برخی تظاهرات و رفتارهای خلاف شرع و عرفِ برخی از اهل خانقاه بوده‌اند! از حق نگذریم که نمی‌توان منکر کوتاهی، بلکه تقصیر برخی مقامات ایرانی در تعظیم مقام بزرگان علم و ادب و عرفان شد، امّا این سخن کجا و ادّعای اینکه "هیچ مقام ایرانی تا کنون به زیارت و دیدار خاکجای بزرگان عرفان و ادبیات این سرزمین نرفته" است کجا؟! آیا این ادّعای عجیب و مبالغه‌آمیز  دلیل یا حتّی بهانه‌ای کافی به ما می‌دهد که به‌گزافه‌ لب به ستایش دولتمردان اجنبی بگشاییم؛ آن هم سیاست‌بازانی که در عین بیگانگی با زبان و اندیشۀ مولوی، دائما در پی راهزنی فرهنگی و دست‌اندازی به مفاخر و تاریخ ایران‌اند و به دستاویز برخی ظواهر سطحی مکتب مولوی، از قبیل عرس و سماع، در پی پول به‌جیب زدن‌اند و  در عمل، قونیه، مثل آنتالیا، برایشان چیزی جز دکّان کاسبی نیست! حق با مولوی است که فرمود: همچنان هر کاسبی اندر دکان بهر خود کوشد نه اصلاح جهان 🆔️ @faslefaaseleh
✳ آشوب ...در آخر پس از آن جنون و هیاهو تو رفتی و در بستر راحت خویش خفتی و هرگز نگفتی که ای مرد خسته چگونه تو تا صبح خیابان‌‌خیابان این شهر را از انبوه خاکستر آتشی خانمانسوز رفتی؟! 🆔️ @faslefaaseleh
این وطن در دل طوفان بلا خواهد ماند گرچه هرلحظه تنش زخم‌خور حرمله‌هاست - - 🆔️ @faslefaaseleh
خاقانی شاعر عبوس و بدعنقی نیست - ایسنامحمدرضا ترکی می‌گوید: خاقانی واقعاً آن شاعر عبوس و بدعنق و مغرور و متکبّری که به ما گفته‌اند نیست. اوّل بهمن روز درگذشت خاقانی است و به این اعتبار این روز به‌عنوان روز بزرگداشت خاقانی در تقویم رسمی کشورمان نامگذاری شده است. محمّدرضا ترکی، پژوهشگر و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفت‌وگویی مکتوب با ایسنا درباره اینکه چرا به خاقانی شروانی کمتر پرداخته شده و مردم انس کمتری با او دارند، گفت: در سال‌های اخیر خاقانی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. خصوصا خوانندگان جدی شعر و اهل ادبیات در دانشگاه‌ها با شعر خاقانی انس بیشتری گرفته‌اند. در میان جوان‌های فاضل دانشگاه‌ها محققان توانایی در عرصۀ خاقانی‌شناسی نمود و بروز یافته‌اند. با این‌همه خاقانی‌شناسی هنوز تازگی و بدیع بودن خودش را از دست نداده است. و این در حالی است که تحقیق در زمینۀ خاقانی واقعاً آسان نیست.  او سپس بیان کرد: اگر خاقانی را شاعری دشوار و سخن او را پیچیده بدانیم بی‌شک تحقیق و کار علمی در زمینۀ او دشوارتر و نیازمند دقّت‌ها و توانایی‌ها و حوصلۀ بیشتری است. شور و اشتیاق بسیاری از دانشجویان در کلاس‌های خاقانی و مقالات و رساله‌ها و کتاب‌های خوبی که در این سال‌ها در وادی شعر و سبک و شخصیت و زندگانی خاقانی نوشته شده و می‌شود هر روز بیشتر ما را متقاعد می‌کند که فضای تحقیقاتی و دانشگاهی ما در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی عمق بیشتری یافته است و بسیاری از فضلای ما ترجیح می‌دهند که توانایی‌های علمی‌شان را در عوالمی تازه‌تر و دشوارتر محک بزنند و نشان بدهند از دشواری مسیر باکی ندارند.  ترکی با بیان اینکه خاقانی اساساً شاعر خواص و استاد شاعران دیگر است، گفت: طبعاً مخاطبان عام شعر کمتر ممکن است به سراغ او بیایند. البته در شعر او کم نیست مضامینی که برای مخاطب عام هم جذاب و شیرین است.   او خاطرنشان کرد: مشخص کردن روزی در تقویم رسمی و فرهنگی ایران [اوّل بهمن] به نام خاقانی و برای بزرگداشت او می‌تواند به معرّفی بیشتر او بینجامد و چه‌بسا چهرۀ مانوس‌تری از این شاعر بزرگ را به مردم نشان دهد، به‌گونه‌ای که با او احساس صمیمیت بیشتری کنند. ما به این مناسبت وظیفه داریم «خاقانی دیگر» و متفاوتی را که کمتر به مردم معرّفی شده به آن‌ها بشناسانیم. این عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی همچنین گفت: خاقانی یکی از سخنگویان بزرگ فرهنگ ایرانی است و همۀ پیام‌های ارزشمندی که در کلیت ادب فارسی هست و آن‌ها را می‌توان، و باید، به جهان عرضه کرد، در آثار او هم وجود دارد؛ منتها این پیام‌ها با لحن و سبک خاص او بیان شده‌اند و برای کسانی که نگاه عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تری به شعر و ادبیات دارند و دوست دارند با دقّت و مکاشفه به درک شعر برسند شیرین‌تر است.  ترکی در پایان تصریح کرد: در سخن آخر، خاقانی واقعاً آن شاعر عبوس و بدعنق و مغرور و متکبّری که به ما گفته‌اند نیست. او شاعری است با دردهای عمیق انسانی و عاطفه‌ای بسیار نیرومند و ظرافت‌ها و لطافت‌هایی که در شعر امثال حافظ سراغ می‌توان گرفت. 🆔️ @faslefaaseleh