eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
8.1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
756 ویدیو
1هزار فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. |⇦•انا لله و انا الیه راجعون.. امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج ●━━━━━━─────── روایت اینجوری میگه: جناده نامیه میگه اون شب آخر وارد حجره ی امام مجتبی علیه السلام شدم. وارد حجره شدم دیدم یه آقایی تا کمر تو تشت خم شده میگه تا نزدیک‌تر شدم ببینم چه خبره دیدم "و تخرج کبده قطعة قطعة" دیدم جگرش قطعه قطعه داره وارد تشت میشه.. ترسیدم صدا زدم یابن رسول الله برم طبیب بیارم؟ سر و آورد بالا تا من و دید، دیدم خون از کنار لب ها داره می‌ریزه یه جوری به من جواب داد تکلیفم روشن شد. گفت:" انا لله و انا الیه راجعون" آدم زرنگی بود میگه دیدم لحظه آخرشه اومدم جلوش زانو زدم با این دستای لرزانش دور دهان مبارک و پاک میکرد گفتم یه چیزی به من بگو پسر فاطمه لحظه آخری.. امام حسن ع شروع کرد در مذمت دنیا حرف زدن صدا زد پسر جناده حواست باشه دنیا اینه دنیا حلالش حساب کتاب داره، دنیا شبهه اش عتاب داره و اما حرامش کتک داره دنیا همینه ها حلالشم سخته تا چه برسه به حرامش میگه دید من دارم نگاهش میکنم یه نگاه به من کرد گفت پاشو برو دیگه،پاشو برو بلند شدم برم کأن اشاره کرد برگرد گفتم جانم گفت این تشت و بردار چرا من نمی‌دونم اینجا دیگه روایت تموم میشه اما من نمی‌دونم مراعات کیو کرد شاید میخواست بگه جناده پشت در زینب وایساده بلند شو برو قامت زینب و کسی ندیده چقدر غیوره.. همه ی غیرت امام حسنه..امشب شب امام حسنه ، من، تو، بزرگترا کی می‌تونه بفهمه سهم امام حسن و تو کربلا نه فقط قاسمش مه برای سنگ باران وسط میدانش میمیریم..نه فقط عبداللهی که روضه اش گودالیه.. یه چیزی بهت بگم نه فقط جانباز داده حسن مثنی و دیگران،غیر از اینا در بعضی از نقل ها هم هست چند تا از دخترانش دم غروب کربلا زیر اسب جون دادند سهم امام حسن زیاده سهم امام حسن خیلیه اصلا چی دارم میگم، حسینم سهم امام مجتبی است کربلا اون لحظه آخری که سرش تو بغلش بود گفت: "یا اباعبدالله لایوم کیومک یا اباعبدالله" حکم مأموریت داد. یعنی: حسین جان تا اینجا همه برای من بود داداش چیا ؟حسین جان تهمتا برای من، غربتا برای من ،بگم حسین جان خلوتی مادر برای من، زمین خوردنش برای من... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. |⇦•کریم‌ کاری به جز... و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید محمد حسین تقوی ●━━━━━━─────── "السلام علیک یا ابامحمد یا حسن بن علی ایهالمجتبی یابن رسول الله..."  تا شود راضی ز اعمالم خدا گفتم: حسن مادرش بر سینه زد آرام تا گفتم: حسن خود گرسنه ماند و سگ را با غذایش سیر کرد هرکسی گفت از کرم گفت از سخا گفتم :حسن ناامید کوچه ها کی ناامیدم میکند زود حل شد مشکل من هرکجا گفتم:حسن نام او را می بری،زهرا تفضُّل می کند تا بگیرد فاطمه دست مرا،گفتم:حسن «حسن جان....حسن جان....» کریم کاری به جز جود و کرم نداره آقام تو مدینه س ولی حرم نداره کریم اونیه که همدم اشک و آهه دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه *حالا روضه امام حسن...* ای تشت یاری ام بده دیگر بریده ام این زهر را به قصد شفایم چشیده ام کم سن و سال بودم و پیری به من رسید مانند شمع قطره به قطره چکیده ام *به اون نوکرش در عالم رویا فرمود: که ما یه مرگ داریم یه شهادت...مرگ من تو کوچه هاست...* راضی به مردنم که نبینم مغیره را من ناز مرگ را به دل و جان خریده ام *لذا تا زهر رو خورد بقیه به صورت می زدند اما زبان حال امام حسن یه چیز دیگه بود...* راحت از این زخم و جراحت شدم ز دیدن مغیره راحت شدم... وای من و وای من و وای من میخ در و سینه زهرای من *من پسر ارشد بودم...بابام علی رو من یه جور دیگه حساب کرده بود؛اما نتونستم کاری کنم...* در وسط کوچه تو را می زدند کاش به جای تو مرا می زدند *آدم یه داغی می بینه میخواد به همه بگه بلکه آروم بشه به کسی نتونست بگه چی دیده...* یارب نصیب هیچ غریبه،دگر نکن دردی که گیسوان حسن را سفید کرد با صد امید حامی مادر شدم ولی سیلی زنی امید مرا ناامید کرد *تا امام مجتبی شروع کرد رو خاک به خودش غلطیدن بعضی ها گفتند جعده که فرار کرد...اومدن یه عده دنبال بنی هاشم...زودتر از همه زینب آمد. تا اومد شروع کرد گریه کردن؛خواهر برات بمیره مگه میشه زینب به حسین خبر نده.ابی عبدالله سر امام حسن رو بلند کرد. خون از این لب و دندان،پاک کرد آنقدر گریه کرد، آرام نمیشد.تا امام حسن فرمود:حسین جان! دیگه گریه نکن..."لایوم کیومک یا اباعبدالله"امام حسن فرمود:حسین! اگر دارم جون میدم اهل و عیالم کنارمَن غریب جون نمیدم...غریب تویی که سی هزار نفر دوره ات می کنند...هر چه صدا میزنی:أین مسلم؟ أین حبیب؟أین ولدی علی؟أین أخی ابالفضل؟امام حسن وقتی جون می داد زن و بچه رو سپرد به ابی عبدالله...چه قشنگم پدری کرد برای قاسم و عبدالله...اما بمیرم برای اون آقایی که زینب کبری فرمود:بمیرم برای اون آقایی که با غصه از دنیا رفت.چه غصه ای داشت آقا؟..* چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه ها در بین کاروان خود ای کاش زن نداشت «حسیین...» .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. |⇦•من قرار سینه ی پیغمبرم... مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سیفی ●━━━━━━─────── من قرار سینهٔ پیغمبرم من علمدار سپاه حیدرم من گل یاس سفید مادرم انعکاس جلوه طه منم وارث خون دل زهرا منم پیرو راهم امام کربلاست از قعود من قیام کربلاست آتش دل از رخم پیدا نمود غصه های من یکی دو تا نبود آن یکی می‌گفت با من این چنین السلامٌ یا مذلّ المومنین قامت صبر از صبوریم خمید پای منبر جان به لب هایم رسید روی منبر دور، دورِ خصم بود ناسزا گفتن به حیدر رسم بود *چه آقای غریبی..وقتی کوچه‌ می رفت، کوچه رو‌میدید. یاد اون لحظاتی که تو‌کوچه اون پیشامد شد..وقتی مسجد می فت منبری بالا منبر ناسزا می گفت..وقتی خانه‌ می آمد اول مصیبت بود..اما هیچ.کدوم از اینها مصیبت اصلی امام‌ حسن‌ نبود مصیبتش میدونید کی بود..؟* درب خانه کنده شد با یک لگد مادرم در پشت در فریاد زد گفت فضه بانویت را مرگ برد محسنم بین در و دیوار مرد *امام صادق علیه السلام فرمود: سبب وقات مادرمون این بود قنفذ با غلاف شمشیر به مادرمون زد..* یکی آتش به کل باغ میزد یکی بر قلب زینب داغ میزد میان آن شلوغی ها مغیره به دست مادرم شلاق میزد *فضه بعد شهادت بی بی میخواست وسائل شو جمع کنه بره. امیرالمومنین فرمودند: فضه تو هم میخوای ما رو تنها بذاری،صدا زد آقاجان خانه ی بدون فاطمه دیگه برام دلگیره...تا شما هستی بچه ها آرام اند تا شما از خونه بیرون میری این بچه ها دون دونه بغض میکنن..هر کدوم یه گوشه میشینن گریه میکنن..اما از همه بیشتر امام‌حسن گریه می کنه..هرکاری میکنم امام حسن آرام نمیشه.. حسینت یه گوشه مینشینه خیره خیره به مسمار در نگاه می‌کنه اشک می ریزه، زینبت چادر خاکی مادرشو به سر می‌کنه اشک میریزه آقا! حسین گریه می‌کنه میتونم آرامش کنم، زینب گریه می‌کنه میتونم آرامش کنم اما گریه حسنت جگرمو آتش زده، هی زیر لب زمزمه می‌کنه نامرد مادرمو نزن نامرد* مگه یادم میره من بودم و یه گل پرپر مگه یادم خونابه ی بال کبوتر مگه یادم میره زخمِ روی صورت مادر *لذا حرف دل بی بی این بود..* ای کاش من حسن را با خود نبرده بودم در پیش چشم کودک سیلی نخورده بودم *اگه اینجا جلو‌ چشم امام‌حسن به مادر سیلی زدن..اما من بمیرم یه روز کربلا دخترش رو‌جلو‌چشم بچه ها مدام تازیانه زدن...چهل منزل دنبال سر برادر...* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
استاد حاج ماشاءالله عابدی4_5800788383370321198.mp3
زمان: حجم: 33.57M
📻 🎤 استاد حاج ماشاءالله عابدی 🕌 مجمع یاس کبود 📆 یکشنبه ۱۴۰۴/۰۵/12 🚩
. امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید رضا نریمانی ●━━━━━━─────── تیرها گر چه به تابوت تو را دوخته اند لااقل پیکر خونین تو دارد کفن اشکهایش به مادرش رفته سینه ی پر شراره ای دارد نه به یک تشت اکتفا نکنید جگر پاره پاره ای دارد از علی هم شکسته تر شده است *وقتی اون مرد اومد آقا رو دید محاسن سفید شده، الان در طب ثابت شده میگه طرف داره دق مرگ میشه غمباد شده، میگن چی شده؟ میگن خبر ناگهانی شنیده یهو یه نفر بزنه تو گوش مادرت، تو هم ببینی..* از علی هم شکسته تر شده است علتش کینه ها حسادتهاست غربت چشمهای مظلومش سند محکم خیانتهاست خواهرش را کسی خبر نکند مادرش خوب شد که اینجا نیست لخته خونها سر لج افتادن هیچ تشتی حریف آنها نیست از غرور شکسته اش پیداست صبر همصحبت دل آقاست نه من از چشم سر نمیبینم کوچه ای شوم قاتل آقاست *کدوم کوچه رو میگی؟بلدی آدرسشو؟ میدونی کجاست؟؟* کوچه ای تنگ کوچه ای تاریک شده کابوس هر شب آقا برگه را پس بده نزن نامرد چیست این جمله بر لب آقا از صدای شکستن بغضش چشم دیوارها سیاهی رفت مادرش راه خانه ی خود را تا زمین خورد اشتباهی رفت تا که باغش میان آتش سوخت میله های قفس نصیبش شد کودکی نه، بگو خزان بهار پیری زودرس نصیبش شد نفسش بند آمده ای وای به خدا نای روضه خوانی نیست شکر دارد که گوشه ی این تشت لااقل چوب خیزرانی نیست راهمونو بست فکرشو نمی کردم مادرم نشست فکرشو نمی کردم گوشواره شکست فکرشو نمی کردم یکی نبود بگه نامرد، بس کن یه زنه فکرشم نمی کردم این جور بزنه قدّم نرسید آخر حالا منمو حسرت من موندم و یه کوچه من موندم و خجالت آهِ مادر و، نه میره از یادم من دوشنبه رو، نه نمیره از یادم دیوار و سر و، من نمیره از یادم آخه به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا یکی از ضرب دست و آن یک ز دیوار *همچین که سیلی زد، میدونی چجوری زده؟ عین روایتو میگم دو دستی زد تو صورت مادرم..* سند غربت بابام امضا شده بود نه نمیره از یادم اون روی کبود لبخنده رو لبای بابامونو گرفتن بی دینای مدینه دنیامونو گرفتن روزگار من با غم دلم سر شد حال مادرم هر دقیقه بدتر شد درد پدرم دیگه چن برابر شد نمیدونم چرا دستاش بالا نیومد هی نفس نفس میزد حرفی نمیزد سنّی ندارم اما، موهام همه سفیده دیدیم سر جوونیم ناموس ما شهیده قدّم نرسید آخر حالا منمو حسرت من موندم و یه کوچه من موندم و خجالت هیشکی نبود بگه این گل که پرپره این زن که میزنید ناموس حیدره از عمد مادر و پیش پسر زدند از عمد با لگد محکم به در زدند مادرم از قدیم می زد حرف مادرم سر به زیر می زد حرف مردک پست رذل، سیلی زد بی هوا با دو دست سیلی زد دل من ،شکست در کوچه مادرم تا نشست در کوچه استراحت نداشت مادر ما خواب راحت نداشت مادر ما *می دونی مادر ما چجوری میخوابید؟* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .
. |⇦•حسن یک دانه از بسیار... مجتبی علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج ●━━━━━━─────── نشستم گوشه‌ای از سفره همواره رنگینت چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت به عابرها تعارف می‌کنی دار و ندارت را تو آن باغی که می‌ریزد بهشت از روی پرچینت کرم یک ذره است سرشار، سرشارِ صفت‌هایت حسن یک دانه از بسیار، بسیار عناوینت دهان وا می‌کند عالم به تشویق حسین اما دهان خاتم پیغمبران وا شد به تحسینت تو دین تازه‌ای آورده‌ای از دید این مردم که با یک گل کنیزی می‌شود آزاد در دینت معز المومنین خواندن مذل المومنین گفتن اگر کردند تحصینت اگر کردند نفرینت برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون که میچینند مضمون آسمان‌ها ازمضامینت بگو با آن سفیرانی که هرگز برنمی‌گشتند خدا وا داشت جبرائیل‌هایش را به تمکینت بگو تا آفتاب از مغرب دنیا برون آید که سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینت بگو تا تیغ بردارد اگر جنگ است آهنگت بگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینت خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود علی حیران تیغ نهروانت تیغ صفینت بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارد محبت کن قدم بگذار بر چشم محبینت تو را پایین کشیدند از سر منبر که می‌گفتند: چرا پیغمبر از دوشش نمی‌آورد پایینت * قربون آقایی که ما هرچه داریم از امام حسن داریم اگه شیعه ای هست اگه کربلایی همش مال امام حسنه. قربون اون آقایی که انقدر سخت شد فتنه‌های زمانش حتی نزدیک‌ترین آدما درکش نکردن. خدا شاهد بعضی موقع‌ها کربلایی عمل کردن خیلی آسون‌تر از امام حسنی عمل کردنه. که یه کاری کرد اطرافیانم نفهمیدن لذا بعضی از نزدیکانش تا می‌دیدنش بهش می گفتن.. یامذل المومنون باید برای امام حسن برای اینا گریه کرد...* درون خانه هم محرم نمی‌بینی تحمل کن که می‌خواهند، ای تنهاترین تنهاتر از اینت تو غم‌های بزرگی در میان کوچه‌ها دیدی که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی از آن دستان سنگین بیشتر شد داغ سنگینت برای جاری اشکت سراغ چاره می‌گردی که زینب آمده با چادر مادر به تسکینت .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
Haj Meysam MotieeShab07Safar1404[02].mp3
زمان: حجم: 11.64M
▪️گفتگوی امام مجتبی (ع) با برادر در لحظات آخر عمر شریفشان (مقتل) 🎙 بانوای: حاج 🏴 مجتبی (علیه‌السلام)
ازمدینه‌تامشهد.pdf
حجم: 2.64M
🔖 | 🔖 تقدیم به همه روضه‌خوانان عزیز ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ 📜فیش روضه و مناجات 📜 مجتبی(ع) (ع) ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ✍مؤلف و نویسنده : ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
مجتبی ع غم گشته جاری از کران تا بی‌کران‌ها گشته حسن جان راحت از زخم زبان‌ها بی غمخوار و تنها آن مسموم اعدا ذکر آخرش شد . یا زهرا ۲ واویلا ۲ . واویلا ۲ . واویلا ۲ . واویلا . . . ‌. . . . . . . طشت پر از خون، روبروی مجتبی بود از خاطرات کوچه در شور و نوا بود دور از چشم حیدر دیدم مرد کافر دستش را بلند کرد . روی مادر ۲ واویلا ۲ . واویلا ۲ . واویلا ۲ . واویلا . . . ‌. . . . . . . شعر: محمدی فام ✍🎤 .