.
#گریز_مناجاتی
🟢 مهربانی خداوند
امام سجاد علیهالسلام یکی از گفتگوهای پروردگار را با پیامبرش موسی(ع) برای اصحابش نقل کرده، میفرماید:
خدای تعالی به موسی بن عمران(ع) وحی کرد: «ای موسی! مرا به مخلوقم و آنان را نسبت به من مهربان کن!» حضرت موسی(ع) عرض کرد: «پروردگارا چگونه مهربان کنم؟»
خطاب رسید: «نعمتهای ظاهری و باطنی مرا برای ایشان بازگو کن تا مرا دوست بدارند و هیچ گریزپایی را از در خانه من و هیچ گمراهی را از آستانه من بازمگردان که این عمل برای تو از عبادت یک سال که روزها روزه بداری و شبهایش را نماز بگزاری بالاتر است.»
موسی(ع) عرض کرد: «پروردگارا! این بنده گریزپا کیست؟» خطاب رسید: «آن بندهای است که از فرمان من سرکشی کند.» عرض کرد: «پس آنکه از آستانه تو راه را گم کرده و آن گمراه کیست؟» فرمود:«کسیکه امام زمانش را نشناسد و پس از شناخت او نیز به حضور او نرسد و به احکام دینش آشنا نگردد، در حالیکه احکام دین و آنچه را که بدان وسیله خدا را عبادت کند و آنچه را که باعث خشنودی پروردگار است برسد به او شناسانده است.»
📚منبع
بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱، ص ۷۱
.............
♻️ محب خداوند
امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«هر گاه محبت خداوند در دل يك بندهاى روشن گردد او را از هر مشغول كنندهاى باز مىدارد و فقط متوجه خداوند مىگرداند، دوست خدا دلش از همه چيز پاك مىباشد و فقط به خداوند توجه دارد.
«محب خداوند از همگان راستگوتر مىباشد، و بهتر از همه به عهد خود وفا مىكند، و اعمال او از همه پاكتر است و باطنش از همه روشنتر و عبادتش از همه بيشتر مىباشد، هنگام مناجات فرشتگان به او افتخار مىكنند و با ديدن او بر خود مىبالند.»
خداوند متعال توسط او شهرها را آباد مىكند و بخاطر كرامت او بندگانش را گرامى مىدارد، هر گاه از پروردگار بخواهند بخاطر او خواستههاى آنها را اجابت مىكند و به رحمت خود بلاها را از آنان دور مىگرداند، اگر مردم مىدانستند كه محب خدا چه مقامى دارد به خاك قدم او به خداوند متوسل مىشدند.»
📚منبع
ايمان و كفر، علامه مجلسى، ترجمه عزيز الله عطاردى، ج۱، ص۵۶۵
..........
🌕 نزول بلا
🔹 امام موسی كاظم عليهالسلام میفرمایند:
«نيست بلایی كه بر مؤمن وارد شود مگر آنكه به وسیله دعا سريع برطرف میگردد و چنانچه دعا نكند طولانی خواهد شد. پس هنگامیکه مصيتی و بلایی وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع كنيد.»
«ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلي عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلي عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَي اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»(۱)
🔹 حضرت شعیب(ع) میفرمود:
«گناه نکنید که خدا بر شما بلا نازل میکند.»
یکی آمد و گفت من خیلی هم گناه کردم ولی خدا اصلا بلایی بر من نازل نکرده! خداوند به حضرت شعیب(ع) وحی کرده و فرمود به او بگو: «اتفاقا تو سر تا پا در زنجیر هستی.» آن فرد از حضرت شعیب(ع) درخواست نشانه میکند. خداوند میگوید به او بگو که: «عباداتش را فقط به عنوان تکلیف انجام میدهد و هیچ لذتی از آنها نمیبرد.»
👈امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند كمترين كاری كه درباره گناهکار انجـام مـیدهد ايناست كـه او را از لـذّت مـناجـات محـروم میسـازد.»(۲)
📚منبع
(۱) الكافی، شیخ کلینی، جلد ۲، صفحه ۴۷۱؛ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۷، ص ۴۴
(۲) معراجالسعاده، ملا احمد نراقی، صفحه۶۷۳
.
.
#گریز_مناجاتی
حضرت ابراهیم و پیر مرد کافر
حضرت ابراهیم(ع) تا مهمان برسر سفره اش نمی نشست، غذا نمی خورد. یک روز پیرمردی را پیدا کرد و به او گفت:امروز بیا تا به خانه ی من برویم و با هم غذا بخوریم.
پیرمرد دعوت ابراهیم را قبول کرد و به خانه ی آن حضرت آمد.
ابراهیم(ع) فرمود سفره گستردند و چون اول باید میزبان دست به طعام دراز کند، حضرت خلیل، بسم الله الرحمن الرحیم گفت و دست به طعام دراز کرد؛ اما آن پیرمرد بدون اینکه نام خدا را ببرد،به خوردن طعام مشغول شد.
ابراهیم فهمید که پیرمرد کافر است و روی خود را ترش کرد؛ یعنی اگر از اول می دانستم کافر هستی،دعوتت نمی کردم.
پیرمرد هم غذا نخورده، بر شترش سوار شد و به راه افتاد و به سوی مقصد خود روانه شد.
دراین هنگام خطاب رسید: ای ابراهیم! بهترین نعمت ها را که جان است، به این پیر گبر دادم و صد سال است او را که کافراست، روزی می دهم. اما تو یک لقمه ی نان را از او دریغ داشتی؟
برو و او را بیاور و از او عذر بخواه تا با تو غذا بخورد.ای ابراهیم! نباید انسان طوری رفتار کند که مهمان غذا نخورده از سر سفره اش برخیزد و برود.
ابراهیم(ع) به دنبال پیر گبر رفت و از او عذرخواهی کرد و گفت:بیا برویم. من گرسنه ام و تا تو نیایی، غذا نمی خورم.
می خواهی بسم الله بگو، می خواهی نگو.
پیرمرد پرسید: تو اول مرا راندی.حالا چه باعث شد که آمدی و مرا بدین حال به منزل دعوت می کنی؟
ابراهیم(ع) گفت:خدای تعالی مرا عتاب کرد و درباره تو فرمود: من صد سال است او را روزی داده ام و باز هم می دهم؛ ولی تو یک ساعت تحمل او را نداشتی و او را رنجاندی؟ برو و او را راضی کن و به منزل بیاور و از او توقع بسم الله گفتن نداشته باش.
پیرمرد اشکش جاری شد و گفت:عجب! آیا خدا اینگونه با من معامله می کند.
بعد هم گفت: ای ابراهیم! دینت را برمن عرضه کن.
پیرمرد در آن روز توبه کرد و خداپرست و موحد شد.
منبع : محجه البیضاء، ج 7، ص 267
................
ریزش باران به سبب توبه مرد گناهکار
در زمان حضرت موسى عليه السلام در بنى اسرائيل به جهت نيامدن باران قحطى شد مردم خدمت حضرت موسى رسيدند و گفتند: براى ما نماز استسقاء (نماز باران) بخوان. حضرت موسى عليه السلام برخواست كه با قوم خود براى دعاى باران بروند و بيشتر از هفتاد هزار نفر بودند هرچه دعا كردند باران نيامد.
حضرت موسى عليه السلام عرض كرد: خدايا چرا باران نمى آيد، مگر قدر و منزلت من نزد تو از بین رفته؟
خطاب رسيد: نه، ليكن ميان شما يک نفر است كه چهل سال مرا معصيت مى كند. به او بگو از جمعيت خارج شود تا باران رحمتم را نازل كنم.
موسى عليه السلام عرض كرد: الهى صداى من ضعيف است، چگونه به هفتاد هزار جمعيت برسد؟
خطاب شد: اى موسى تو بگو من صداى تو را به مردم مى رسانم حضرت موسى به صداى بلند صدا زد: اى كسى كه چهل سال است معصيت خدا را مى كنى از ميان ما برخيز و بيرون رو كه خداوند به جهت شومى و بدى تو باران رحمتش را از ما قطع كرده.
آن مرد عاصى برخواست نگاهى به اطراف كرد، ديد كسى بيرون نرفت. فهميد خودش بايد بيرون برود با خود گفت چه كنم اگر برخيزم و از ميان مردم بروم كه مردم مرا مى بينند و مى شناسند و رسوا مى شوم و اگر نروم كه خدا باران نمى دهد همانجا نشست و از روى حقيقت توبه كرد و از كرده خود پشيمان شد. يكدفعه ابرها آمده و به هم متصل شد و چنان بارانى آمد كه تمام سيراب شدند.
موسى عرض كرد: الهى كسى كه از ميان ما بيرون نرفت چگونه شد كه باران آمد؟
خطاب شد: سقيتكم بالذى منعتكم به به شما باران دادم، به سبب آن كسى كه شما را منع كردم و گفتم از ميان شما بيرون برود.
موسى عليه السلام عرض كرد: خدايا! اين بنده را به من بنما.
خطاب شد: اى موسى آن وقتى كه مرا معصيت مى كرد رسوايش نكردم، حال كه توبه كرده او را رسوا كنم؟ حاشا، من نمامين و سخن چينان را دشمن مى دارم، خود نمامى كنم؟
.
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد
خدایا اگر ما را عذاب کنی، از عدل توست. و اگر ما را ببخشی و رحمت کنی، از فضل توست ....
✅ امید به فضل خدا
قال الله تبارک و تعالی:
«عبدی أطِعنی حتی أَجعلَکَ مِثلی ، أنا حَیّ لا اَموت اَجعلک حیّا لا تَموت، أنا غنیّ لا أَفتقِر أَجعلک غنیّا لا تَفتَقِر، أنا مَهما أَشاءُ یَکون أَجعلکَ مَهما تَشاء یکون.»
«بندهام، از من اطاعت کن تا تو را مانند خود سازم. همانطورى که من زنده هستم و نمىمیرم تو هم همیشه زنده باشى. همانطورى که من غنى هستم فقیر نمىشوم تو هم همیشه غنى باشى. همانطورى که من هر چه را اراده کنم مىشود تو را هم همین طور سازم.»(۱)
و روى الشيخ العارف رجب الحافظ البرسيّ قال: إنّ اللَّه تعالى قال لداود: «يا داود و عزّتي و جلالي لو أنّ أهل سماواتي و أرضي أملوني فأعطيت كلّ مؤمّل أمله و بقدر دنياكم سبعين ضعفا لم يكن ذاك إلّا كما يغمس أحدكم بإبرة في البحر و يرفعها، فكيف ينقص شيء أنا قيّمه؟»
شيخ عارف رجب حافظ برسى گفته خداوند به داود عليهالسلام فرمود: «اى داود! قسم به عزت و جلالم، اگر همه اهل آسمان و زمين به من اميدوار باشند و از من بخواهند، من خواستههاى هر كدام از آنها را برآورده مىكنم. اگر چه آن خواستهها به اندازه هفتاد برابر دنياى شما باشد و انجام اين كار براى من مانند ايناست كه اگر هر كدام از شما سوزنى را به دريا فرو ببريد و آن را بيرون بياوريد. آيا آن كار چيزى را از آب كم مىكند؟!»(۲)
«مَن تَقَرَّبَ إلَیَّ شِبرا” تَقَرَّبـتُ إلَیهِ ذِرَاعا” وَ مَن تَقَرَّبَ إلَیَّ ذِرَاعا” تَقَرَّبتُ إِلَبهِ بَاعا” وَ من أَتَانِی مَشیا” أَتَیتُهُ هَروَلَهً.»
«هر کسی یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع (از آرنج تا نوک انگشتان برابر با سه وجب) به او نزدیک میشوم و هر کس یک ذراع به من نزدیک شود، من یک باع (به اندازه گشودن دو دست) به او نزدیک میشوم و هر کس آهسته (و معمول) به سوی من آید، من با هروله (حالتی بین دویدن و راه رفتن) به سوی او میآیم.»(۳)
📚منبع
(۱) این حدیث قدسی با همین عبارت در کتاب «الجواهر السنیة الحر العاملی»، که کلیات حدیث قدسى است در ص۳۶۱ وارد شده است.
البته این حدیث با عبارتهای دیگری نیز در سایر کتابهای حدیثی مانند بحارالانوار، وسائلالشیعه هم وارد شدهاست.
(۲) الجواهر السنية فی الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، شیخ حر عاملی، ص ۱۹۵
(۳) مستدرک الوسائل، حسین بن محمد نوری مازندرانی، ج۵، ص ۲۹۸
#گریز_مناجاتی
#دعا_و_مناجات
#روایات_مناجاتی
#مداحی_عالمانه
..........
🟤 خلوتکردن با خدا
و قال: حدّثنا أبي قال: حدّثنا سعد بن عبد اللَّه قال: حدّثنا محمّد بن الحسين ابن أبي الخطّاب عن محمّد بن سنان عن المفضّل بن عمر عن الصادق عليه السلام قال:
شيخ صدوق از پدرش از سعد بن عبد اللَّه از محمد بن حسين بن ابو الخطاب از محمد بن سنان از مفضل بن عمر از حضرت صادق عليهالسلام نقلكرده كه حضرت فرمود: هنگامىكه حضرت موسى با خداوند مناجات مىكرد، خداوند فرمود: «اى فرزند عمران! دروغ مىگويد كسى كه خيال مىكند مرا دوست دارد وقتى كه شب شد مىخوابد.»
«زيرا نبايد هر دوست دارى خلوت كردن با حبيب را هم دوست بدارد؟!
اى فرزند عمران! من از وضع دوستدارانم آگاهم كه وقتى شب تاريك مىشود، چشمان آنها در قلبشان جا مىگيرد و عذاب من در جلو چشمانشان مجسم مىشود. مرا مانند اين كه مىبيند مورد خطاب قرار مىدهند و با من مثل اين كه مرا در آنجا حاضر مىبيند حرف مىزنند.»
«اى فرزند عمران! قلبت را براى من خاشع كن و با اعضاى بدنت به من خضوع نما و از چشمانت اشك بريز و مرا در تاريكیهاى شب بخوان. زيرا در آن صورت تو مرا به خود نزديك مىيابى كه دعاهايت را اجابت مىكنم.»
📚منبع
الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، شیخ حر عاملی، ص ۱۱۶
.
.
❇️ در برابر خدا خاشع باش
«ای عيسى بر بلا شكيبا باش و به قضا راضى باش و چنان باش كه من (خوش دارم و) شادم كه چنان باشى، زيرا شادى من در ايناست كه فرمانم برند و نافرمانيم نكنند.
اى عيسى! ياد كردن مرا با زبانت زندهدار و دوستى مرا در دلت نگهدار.»
«اى عيسى! در ساعات غفلت بيدار باش و دقائق حكمت را درباره من محكم گردان (و از روى خلوص آنها را براى مردم بيان كن).
اى عيسى! مشتاق و ترسان باش و (شهوات سركش) دلت را با خشيت و ترس بميران.»
«اى عيسى! شبت را واپاى تا شاديم را بجوئى و روزت را (با گرفتن روزه) به تشنگى به شام آر براى روز نيازت به من (يعنى روز رستاخيز).
اى عيسى! تلاش خود را در پيشدستى گرفتن كار نيك به كار بر تا هر كجا رفتى خيرمند شناخته شوى.»
«اى عيسى! در ميان بندگانم روى خيرخواهى من حكم كن و به عدالت من در آنها قيام كن كه من درمان درد سينهها را از بيمارى شيطان به تو نازل كردم.
اى عيسى! همنشين فريفتگان (بدنيا) مشو.»
«اى عيسى! به حقيقت گويم كه هيچ خلقى به من ايمان نياورده جز آنكه در برابر من خاشع گردد و خاشع و فروتن نگردد جز آنكه اميد پاداش مرا دارد، پس تو گواه باش كه چنين كسى از عقاب و شكنجه من در امان است تا وقتى كه سنت مرا تغيير و تبديل ندهد. (يا تا وقتى كه دگرگون نشود و سنت مرا تغيير ندهد).»
«اى عيسى (اى) فرزند بكر بتول! بر خويشتن گريه كن مانند كسى كه با خاندانش (براى هميشه) وداع كند و دنيا را دشمن دارد و آن را براى دنياطلبان واگذاشته و همه شوقش بدان چيزىاست كه در نزد خداى او است.
اى عيسى! با اين حال نرم سخن باش و سلام را آشكارا ادا كن.»
«بيدار باش آنگاه كه ديده نيكان به خواباست. براى ترس از معاد و زلزلههاى سخت و هراسهاى روز قيامت آنجا كه سود نبخشد خاندانى و نه فرزند و مالى.
اى عيسى وقتى بيهوده گذرانندگان (عمر) میخندند تو سرمه غم بر ديده بكش.»
📚منبع
الروضة من الكافی، شیخ کلینی، ترجمه رسولى محلاتى، ج ۱، ص ۱۹۳
#دعا_و_مناجات
#روایات_مناجاتی
#مداحی_عالمانه
.......
🛑 داستان توبه زنی که به فساد شهره بود (شعوانه)
مرحوم ملا احمد نراقی در کتاب شریف اخلاقی معراج السعاده در رابطه با توبه واقعی، داستانی را نقل میکند:
منقول است در بصره زنی بود (شعوانه) نام که مجلسی از فسق و فجور منقعد نمیشد در بصره که از وی خالی باشد.
روزی با جمعی از کنیزان خود در کوچههای بصره میگذشت به در خانهای رسیدند که از آن افغان و خروش بلند بود گفت: سبحان الله! دراین خانه عجبیب مصیبت و غوغایی است!
کنیزی را به اندرون فرستاد از برای استعلام از حقیقت حال، آن کنیز رفت و برنگشت. کنیزی دیگر را فرستاد آن نیز رفت و نیامد. دیگری را فرستاد و به او تأکید کرد که زود معاودت کند. کنیز رفت و برگشت و گفت: این غوغای مردگان نیست ماتم زندگان است.
این ماتم بدکاران و عاصیان و نامه سیاهان است که این را بشنید گفت: آه بروم و ببینم که در این خانه چه خبر است.
شعوانه چون به اندرون رفت دید واعظی در آنجا نشسته و جمعی در دور او فراهم آمده ایشان را موعظه میکند و از عذاب خدا ترساند.
ایشان و همگی به گریه و زاری مشغولند و در حینی رسید که واعظ تفسیر این آیه میکرد که :«اذا راتهم من مکان بعید سمعوا لها تغیظا و زفیزا واذا القوا منها مکانا ضیفا مقرنین دعوا هنالک ثبورا؛ زمانیکه آتش دوزخ، تکذیبکنندگان قیامت را از مکانی دور ببیند خروش و فریاد را از دور به گوش خود میشنود، چون آن تبهکاران را زنجیر بسته به محل تنگی از جهنم دراندازند، در آن حال فریاد واویلا از دل برکشند.
شعوانه چون این را شنید بسیار در وی اثر کرد و گفت: ای واعظ! من یکی از رو سیاهان درگاهم آیا اگر توبه کنم حق تعالی مرا میبخشد؟!
گفت: «البته اگر توبه کنی _خدای تعالی _ تو را میآمرزد؛ اگرچه گناه تو مثل شعوانه باشد.» گفت: ای عالم! شعوانه منم و توبه کنم که من بعد نکنم.
آن واعظ گفت: «خدای تعالی ارحمالرحمین است و البته اگر توبه کنی آمرزیده شوی.»
پس شعوانه توبه کرد و بندگان و کنیزان خود را آزاد کرد و به صومعه رفت و مشغول عبادت پرودگار شد و دائم در ریاضت مشغول بود به نحوی که بدنش گداخته شد و بینهایت ضعف و نقاهت رسید.
روزی در بدن خود نگریست، خود را بسیار ضعیف و نحیف دید گفت: آهآه در دنیا به این نحو گداخته شدم و نمیدانم در آخرت حالم چه خواهد بود؟! ندایی به گوش او رسید که دل خوشدار و ملازم درگاه ما باش تا روز قیامت ببینی حال تو چون خواهد بود.
📚منبع
ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج۴، ص۳۶۴
نفحاتالانس، عبداارحمن جامی
#گریز_مناجاتی #توبه
.
.
◻️ درس تهجد و شب زندهداری
شیخ جعفر نجفی معروف به کاشف الغطاء از شاگردان بحرالعلوم(ره) در یکی از شبها که به همراه فرزند جوانش برای عبادت و تهجد به صحن مطهر اميرالمؤمنین(ع) مشرف میشدند کنار در صحن مرد فقیری را دیدند که نشسته و دست نیاز به طرف مردم دراز کردهاست. آن عالم بزرگوار ایستاد و به فرزندش فرمود این شخص در این وقت شب برای چه اینجا نشسته است؟
گفت: برای تکدی از مردم.
فرمود: چه مقدار ممکن است از رهگذران عاید او گردد؟
گفت: احتمالاً یک تومان (به پول آن زمان)
مرحوم كاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم برای این مبلغ بسیار اندک و کم ارزش دنیا (آن هم محتمل) در این وقت شب از خواب و اسایش خود دست برداشته و آمده اینجا دست تذلل به سوی مردم دراز کرده! آیا تو به اندازه این شخص به وعدههای خدا درباره شب خیزان و متهجدان اعتماد نداری که فرموده است:
«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.» (سوره سجده، آیه ۱۷)
«هیچکس نمیداند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفتهاست؟!»
گفتهاند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار پدر زندهدل خود، چنان تکان خورد و تنبه یافت که تا آخر عمر از شرف و سعادت بیداری آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترک نشد.
📚منبع
شب مردان خدا، سید محمد ضیاءآبادی، ص ۴۴
مناجات خوانی، مجید عیوضی، ص ۵۳
#جوشن_کبیر
#گریز_مناجاتی
#دعا_و_مناجات
#حکایات_علما_و_عرفا
#مداحی_عالمانه
.
.
🌕 چهره فرشته مرگ برای کافران و مجرمان
حضرت ابراهیم(ع) از فرشته مرگ(عزرائیل) خواست تا خود را با چهرهای که با آن جان کافران و مجرمان را میگیرد به او نشان دهد. عزرائیل گفت: «روی برگردان!»
وقتی ابراهیم(ع) برگشت، او را دید در حالی که مردی سیاه چهره بود، که موهایش مانند سیخ ایستاده، بسیار بد بو، بد لباس و از دهان و سینهاش بوی بد آتش زبانه میکشید. ابراهیم(ع) از ترس و هراس غش کرد و بر زمین افتاد!
عزرائیل به شکل اولش که سراغ مومنان میآید درآمد و ابراهیم را به هوش آورد.
ابراهیم(ع) فرمودند: «اگر کافران و بدکاران، غیر از این چهره هیچ عذاب دیگری نداشته باشند آنها را بس است.»
📚منبع
اَلمُحجةالبیضاء، فیض کاشانی، جلد ۸، ص۲۵۹
#گریز_مناجاتی
#دعا_و_مناجات
#حکایات_مناجاتی
#مداحی_عالمانه
.
.
یونس ، نوح و همه انبیا باید جلوه ی خالق خود باشند ...
#حکایات شکستن کوزهها
بعد از طوفان و بالا آمدن آب و غرق شدن خلائق، جبرئیل نزد حضرت نوح(ع) آمد و گفت: «چندی پیش شغل تو نجاری بودهاست حالا کوزه بساز.» آن حضرت کوزههای زیادی ساخت. جبرئیل گفت خدا میفرماید: «کوزهها را بشکن.» او هم چند عدد از کوزهها را بر زمین زد و شکست. بعضیها را آهسته و بعضیها را با اکراه شکست. جبرئیل دید او دیگر نمیشکند. گفت: «چرا نمیشکنی؟»
فرمود: «دلم راضی نمیشود، من زحمت کشیدهام اینها را ساختهام.»
جبرئیل گفت: «ای نوح، مگر این کوزهها هیچ کدام جان دارند؟! پدر و مادر دارند؟ آب و گل آن که از خداست، همین قدر تو زحمت کشیدهای و ساختهای، چطور به شکستن آنها راضی نمیشوی؟ پس چگونه راضی شدی خلقی را که خالق آنها خدا بود و جان و پدر و مادر داشتند نفرین کردی و همه را به هلاکت رساندی؟»
از اینجا آن پیامبر خدا گریه بسیار کرد و لقبش نوح شد.
📚منبع
داستانهایی از لطف خدا، مهدی صاحب هنر ، ج ۲، ص ۳۶
#گریز_مناجاتی
#دعا_و_مناجات
#حکایات_مناجاتی
#مداحی_عالمانه
.
.
#گریز_مناجاتی
امیدبخش ترین آیه در قرآن طبق روایات کدام است؟
1⃣أبي حمزة ثمالي گوید : شنیدم امام باقر یا امام صادق صلوات اللَّه علیهما می فرمود : همانا امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه به مردم رو کردند و فرمودند : کدام آیه در قرآن در نزد شما امیدبخش تر است؟! یکی از آنها گفت :
«إِنّ اللّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ وَ يَغفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَن يَشاءُ»
یعنی : قطعاً اللَّه نمی بخشد که به او شرک ورزیده شود و غیر آن را برای هر کسی بخواهد می آمرزد»!
امام فرمود : این خوب است ولی آیه مورد نظر نیست!
یکی دیگر گفت : «يا عبِاديِ َ الّذِينَ أَسرَفُوا عَلي أَنفُسِهِم لا تَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللّهِ»
یعنی : بگو ای بندگان من که بر نفس خود اسراف نموده اید، از رحمت إلهی ناامید نشوید!
امام فرمود : نیکوست ولی این آیه مورد نظر نیست!
دیگری گفت : «الّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَو ظَلَمُوا أَنفُسَهُم ذَكَرُوا اللّهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم»
یعنی : کسانی که وقتی فاحشه ای انجام می دهند یا به خودشان ظلم می کنند، اللَّه را به یاد می آورند و برای گناهان خود استغفار می کنند!
امام فرمود : نیکوست ولی آیه مورد نظر این نیست!
بعد از این دیگر مردم دست نگه داشتند و نظر ندادند. پس امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود : ای گروه مسلمین! شما را چه می شود (که چیزی نمی گویید؟) آنها گفتند : دیگر نزد ما چیزی نیست!
سپس امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود : شنیدم رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله می فرمود : امیدبخش ترین آیه در قرآن این است :
«وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ۚ ذَلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ»
یعنی : و نماز را در دو طرف روز (نماز صبح و مغرب) و پاسی گذشته از شب (نماز عشاء را) إقامه کن قطعاً حسنات، گناهان را از بین می برند و این تذکری برای اهل تذکر است»
فرمود : ای علی! قسم به کسی که مرا به حق بشارت دهنده و بیم دهنده مبعوث نمود، همانا یکی از شما به سوی آب وضویش می رود، پس گناهان از اعضای او فرو می ریزد، پس وقتی صورت و قلب خود را متوجه و رو به اللَّه می کند، از نماز خود منصرف نمی شود در حالیکه چیزی از گناهان بر او مانده باشد، همانند روزی که مادر او را متولد نموده است و اگر در بین دو نماز چیزی (از گناه) به او برسد، همینطور خواهد بود تا اینکه حضرت نمازهای پنجگانه را برشمردند!
سپس فرمود:ای علی! جایگاه نمازهای پنجگانه برای امت من مانند نهری جاری است که درب خانه یکی ازشما باشد. شما چه گمانی دارید که اگر بر بدن او چرکی باشد و روزی پنج بار در آن نهر شستشو کند،آیا چرکی دربدن اوباقی می ماند؟پس نمازهای پنجگانه برای امت من اینچنین می باشد!
📚تفسیر عیاشی ج٢ص١۶١
2⃣عن حرب بن شريح البصري قال: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ أَيُّ آيَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَرْجَى قَالَ ما يَقُولُ فِيهَا قَوْمُكَ قَالَ قُلْتُ يَقُولُونَ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ قَالَ لَكِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ[بيت]لاَ نَقُولُ ذَلِكَ قال قُلْتُ فَأَيْشٍ[فَأَيَّ شَيْءٍ]تَقُولُونَ فيها قال نَقُولُ وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى الشَّفَاعَةَ وَاللَّهِ الشَّفَاعَةَ وَاللَّهِ الشَّفَاعة.
📚تفسیر فرات ص570
حرب بن شريح گويد :به امام محمد بن علی صلوات اللَّه علیهما گفتم :امیدبخش ترین آیه در قرآن کدام است؟ امام فرمود :قوم تو در این مورد چه می گویند؟ گفتم :می گویند : آیه ۵٣ سوره زمر است که می فرماید:يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ
یعنی :ای کسانی که بر نفس خودتان إسراف نموده اید، از رحمت إلهی ناامید نشوید!
امام فرمود:ولی ما أهل بيت این را نمی گوییم! گفتم : شما در این مورد چه می فرمایید؟ امام فرمود : ما آن را آیه ۵ سوره ضحی می دانیم که می فرماید : وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
یعنی:به زودی پروردگارت به تو عطا خواهد نمود تا راضی گردی! این عطا، شفاعت است به اللَّه سوگند!شفاعت است به اللَّه قسم! شفاعت است!
✅ با توجه به روایات فوق و غیره، آیات امید بخش در قرآن زیاد است ولی اُمیدبخش ترین آیه ها، آیه ١١۴ سوره هود در مورد إقامه نمازهای فریضه که موجب مغفرت گناهان می شودو آیه ۵ سوره ضحی که درموردشفاعت است می باشد!
✅ اما نکته جالب، ارتباط این دو آیه با همدیگر است که رسیدن به شفاعت، در گرو عدم سبک شمردن نماز است :
3⃣امام کاظم صلوات اللَّه علیه فرمود : وقتی وفات پدرم فرارسید به من فرمود: ای پسرم! قطعاً کسی که نماز را سبک بشمارد، به شفاعت ما نمی رسد!
📚کافی ج۳ص۲۷۰
.
35.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمونه ای از #مداحی_عالمانه استفاده از روایات و نکات مهم اعتقادی در جلسات روضه و یا مناجات است.
✅ نمونه زیر میتواند یک مصداق از مطلب فوق باشد 👇
“هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ”...
امام صادق علیه السلام فرمودند:
از جمله آنچه خداوند عز و جل به موسی بن عمران علیه السلام وحی كرد، آن بود: «ای موسی بن عمران! هیچ آفریده ای محبوب تر از بنده مؤمنم نیافریدم. من او را به آنچه خیرش در آن است، مبتلا می كنم. بدانچه خیرش در آن است، عافیت می بخشم؛ برای خیرش آنچه را كه شرّ او در آن است، از او دور می كنم. من بدانچه بنده ام را به صلاح می آورد، داناترم.
پس در برابر بلایم شكیبایی و برای نعمتم سپاسگزاری كند و به قضایم خشنود باشد، تا چون بر طبق خشنودی من رفتار كند و از من فرمانبری نماید، او را از زمره صدّیقان نزد خودم بنویسم.»
📚 منبع:
اصول کافی، شیخ کلینی، ج ۲، ص ۶۱
#گریز_مناجاتی
#دکتر_حسین_محمدی_فام
36.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 فرازی از دعای #ابوحمزه_ثمالی
وَ مَا قَدْرُ أَعْمَالِنَا فِي جَنْبِ نِعَمِكَ وَ كَيْفَ نَسْتَكْثِرُ أَعْمَالاً نُقَابِلُ بِهَا كَرَمَكَ . . .
نمونهای از #مداحی_عالمانه توجه به توازن #خوف و #رجاء در مداحی و بالاخص مناجات است.
مراقب باشیم که اگر فقط از رحمت خدا بگوییم و از خوف خدا سخنی بر زبان نیاوریم در مسیر هدایت ترت و قرآن حرکت نکردهایم . . .
#مداحی_عالمانه
#گریز_مناجاتی
#دکتر_حسین_محمدی_فام
.
|⇦•منوجدا شدن از کوی...
#قسمت_اول #روضه و توسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام اجرا شده #شب_بیست_و_هشتم_رمضان به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
گفت خشکسالی در مدینه بود مردم اومده بودن برا دعا، نماز استسقا دیدم میون این مردم یه غلام سیاهی راهشو جدا کرد از هیبت این غلام ناخواسته دنبالش رفتم دیدم رفت یه گوشهای به تنهایی دستشو بالا آورد شروع کرد دعا کردن، تو نخ این غلام سیاه بودم یه مرتبه دیدم باران رحمت الهی نازل شد، گفتم این از دعای اینه، من ببینم کجا میره اومد دنبالش راه افتادم تو کوچه پس کوچههای مدینه دیدم آمد تو کوچه بنی هاشم، شک کرده بودم. اما دنبالش رفتم به یقین برسم دیدم وارد خونهٔ امام سجاد شد گفتم بله، غلام این خونه باید هم اینطوری دست به دعا هم برداره و خدا باران رحمتش رو نازل کنه، خیلی روایته هم لطیفه هم آدم دلش میسوزه یه جاهایی تو این روایت.. میگه فرداش رفتم در خونه آقام زین العابدین در زدم آقا با محبت باهام برخورد کرد گفتم اقاجان یه درخواستی ازت دارم حضرت فرمود بخواه، یه غلامی داری میخوام ازت بخرمش با هر قیمت شده حضرت گفت چرا بخری ما این غلام را به شما هبه کردیم هدیه دادیم کی هست؟ یک به یک غلامها رو آوردند گفتم نه این نیست دوباره آوردن نه اینم نیست آقا فرمود: دیگه کسی نمونده گفتن آقا فقط یه نفر هست به اسبها رسیدگی میکنه اونجا هم میخوابه حضرت فرمود: اونم بیارین شاید اونو میگه تا اومد دیدش گفت: آقا خودشه ..حضرت فرمود: دیگه از این به بعد غلام ایشون هستی برو خونهٔ ایشون، یه مرتبه غلامه زد زیر گریه.. گفت: آقا چه کردم که داری منو از در خونت دور میکنی؟ چه غلطی کردم؟ حضرت فرمود: غلام، کاری نکردی این دوست ما چشمش تو رو گرفته.. روکرد به اون به التماس گفت من چه کردم که داری منو از آقام جدا میکنی. گفتم عزیزم گریه نکن من تو رو برا کار نمیبرم میخوام ببرمت خونم من غلامیتو بکنم .گفت حالا بگو چی شده؟ گفت: من دیدم چطور رفتی مناجات کردی خدا به دعای تو باران رحمت رو نازل کرد. میخوام بیای برکت خونه امون بشی گفت: آ خدا این راز بین من و تو بود دیگه نمیخوام زنده بمونم. میگن همه دورو بر حضرت، غلاما، خود آقا امام سجاد هم شروع کرد گریه کردن این مرد هم پشیمون شد رفت، تو راه هم گریه کرد گفت: عجب کاری کردم هنوز به خونش نرسیده بود پیک امام سجاد رفت دنبالش، فلانی این رفیقت از دنیا رفت اگه میخوای تشییع جنازش خودت رو برسون..اینجا که میرسی باید به آقامون اینطور عرضه بداریم..*
منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند
تمام عمر خود آزار دیدم
جهان را بر سرم آوار دیدم
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_سجاد_علیه_السلام
#ماه_رمضان #امام_سجاد
#حاج_محمد_طاهری
#روضه_امام_سجاد
#گریز_مناجاتی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇