eitaa logo
حسینیه هنر سبزوار
621 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
325 ویدیو
10 فایل
صفحه رسمی «حسینیه هنر سبزوار»؛ دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی 📬 سبزوار، میدان 22 بهمن، خ بیهق 18، حسینیه هنر سبزوار ارتباط با ما: 09156539436 @esmail_hashemabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
حسینیه هنر سبزوار
من خوشبختم توی یورتی کنارش قدم زدم. شیر و ماست و دوغ محلی دستپخت خودش را خوردم و از طعمش لذت بر
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 زنانی که خانه‌شان را خط مقدم کردند! 🔰 تولید شده در مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری بسیج شهرستان شاهرود 🏷 تهیه کتاب «خیرالنساء» 🔻 🔗 از غرفه‌‌ باسلام: https://basalam.com/hoseinieh_honar_sabzevar/product/12151249 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
🇵🇸 بازارچه نصر و «جهاد بانوان سبزواری» ✊ «بازارچه نصر» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت بانوان سبزواری برگزار شد. 📆 ۱۹ مهر ۱۴۰۳ 📍مکان: بلوار حمید سبزواری، کوچه روبه‌روی سالن ۹ دی، مدرسه سراج دانش 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
#گزارش_تصویری‌2 🇵🇸 بازارچه نصر و «جهاد بانوان سبزواری» ✊ «بازارچه نصر» با هدف خرید و فروش به نفع #ج
🇵🇸 بازارچه نصر و «جهاد بانوان سبزواری» ✊ «بازارچه نصر» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت بانوان سبزواری برگزار شد. 📆 ۱۹ مهر ۱۴۰۳ 📍مکان: بلوار حمید سبزواری، کوچه روبه‌روی سالن ۹ دی، مدرسه سراج دانش 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
✊ جهاد «خانوادگی» 🖋 مصاحبه و تنظیم: سمانه آتیه‌دوست 🔻 توی روضه بعضی از خانم‌ها آشپزی کرده بودند و دستپخت‌شان را آورده بودند برای فروش. البته این بار می‌خواستند سود فروش را بدهند برای جبهه مقاومت. من هم از بین هنرنمایی‌های‌شان یک ظرف سالاد الویه خریدم. «همان‌جا توی ذهنم جرقه یک کمکِ دیگر هم زده شد» اما حتماً باید با همسرم هم در میان می‌گذاشتم. راه افتادم سمت خانه. سفره شام را پهن کردم و ریحانه و پروانه و همسرم را صدا زدم. تردید داشتم چطور حرفم را بزنم. تقریبا شکی نداشتم همسرم مخالفت نمی‌کند اما حسی درونم می‌گفت اگر جلوی بچه‌ها مخالفت کند چطور قضیه را جمع‌ کنم؟! 🔷 بعد از شام ریحانه رفت سراغ مشق‌هایش. همسرم هم پای تلویزیون نشست. فرصت را مناسب دیدم و با صدای بلند طوری که بچه‌ها هم بشنوند گفتم: «علی آقا من می‌خوام حلقه ‌مو برای کمک به لبنان بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟» دلم میخواست با این حلقه، دلم را وصل کنم به مادران لبنان و غزه و هر جایی که آرزو می‌کردم توی این روزها قوی باشند و نشکنند. هنوز همسرم جواب نداده بود ریحانه سرش را از روی دفترش برداشت و گفت: «مامان مامان گردنبند منو بده. همون گردنبند کفشدوزکیم. میشه؟» 🔻 رفتم توی فکر. از پیشنهادش خیلی خوشحال شدم. همسرم تاییدش را نشان داد اما رو به ریحانه گفتم: «خیلی خوبه پیشنهادت دختر گلم. اما گردنبند شما چون روش کفشدوزک رنگی داره ممکنه موقع فروش خیلی از پولش کم بشه. چون می‌خوایم بیشتر کمک کنیم بهتره حلقه مامان رو بدیم باشه؟» قبول کرد و رفت توی اتاق. بعد از چند دقیقه برگشت. یک اسکناس ده هزار تومانی جلویم گرفت و گفت: «پس اینم سهم من!» نگاهش کردم. آن حلقه طلا همه دارایی من نبود اما آن ده هزار تومان توی آن لحظه همه دارایی ریحانه بود که قرار بود فردا توی مدرسه با آن خوراکی بخرد. 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
🎥 «متفاوت‌ترین» بازارچه سبزوار ✊ «بازارچه نصر» با هدف خرید و فروش به نفع #جبهه_مقاومت، به همت بانو
28.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 «کلاس پنجمی‌ام» و «حامی فلسطین» پنجره‌ای به «بازارچه مقاومت» ✊ «بازارچه نصر» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت «بانوان سبزواری» ایجاد شده است. 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
#گزارش_تصویری‌3 🇵🇸 بازارچه نصر و «جهاد بانوان سبزواری» ✊ «بازارچه نصر» با هدف خرید و فروش به نفع #ج
🇵🇸 بازارچه نصر 2 ✊ «بازارچه نصر 2» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت «بانوان سبزواری» در «جایگاه نماز جمعه سبزوار»، برپا شد. 📆 4 آبان ماه 1403 📍سبزوار، جایگاه نماز جمعه 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
26.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 بازارچه‌ همدلی در «بازارچه‌ نصر۲» چه خبر بود؟ ✊ «بازارچه نصر۲» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت «بانوان سبزواری» ایجاد شده است. 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
🇵🇸 بازارچه نصر 2 ✊ «بازارچه نصر 2» با هدف خرید و فروش به نفع #جبهه_مقاومت، به همت «بانوان سبزواری»
🇵🇸 بازارچه نصر 2 ✊ «بازارچه نصر 2» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت «بانوان سبزواری» در «جایگاه نماز جمعه سبزوار»، برپا شد. 📆 4 آبان ماه 1403 📍سبزوار، جایگاه نماز جمعه 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
🇵🇸 بازارچه نصر 2 #گزارش_تصویری2 ✊ «بازارچه نصر 2» با هدف خرید و فروش به نفع #جبهه_مقاومت، به همت «
🇵🇸 «بازارچه نصر ۳» سبزوار ✊ «بازارچه نصر ۳» با هدف خرید و فروش به نفع ، به همت «بانوان سبزواری» برپا شد. این بازارچه هر هفته در «جایگاه نماز جمعه سبزوار» برگزار می‌شود. 📆 ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۳ 📍سبزوار، جایگاه نماز جمعه 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
✳️ «این‌جا مادران از کویر می‌آیند اما دریا می‌زایند» سلمان هراتی 🌸 به مناسبت «روز مادر» و ولادت حضرت فاطمه(س) - جنگ ویران می‌کند، کمرها را خم می‌کند...جنگ خانه می‌سوزاند...جنگ تلخ است...جنگ سیاه است... چادرش را به کمرش بست، وقت کمر خم کردن نبود...وقت گریه و ناله نبود...باید کاری می‌کرد در کارزاری که یک سویش دیو دو سری به اسم صدام بود و سوی دیگرش بهترین جوانان کشور. آستین بالا زد، تنور را روشن کرد...باید با گندم و نان به جنگ گلوله و آتش می‌رفت! جنگ آمده بود ویران کند، آمده بود کمرها را خم کند...خیرالنساء ایستاد...آن قدر ایستاد تا جوانان رزمنده‌اش، کمر دشمن را خم کنند و پشت دیو دو سر را به خاک بزنند. - جنگ خانه می‌سوزاند! خانه‌اش را کرده بود مرکز و ماوا...خانه‌اش شده بود چشم و چراغ اهالی ده...یکی پسرش توی جبهه بود، خودش را می‌رساند خانه خیرالنساء و نان می‌پخت...یکی حیاط را جارو می‌زد...یکی خمیر آماده می‌کرد...یکی چاووشی می‌خواند برای سلامتی رزمنده‌ها و زنانی که پای تنور نان می‌پختند...صدای صلوات حیاط را پر می‌کرد...صدای در می‌آمد...یکی برای زنان ناهار درست کرده بود. جنگ آمده بود خانه بسوزاند اما خانه خیرالنساء شده بود مرکزی برای پشتیبانی از جنگ. دشمن آتش می‌سوزاند اما خیرالنسا و زنان هم تنور آتش می‌زدند؛ یکی برای ویرانی و یکی برای آبادی. - جنگ تلخ است! جنگ تلخ است آن‌قدر تلخ که یکی از کسانی که حمله مغولان به بلخ را دیده بود گفته: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.» جنگ مگر چیزی جز تلخی و خون و کشتار است؟ خیرالنساء آمده بود تا این نظریه‌ها را به کل از بین ببرد! خیرالنساء و زنان روستایی قیامی هستند علیه یک تاریخ مطول پر از سوختن و مردن و دم برنیاوردن. خیرالنساء برای شیرینی کام رزمندگان مربا درست می‌کرد، مربای سیب...خیرالنساء برای رزمندگان کلیچه درست می‌کرد. خیرالنساء با مربا و کلوچه‌های روستا می‌جنگیدند با هر چه تلخکامی جنگ بود. - جنگ سیاه است! جنگ سیاه است و پر از دود و خون و سیاهی...خیرالنساء به زنان روستا کامواهای رنگارنگ می‌داد تا برای فرزندان‌شان در جبهه شال و دستکش و کلاه ببافند تا در برابر دو دیو سرما و دشمن بعثی بجنگند. خیرالنساء آمده بود تا پشت رزمندگان خالی نباشد! *** جنگ ما کم برکت نداشت، یکی از برکت هایش خیرالنساء است. مادر مهربان جبهه‌ها که نام یک روستا را در طول تاریخ جاودانه کرد. مادری که به قول سلمان هراتی از دل کویر آمد اما دریا زایید. این که همیشه تنور زنان روستا روشن باشد برای پخت نان و کلوچه برای رزمندگان، این که زنان روستا را پای کار بیاوری تا برای رزمندگان لباس بدوزند یا ژاکت و کلاه و دستکش درست کنند آیا چیزی جز حماسه و دریاست؟ خیرالنساء از کویر آمده بود اما دلی آسمانی داشت... روحش قرین رحمت و غفران الهی... 🖊 محمود شم‌آبادی؛ نویسنده کتاب «نان سال‌های جنگ» 🏷 تهیه کتاب «خیرالنساء» و «نان سال‌های جنگ» 🔻 🔗 از غرفه‌‌ باسلام 📍 از حسینیه هنر سبزوار 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
حسینیه هنر سبزوار
✌️ قدم­‌های کوچک 🖋 مهناز کوشکی 🔷 صدیقه با شروع انقلاب، با فرمان امام خمینی «ره» وارد بسیج می­‌شود
❤️ مثل مادرم 🌸 به مناسبت «روز مادر» و ولادت حضرت فاطمه(س) 🎙گفت‌وگو با صدیقه گودآسیایی، زنی که در روزهای جنگ و جهاد، برای رزمنده‌ها کرد. 🔻صدیقه گودآسیایی: یک بار از جهاد آمدند و گفتند: «کلوچه نپزید، تعدادی از رزمنده‌ها مسموم شده‌اند! شاید خوردن کلوچه وضع‌شان را بد‌تر کند». تا این خبر را شنیدم همراه همسایه‌ها خودمان را به کوه‌های اطراف روستا رساندیم و شروع به جمع‌آوری دارو‌های گیاهی کردیم. دارو‌های گیاهی را به خانه آوردیم و شستیم و پهن کردیم. گیاهان را روی پارچه خشک کردیم و با آسیاب سنگی آن‌ها را پودر و بعد همراه با نبات‌های ریز و پودرشده مخلوط کرده و داخل قوطی شیر خشک ریختیم. حدود صد و خرده‌ای قوطی را که در آن داروی ضد مسمومیت بود به جهاد بردم. وقتی مسئولان جهاد دیدند، بسیار تعجب کردند که چطور فکر ما به اینجا رسیده است. 📜 ادامه روایت را از اینجا بخوانید: http://www.Javann.ir/004ynv 🚩 همراه «حسینیه هنر سبزوار» باشید ➕ @hoseinieh_honar_sabzevar