🕊🌹🕊
🔹🟣🔹
❣️ #سلام_امام_زمانم ❣️
خوشتر از وصف جمالت بہ جہان نیست ڪہ نیست
ز آنچہ گوییم بہ جز خال لبت نیست ڪہ نیست
عاشقان در غم دورے و فراغ تو گرفتار آیند
زندہ ماییم بہ یادت،گلہ اے نیست ڪہ نیست
🏝سلام مولای ما،
مهدی جان
یکی از همین روزهای نزدیک،
ناگهان صدای زیبای زهرایی شما
در آسمانِ غم گرفتهی جهان
خواهد پیچد
و عطر ملیح نرگسزارها،
صحنِ خالي دلها را
پر خواهد کرد
و ما در حریم دلنواز ظهورتان،
زندگی را تجربه خواهیم کرد🏝
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#روزتونمهدوی
🌹اینجا معبر شهداست 👇
↶【به ما بپیوندید 】↷
🌷🍃 @mabareshohada 🍃🌷
عزیز من
میشه کمتر خودت رو نگران کنی؟
باور کن همه چی دست خداست
تا خدا نخواد برگی از درخت نمیافته
اون چیزی که خدا برات در نظر داره
سهم هیچ کس دیگری نخواهد شد
نگران رو بذاری کنار و به خدا اعتماد کن
خدا قطعا قشنگ برات چیده
وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ
از جایی که فکرشو نمیکنی
خداوند به تو بهترین هارو اعطا میکنه..
↶【به ما بپیوندید 】↷
🌷🍃 @mabareshohada 🍃🌷
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ #رمان 📚 #اینک_شوکران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر(شهلا غیاثوند) #قسمت_مقدمه ⏬⏬
❣﷽❣
📚 #رمان
#اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
1⃣ #قسمت_اول
📖وقتی رسیدیم #ایوب هم رسیده بود.
مادر صفورا دستش را گذاشت روی شانه ام و گفت: خوش آمدی برو بالا، الان حاجی را هم میفرستم. بنشینید سنگ هایتان را از هم وا کنید. دلمـ💗 شور میزد. نگرانی که توی چشم های #شهیده و زهرا می دیدم.....دلشوره ام را بیشتر میکرد.
📖به مادر گفته بودم با خواهرهایم میرویم #دعای_کمیل و حالا آمده بودیم، خانه ی دوستم صفورا. تقصیر خود مامان بود. وقتی گفتم دوست دارم با #جانباز ازدواج کنم یک هفته مریض شد🤒 کلی آه و ناله راه انداخت که ..تو میخواهی خودت را بدبخت کنی.
📖 #دختر اول بودم و اولین نوه ی هر دو خانواده. همه بزرگتر های فامیل رویم تعصب داشتند. عمه زینبم از تصمیمم باخبر شد، کارش به قرص و دوا و دکتر اعصاب کشید🤕 وقتی برای دیدنش رفتم، با یک ترکه مرا زد و گفت:
📖اگر خیلی دلت میخواهد کمک کنی، برو درس بخوان و #دکتر بشو به ده بیست نفر از اینها خدمت کن. اما خودت را اسیر یکیشان نکن که معلوم نیست چقدر زنده است. چطوری زنده است. فردا با چهار تا بچه نگذاردت. صفورا در بیمارستان مدرس کمک پرستار شده بود. همانجا #ایوب را دیده بود.
📖اورا از #جبهه برای مداوا به آن بیمارستان منتقل کرده بودند. صفورا آنقدر از خلق و خوی ایوب برای پدر و مادرش تعریف کرده بود که آنها هم برای ملاقاتش رفتند بیمارستان. ارتباط ایوب با خانواده صفورا حتی بعد از مرگ پدر صفورا هم ادامه داشت💕 این رفت و آمد ها باعث شده بود صفورا ایوب را بشناسد و ما را به هم معرفی کند☺️
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
#سلامامامزمانم💚
تعجیل کن ...
به خاطر ...
صدها هزار چشم
ای پاسخ گرامی ...
أمن یجیب ها
شما نـقطهی پایانِ
اضـطرابِ یه عالمی
آقایِ غایـب از نظرِ
نشـستـــه بَـر دل♥️
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#امام_زمان
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
خدا نور آسمانها و زمین است.
مهم نیست غمت چقدر عمیقه
وقتی دلت به نور خدا روشن باشه
قلبت دوباره لبخند میزنه...
آروم باش، ثابتقدم باش، و به یاد داشته باش که توکل واقعی یعنی حرکت کردن، نه منتظر بودن.
برو جلو، چون دستی بالاتر از همه پشتته
خدایا شکرت که هستی و برایمان خدایی میکنی
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ 📚 #رمان #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 1⃣ #قسمت_اول
✫⇠ #اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
2⃣ #قسمت_دوم
📖رفتم بالا و توی اتاق منتظرش ایستادم. اگر می آمد و روبرویم می نشست، آنوقت نگاهمان به هم می افتاد و این را دوست نداشتم. همیشه #خواستگار که می آمد ، تا می نشست روبرویم، چیزی ته دلم اطمینان میداد این #مرد_من نیست.
📖ایوب آمد جلوی در و سلام کرد. صورت قشنگی داشت☺️ یکی از دست هایش یک انگشت نداشت و آن یکی بی حس بود و حرکت نداشت، ولی چهار ستون بدنش سالم بود. وارد شد. کمی دورتر از من و کنارم💕 نشست. بسم الله گفت و شروع کرد.
📖دیوار روبرو را نگاه می کردیم. و گاهی گل های قالی را و از اخلاق و رفتار های هم می پرسیدیم. بحث را عوض کرد.
+خانم غیاثوند، حرف های #امام برای من خیلی سند است.
_ برای من هم
+اگر امام همین حالا فرمان بدهند که #همسرتان را طلاق بدهید شما زن شرعی من باشید این کار را می کنم
_اگر امام این فتوا را بدهند من خودم را سه طلاقه میکنم من به امام یقین دارم💖
+شاید روزی برسد که بنیاد به کار من #جانباز رسیدگی نکند، حقوق ندهد دوا ندهد، اصلا مجبور بشویم در چادر زندگی کنیم
_میدانید برادر بلندی، من به بدتر از این هم فکر کرده ام، به روزهایی که خدای ناکرده #انقلاب برگردد، آنقدر پای انقلاب می ایستم👊 که حتی بگیرند و اعداممان کنند.
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
#سلام_امام_زمانم 💚
صُبحے کھ دلم ،
در پـےِ دیدار تو باشد ؛
آن صُبح ،
دلآرامترین صُبح جَهان اَست..؛🌱!'
‹ السَّلامُعَلیكَیٰاَبَقیَةَالله✋🏽 ›
🌱#اللہمعجللولیڪالفرج 🌱
#امام_زمان
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
🌷﷽🌷
🌺🌟🌺چه خوب است عزیزِ دلِ کسی باشی ؛بی آن که بخواهی و برایش تلاشی کنی من این ساده ترین حالتِ خوشبختی را برای تو آرزو می کنم ...
❣️خـــداونـــدا
دوستانم را از چشم
بد محفوظشان دار
و روزشان راپر از اتفاقات
خوش رقم بزن
آمــــــــیـن
💖✨اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
💖✨وآلِ مُحَمَّدٍ
💖✨وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🦋
____🍃🌸🍃____
ڪانال برتــر ⏬⏬
⇱ ڪلیــڪ ڪنید ⇩⇩⇩
🍃🌺 @mabareshohada 🌺