eitaa logo
قـرارگـاه شـهـداء🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
40.5هزار عکس
17.6هزار ویدیو
348 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼🌸 سید قریشی از سال ۷۱ تا ۸۹ در سپاه در سمت‌های متفاوت مشغول به کار بود تا بازنشسته شد؛ او عادت به بیکاری و در خانه ماندن نداشت به همین خاطر با توجه به سابقه‌ای که داشت به صورت داوطلبانه وارد نیروی سپاه قدس شد و مسئول برنامه و بودجه دفتر سردار شهید همدانی گردید. همزمان با آغاز درگیری‌های سوریه علاقه‌مند بود با شهید همدانی به سوریه برود اما کارهای اعزامش درست نشد. تا اینکه سردار همدانی هم به شهادت رسید. مدتی بعد در سال ۱۳۹۳ برای انجام اموراتی با شهید علیرضا توسلی(ابوحامد) فرمانده تیپ فاطمیون به سوریه رفت. زمان زیادی نگذشته بود که ابوحامد شهید شد. سیداحمد به دلیل توانایی و مهارتی که داشت مسئول ستاد لشکر فاطمیون شد. رابطه‌اش با رزمندگان فاطمیون بسیار خوب بود. به خانواده‌های آنان سر می‌زد و پیگیر مسائل و مشکلات آنها در ایران می‌شد. رابطه او به قدری با آنها صمیمی بود که حتی برای آنها آشپزی هم می‌کرد. 🕯🦋 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
🌼🌸 مأموریت سیداحمد قریشی و نیروهایش، بازدید میدانی از مناطقی بود که قبلاً در آنجا عملیات رخ داده بود. طبق گفته شبکه‌های معاند، آن مناطق، آلوده به بمب‌های شیمیایی شده بودند. سیداحمد که از دوران جنگ و دفاع مقدس هنوز آثار شیمیایی در بدنش باقی مانده و سال‌ها با آن دست به گریبان بود در منطقه حالش به شدت بد شد. به‌طوریکه او را سریعا به تهران انتقال دادند. اما به علت از دست دادن ریه و شرایط وخیمش ساعت ۹ صبح همان روز در بیمارستان بقیةالله تهران به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت دست یافت.🕊 🕯🦋 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
🌼🌸 سیده‌فاطمه موسوی از همسرش می‌گوید🎤 آقا سیداحمد بسیار مهربان، خانواده‌دوست و خوش‌رو بود. همیشه لبخند بر لب داشت. تلاش می‌کرد با همه ارتباط داشته باشد. حتی گروه‌هایی در فضای مجازی با نوجوانان و جوانان فامیل داشت. بسیار دلسوز مردم بود به همین خاطر همیشه سعی داشت مشکلات مردم را تا جایی که می‌تواند حل کند. چندین فرزند بی‌سرپرست را تحت پوشش خود قرار داده بود. هیچ وقت دست خالی به خانه کسی نمی‌رفت. در اعیاد مذهبی شیرینی می‌خرید و به همسایه‌ها می‌داد. اهل تجملات نبود. یک سمند مدل پایین داشت. اعتقادی به عوض کردنش هم نداشت و می‌گفت: «همین کارم را راه می‌اندازد.» از لحاظ بعد معنوی انسان کاملی بود؛ از همان دوران جوانی حتی در سخت‌ترین شرایط، نماز شبش ترک نمی‌شد. پس از بازگشت از سوریه با همان خستگی نماز شبش را می‌خواند. در مراسم مذهبی شرکت می‌کرد و کودکان و نوجوانان را هم به این امر تشویق می‌کرد. بسیار امام خامنه‌ای را دوست داشت. همیشه به ما تأکید داشت که پیرو ولایت‌فقیه باشید و هرچه را که آقای خامنه‌ای فرمودند همان را ملاک قرار دهید. 🕯🦋 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
🌼🌸 گروگانگیری زنان در زاهدان آن روز سخت‌ترین روز فرماندهی من بود. حتی تلخ‌تر از روز رحلت امام(ره). همه ناراحت و عصبانی بودند. قبل از ظهر چند نفر از اشرارِ گروهک حمید نُهتانی، به خانه‌های سازمانی سپاه حمله کرده و هفت هشت نفر از زنان همکاران را گروگان گرفته بودند. خون خونمان را می‌خورد. حال شوهران آن چند خانم خیلی بدتر بود. آنقدر که بیم خودکشی‌شان را داشتم. چند نفر را گذاشته بودم دورادور مراقبشان باشند. بلافاصله جلسه شورای تأمین استان برگزار شد. پیشنهادات مختلفی ارائه شد. نظر استاندار تسلیم خودش در ازای آزادسازی بانوان بود و نظر نماینده اطلاعات، آزاد کردن چند نفر از اسرای اشرار در ازای آزاد شدن گروگان‌ها! اما من قبول نکردم. چون امنیت زن محجبه برای همیشه در ایران به مخاطره می‌افتاد و با هر اتفاقی ضدانقلاب برای رسیدن به خواسته‌هایش می‌توانست زنان محجبه را به گرونگان بگیرد. باید با اقتدار وارد عمل می‌شدیم و از موضع ضعف جلو نمی‌رفتیم. برادران سیداحمد قریشی، غنوی، حمید اشراق و یکی دونفر دیگر که از بقیه محکم‌تر بوده و به احساسات خود مسلط‌تر بودند آمدند پای کار. اول یک گردان فرستادیم تا نزدیکی گرونگان‌ها. به درخواست ما، اشرار، زنان را بالای یک کوه در میدان دیدمان قرار داده و پیرمردی را گذاشته بودند نگهبانشان‌. گفتیم اگر هرگونه تعرّضی به آنها بشود به شما حمله خواهیم کرد. بعد به امام جمعه اهل سنت استان، آقای عبدالحمید، پیغام دادیم که پیام ما را به نُهتانی و گروهکش برساند: «برای برقراری امنیت خانواده‌هایشان باید گرونگان‌های ما را پس بدهند وگرنه از فردا دیگر امنیت شما را تأمین نخواهیم کرد. وقتی زنان ما امنیت نداشته باشند دلیلی برای تأمین آرامش و امنیت شما نداریم.» زن گرگیج یکی از رهبران اشرار که از قضیه باخبر شده بود سریع خودش را به بالای کوه رسانده، روسری‌اش را درآورده و انداخته بود روی سر شوهرش و با فریاد به او گفته بود: «از این به بعد من نباید این روسری را سرم کنم. تا حالا امنیت ما با پاسدارها بود. بچه‌های مریضمان را با آمبولانس به بیمارستان رسانده و غذایمان را تامین می‌کردند؛ آن‌وقت شما زن‌هایشان را اسیر کرده‌اید؟! یا زنانشان را بدهید ببرم یا از این به بعد دیگر ما امنیتی نداریم.» ساعت ۱۱ شب از طرف اشرار به مقرّمان اعلام شد یک ماشین حامل گروگان‌ها هم‌اکنون دارد به سمت ما برمی‌گردد. 🎤فرمانده سپاه وقت استان سیستان و بلوچستان 🕯🦋 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
🎥مستند تا آخرین نفس، روایتی از مجاهدت‌های شهید سید احمد قریشی یکی از فرماندهان خدوم لشکر فاطمیون است. 🎞در این مستند برای نخستین بار تصاویری از حضور شهید قریشی در هشت سال دفاع مقدس استفاده شده که صحنه‌های بسیار دیدنی را رقم زده است. کسی که ده‌ها سال از عمر خویش را در راه دفاع از وطن و حرم، به جهاد پرداخته است. https://b2n.ir/y70777 🌸🌼🕯🦋 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
برای مطالعه بیشتر در مورد این شهید به وبلاگ امامزادگان عشق (شهید سید احمد قریشی) مراجعه بفرمائید👇 https://b2n.ir/f84836
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قـرارگـاه شـهـداء🇮🇷🇱🇧🇵🇸
🆔 https://ble.ir/30rooz_30shahid 🆔 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid
ثواب فعالیت امروز کانال هدیه به روح مطهر # شهید_سید_احمد_قریشی 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 ان شاءالله شفاعتشون شامل حال تک تکمون 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 شادی روح شهدا صلوات. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فطرُكَ أخاكَ الصّائِمَ أفضَلُ مِن صيامِكَ افطارى دادن تو به برادر روزه دارت، فضيلتش بيشتر از روزه داشتن توست 📚 الكافی جلد ۴ ، صفحه ۶۸
🌹💐🥀🌴🥀💐🌹 💐 از همه شما عزیزانی که در ادارات و ارگانها و ... مشغول به کار هستید ، خواهش می کنم که خدمت خود را خالصانه و در راه قرآن و خدا انجام دهید ، اگر کسی در این موقع از زمان از زیر کار فرار کرد خیانتی است به خون شهداء و روز قیامت همین شهداء هستند که جلوی اینگونه افراد را می گیرند و از آنها باز خواست می کنند ، آن موقع است که نمی تواند جواب آنها را بدهد . 🌹 🕊 🌹 🌹 🌺 💐🌼
دعای روز هشتم بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین. خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت کریمان به فضل خودت ای پناه آرزومندان
🌺💐🌸🌹🌸💐🌺 هواے عید از ریه‌های این خانه دور نمے شود وقتے اشڪهاے من خانه تڪانے هر روزِ عڪس هاے باشد 🌹 💐🥀
🍀💐🌹🕊🌹💐🍀 نوعی عیدی دادن هم بین خود بچه ها معمول بود، که بعضی خودشان طلب می کردند و نوعش را معین، چنان که یکی از دیگری عبارت "کتب علیکم القتال" را می نوشت و در پاکتی تقدیمش می کرد که تا سرحد شهادت نصب العین همرزمش بود. دید و بازدید از گردانهای همجوار و رفتن سراغ فرماندهان و روبوسی با آنها هم از جمله سنتهای حسنه ای بود که در ایام سال نو به ندرت ترک می شد. بچه هایی بودند که چهار، پنج سال سابقه حضور در منطقه داشتند و همین امر ایجاب می کرد که مثل خانه خود، نسبت به آغاز بهار و جشن نوروز بی توجه نباشند. ... 💐 🌼🌺
🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴 یاد باد آن روزگاران یاد باد در جبهه ها تیر ماه سال ۶۲، با عده ای از دوستان تصمیم گرفتیم هدیه به روح مقدس خیبر روزه بگیریم. تیر ماه و جنوب و گرمای بالای پنجاه درجه حقیقتا تصمیم سختی بود، ولی مصمم بودیم، عده ای گفتند ممکن نیست، ولی عشق به دوستان ما را مصمم کرده بود. سحری حال و هوای خاصی داشت، سفره ی رنگین که املت بود و پیاز و سبزی چون روز جمعه بود بعد از سحری و نماز صبح، دعای ندبه و اشک دوستان در فراق یاران، بسیار دلچسب بود. تا نماز ظهر، حال عمومی دوستان پر بدک نبود، بعد از نماز جماعت ظهر، کم کم تشنگی و گرامای آتشین دشت جنوب، برای هممون اثر گذاشته بود. همدیگر را به صبر و استقامت دعوت می کردیم، حقیقتا عطش امانمان را بریده بود ولی خللی در تصمیم وارد نشده بود در اوج تشنگی که کم کم ضعف و بی حالی در همه هویدا شده بود، گمنام ، دستور برپا داد کجا ان شاءالله ... دوستش داشتیم، با صفا بود ... از چادر خارج شدیم و دنبالش راه افتادیم... ما را برد به گوشه ای از اردوگاه و زیر آفتاب سوزان فرمود دایره وار بنشینیم سپس با دعای فرج شروع کردند به خواندن زیارت عاشورا ..... خدایا چه کرد اسماعیل با ما، اشک امان دوستان را بریده بود، دیگر از عطش خبری نبود وسط زیارت عاشورا جمله ای فرمود و آتش به دل دوستان زد، هنوز هم که هنوزه جگرم آتیش می گیره از آن جمله یه ریز که اشک می‌ریخت فرمود: دوستان با اشک چشاتون، لب های خشکیده را خیس کنید. شادی روح و 🥀 🌹🕊
🌹🌴🥀🕊🥀🌴🌹 ماه مبارک رمضان بود که عکسی برای من ارسال کرد . پرسیدم : آقامهدی موضوع این عکس چیه؟ در جواب پیامم گفت : سفره افطار را ببین همسرم . این عکس در دست تو بماند به امانت ، تا آن زمان که من شدم، آن وقت به کسانی نشان بده که می‌گویند : « هر کسی بره سوریه نونش تو روغنه » نشان بده و بگو : این سفره افطار هست . 🥀 🕊🌹
💐🕊💐🌺💐🕊💐 قسم به جان شقایق قسم به جان که حرف عشق نگفته است جز زبان اگر که تشنه یک جرعه نور معرفتی دریچه ای بگشاتاز برجهان شهیدبنده محبوب بارگاه خداست بنه جبین ارادت بر استان فراز گنبد هفت اسمان فشاندنور ستاره ی شرف نام جاودانه هزار لاله دمیداز بهار سرخ تنش تفرجی بکن ای دل به بوستان 🌺 🍀💐
💐🌼🌺🌴🌺🌼💐 که می آید... باز دلتنگـ می شوم بی قرار می شوم یاد آنانی که مجنون بوده اند تشنه و کارون بوده اند شادی روح و 🥀 🕊🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام حضرت صاحب ، مهدی جان سلامی از جمع خسته دلان به مفهوم شادمانی... سلامی از مشتاقان چشم براه به موعود غدیر ... سلامی از بیماران درمانده به حضرت طبیب ... سلامی از بیچارگان حیران به مهربان ترین دستگیر ... سلامی از پرشکستگان به آسمان محبت ... سلامی از دل شکستگان به آستان دلجویی ... ... سلامی از ما ساکنان غمزده ی آخرالزمان به شما که حجت خدایید ... ‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌