eitaa logo
تأملات اجتماعی
183 دنبال‌کننده
301 عکس
93 ویدیو
7 فایل
محمدرضا کرباسچی دانش آموخته ی حوزه ی علمیه ی قم کارشناس ارشد فلسفه ی علوم اجتماعی @mrkarbs
مشاهده در ایتا
دانلود
📌نظریه ی اجتماعی 🔹 چارچوبی است از مفاهیم هستی شناختی، جامعه شناختی و انسان شناختی که پژوهشگر اجتماعی را قادر می سازد که بر اساس آن به توصیف، تبیین و پیش بینی پدیده های اجتماعی اقدام کند. نظریات اجتماعی الزاما کلان نیستند و گاهی حول یک موضوع خاص شکل می گیرند، اما امروزه اصطلاح نظریه ی اجتماعی به چارچوب نظری اطلاق می شود که بتواند بیشترین فراگیری را داشته و ظرفیت تحلیل مسائل نوپدید را نیز فراهم کرده باشد و در نتیجه زمان زیادی تاب بیاورد و منقضی نشود. فیلسوفان اجتماعی و روش شناسان رشته ای از شرایط دیگر را برای ارزیابی نظریات اجتماعی ذکر کرده اند که ذکرش در اینجا ضرورتی ندارد. 🔹یکی از نکات قابل توجه در تحلیل نظریات اجتماعی بررسی تاثیر دغدغه ها و پرسش های شخصی صاحب نظریه و همچنین تاثیر زمان و مکان در تولید نظریه است. روش شناسان عموما این مسئله را ایرادی بر نظریات نمی دانند و برای آن توجیهاتی دارند که در اینجا مجال ذکر مفصلش نیست. اجمال آنکه بسیاری از پدیده های اجتماعی علی رغم تفاوت موقعیت، ماهیت مشترک دارند و.... . 🔸بنابر آنچه گفته امد نظریات بسیاری از متفکران اجتماعی مسلمان در قد و قامت یک نظریه ی اجتماعی مترقی قابل عرضه و دفاع، و در بسیاری از حوزه های انسانی قابل پیاده سازی است. مهمترین اینان، اندیشه ی اجتماعی استاد شهید آیت الله مرتضی است که علاوه بر ابتنا بر یک نظام هستی شناختی و انسان شناختی متقن، ظرفیت های بسیاری برای حل مسائل انسانی در حوزه های گوناگون آفریده است. نظریه ی کلان اجتماعی شهید مطهری با اتکا به حکمت متقن اسلامی کلیت و ضرورت خود را در بعد هستی شناختی، و با تکیه بر فطرت انسانی، جهانشمولی خود را نسبت به همه ی انسانها تامین کرده است. نظریه ی کلان اجتماعی استاد شهید -که بحق یکی از نظامات بر آمده از است- هم برای بحرانهای اجتماعی امروز، و هم در حوزه ی تربیت و تعالی اجتماعی و تمدن سازی حرف جدی و نو دارد. خود ایشان در مواضع بسیاری امتداد نظریه ی خود را در ساحت های جزیی تر شرح داده و به پیش برده است، اما مع الاسف این گنجینه ی عظیم فکری تمدن ساز بعد از شهادت ایشان بدرستی ادامه نیافته و اثراتش نیز آشکار نگردیده است. جوانمردانی باید به میدان بیایند و علم را در دست گیرند و نظریه استاد شهید را فراز کنند. @taamollat
تأملات اجتماعی
📌درباره ی کتاب «درامدی بر علوم انسانی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای» ۷ 🔹 «علم در اندیشه ی آیت الله
📌درباره ی کتاب «درامدی بر علوم انسانی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای» ۷ 🔹 «علم در اندیشه ی آیت الله خامنه ای» (مقدمات تاریخی) 👈 قبل از مرور دیدگاه آیت الله خامنه ای به مقوله ی علم و تاثیر آن در نظریه ی علوم انسانی ایشان، لازم است نگاهی تاریخی داشته باشیم به جایگاه علم، واقعیت و ومعرفت در حیات فردی و اجتماعی. ▪️در همین راستا ۱۰ نکته ی کوتاه: ۱. تعریف ما از علم (یعنی گزاره هایی که در ذهن مان درباره ی هستی، انسان، معرفت، خودمان و....) بسیار مهم و شکل دهنده ی زندگی فردی و اجتماعی است. روال زندگی آدمی اینطور است که گزاره های علمی را «واقعی» و آنچه را غیر علمی می داند «غیر واقعی» و «مهمل» می داند، مانند شعر و ادبیات که عموما خیال پردازی است و بهره ای از واقع ندارد. پس در نتیجه، علم، نموداری است از آنچه که انسان آن را واقعی می داند یا نمی داند. برخی دایره ی واقعیات را بسیار گسترده و شامل پدیده های مادی و غیرمادی می دانند و برخی فقط امور تجربی را واقعی می دانند و هر چیز دیگر را مهمل و بی معنا. نتایج اینها در حیات آدمیان متفاوت است. ۲. علم با تقسیمات آن یکی از تفاوت های عمده میان انسان و سایر جانداران است. اگر علم به محسوسات را میان انسان و سایر جانداران مشترک بدانیم، یقین داریم که دست ادراک سایر جانداران از اموری چون معقولات اولیه و ثانویه کوتاه است. تنها انسان است که با قوه ی ذهنی خود معلومات و واقعیات جدیدی خلق می کند. استاد شهید مطهری ره در ج۵ مجموعه ی آثار ، شرح مبسوطی از اقسام ادراکات انسانی ارائه داده اند. ۳. در فضای اندیشه ی اسلامی، مراد از معلوم یعنی آن چیز واقعی که به آن علم پیدا می شود، اعم از آن که در خارج وجود داشته باشد یا در ذهن، بهر حال باید وجود و واقعیت داشته باشد تا بتواند متعلق علم واقع شود. در نتیجه این واقعیات علاوه بر عینیات خارجی مانند آب و زمین و چوب و اهن و.... هم مفاهیم برساخته ی ذهن آدمی مانند زوجیت و ملکیت و هم مفاهیم حسن و قبح عقلی را در بر می گیرد. خلاصه آنکه علم مساوی با کشف واقعیت است، چه واقعیت محسوس و عینی، چه واقعیت برساخته ی انسان و چه واقعیت غیر محسوس دور از دسترس حس انسان.‌ ۴. این تعریف از علم اگرچه روشن و بدیهی می نماید، اما در دوره هایی از تاریخ کاشفیت واقع در تعریف علم نادیده گرفته شده و بجای آن معانی دیگری برای علم عرضه شده. از انجمله فرانسیس بیکن در قرن ۱۶ با بی ارزش دانستن معرفت هایی که فایده ی عملی ندارند(مانند فلسفه و....) علم را با توانایی برابر دانست. شعار معروف او «دانایی توانایی (قدرت) است» بود. در نگاه او معرفت و دانش حقیقی هر آنچیزی است که انسان را بر طبیعت مسلط کند و سایر معرفت ها و گزاره ها بی ارزش است. (بر اساس این نگاه که ارزش ذاتی را از علم سلب می کرد، کسب علم تنها در صورتی ارزش محسوب می شد که به انسان قدرت و توانایی ببخشد، و الا علم و عالم به خودی خود ارزشی نداشت) ۵. برخی دیگر، با تمرکز بر روش، علم را چیزی دانستند که بتوان آن را مورد آزمایش تجربی قرارداده و آن را زیر میکروسکوپ یا ابزار مشاهده کرد. در نتیجه هر امر غیر مادی از دایره ی علم خارج است و مهمل.‌ مهمترین جریان طرفدار این نگاه در علم، جریان حلقه ی وین است. بر اساس نگاه آنان بسیاری از گزاره هایی که بشر در طول زندگی بکار می برد، از آنجهت که قابل آزمایش تجربی نیستند، بی معنا و مهمل هستند. بر اساس این نگاه معرفت هایی چون معرفت تاریخی نیز بدلیل اینکه امکان آزمایش ندارند، «غیر علمی» شناخته شدند. ۶. بر این فهرست می توان نحله هایی مانند پراگماتیسم یا کارکردگرایی را نیز افزود که به جهت اختصار از آن می گذریم. 👇ادامه در فرسته ی بعد👇 @taamollat
تأملات اجتماعی
📌درباره ی کتاب «درامدی بر علوم انسانی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای» ۷ 🔹 «علم در اندیشه ی آیت الله
👆ادامه از بالا👆 ۷. هر کدام ازین معانی از علم تاثیرات مهمی بر فکر و اندیشه و حیات فردی و اجتماعی بشر بر جای گذاشته است. مثلا نگاهی که امور غیر مادی را از دایره ی علم خارج می داند، طبیعتاً حیات خود را بر اساس همین امور مادی تنظیم خواهد کرد و بالعکس ۸. این اختلاف در دامنه و تعریف علوم در فضای اسلامی نیز بگونه ای دیگر وجود داشته. مهمترین این اختلافات، اختلاف بر سر حسن و قبح عقلی و حسن و قبح شرعی میان اشاعره و معتزله از گذشته ها تاکنون است. این اختلاف که در دوگانه ی تاریخی فلسفه و سفسطه ریشه دارد، علاوه بر شکل دهی به سایر علوم، فضای عمومی جهان اسلام را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. اطلاع از این دوگانه و تاثیرات آن در جهان اسلام از صفحات خواندنی تاریخ علم در جهان اسلام است که در اینجا مجال شرحش نیست. آثار استاد ابراهیمی دینانی (مانند فیلسوف گفت وگو و فراز و فرود فکر فلسفی در جهان اسلام از بهترین منابع برای فهم تاثیر این مبانی در شکل دهی نظامات اجتماعی است. ۹. تعریف و دیدگاه نسبت به امور اعتباری و همچنین پاسخ به دوگانه ی حسن و قبح عقلی یا شرعی از بنیادهای علوم انسانی است که هر متفکری قبل از تولید نظریه ی علوم انسانی خویش باید تکلیف خود را با آن حل کرده باشد. ۱۰. آیت الله خامنه ای با تجربه ای درازدامن در حوزه ی علوم اسلامی در باب تعریف و جایگاه علم در حیات بشری و شکل دهی علوم انسانی اسلامی دیدگاه روشنی دارند که در ادامه به تشریح آن دیدگاه بر اساس تقریر کتاب «درامدی بر علوم انسانی.....» خواهیم پرداخت. @taamollat
تأملات اجتماعی
📌درباره ی کتاب «درامدی بر علوم انسانی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای» ۷ 🔹 «علم در اندیشه ی آیت الله
📌 درباره ی کتاب «درآمدی بر علوم انسانی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای » (بخش هشتم) 🔹 فصل سوم، چیستی علم: مقایسه ی کوتاه بین فضای علم در غرب و جهان اسلام 👈 چارچوب بحث از علم در فضای تفکر اسلامی، اساسا با آنچه که در فضای مدرن در باره ی علم مطرح می شود متفاوت است. اگرچه بحث از تعریف و حکایتگری علم نقطه ی مشترک مباحث طرفین است، اما فضای فکر اسلامی افق دیگری را در باب مسایل علم نشان می دهد که از افق نگاه مدرن آن بسی فراتر است. در جهان غرب، در دوره ای علم و بطور کلی معرفت، امری مقابل ایمان تلقی می شد و این دوگانه شکل دهنده ی یکی از تقابل های علمی دامنه دار در غرب بوده است. از اواخر قرون وسطی و همزمان با افزایش آگاهی عمومی، علم قوت بیشتری پیدا کرد و هر چه گذشت روش تجربی بعنوان یگانه روش کشف واقعیت، پایگاه محکم تری در میان دانشمندان پیدا کرد. این انحصار روشی در معرفت، موجب کم اعتبار شدن روش عقلانی و وحی گردید و هر چه گذشت خاصیت کارکردگرایی، در اعتبار معرفت، جایگاه بالاتری پیدا کرد. بطور کلی در فضای علمی غرب، هر چه زمان می گذرد، معرفت از لحاظ روشی دچار واگرایی بیشتر و از جهت کشف واقع نیز، ناتوان تر می گردد. ظهور جریانات پست مدرن در اواخر قرن بیستم، نشان دهنده ی بحران معرفت شناختی در فضای غرب است. 👈 اما در فضای جهان اسلام، غیر از «کشف واقع» که آرمان نهایی علم در همه ی ادوار بود، علم و معرفت، همواره با مفاهیم دیگری چون تعقل، واقعیت، ایمان و.... قرین بود و هیچ گاه میان این مفاهیم تقابلی احساس نمی شد. از اینرو بر خلاف جهان غرب، روش های علمی متنوع همواره میل به همگرایی داشتند. تلاش های علمی فقهای جریان حکمت و اجتهاد در تاثیر دادن عقل در فهم گزاره های عملی، اقدامات خواجه نصیرالدین طوسی در پیوند دادن کلام و فلسفه و اشراب روش برهانی به دامن علم کلام و همچنین اقدامات صدرالمتالهین شیرازی در ایجاد پیوند و توافق میان عقل و نقل را باید نمونه های برجسته ی همگرایی میان روش های علمی در جهان اسلام بشمار آورد. این اقدامات، همگی بر نگاه خاصی به علم مبتنی بوده است که مسائل زیر برخی از آنهاست: ارزش ذاتی و وجودی علم، ارزش دینی علم، ارزش ابزاری علم، علم و معرفت خدا -بعنوان مبدأ و منتهای عالم- و دین، علم و فرهنگ سازی، علم و رفتارهای اجتماعی ، علم و مدیریت اجتماعی و..... در ادامه برخی از مهمترین دیدگاه های آیت الله خامنه ای را در این باب مرور کرده و تاثیر آن را در رویکرد علوم انسانی برخواهیم رسید. @taamollat
تأملات اجتماعی
📌 درباره ی کتاب «درامدی بر علوم انسانی اسلامی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای» (بخش نهم) 👈فصل سوم: چ
📌بعدالتحریر۱ 🔹دو نکته در رابطه ی علم و حیات اجتماعی ۱. در نگاه آیت الله خامنه ای، غایت همه ی سرمایه های معنوی و فرهنگی، جامعه ی انسانی است. به عبارت دیگر غایت علم و دین آنست که در عرصه ی ساخت اجتماعی بکار گرفته شود. خلاصه آنکه ایشان دین واقعی و علم نافع را علم و دینی می دانند که در خدمت حیات اجتماعی باشد. ۲. دیگر آنکه نقطه ی آغاز جامعه سازی و اصلاح اجتماعی و تربیت اجتماعی، اصلاح علمی و معرفتی است. به عبارتی تا نگرش انسان به خدا، طبیعت، انسان و روابط اجتماعی اصلاح نشود، تربیت اجتماعی و اصلاح اجتماعی نیز رخ نخواهد داد. این سیر اصلاحگری کاملا بر روش تربیتی قرآن کریم و سیره ی رسول خدا نیز منطبق است. آیات قرآن کریم در دوران ۱۳ ساله نبوت در مکه و همچنین سیره ی رسول خدا همگی حاکی از اهتمام قرآن کریم و رسول خدا به اصلاح نگرش به خدا، زندگی دنیایی، معاد، مرگ، قیامت و.... است. گویی تا این معرفت ها اصلاح نشود نوبت به اصلاح ساختاری و .... نمی رسد. @taamollat