eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
756 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نه دخترک کاپشن صورتی امشب آمده بود خانه‌ی پدری هدایت، دقیقاً روبروی اتاقی که او دارد از آن تو به ح
استقلال یکی جلو بود که از خانه‌ی پدری زدم بیرون. تا برسم خانه‌ی هدایت و بفهمم کجا هستم و دارم چه کار می‌کنم، صدا از خیابان بلند شد! همان کاروان‌های موتوری در مقیاس کوچکتر شعار می‌دادند و بوق‌بوق می‌کردند و من از همین جایی که عکس گرفتم، پشت این همه مانعِ دید دنبال کاروان موتوری استقلالی‌ها بودم! جالبی ماجرا این بود که کاروان نه مال استقلالی‌ها بود نه مال هیچ شادیِ پس از بُردی! کاروان موتوری مال یکی از کاندیداهای این دوره‌ی انتخابات مجلس است که انداخته‌اند توی خیابان و فریاد می‌زنند: «شیر شیران آمده... فلانی بهمانی آمده!» جالب بود، این مدل را هم نمردیم و دیدیم! ... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#ده استقلال یکی جلو بود که از خانه‌ی پدری زدم بیرون. تا برسم خانه‌ی هدایت و بفهمم کجا هستم و دارم چ
قندی افتاده و یک عالمه مورچه دورش جمع شده‌اند! البته مثال زشتی نیست، اول کاری به کسی برنخورد، حکایت خانه‌ی هدایت است که این شب‌ها حسابی شلوغ شده و آدم‌ها با تیپ و فکرهای مختلف و متنوع دور هم جمع شده‌اند. یکی‌شان همین مسعود است که نشسته وسطِ وابسته پیوسته دلبسته ناگسسته‌هایِ نظام و متلک‌های از آب گذشته حواله‌شان می‌کند. سال‌هاست البته هم را می‌شناسیم. رک و راست نقدش را با چاشنی شوخی می‌گذارد وسط و حتی کسانی مثل من که برایمان مسعود و تفکرش عادی شده، شناخت فازش ممکن نشده! حرف‌هایش البته آن قدر منشوری هست که نشود اینجا نوشت و انتظار برخورد نداشت...! نقطه‌ی قوت ماجرا اما حالِ این روزهای خانه‌ی هدایت است که آدم‌ها با تفکرات مختلف در آن جمع شده‌اند... ... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#یازده قندی افتاده و یک عالمه مورچه دورش جمع شده‌اند! البته مثال زشتی نیست، اول کاری به کسی برنخور
ملت دم انتخابات چند دسته‌اند که یک دسته‌ی مورد توجه‌شان همین بچه‌های درگیر کارهای ستادی هستند. خودم شاید از هشتاد و چهار وارد این ماجرا شده‌ام که ورودم در هر دوره شدت و ضعف‌هایی داشته؛ این دوره از شما چه پنهان حسابی زده‌ام کنار بزرگراه و دارم جلز ولز بقیه را سیر می‌کنم! یک جورهایی مثل هدایت هم خیال‌م تختِ تخت است! چند روز پیش توی تماسی که با سید داشتم این را گفتم که ماها دیگر مرغابیِ دریاچه دیده‌ایم و زشت‌مان است اصلأ با این موج‌ها دل‌مان بلرزد. قبول داشت. او هم مثلِ رفیق‌ش هدایت خاطرجمع است که نتیجه هر چه باشد خیر است! هر چه باشد ها! امشب داشتم به محمد که دلش می‌جوشید همین را می‌گفتم: «دوره‌های قبل اگر به نتیجه نرسیدیم، خیر بود، اگر رسیدیم، خیر بود!» بیشتر اما فکر مشارکت‌م، هدایت از دلم خبر دارد... ... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اگر کتاب‌خوان هستید این سوالِ به‌جا را ازتان می‌پرسم که «هیچ وقت خواندنِ کتابی توی حلق‌تان بوده؟!» یعنی همین قدر روی اعصاب! یعنی کتابی که هیچ جور از گلوی آدم پایین نمی‌رود! یعنی کتابی که به جای دو روز، دو ماه خوانده می‌شود! شاید جواب بدهید «خب آدم حسابی، نخوان‌ش... حریف خودت که می‌شوی؟» و باید اذعان کنم که زهی خیال باطل! قرار هم نیست به همین راحتی کنار بگذارم‌ش. یعنی جور بشود دو بارِ دیگر هم می‌خوانم‌ش ولو نفهمم! چرا؟! هنوز بالای یک شاهکارِ ادبیْ خدا تومان پول اِخ نکرده‌اید که حالِ مرا درک کنید! لاجرم با اینکه متنْ شاید قابل ترجمه‌ی درست به فارسی نبوده و باید با زبان اصلی خواندن شود، اما به هر حال آخرین کتابِ استاد گابریل گارسیا مارکزِ صد سال تنهایی‌ست و مهمتر از شاهکار بودنشْ پولی‌ست که بالای آن پیاده شده‌ام... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#پنج صبح تا حالا گرفتار عکس‌ی هستم که دیشب گرفتم، آن قدر توی فکر که همین الان که خیس‌و‌خلی با ولیعه
عطف کرده‌ام این مطلب را به همان عکس جالباسیِ کوبیده بر دیوار حیاط خانه‌ی هدایت مطلب پنجم. اما شما مطلب دوازدهم را کمی بالاتر میتوانید بخوانید... این بار عکس خودش را گذاشته‌ام تا رفیقِ تازه‌ی این روزهام که مهمان خانه‌اش شدیم و با هم نشست و برخاست داشته‌ایم را ببینید. لابد نصب آن جالباسی هم کار هدایت بوده و با دست‌های خودش کوبیده به دیوار حیاط. نمی‌دانم... فقط می‌فهمم که خانه یک خانه‌ی خالی از سکنه بوده این مدت تا به ما رسیده. این شب‌ها و روزها، قدِ همه این سال‌ها آدم از در این خانه در و تو کرده و هدایت از توی همین قابِ عکس روی طاقچه‌ی اتاق دمِ در خوش‌آمد گفته به مهمان‌های خانه... بچه‌ها می‌گفتند چند بار آمدن به این خانه و راه انداختن ستاد اصلی را منتفی کرده‌اند ولی باز سر و کارشان افتاده به همین‌جا... هدایت حتماً دوست داشته کمی مهمان داری کند و کسانی بیایند گرد و خاک خانه‌ی پدری‌ش را بگیرند... این شب‌ها هدایت از همین قاب نگاه‌مان می‌کرد، با همین چشم‌های مستانه‌ی نافذ، که نفوذ می‌کند تا توی قلب آدم... و هدایت، پدر و مادرش مدتی‌ست از این خانه رفته‌اند بهشت و نگاه‌شان پی ماست؛ پی ما که قرار است چه گُلی بر سر دین و ایمان و انقلاب‌مان بزنیم... ... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا... بزرگترا کارای بد می‌کنن! ببخششون... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سیزده عطف کرده‌ام این مطلب را به همان عکس جالباسیِ کوبیده بر دیوار حیاط خانه‌ی هدایت مطلب پنجم. ام
نقل تخریب‌ها نبود، نمی‌نوشتم؛ آن هم وقتی که با تعدادی از رقبای کاندیداتوری این دوره مجلس دوست‌م؛ این چند خط را می‌نویسم در حالی که امید دارم پیش‌فرضِ دوستی‌مان خدشه‌دار نشود. آنها که می‌شناسند می‌دانند که دو سال همه‌ی وقت‌م با آقای نماینده سپری شده، از قبلِ انتخابات دوره‌ای که طی شد تا خرداد چهارصد و یک. این روزها که برخی زده‌اند به سیم آخر و از پول و آبرو و حیثیت و همه‌چیزشان مایه گذاشته‌اند که سید جلیل رأی نیاورد، خواستم بنویسم اتفاقاً «به دکتر میرمحمدی رأی ندهید!» نه از بابت اینکه تأییدی بر اراجیفِ برخی از مدعیانِ جانبداری از حقوق مردم باشد، نه اینکه سید جلیل کار نکرده، کوتاهی کرده یا آدم مناسبی برای نمایندگی مجلس نبوده! نه... بلکه فکر می‌کنم برای ثابت شدنِ فاصله‌ی او با دیگران، ثابت شدنِ توان و ظرفیت او و ثابت شدنِ خاص بودنش لازم باشد فرصتِ حضور و محک دیگران هم دست بدهد... و عجالتاً وسط همه‌ی بی انصافی‌هایی که برخی می‌کنند بگذارید خیال‌تان را راحت کنم؛ سید جلیل را نتوانستند بخرند، تطمیع کنند و به خاطر روابط و مناسبات دهانش را ببندند؛ سید جلیل توی بزنگاه‌های حساسْ دور نخورد، کوتاه نیامد و از حق مردم نگذشت؛ سید جلوی بهترین دوستان‌ش به خاطر مردم ایستاد و نتیجه‌اش شد پشت کردن این‌ها به او؛ حتی شاهد بودم که تماس گرفت با مسئولی و به‌ش تذکر داد که «مواظب باش فلانی و بهمانی به خاطر نزدیکی و نسبتِ با من از فلان ظرفیت استفاده نکنند!» و نهایتِ پارتی‌بازیِ او برای نزدیکانش همین بوده! و... سید رأی بیاورد یا نیاورد جاش توی قلب ماست. اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
تو... خدای خوشگلی هستی! اصلن معلومه از کارات... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
مصاحبه‌ی انتخاباتی آقا ماشاءالله انتخابات دور قبلِ مجلس، حاج قاسم تازه شهید شده بود و خبرنگار صدا و سیمای شهرمان صاف رفته بود سراغ آقا ماشاءالله که با واکرش آمده بود برای رأی دادن! آقا ماشاءالله همین‌طوری صریح است و جدی، هر چند وقتی مدتی باش زندگی کنی می‌فهمی این آدم عشقی‌ست که توی قلب بیرون نمی‌رود؛ اما آن روزْ جوشِ شهادت سردار هم بود و صدایش بیش از حد بالا رفت! خبرنگار جواب اول را محکم گرفت: «یکی خون سردار سلیمانی برای همه دشمنان بس بود و ...» آن قدر این جمله را بلند گفت که صدایش چند بار توی فضای گردی زیر گنبد امامزاده سید قنبر طنین خورد و لبخند رفت روی لب حاضرینِ توی صف... خبرنگار سوال بعدی را پرسید: «حالا به نظر شما باید به کی رأی بدهیم؟!» این سوال یعنی در جوابش بگو «به کسی که کاردان و کارآمد باشد...» و از این مدل شعارهایی که همیشه همه‌جا می‌دهیم! آقا ماشاءالله اما نه گذاشت نه برداشت، صاف و ساده با صدای بلند گفت: «من رأی میدم به جانباز مملکت که هفتاد درصد جانبازی داره و ...» رنگ از رخسار دوست خبرنگار ما پریده بود که با سوال آخری خواست سر و ته قضیه را جمع کند: «انتظار شما از نماینده چه هست؟» آقا ماشاءالله در حالی که شناسنامه‌اش را می‌گرفت گفت: «هیچی... فقط برای خدا کار کنه...!» کار به آقا ماشاءالله و انتخابش و حتی این گزارشی که پخش نشد و فیلم خامش دستمان رسید و حتی به دعوای بعد از این مصاحبه ندارم که یکی دو نفر به اتهام تبلیغ برای یک کاندیدا راه انداختند! کار دارم به جمله‌ی آخر آقا ماشاءالله؛ اینکه من انتظاری از نماینده ندارم الا اینکه برای خدا کار کند... الله اکبر از بزرگی روح این آدم‌ها و الله اکبر از این جمله‌ی ناب که همه‌ی حرف را یک‌جا زده... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سال‌هاست همزمان با ایام انتخابات این جمله زیاد گفته و شنیده می‌شود: «برای امنیت کشور هم که شده در انتخابات شرکت کنید!» اما ارتباط انتخابات پر شور با امنیت من و شما در چیست؟! 👆 گفتگوی مجری و کارشناس شبکه‌ی معاندِ «من و تو» به بهترین شکل ممکن این ارتباط را توضیح می‌دهد... اگه اطراف شما کسی هست که رأی نمی‌ده یا تردید داره، راهش بندازید رأی بده. اَزمون خون و جون نخواستن، اَزمون یه اثر انگشت جوهری خواستن‌... همین اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاشیه‌های خانم حریر عادلی از رأی دادن حضرت آقا رو ببینید... یه گزارش جالب 👌 اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT