eitaa logo
بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی
5.4هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
653 فایل
ناشر اختصاصی آثار تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی کانال رسمی @bonyadtarikh تازه های پایگاه: http://iranemoaser.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 ناهمگونی دموكراسی غربی باهويت ايرانی 🔷 مفهوم «هویت ایرانی» یکی از مسائلی است که در ایران معاصر، برخی افراد از آن برای پیشبرد مقاصد شخصی و سیاسی استفاده می‌کردند و آن را به شکلی که می‌خواستند، تبیین می‌نمودند. پیروز در کتاب دموکراسی و هویت ایرانی، به‌رغم توجه به مبانی هویتی ایران و اسلام، هویت ایرانی را به مسائلی پیوند داده است که از آن الگوی «حکومت دموکراسی» غربی را استخراج می‌کند. 🔶 نگاهی که روشنفکران به مفاهیمی نظیر هویت دارند، برخاسته از فضایی است که ذهنیت آنان در آن شکل گرفته است؛ فضای غرب. در حالی‌ که ، تنها در قالب قابل تبیین است که هم به مبانی شیعی توجه دارد و هم مؤلفه‌های ایران باستان را، در صورتی که با اصول و مبانی اسلام سازگار باشد، در خود جای داده است. لذا این هویت اسلامی راهی به دموکراسی ندارد. اگر الگوی حکومتی‌ای بخواهد از آن استخراج شود، با توجه به فضایی که انقلاب اسلامی ایران فراهم نموده و توانایی مدیریت فقهی در جامعه و ظرفیت‌های هویتی ایران، به حاکمیت ولایت فقیه در جامعه منتهی خواهد شد؛ زیرا شیعه خود برای اداره جامعه، الگویی اثباتی دارد. 🔷 در ابتدای کتاب دموکراسی و هویت ایرانی، مجتهدزاده بیان می‌کند که در گذشته‌ها، ایرانیان همواره مرعوب علم و تمدن غرب بوده‌اند و مفهوم دموکراسی را به‌صورت نارسا درک کرده و آن را با دیدگاه‌هایی ترسناک مطرح کرده‌اند. همچنین هویت را یک بحث جغرافیای سیاسی می‌داند و معتقد است شخصیت و هویت ملی، هنگامی موجودیت پیدا می‌کند که تار و پود یا پدیده‌های ترکیب‌کننده آن – یعنی نمادهای فرهنگی ویژه آن ملت یا کشور – وجود داشته باشند. این نهادها در هر سرزمینی، زاییده گونه‌ای ویژه از تبادل اندیشه‌ها، سلیقه‌ها، باورها و رویکردهای اجتماعی مردم آن سرزمین‌اند که از فضای روحانی، انسانی و اجتماعی آن محیط سرچشمه می‌گیرند، بر همان فضا حکومت می‌کنند و ضامن پویایی همان فضای جغرافیایی-انسانی هستند و به عنوان شناسنامه یا «هویت» آن فضا شناخته می‌شوند. 🔶 روی آوردن ایرانیان به تشیع و ایمان آوردن به اصولی همچون توحید الهی، نبوت پیامبر خدا و گسترش آن در فلات ایران، تأثیری ژرف بر این کشور و هویت و ملیت آن نهاد که اثری فرهنگی و مدنی گسترده‌ای در ایران بر جای گذاشت. ، دینی تازه و پرتوان را به ایران هدیه کرد و در مقابل، از ایران هدایای علمی، فرهنگی و مدنی فراوانی دریافت نمود. اسلام شیعی، به‌دلیل ماهیت منتقد و اعتراضی‌اش و نیز به سبب زمینه‌های تاریخی، با انگیزه‌های ملی ایرانیان درآمیخت و جنبش سیاسی آنان را برای بازسازی هویت ملی و استقلال سیاسی کشورشان یاری داد. 🔷 روزی انقلاب اسلامی، پس از قرن‌ها رکود و غربت، هویت اسلامی را دوباره احیا کرد. مقام معظم رهبری نیز بارها در بیانات خود بر این حقیقت تأکید کرده‌اند که: «پیام بزرگ و مهم انقلاب ما برای امت اسلامی و جوامع و ملت‌های مسلمان، احیای هویت اسلامی، بازگشت به اسلام، بیداری مسلمانان و آغاز دوباره‌ی نهضت اسلامی است. این پیام بزرگ انقلاب اسلامی به ملت‌های مسلمان است که امام خمینی (ره)، پیشوای بزرگ این راه و معلم بزرگ این خط و مکتب بود، در کشور خودمان ایران هم همینطور بود». انقلاب اسلامی که در کتاب مجتهدزاده تعریف شده است، متفاوت با ماهیت واقعی این انقلاب است. 🔶 از حیث عملی، تجربیات ملموس تاریخی نشان می‌دهد که علاوه بر ناکارآمدی دموکراسی در خود کشورهاى غربى، این تئورى به مراتب خشونت‌بار و استبدادى است. وقایع سال‌هاى اخیر و کشتارهاى بى‌رحمانه انسانى در نقاط مختلف جهان توسط غرب مؤید این مطلب است. از حیث نظرى هم این تئورى مشکل دارد تا جایى که بسیارى از نظریه‌پردازان غربى نیز بدان اذعان داشته‌اند. 🖇 متن کامل را در وب‌سایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی بخوانید. 🆔 @Bonyadtarikh
📌 تأثیر انقلاب اسلامی بر تحولات جغرافیای سیاسی محور مقاومت در مقابل غرب 🔷 منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، چهارراه ارتباطی و تجاری جهان و محل رقابت قدرت‌های جهانی است. پس از جنگ جهانی دوم و کشف نفت، این منطقه به‌ویژه مورد توجه قرار گرفت. پیش از ، استراتژی‌های قدرت‌های جهانی بر حذف اسلام سیاسی و سکولاریزه کردن آن متمرکز بود تا مانعی برای شکل‌گیری نیروی جدید در تقابل با شوروی نباشد. اما انقلاب اسلامی ایران این نظم جهانی را مختل و گفتمان جدیدی با محوریت اسلام حقیقی ایجاد کرد که موجب هوشیاری ملت‌ها و شکل‌گیری «گفتمان مقاومت» در برابر سلطه‌طلبی غرب شد. 🔶 ژئوپلیتیک به‌معنای رابطه بین جغرافیا و سیاست است و نقش جغرافیا در شکل‌گیری قدرت و رفتار سیاسی دولت‌ها را بررسی می‌کند. ژئوپلیتیک تعامل بین جغرافیا، سیاست و قدرت را تحلیل می‌کند و هم قدرت نرم و هم قدرت سخت را شامل می‌شود؛ جغرافیا بستر شکل‌گیری سیاست و قدرت است و به دو نوع سنتی (با نگاه امپریالیستی) و انتقادی (با رویکرد گفتمانی و مقاومت) تقسیم می‌شود. گفتمان‌های مقاومت، سلطه گفتمان‌های استعمارگر را به چالش کشیده‌اند. 🔷 اسلام در زمان پیامبر (ص) به قدرتی ژئوپلیتیکی در جهان تبدیل شد و مسیر نفوذ در جهان را گشود. این قدرت موجب نگرانی اروپا شد و از همان ابتدا تلاش کردند تا با تحریف اسلام و تضعیف آن، با گسترش نفوذش مقابله کنند. در قرن نوزدهم و با ورود استعمارگران، کشورهای اسلامی یکی‌یکی به اشغال درآمدند. این تهاجم نظامی و فرهنگی باعث تضعیف ارزش‌های اسلامی در میان مسلمانان شد و نفوذ استعمار در سطح نخبگان و توده مردم گسترش یافت. در واکنش به این روند، انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت. تحت نفوذ استعمارگران در پی زدودن بود، اما انقلاب اسلامی باعث بازگشت هویت اسلامی و بیداری ملت‌ها شد. این حرکت نه‌تنها ایران، بلکه جهان اسلام را تحت‌تأثیر قرار داد. 🔶 مقاومت در برابر ظلم در اسلام امری الهی است و کسانی که علیه سلطه‌گران می‌جنگند، فرمان خداوند را اجرا می‌کنند؛ این مبارزه در اسلام «جهاد» نامیده می‌شود. آرمان‌های انقلاب اسلامی شامل عدالت‌طلبی، نفی استکبار، حمایت از مظلومان و مبارزه با ستمگران است؛ رهبر انقلاب بر ایجاد حزب جهانی مستضعفین تأکید داشتند. 🔷 پیام انقلاب اسلامی، وحدت مسلمانان و مبارزه با سلطه‌طلبی بود. این پیام مرزهای مذهبی را درنوردید و هدف آن جهانی بود: پرچم «لا اله الا الله» را در سراسر جهان برافراشته کند و قدرت‌های طاغوتی را به چالش بکشد. از دید (ره)، مقاومت یک وظیفه دینی و قرآنی است. جهاد در برابر ظلم و سلطه‌گران، امری الهی است که همه پیامبران به آن دعوت کرده‌اند. بر این اساس، نه گفتن به سلطه‌طلبی، جوهره مقاومت اسلامی به شمار می‌رود. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 بازخوانی ادعاهای برتری جویانه و نژادپرستانه قوم یهود از منظر آیت الله شهید بهشتی 🔷 آیت‌الله دکتر محمدحسین ، شخصیتی تاثیرگذار در تاریخ ایران، فقیه و مجتهدی ژرف‌اندیش بود که افکارش فراتر از ابعاد شخصی، سرنوشت یک کشور را تحت تأثیر قرار داد. او با اندیشه‌ای منسجم و متناسب با نیازهای جامعه، به آرمان‌های الهی وفادار ماند. (س) ایشان را مجتهدی جامع‌الشرایط و کم‌نظیر در حوزه‌های علمیه می‌دانستند. 🔶 شهید بهشتی، به عنوان نماینده‌ای از جریان وسیع روشن‌اندیشی در ایران، با نگاهی عمیق و دانش روزافزون، در شرایط تهدیدات جهانی علیه اسلام و ایران، مسئولیت مدیریت ساختار سیاسی و اجتماعی را بر عهده گرفت و به یکی از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد. 🔷 تفکر چندبعدی ایشان حوزه‌های علمی، فقهی، اجتماعی و سیاسی را در بر می‌گرفت. یکی از این حوزه‌ها، «یهودشناسی» بود که در سخنرانی‌های ایشان به ادعای واهی سرزمینی، بهانه‌جویی‌های مکرر ناشی از بی‌اعتقادی، انزوای خودساخته، نژادپرستی و خودبرتربینی قوم یهود می‌پرداخت. 🔶 شهید بهشتی با استناد به تاریخ و تبارشناسی، ادعای سرزمینی یهودیان را بی‌اساس می‌دانست و سیر مهاجرت آن‌ها از اور به کنعان و سپس مصر را بیان می‌کرد. او تأکید داشت که این قوم در سرزمین‌هایی که میهمان بوده‌اند، ادعای مالکیت کرده‌اند، در حالی که هیچ ملتی در طول تاریخ چنین ادعایی نداشته است و حتی در کتاب مقدسشان، تورات، سندی برای این امر وجود ندارد. 🔷 از دیدگاه شهید بهشتی، بهانه‌جویی‌های قوم بنی‌اسرائیل ریشه در عدم ایمان و استقامتشان داشت. او معتقد بود نبود ایمان، مشکلات را بزرگ جلوه داده و به بهانه‌تراشی و در نهایت فروپاشی منجر می‌شود. ایشان با اشاره به معجزات پی‌درپی حضرت موسی (ع) برای حفظ ایمان قوم در دوران بردگی در مصر و سپس خروجشان به سوی صحرای سینا، خاطرنشان می‌کرد که به دلیل تمرکز بر مسائل دنیوی، با هر ناملایمتی، آمادگی خروج از دین را داشتند. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌‎پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 زمینه‌ها و عوامل افزایش گرایش به اسلام در غرب بعد از انقلاب اسلامی 🔷 به عنوان مکتبی رهایی‌بخش، همواره سعادت بشریت را هدف قرار داده و آموزه‌های آن، با واقعیات و نیازهای انسان منعطف بوده است. در طول تاریخ، گرایش به این دین به صورت فطری روی داده و حسادت رهبران ادیان دیگر را برانگیخته است. در قرون اخیر، انحطاط اخلاقی تمدن غرب، ظلم و ستم بر مردم و ناکارآمدی ادیان تحریف شده، مردم را به سمت دینی سوق داد که بتواند رهایی‌بخش باشد. آمارها نیز نشان می‌دهد که رشد گرایش به اسلام بسیار بیشتر از مسیحیت بوده است. 🔶 یکی از مهم‌ترین علل جاذبه اسلام در دهه‌های اخیر، پیروزی ایران و شخصیت (ره) بوده است. جامعه‌شناسان غربی اذعان دارند که این انقلاب، با ریشه و مبنای دینی خود، نگاه بدبینانه‌ای که به دین وجود داشت را تغییر داد. همین امر سبب شد تا بسیاری از افراد، حتی با وجود تبلیغات منفی رسانه‌های جهانی، اسلام و انقلاب اسلامی را دوباره مورد مطالعه قرار دهند و به این دین جذب شوند. 🔷 انقلاب اسلامی ایران به دلیل ایجاد تغییرات بنیادی در ساختارهای جامعه، یک انقلاب بزرگ محسوب می‌شود که ماهیت و رسالتی فراملی دارد. این انقلاب با آرمان‌هایی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، به دنبال ایجاد تغییرات در دیگر جوامع بر اساس نظم اسلامی بود. به عنوان نخستین تجربه موفق یک نهضت دینی، امید به پیروزی را در میان جنبش‌های اسلامی سراسر جهان ایجاد کرد و با تأکید بر هویت فراموش شده اسلامی، به مسلمانان اعتماد به نفس بخشید تا «لیبرالیسم و کمونیسم» را به عنوان دروغ‌های بزرگ تاریخ رد کنند. 🔶 در غرب معاصر، افزایش جمعیت مسلمانان و حضور رو به گسترش اسلام، ترتیبات قدیمی جامعه را تحت فشار قرار می‌دهد. بسیاری از اندیشمندان غربی، پس از آزمودن مکاتب مختلف و مشاهده ناکارآمدی سکولاریسم و لیبرال دموکراسی، به اسلام روی آورده‌اند. آنها به دنبال معنای درستی از زندگی هستند و اسلام این مفهوم را در تابلوی روشن خود دارد. در پرتو آموزه‌های عالی قرآن، اسلام می‌تواند صفحات سیاه بی‌عدالتی و خودکامگی را از چهره زمین بزداید. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌‎پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 امام، حکومت اسلامی و تاخت و تاز نامحرمان در عرصه فرهنگی 🔷 غرب پس از شکست‌های نظامی در جنگ‌های صلیبی، به این نتیجه رسید که برای استعمار کشورهای مسلمان، باید ابتدا فرهنگ و ارزش‌های آن‌ها را از بین ببرد. غربی‌ها برای ، به جای سلاح نظامی از قلم استفاده کردند. سازمان فراماسونری به عنوان یک شبکه نفوذی برای ترویج مدرنیته و لیبرال دموکراسی، نخبگان را از فرهنگ اسلامی دور کرد. 🔶 فراماسونرهای ایرانی مانند عسکرخان ارومی و ابوالحسن‌خان ایلچی، برای فرهنگ‌زدایی، شعارهایی مانند "فرنگی شدن از فرق سر تا پا"، "جدایی دین از سیاست" و "ترویج ناسیونالیسم" را مطرح کردند. این شعارها باعث تفرقه میان مسلمانان شد و زمینه را برای شکست آنها در جنگ جهانی اول فراهم کرد. 🔷 پس از چیرگی استکبار، روشنفکران وابسته به فراماسونری با شعارهایی مانند "دموکراسی" و "لیبرالیسم" مردم را فریب دادند. آن‌ها در خدمت رژیم رضاشاه بودند و با و ، را ادامه دادند. 🔶 پس از پیروزی ، دشمنان که توان رویارویی نظامی نداشتند، تهاجم فرهنگی خود را با شدت بیشتری ادامه دادند. آن‌ها از جریان‌های فکری مختلفی مانند لیبرالیست‌ها و مارکسیست‌ها برای انحراف انقلاب استفاده کردند و همزمان با حملات فرهنگی، ترور و جنگ تحمیلی را نیز سازماندهی کردند. 🔷 اسلام از قرون اولیه یک مکتب انسان‌ساز و رهایی‌بخش بوده که به سعادت بشریت توجه داشته است. گرایش به اسلام در طول تاریخ، حسادت سایر رهبران دینی را برانگیخته است. 🔶 سازمان منافقین و گروه‌های تروریستی، با ترور شخصیت‌های روحانی و اسلامی، سیاست شیطانی دشمنان را برای کنار زدن روحانیون متعهد از صحنه کشور دنبال کردند. دشمنان برای ضربه زدن به انقلاب، روحانیان غیرمهذب مانند شیخ علی تهرانی و سید کاظم شریعتمداری را به صحنه آوردند. سپس با نفوذ در بیت آیت‌الله منتظری و شستشوی مغزی او، تلاش کردند اندیشه‌های ضدانقلابی را از زبان او بیان کنند. 🔷 پس از شکست این توطئه‌ها، دشمنان به سراغ چهره‌های دیگر مانند شیخ عبدالله نوری رفتند. عبدالله نوری که سابقه انقلابی نداشت، پس از رحلت امام، ماموریت خود را برای زیر سوال بردن خط و راه امام آغاز کرد. او با انکار ولایت فقیه، دفاع از سازش با آمریکا و حمایت از رژیم صهیونیستی، ایده‌های ضدانقلابی را مطرح کرد. 🔶 استکبار جهانی و به‌ویژه انگلستان، برای مقابله با نظام اسلامی و اصل ولایت فقیه، تلاش می‌کنند اینطور وانمود کنند که امام از ابتدا اندیشه حکومت اسلامی را در سر نداشته‌اند. هدف آن‌ها از این تحریف، کنار زدن ولایت فقیه و هموار کردن راه برای نظام‌های سکولار است. 🔷 در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های متعدد خود، بارها بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی تأکید کرده و آن را شرط اجرای احکام و عدالت اسلامی دانسته‌اند. انقلاب اسلامی ایران، حرکتی برای بازگشت به هویت اسلامی و رد لیبرالیسم و کمونیسم بود. این انقلاب، نه تنها در ایران بلکه در جهان، به عنوان یک مکتب حیات‌بخش معرفی شد. برخی بدون توجه به ملیت مردم ایران، برخلاف هدف دیرینه امام که برپایی حکومت اسلامی بود، رفتار کردند و در عمل و گفتارشان ناهمگونی پدید آمد. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌‎پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 نخستین جرقه انقلاب در دهه پنجاه و نقدی بر تحلیل یرواند آبراهامیان 🔷 در بررسی تاریخ ، روایت‌های مختلف و گاهی متناقضی درباره نقطه آغاز و جرقه اولیه آن مطرح شده است. برداشت‌ها و تعابیر از وقایع پیش از انقلاب، همواره دستاویزی برای شکل‌دهی نگاه‌های گوناگون به سیر منحنی انقلاب بوده‌اند. بعضی نگاه‌ها، گفتارها و جلسات روشنفکری را به ‌عنوان مبدأ می‌شناسند و برخی دیگر بر نقطه‌عطف‌هایی همچون قیام‌های مردمی تأکید می‌کنند. 🔶 در این میان، تحلیل یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» نقش مهمی دارد. او نخستین جرقه را نه در ، بلکه در برگزاری سلسله شب‌های شعر و رخدادهای دانشگاه صنعتی شریف می‌بیند. به اعتقاد او، فضای باز سیاسی نیمه دوم دهه پنجاه و فعالیت‌های روشنفکران مخالف شاه، موتور محرکه اصلی تحولات انقلابی بود و اعتراض مستقیم خیابانی، واکنشی بعدی به این فضای فرهنگی محسوب می‌شد. 🔷 این دیدگاه، با استقبال برخی روشنفکران و نویسندگان داخلی نیز مواجه شده است. طبق این روایت، عاملی چون درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی و روشن شدن نام برای جامعه، اهمیت خود را از دست داده و همه‌چیز به تلاش گروه‌های فرهنگی و روشنفکری فروکاسته می‌شود. حتی برخی منابع کلیدی در کشور نیز، با تأثیر گرفتن از این تحلیل، نقطه آغاز تحولات را صرفاً به فضا و جلسات روشنفکری نسبت داده‌اند. 🔶 اما مستندات دیگر تاریخی، روایت متفاوتی ارائه می‌دهند. بسیار پیش از آنکه جلسات شب شعر یا فعالیت‌های دانشجویی جدی‌تر شود، مبارزه ملت ایران با بر محوریت چهره‌های مذهبی و نقش‌آفرینی مستقیم مردم شکل گرفته بود. جنبش‌هایی چون قیام ۱۵ خرداد و حوادثی مانند شهادت حاج آقا مصطفی خمینی، انگیزه و حرکتی نو به اعتراضات مردمی دادند. تظاهرات مردم قم پس از انتشار مقاله توهین‌آمیز درباره امام خمینی در دی ۱۳۵۶، جرقه‌ای شد که موجی از قیام‌های پی‌درپی در شهرهای مختلف ایجاد کرد و ورق تاریخ را برای همیشه برگرداند. 🔷 ادعای آغاز انقلاب با جلسات شعر و اعتراضات فرهنگی، متکی بر اطلاعاتی ناقص و برداشت‌هایی سطحی از فضای جامعه آن زمان است. بسیاری از این گردهمایی‌های هنری و فرهنگی، توسط گروه‌های کوچکی با دیدگاه‌های خاص برگزار می‌شدند و گستردگی و تاثیر اجتماعی لازم برای چنین تاثیرگذاری تعیین‌کننده‌ای نداشتند. حتی خود اسناد تاریخی هم نشان می‌دهند که مخالفان اصلی رژیم تا پیش از اواخر سال ۵۶، ظرفیت تبدیل اعتراضات تئوریک و فرهنگی به حرکت خیابانی گسترده را نداشتند. 🔶 از سوی دیگر، سیر رخدادها نشان می‌دهد که این قیام مردمی بود که موتور تحولات را روشن کرد، نه صرفاً موج فعالیت‌های روشنفکری یا فضای باز سیاسی شاه. ، با برخورد مأموران با مردم و جان‌باختن جمعی از معترضان، نقشی کلیدی در بسیج مردم علیه نظام داشت. زنجیره چهلم‌ها و مراسمی که پس از این واقعه در سراسر کشور برگزار شد، جو جامعه را به سمت اعتراض گسترده سوق داد. 🔷 در مجموع، تقلیل جرقه اصلی انقلاب به فعالیت‌های محدود گروه‌های هنری و روشنفکری، نادیده گرفتن ریشه‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و مذهبی انقلاب ایران است. این روایت نه تنها با مستندات تاریخی هم‌خوانی ندارد، بلکه حقایق مهمی درباره رهبری امام خمینی، باورهای مذهبی مردم و نقش‌آفرینی توده‌ها را پنهان می‌کند. تاریخ واقعی انقلاب اسلامی، داستانی از حضور پررنگ مردم، فریادهای عدالت‌خواهانه، و پایداری در برابر ظلم است؛ مسیری که با هر قیام، هر چهلم و هر اعتراض، فصل به فصل آن توسط خود مردم ایران نوشته شد. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌‎پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 انقلاب اسلامی در رویارویی با تحجر مدرن 🔷 فروپاشی در ایران، ثمره شکست‌ پی‌درپی الگوهای بیگانه‌ای بود که را در راه تقلید بی‌تفکر قربانی کردند. میراث بی‌اعتمادی جامعه به کارنامه رهبران فرنگی‌مآب، سایه سنگینی از تردید بر عقل و امید ایرانی افکند و تجربه‌های تلخ و ، بارها نشان داد رهایی از دور باطل تقلید ممکن نیست مگر با بازگشت به استقلال فکری و ظرفیت‌های بومی. 🔶 آغاز تجدد تقلیدی در قرن بیستم، چهره‌هایی همچون ملکم‌خان، سید جمال واعظ، ملک‌المتکلمین و تقی‌زاده را به کانون سیاست برد؛ آنان سعادت ایران را صرفاً در اقتباس کامل از غرب می‌دیدند و مشروطه را با کالای وارداتی و زیربنای مدیریت بیگانه برابر می‌دانستند. این جریان با تلاش در تحمیل نظم و قانون اروپایی، هرگز فرصت نداد نیازهای ایران و جوهره فرهنگش عیان شود و سرنوشت جامعه بر مدار بومی رقم بخورد. 🔷 در چنین فضایی، موج ارتقابخشی‌های کاذب توسط مطبوعات و احزاب، هر رویداد جزئی را تا سطح جنبش عظیم اجتماعی بالا برد و ارزندگان واقعی اندیشه ملی و دینی زیر غبار غوغا و شعار محو شدند. قانون اساسی مشروطه ترکیبی ناهمگون از الگوهای غربی و بیگانگی با سنت تاریخی گشت و مشروعیت اجتماعی را در بحران فرو برد، تا آنجا که بروز مدرنیته ابزاری و سلبی، راه را برای استقرار اقتدار هموار ساخت. 🔶 دوران پهلوی، عصر سلطه تقلید و قطع پیوند واقعی با اندیشه مستقل بود. رسانه‌های تحت فرمان بیگانگان، الگوهای تجملی تمدن وارداتی را تبلیغ می‌کردند و مدرنیزاسیون سطحی، پوسته پر زرق‌وبرق بی‌محتوا ساخت. جریان‌های فرهنگی و سیاسی وابسته با تزریق شعار پیشرفت، استقلال فکری و امید به بازسازی جامعه بومی را کمرنگ کردند و بحران هویت عمیق‌تر شد. 🔷 جنبش ملی شدن نفت و تلاش‌های پرشور آن روزگار نیز اسیر همان دامنه ارتقابخشی‌های رسانه‌ای، سردرگمی فکری و بازی‌های قدرت شد؛ رهبران و روزنامه‌های شبه‌مدرن با استعاره «پیشرفت»، محتوا را وانهادند و ملت بار دیگر قربانی اتوپیایی شد که به جای بازآفرینی از درون، تنها فرم را از بیرون برگرفت. بحران رهبری و فقدان گفتمان روشن، استقلال و خرد تاریخی را به محاق برد. 🔶 وارث این تجربه‌ها شد: سه دهه نخستش بازتاب همان خطاها و هشدارها بود. هرجا که خرد جمعی و ساختارها ذیل اندیشه و الگوی وارداتی قرار گرفت، خسارت‌ها تکرار شد و راه نجات فقط از احیای عقل دینی، ریشه‌داری در سنت و بازشناسی انتقادی تاریخ معبر یافت. 🔷 هر بار که پروژه خرد جمعی، وام‌دار بیگانگان و ذائقه شتابزده شبه‌روشنفکران قرار گرفت، ملت طعم خسارت‌های برجا مانده‌ی فقدان عقل و استقلال فرهنگی را بار دیگر چشید. راهی جز بازسازی اندیشه دینی، احیای خرد بومی و بازگشت به ظرفیت‌های فرهنگ ایرانی برای سربلندی ملت باقی نیست. امروز جامعه، تنها با عبور آگاهانه از تحجر مدرن و نخبگان منفصل، می‌تواند برای دوباره یافتن هویت و مشروعیت ملی، افق تازه بگشاید. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 انقلاب اسلامی و گروه‌های تجزیه‌طلب در ایران 🔷 پیروزی در ایران به رهبری حضرت (ره)، تحول بزرگی در تاریخ معاصر کشور رقم زد و تهدیدی اساسی برای منافع ابرقدرت‌های شرق و غرب شد. برای مقابله با این موج استقلال‌خواهی، قدرت‌های خارجی به حمایت و تحریک گروه‌های تجزیه‌طلب در مرزهای روی آوردند. آغاز رویارویی جمهوری اسلامی با این گروه‌ها در مناطقی چون آذربایجان، کردستان، خوزستان، ترکمن‌صحرا و سیستان و بلوچستان بود. پیوندهای قومی، زبانی و مذهبی با کشورهای همجوار،‌ مهم‌ترین محرک این جنبش‌ها و بستر اصلی مداخله خارجی بود. 🔶 گروه‌های تجزیه‌طلب با استفاده از بحران‌های بومی و حمایت بیرونی، ایران را هدف گرفتند و این گروه‌ها اغلب با شعارهای جذاب اما برخاسته از تفکرات ناسیونالیستی افراطی ظاهر شدند و در برخی مناطق مرزی نفوذ پیدا کردند. جمهوری اسلامی با تکیه بر ظرفیت مردمی و روحیه ملی و دینی ایرانیان، اغلب این گروه‌ها را در همان سال‌های نخست سرکوب و کنترل کرد. 🔷 تبلیغات و گسترش اینترنت، فضای جدیدی برای فعالیت گروه‌های تجزیه‌طلب فراهم آورد. حضور این گروه‌ها اکنون عمدتاً در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مجازی خلاصه می‌شود؛ جایی که اغلب بیش از آن‌که پایگاه اجتماعی واقعی داشته باشند، به جنگ روانی و شایعه‌سازی علیه وحدت کشور مشغول‌اند. 🔶 مناطق مرزی ایران، به واسطه ارتباط مستقیم قومی و زبانی با همسایگان، همواره زمینه‌ساز نفوذ و تحریک تجزیه‌طلبانه بوده‌اند. کردستان، آذربایجان، خوزستان و بلوچستان از مهم‌ترین نقاط آسیب‌پذیر بودند که اتکای اصلی شورش‌ها به تحریکات بیرونی و بهره‌برداری از تنش‌های تاریخی و فرهنگی بود. حرکت‌های تجزیه‌طلبانه با وجود حمایت خارجی، با واکنش هوشمندانه و احساس مسئولیت مردم این مناطق و همدلی ملی، بارها ناکام ماندند و وحدت ایران به‌رغم همه تهدیدها حفظ شد. 🔷 تنوع قومی و فرهنگی ایران همواره فرصتی برای پیشرفت و همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام مختلف بوده است. اما عدم مدیریت صحیح این تنوع یا ظهور تبعیض، زمینه را برای تحریک دشمنان و رشد اختلافات فراهم می‌کند. تأکید بر عدالت، بالندگی فرهنگی و پرهیز از برتری‌جویی قومیتی راهکاری مؤثر برای مقابله با آسیب‌های ناشی از سوءاستفاده از تنوع است. 🔶 قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از جمله ، عراق دوره صدام حسین، سابق، و برخی کشورهای عربی خلیج فارس هر یک در برهه‌هایی از حرکت‌های تجزیه‌طلبانه حمایت کردند. این حمایت‌ها به شکل مالی، رسانه‌ای یا لجستیکی موجب تکرار و تشدید بحران‌های قومی شد که همواره با هوشیاری ملی پاسخ گرفتند. 🔷 مسعود رجوی از رهبران برجسته حرکت‌های مسلحانه ضد نظام پس از انقلاب، با بهره‌گیری از حمایت رژیم بعث عراق، به گسترش بحران‌های امنیتی دامن زد. هویدا، نخست‌وزیر واپسین سال‌های پهلوی، یادآور دوران تضعیف دولت مرکزی در برابر موج تحولات قومی و بحران‌های تجزیه‌طلبانه است. 🔶 حضرت امام خمینی (ره) با رهبری الهام‌بخش و تأکید بر هویت ایرانی-اسلامی، محور و دفع اصلی موج تجزیه‌طلبی پس از انقلاب بود. رویکرد ایشان فراخوان همگان به حمایت از تمامیت ارضی و وفاق ملی در سراسر کشور بود. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 ۱۵ خرداد، برافتادن مشروطه و برآمدن انقلاب اسلامی 🔷 سال در مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران نقطه‌ای سرنوشت‌ساز است که بدون اعتنا به تلاش کسانی که آن را رخدادی عادی جلوه می‌دهند، اثرش را آشکارا بر جای گذاشته است. هزاران نفر در آن مقطع دستگیر، زندانی، تبعید یا کشته شدند و در میان آنان و یارانش نیز حضور دارند. اما تفاوت عمده پانزده خرداد نه در شمار قربانیان، بلکه در نوع پیوند عمیقش با همه ابعاد تاریخ و ارزش‌های ملت است. صحنه‌ای که مبارزات مردم ایران، شیوه و اهداف خود را بازآفرینی نمود و آرمان‌هایی تازه دمید. 🔶 در فضای تفسیر رسمی از جنبش‌های اجتماعی، نیروها به دو اردوگاه سنتی (روحانیت، بازاریان، اشراف، دهقانان) و مدرن (طبقه متوسط جدید، کارگران، روشنفکران) تقسیم می‌شوند. بسیاری از این دیدگاه‌ها جنبش ۱۵ خرداد را حرکتی کور می‌دانند که فاقد رهبری اجتماعی واقعی است. با بازخوانی خاطرات فعالان سیاسی، نظرات گوناگونی از سوی جناح‌های مختلف درباره مواجهه با حرکت علما مطرح شده است. بخش‌هایی بر رویکرد قشری روحانیت تأکید دارند، برخی دیگر خواستار حمایت از علما هستند و گروهی نیز راه تعالی‌بخش و عمق بخشیدن به حرکت مذهبی را در پیش گرفته‌اند. 🔷 در تحولات معاصر، همواره این تصور قالبی حاکم بود که هیچ جنبش اجتماعی بدون واسطه‌گری روشنفکران و نیروهای حزبی غرب‌گرا امکان تحقق ندارد. پانزده خرداد مصداق بارز فرو ریختن این برداشت است؛ جنبشی برخاسته از بطن جامعه که مناسبات را دگرگون کرد، مبانی مبارزه را تازه کرد و پیوند ناگسستنی با باورهای مردم برقرار نمود. نتیجه آن راهی بود که به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ختم شد و مشعل را فروزان نگاه داشت. 🔶 جامعه‌شناسی سیاسی مبتنی بر نگاه امام خمینی به پانزده خرداد، نشان می‌دهد که ریشه، هدف، پایه‌گذاران و پویندگان آن با هیچ‌یک از جنبش‌های پیشین ایران همسانی ندارد. جست‌وجوی علل و ادامه‌دهندگان این نهضت، شناخت مقصد و مخالفان آن، و شناخت کسانی که امید به استمرارش می‌رود، حاوی پرسش‌هایی بنیادین است. پاسخ، در فداکاری گروهی از مردم نهفته است که بی‌هیچ نیت جز اسلام، به پا خاستند؛ جمعیتی که برای اسلام قیام کردند و تنها همان‌ها بودند که صف قیام را شکل دادند و جان دادند. با ورود روحانیت به صحنه و بازگرداندن مرجعیت تفسیر تحولات به نهاد دین، گستره آزادی نیروهای اجتماعی از قالب‌های غربی رها شد و نیروی مردمی، جنبشی فراتر از نخبگان سیاسی پدید آورد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 پیشینه همکاری رژیم شاه در طرح‌های نظامی منطقه‌ای با اسراییل 🔷 در سال‌های پس از و تثبیت قدرت ، ارتباطات و ، در سایه سیاست‌های ، ابعاد گسترده‌ای یافت. پیوند استراتژیک این دو کشور با تاکید بر نفوذ آمریکا، تعاملات نظامی و امنیتی را در پیش گرفت که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، با هدف مقابله با نفوذ شوروی و جریان‌های چپ‌گرا و عربی دنبال شد. ایران و اسرائیل به عنوان بازو‌های منطقه‌ای آمریکا، نقش قدرت‌های محلی را برعهده داشتند و در کنار ترکیه، پایه‌های همکاری سه‌جانبه در منطقه را شکل دادند. 🔶 همکاری‌ها در چند سطح گسترش پیدا کرد؛ از تامین نفت اسرائیل و صادرات کالاهای استراتژیک گرفته تا آموزش نیروهای نظامی، خرید تسلیحات، انتقال فناوری و ایجاد بستر عملیاتی مشترک در خاورمیانه و آفریقا. با راهنمایی و حمایت ، دوره‌های تخصصی آموزش اطلاعات، ضدجاسوسی و مخابراتی را دریافت کرد. برخی منابع، نقشه برنامه‌ریزی هماهنگ سیای آمریکا و MI6 بریتانیا برای نزدیک کردن ایران و اسرائیل را مطرح کرده‌اند. نمونه‌هایی چون پروژه‌های تسلیحاتی مشترک و توسعه موشک‌های دوربرد و قراردادهای محرمانه نظامی میان تهران و تل‌آویو، نشان‌دهنده عمق همکاری‌هاست. 🔷 در این دوره، اسرائیل با انتقال تجربه و فناوری نظامی و آموزش نیروهای ویژه ساواک، الگوی رفتاری خود را وارد ساختار اجرایی سیستم امنیتی ایران کرد. گزارش‌ها از تاثیر مستقیم عناصر اسرائیلی بر روند گزینش، آموزش عملیاتی و برنامه‌ریزی‌های امنیتی ایران حکایت دارد. همچنین قراردادهای خرید سلاح، تجهیز نیروی هوایی و تهیه جنگ افزارهای مدرن، ایران را به یکی از مشتریان اصلی تسلیحات اسرائیلی تبدیل کرد. 🔶 ایران و اسرائیل نه‌تنها همکاری نظامی، بلکه پروژه‌های اطلاعاتی و عملیاتی برای نفوذ در کشورهای منطقه و مهار جریانات عربی و فلسطینی را دنبال کردند. قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، از طریق ساختارهای اطلاعاتی و نظامی، حمایت و پشتیبانی راهبردی خود را بر این ائتلاف استوار ساختند. با پیروزی انقلاب اسلامی، این همکاری‌ها متوقف گردید و واسطه‌های ارتباطی، متخصصان و مستشاران نظامی اسرائیل ایران را ترک کردند. در این مقاله هیچ اشاره‌ای به امام خمینی نشده است. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 تقابل گروه‌های غرب‌گرا با تشکیل نظام جمهوری اسلامی و مواضع امام 🔷 با پیروزی در بهمن ۵۷، گویی میدان تازه‌ای از نبرد آغاز شد؛ نه با اسلحه، بلکه با ایده‌ها و نسخه‌های متفاوت برای آینده کشور. با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» مسیر را روشن کرده بودند، اما گروه‌هایی که پیوند فکری با غرب یا شرق داشتند، به شکل آشکار و پنهان درصدد تغییر این خط‌مشی برآمدند. از همان روزهای نخست، تقابل اصلی بر سر این بود که «جمهوری اسلامی» دقیقاً چه باید باشد و چه کسی تصمیم‌گیر نهایی باشد. 🔶 پس از پیروزی انقلاب، مهندس با پیشنهاد «جمهوری دموکراتیک اسلامی» تلاش داشت مسیر نظام را به سمت مدل‌های غربی متمایل کند؛ حرکتی که مرزبندی امام با این الگوها را کمرنگ می‌ساخت. _سید_کاظم_شریعتمداری نیز مدلی نزدیک به دموکراسی‌های غربی ارائه داد و اصل ولایت فقیه را بی‌نیاز می‌دانست. هم‌زمان، ابوالحسن که با رأی مردم رئیس‌جمهور شده بود، با نزدیک‌شدن به گروه‌های مسلح و اپوزیسیون، در مقابل نهادهای انقلابی صف‌آرایی کرد و حتی در موضوع قصاص و جایگاه نهادهای شرعی به چالش پرداخت. این جابه‌جایی‌ها و اتحادهای پنهان، دست گروه‌های متنوعی از مارکسیست‌ها تا ملی‌گراها را بازتر کرد تا جایگزین‌هایی مثل «جمهوری ایرانی» یا «فدرالیسم» را تبلیغ و با تحریم همه‌پرسی یا شورش، مسیر انقلاب را منحرف کنند. 🔷 برای مقابله با این جریان‌ها، چند اقدام کلیدی و حساب‌شده انجام داد. در برابر بازرگان، موضع قاطع «نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد» را مطرح کرد و اجازه نداد عنوان نظام در همه‌پرسی دست‌کاری شود. در مواجهه با شریعتمداری و همفکرانش، بر ضرورت تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی پافشاری کرد و با تشکیل «مجلس خبرگان» به‌جای «مجلس مؤسسان» مسیر تصویب سریع و شرعی قانون را تضمین نمود و برای خنثی‌کردن اقدامات بنی‌صدر، ابتدا با هشدارهای مستقیم او را به چارچوب قانون برگرداند و وقتی بی‌اثر شد، با بهره‌گیری از اختیارات قانونی، روند عزلش را کلید زد و حمایت مجلس و مردم را گرفت. 🔶 در سطح کلی‌تر، در برابر تحریم‌ها و تلاش گروه‌های چپ و ملی‌گرا، امام با اتکا به بسیج مردمی، راهپیمایی‌ها و سخنرانی‌های روشنگر، مشروعیت جمهوری اسلامی را تثبیت کرد. حکم ارتداد علیه جبهه ملی به‌دلیل مخالفت با قصاص، و حکم محاربه برای گروه‌های مسلح، مسیر فعالیت علنی مخالفان را بست. حتی در موضوع اختلاف بر سر مرجع تصمیم‌گیر، با محدود کردن تعداد اعضای خبرگان و سرعت‌بخشی به فرآیند قانون‌گذاری، فرصت هرگونه فرسایش یا تعویق را از دست مخالفان گرفت. 🔷 این اقدامات ترکیبی—از موضع‌گیری شفاف و صریح گرفته تا طراحی سازوکارهای قانونی و بسیج اجتماعی—در کنار حمایت گسترده مردمی، باعث شد که تمام مدل‌های جایگزین شکست بخورند و جمهوری اسلامی نه‌تنها از بحران‌های اولیه عبور کند، بلکه پایه‌های خود را مستحکم‌تر سازد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 بررسی حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ 🔷 در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، همچون دیگر شهرهای کشور عرصه اعتراض و حرکت‌های مردمی علیه حکومت بود. از آغاز در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید ایشان به عراق، این شهر به دلیل نزدیکی جغرافیایی به مرز، به یکی از پایگاه‌های انتقال اعلامیه‌ها و پیام‌های نهضت بدل شد. با درگذشت سید مصطفی خمینی و اوج‌گیری مبارزات، مردم آبادان و با برگزاری مجالس بزرگ مذهبی، عزاداری‌ها، و راهپیمایی‌ها مخالفت خود را با رژیم نشان دادند. 🔶 پس از واقعه ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم، بازارها تعطیل شد، نماز جماعت‌های اعتراضی برگزار گردید و مردم در تظاهرات خیابانی شرکت جستند. چهلم شهدای قم در ۲۹ بهمن همان سال، موجی تازه از اعتراضات در سراسر خوزستان به پا کرد. در اهواز، عزای عمومی و مراسم مسجد جزایری به صحنه‌ای برای مقابله با نیروهای رژیم تبدیل شد که به شهادت یک نفر انجامید. دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور نیز در حمایت از مردم، کلاس‌ها را تعطیل کردند. 🔷 در چنین فضایی، شامگاه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، مصادف با ۱۵ رمضان، حادثه‌ای رخ داد که نه تنها آبادان بلکه سراسر ایران را در بهت فرو برد. ، واقع در منطقه‌ای کارگرنشین و در نزدیکی اداره شهربانی، هنگام آخرین شب نمایش فیلم «گوزن‌ها» مملو از تماشاگر بود. تعداد زیادی بلیت فروخته شده بود و با احتساب کودکان چندماهه تا خردسال که بدون بلیت و در کنار والدین آمده بودند، شمار حاضران به بیش از هزار نفر می‌رسید. 🔶 بر اساس گزارش‌ها، آتش حوالی ساعت ۲۱:۲۰ شعله‌ور شد و طبق اعلام در ۲۲:۱۰ به اوج رسید. درهای خروجی از بیرون بسته شده و تماشاگران در میان دود خفه‌کننده و شعله‌های مهیب گرفتار ماندند. مأموران آتش‌نشانی با سه خودرو به محل آمدند اما خودروها فاقد شیلنگ فشار قوی، نوار آب‌رسانی، و حتی بلندگو برای هشدار به مردم بودند. مسیر دسترسی به آب بسته بود؛ شیر اصلی زیر لایه آسفالت پنهان شده و پیدا نمی‌شد. آتش‌نشانی شرکت نفت با تأخیر فراوان رسید و اعلام کرد تعهدی نسبت به حریق‌های شهری ندارد. مدیر سینما هم به‌عادت هر سانس، درها را برای صرفه‌جویی در هزینه نگهبان بسته بود و این قفل‌ها به تله مرگ تبدیل شدند. 🔷 در کمتر از ساعتی، حادثه به بدل شد. ۳۷۷ نفر بنا بر آمار رسمی و بیش از ۴۲۰ نفر طبق برخی منابع جان باختند، که میان آن‌ها زنان و کودکان نیز بودند. اجساد سوخته و پیکرهای غیرقابل‌ شناسایی، صحنه ویران‌شده سالن، و بوی سوختگی تا روزها در شهر ماند. شاهدان از سهل‌انگاری سنگین دستگاه‌های مسئول گفتند: تأخیر در اعزام نیرو، نداشتن تجهیزات، نبود نگهبان و مدیر در محل، و حتی ترک پست برخی مأموران و قفل‌کردن خودروهای آتش‌نشانی. مجموعه‌ای از بی‌تدبیری‌ها که مهار آتش را ناممکن کرد و فاجعه را تا این اندازه مرگبار ساخت. 🔶 پس‌لرزه‌های اجتماعی و سیاسی حادثه گسترده بود. شهر آبادان و نقاط مختلف کشور با برپایی مراسم و تظاهرات، یاد قربانیان را گرامی داشتند. پیام از نجف، حادثه را جنایتی سازمان‌یافته از سوی رژیم معرفی کرد و اهداف آن را بدنام کردن نیروهای مذهبی و ایجاد رعب دانست. علما و فعالان سیاسی با بیانیه‌ها و سخنرانی‌های خود، حکومت پهلوی را مسئول مستقیم دانستند. چهلم قربانیان به یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اعتراضی پیش از انقلاب بدل شد. شمارش روزها از این تراژدی تا سقوط رژیم، سرعت گرفت. آتش سینما رکس نه تنها شعله‌هایی بر پرده یک سالن سینما بود، که به شراره‌های انقلاب در دل مردم ایران بدل شد — آتشی که خاموش نشد تا وقتی که نظام پهلوی فروپاشید. 🖇 متن کامل مقاله را در وب‌سایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh