eitaa logo
بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی
5.4هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
653 فایل
ناشر اختصاصی آثار تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی کانال رسمی @bonyadtarikh تازه های پایگاه: http://iranemoaser.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌انقلاب اسلامی، شکست تجربه غرب‌گرایی و زوال پادشاهی در ایران 🔷 و طبقه حاکمه ایران قادر به ایجاد دگرگونی نبودند. از دیدگاه غرب، ضرورت داشت شاهی مستبد و حاکمیت استبدادی جهت تسریع توسعه تاریخی ایران حضور داشته باشند. همکاری غرب با نظام پادشاهی ایران طی ۱۵۰ سال اخیر در این چارچوب تحلیل شده است. سیاستمدارانی حرفه‌ای و وابسته به خانواده‌های اشراف و تحصیل‌کرده‌های غرب را گرد هم آورده بود، افرادی که به ایدئولوژی‌های لیبرال-دموکراسی یا سوسیال-دموکراسی شکی وارد نمی‌کردند. 🔶 و در هر صورت با حمایت و به روی کار آمده‌اند و اسطوره‌سازی‌های با تمام وجوهش بر اساس تئوری‌های نظام مشروطه سلطنتی انگلیس شکل می‌گرفت. اسطوره‌واری را که خود ساخته بودند باور کردند و بدین طریق اسیر پندارگرایی‌های «دیکتاتوری منور» و یا «دولت مطلقه مدرن!» شدند. برای روشنفکران داخلی، نظام مشروطه سلطنتی و قانون اساسی آن علی‌رغم تمام نقایص و دست‌اندازی‌هایی که مستبدان به آن داشتند، طلیعه یک نظام دموکراتیک به نظر می‌رسید. 🔷 نظام مشروطه سلطنتی، برخلاف تصور روشنفکران غرب‌گرا، باعث تشکیل و تثبیت سلطنت استبدادی در ایران شد و رضاخان توانست بستر این استبداد را به وجود آورد و قانون‌شکنی‌ها و جنایات خود را ممکن سازد. مشروطه‌خواهان سلطنت‌طلب با تعصب نسبت به این نظام و تساهل در برابر تخلفات پهلوی‌ها مانع ظهور اندیشه‌ها و راه‌حل‌های جدید شدند. به خوبی درک کرد که باید از قدرت دولت برای تجدد و بازسازی به سبک غربی بهره ببرد و همه چیز را به وجود شخص دیکتاتور و دستگاه حکومتی او وابسته کرد؛ او با وجود استبداد کم‌نظیرش، توسط روشنفکرانی اداره می‌شد که ساختاری پیچیده و دیوان‌سالارانه و فاسد داشتند. نظام مشروطه سلطنتی براساس هوس‌های دیکتاتوری کار می‌کرد و به نابودی هزاران خانواده کشاورز منجر شد و در نتیجه، عقب‌ماندگی، فقر و ناکامی‌های وسیعی در ایران رخ داد. روشنفکران و نخبگان جامعه که خود باعث شکل‌گیری دیکتاتوری شدند، در زندان‌های رژیم شاه سرکوب و نابود شدند. 🔶 حمایت قدرت‌های غربی و در رأس آن و و حتی از بنیادهای نظام پادشاهی و محمدرضا پهلوی مزید بر علت بود و جسارت لازم را از نخبگان سیاسی و فکری ایران برای دادن شعار سقوط نظام پادشاهی گرفت. در این میان فقط یک صدا بود که سازش نمی‌پذیرفت و به چیزی کمتر از سقوط نظام پادشاهی در ایران رضایت نمی‌داد و آن (ره) بود. 🔷 آگاهی ملت ایران از ضرورت تغییر و دگرگونی نظام پادشاهی و دیکتاتوری وقتی به وجود آمد که (ره) رهبر جنبش انقلابی ملت ایران شد. تا آن موقع بیش از چند دهه وقت تلف شده بود و میراثی که باید در انقلاب عدالتخانه ملت ایران، دور انداخته می‌شد با حاکمیت جریانات غربگرا و طرفدار سلطنت، متمركزتر و عظیم‌تر گشته بود. هر نوع مبارزه‌ای برای اینکه به موفقیت بینجامد می‌بایستی مبتنی بر اصولی کاملا محكم، مردم‌پسند، آرمانی و دارای رهبری سازش‌ناپذیر باشد، تا همان‌طورى كه قدم به قدم پیش می‌رود ضمن تثبیت پیشرفت‌های خود، از جلب خصومت همزمان صاحبان منافع عینی و ذهنی موجود پرهیز کند. همه این خصیصه‌ها در انقلاب اسلامی و رهبری امام جمع بود. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 پنجاه و هشت سال تبه‌کاری، خیانت و غارت(1) 🔷 در روزگار رضاشاه هرفردی که رویت می‌شد، دارای هزار مرتبه فریاد نارضایتی بود. عامل اصلی اعتراضات مردمی و بزرگان دینی چه در عصر و چه در و ، ساختار استبدادی و فساد مالی، به همراه اختناق و مفاسد اخلاقی بود. بحران‌های اقتصادی به وجود آمده در تاریخ گذشته ایران، ناشی از فساد طبقه حاکم، چپاول ثروت‌های ملی و عمومی و همچنین وجود مقامات بلندپایه حکومتی فاسد بوده است. فساد و رشوه‌خواری مقامات و اعضای خاندان سلطنتی به شدت با ارزش‌ها و عادت‌های اجتماعی طبقات متوسط و پایین جامعه سنتی ایران در تناقض بود که منجر به همین دوگانگی شدید طبقاتی گردید. ملت ایران در سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴، از خود شاه شنیده بودند که درآمدهای نفتی کشور سه یا چهار برابر شده است. بر همین اساس آنان سؤال می‌کردند که چرا دچار فقر و بحران اقتصادی شده‌اند و آن همه ثروت به یکباره چه شد و کجا رفت؟ از آن جا که رشوه‌خواری و فساد مالی خاندان سلطنتی، بر همگان آشکار بود، جامعه آگاه ایران با دیده تردید و انزجار به رژیم نگاه می‌کرد و این وضعیت برای آنان تحمل‌ناپذیر بود. 🔶 نیز به عنوان بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی کشور و در عین حال وابسته به خانواده شاه این حس را تشدید می‌کرد. سعی داشت با تبلیغات گسترده، بنیاد پهلوی را به عنوان یک نهاد خیریه معرفی کند اما سوءاستفاده‌های گسترده این نهاد و افشای آن توسط نیروهای انقلابی، چهره این بنیاد را در نزد مردم به شدت مخدوش ساخت. در سراسر حکومت پهلوی آنچه اغلب به چشم می‌آید، تمایل درباری به کسب قدرت و گسترش آن حتی به بهای نقض قانون اساسی و دخالت در تمامی شئون زندگی ایرانیان بود. 🔷 در دهه آغازین حکومت محمدرضا پهلوی یکی از ابزارهای دربار برای مداخله در امور داخلی و حتی گاهی امور خارجی، سازمانی بود به نام سازمان املاک و مستغلات پهلوی که ظاهراً برای امور خیریه تاسیس شده بود تا نشانگر سخاوت و نوع‌دوستی دربار پهلوی باشد. اما این نهاد در حقیقت پوششی بود که اموال، املاک و مستغلات غصبی رضاشاه را به نام وقف بودن از مالیات و پس گرفته شدن آن توسط صاحبان حقیقی این اموال حفظ می‌کرد. این سازمان در سال ۱۳۵۱ خورشیدی به بنیاد پهلوی تغییر نام داد و با گسترش فعالیت خود وارد داد و ستدهای اقتصادی، فعالیت‌های فرهنگی و … شد تا با گسترش قدرت مالی به وظیفه اصلی خود که پشتیبانی از حامیان و طرفداران رژیم بود بپردازد. 🔶 فعالیت‌های بنیاد پهلوی به عنوان یک نهاد اقتصادی نیرومند و مصون از نظارت قوای سه‌گانه رژیم، اهمیت و جایگاه این نهاد را نشان می‌دهد. با توجه به فعالیت‌های اقتصادی و تجاری، این بنیاد در امور فرهنگی و واکنش منتقدان حکومت پهلوی را برمی‌انگیخت. بسیاری از انقلابیون، فارغ از هر گونه مسائل عقیدتی خود علیه آن، موضوع‌گیری‌هایی اتخاذ، و این سازمان را نمونۀ کامل فساد در رژیم معرفی نمودند. این بنیاد مستقیماً وابسته به شخص شاه و دولت حکومت پهلوی فعالیت‌های این بنیاد را به مشابه اقدامات و فساد شخص شاه تلقی و در مبارزات‌شان بر آن تکیه می‌کردند. 🔷 در ظاهر بنیاد پهلوی یک سازمان غیرانتفاعی خیریه بود که از وقف بخش بزرگی از اموال رضاشاه، محمدرضاشاه و دیگر اعضای خاندان پهلوی تشکیل شد اما در باطن این بنیاد از مهم‌ترین نهادهای اقتصادی و فرهنگی دربار پهلوی به شمار می‌آمد که نقش ویژه‌ای را در گردش‌آوری ثروت و بذل و بخشش‌های خانواده سلطنتی برای کسب اعتبار نزد صاحبان قدرت در خارج از ایران و پرداخت رشوه‌های کلان و کمک‌های انتخاباتی و غیره به سیاستمداران، روزنامه‌نگاران، صاحبان صنایع، بانک‌داران و سردمداران دولت‌ها ایفام می‌کرد. 🔶 پیش از رضا شاه، حکومت آرستوکراسی کاملاً سنتی بود که توانایی لازم برای اداره کشور را نداشت و با وقوع مشروطیت به هرج و مرج و بی‌ثباتی انجامید. کودتای ۱۲۹۹ که توسط رضا خان انجام شد، آغاز تغییرات بنیادین در ساختار قدرت بود؛ او با بازداشت اعیان و رجال سیاسی و متکی شدن به نظر عمومی که از آرستوکراسی خسته شده بود، توانست حمایت مردم را جلب کند. محبوبیت رضا شاه تا حد زیادی ناشی از نفرت اکثریت مردم نسبت به طبقه ممتاز پیشین بود. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 پنجاه و هشت سال تبه‌کاری، خیانت و غارت(2) 🔷 قدرت خود را همانند پدرش بر سه ستون نیروهای مسلح، شبکه حمایتی دربار و دیوان‌سالاری دولتی قرار داده بود. شبکه حمایتی دربار، با توزیع حقوق و مزایای کلان و ایجاد مشاغل پردرآمد، حلقه اطرافیان را فربه می‌ساخت و وفاداری آنان را تضمین می‌کرد. برای تحقق این هدف، مؤسسه‌ای مورد نیاز بود که دور از نظر مردم و حساب‌های رسمی، در قالبی به ظاهر خیرخواهانه، به انباشت دارایی و مدیریت ثروت بپردازد. ، پاسخ به این نیاز بود و بخش اعظم املاک و دارایی‌های سلطنتی زیر پرچم آن قرار گرفت. 🔶 نخستین نهاد وابسته، بنگاه ترجمه و نشر کتاب بود. سرمایه اولیه این بنگاه از عواید املاک سلطنتی تأمین شد و بزودی نظارت مستقیم مدیران بنیاد بر آن غالب شد. سایر شرکت‌های بزرگ و بنگاه‌های مالی یکی پس از دیگری به ساختار بنیاد افزوده شدند. ساختار حقوقی بنیاد، عنوانی غیرانتفاعی و خیریه داشت. اما در عمل، محور فعالیت آن در مسیر اهداف مالی و توسعه شبکه قدرت اقتصادی خاندان قرار گرفت. اهداف خیریه و عام‌المنفعه نه در اولویت بود و نه اجرا شد. 🔷 اداره کلان دارایی‌های و اعضای خانواده سلطنتی به بنیاد واگذار شد. بسیاری از مدیران و کارگزاران از حضور در هیئت مدیره شرکت‌های گوناگون، منافع و کمیسیون‌های کلان دریافت می‌کردند. ترکیب هیئت مدیره بنیاد پهلوی متشکل از مدیرعامل، شورای عالی و افرادی با سمت رسمی دولتی بود؛ نظیر نخست‌وزیر، وزیر دربار، رئیس مجلس سنا، رئیس مجلس و رئیس دیوان عالی کشور. نمایندگان شاه به طور مستقیم از طرف خود او منصوب می‌شدند. 🔶 هیئت مدیره، حق انتخاب مدیرعامل را نداشت و غالب اعضا به خاطر موقعیت و نقش‌شان عضویت می‌یافتند. ساختار انتخاب مدیران بسته و غیرشفاف بود. اولین مدیرعامل نیز از چهره‌های کاملاً مورد اعتماد شاه انتخاب شد. سرمایه بنیاد از درآمد زمین‌ها و شرکت‌های سلطنتی تأمین می‌شد و پول‌ها به سمت شرکت‌هایی همچون بانک عمران و پروژه‌های بزرگ ساختمانی هدایت شد و هدف تقویت بخش خصوصی و حفظ منافع اطرافیان بود. 🔷 با سرمایه کلان، با وجود ادعای اولیه حمایت از کشاورزی، منابعش را به پروژه‌های عظیم ساختمانی تغییر مسیر داد که این، نشانه‌ای از تحولات و انحراف از شعارهای اولیه بودند. بنیاد پهلوی در اسناد و اساسنامه، اهدافی چون بهداشت و رفاه و توسعه کشاورزی را ذکر کرده بود ولی تمرکز اصلی اقدامات، تجمیع ثروت، انتقال دارایی به خاندان سلطنتی و سودآوری برای اطرافیان بود. 🔶 بسیاری از پروژه‌های به ظاهر عام‌المنفعه، در اصل به نفع شرکت‌ها و افراد نزدیک شاه اجرا شد. واگذاری املاک و زمین‌های کشاورزی با شعارهای جمعی انجام گرفت اما منجربه مالکیت گروه خاصی گردید. کاهش فشار افکار عمومی درباره مالکیت فردی اموال شاه، نفوذ در اقتصاد کشور، حمایت پررنگ از بدنه رژیم، پاسخ به نظرات مشاوران خارجی و جلب رضایت مذهبیون با قالب “وقف” و “نیکوکاری”، از جمله اهداف تأسیس بنیاد بود. 🔷 ساختار بنیاد به گونه‌ای طراحی شد که هیچ نظارت واقعی بر مدیران و منافع صورت نگیرد. همین بی‌اعتنایی به اهداف عام‌المنفعه و واگذاری انحصاری مزایا، سبب افزایش نارضایتی عمومی و تکرار اعتراض اجتماعی شد. در سایه این ساختار و رویکرد، بنیاد پهلوی ابزار اصلی بقای قدرت اقتصادی سلطنت شناخته شد. اختلاف طبقاتی گسترده و نفوذ اقتصادی دربار، بخشی از زمینه‌های مخالفت و نارضایتی آشکار مردمی را فراهم آورد. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 اتحاد برای خیانت و جنایت 🔷 ابوالحسن متولد دوم فروردین ۱۳۱۲ در همدان و فرزند آیت‌الله سید نصرالله بنی‌صدر، سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب فعالیت سیاسی پررنگی داشت؛ از دانشگاه تهران تا زندان‌های رژیم و سرانجام مهاجرت به و تحصیل در سوربن. پس از اوج‌گیری انقلاب، همراه با (ره) در روزهای تبعید در پاریس حضور پیدا کرد و پس از بازگشت به ایران، از اعضای اصلی شورای انقلاب شد. با فروپاشی نظام شاهنشاهی، عرصه سیاسی کشور آماده نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری شد؛ انتخاباتی که بیش از صد نامزد در آن ثبت‌نام کردند اما تنها هشت نفر در نهایت وارد رقابت شدند. در میان این اسامی، ابوالحسن بنی‌صدر با شعارهای پرآب‌وتاب و وعده‌هایی که بعدها با عملکرد او بی‌ارتباط جلوه کرد بیشترین آرا را به دست آورد و با فاصله با رقبا، او را به نخستین رئیس‌جمهور ایران بدل ساخت. 🔶 در حالی که امام خمینی (ره) به علت ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری بود، بنی‌صدر اوج تبلیغات انتخاباتی را پشت سر گذاشت و شانس خود را برای پیروزی افزایش داد. روایت خاطرات از دیدار در با امام و آگاهی از مخالفت‌های ایشان با نامزدی بنی‌صدر، فضای آن ایام را به تصویر می‌کشد. بنی‌صدر با تکیه بر این پیروزی، علاوه‌بر ریاست‌جمهوری، از سوی امام مسئولیت فرماندهی کل قوا را نیز بر عهده گرفت، اما نگاه انتقادی و گاه خصمانه نسبت به سپاه، نهادهای انقلابی و دادگاه‌های انقلاب همواره در رفتار و سیاست‌گذاری‌هایش هویدا بود. تضاد با حضور و نقش روحانیت در دولت، مخالفت با مالکیت خصوصی و جدل با اصل ولایت‌فقیه، بنی‌صدر را از بسیاری بدنه‌های انقلابی جدا کرد. این شکاف‌ها به ویژه در موضوعات حساس‌تر، مثل ()، بیش از پیش نمایان شد؛ جایی که مخالفت علنی بنی‌صدر با اقدام دانشجویان پیرو خط امام آشکارا بروز یافت. 🔷 در مقطع گروگانگیری، بنی‌صدر در تعامل محرمانه با صادق قطب‌زاده و در هماهنگی با طرف‌های آمریکایی، برای آزادی گروگان‌ها بدون اطلاع امام و مجلس وارد عمل می‌شود؛ روندی که هیچ‌گاه به نتیجه نرسید و جز ناکامی و دامن زدن به بی‌اعتمادی‌ها سودی نداشت. از سوی دیگر، سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی پس از شکست‌های پیاپی در انتخابات‌های خبرگان قانون اساسی، ریاست‌جمهوری و مجلس، از مناصب کلیدی دور ماندند و چاره‌ای جز نزدیکی به قدرت و نفوذ در حاکمیت نیافتند؛ بنابراین، اتحاد تاکتیکی مسعود رجوی و بنی‌صدر شکل می‌گیرد. جلسات روزانه و دو روز در میان موسی خیابانی و رجوی با بنی‌صدر، بیانگر رابطه نزدیک آنان در پشت پرده بود؛ رابطه‌ای که با هدف تأثیرگذاری بر سیاست‌های کلان کشور و پیشبرد مطامع ناکام مجاهدین خلق، فضای تلخ و ناآرام آن روزها را رقم زد. اسناد کشف‌شده از سازمان مجاهدین بعد از وقایع تیر و ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، به صراحت اتحاد با بنی‌صدر را حلقه کلیدی برای ضربه به نظام و به زانو درآوردن جمهوری اسلامی نشان می‌دهد. 🔶 تحلیل‌های رجوی در دفتر مخصوص، برنامه حذف نهادهای انقلابی، استقرار نوعی نظام خشن استبدادی موسوم به "مجاهدتاریا" و تلاش برای دور زدن مشروعیت و مقبولیت عمومی، پرده از عمق همکاری و هم‌سویی این دو فکر برمی‌دارد. این اتحاد اما پیامدهای روشنی داشت: تضعیف فضای سیاسی کشور، تقویت بحران‌های امنیتی، ترویج اختلاف و چندپارگی و شکل‌گیری تندترین صف‌بندی‌های اجتماعی و سیاسی پس از انقلاب. ناکامی‌های عملیاتی، خیانت‌ها و جنایات پنهان‌شده در پشت صحنه این اتحاد، کار را بدان‌جا رساند که هم بنی‌صدر و هم رجوی راه خود را به سوی خروج و فرار از کشور پیش گرفتند. 🔷 در مرور این رخدادها، موضع‌گیری‌ها و عملکردهای خاص، نارضایتی‌های عمیق و جریان‌های موازی قدرت، اسناد تاریخی نقش کلیدی ایفا می‌کنند. دفتر خاطرات و آرشیوهای کشف‌شده، گواهی است بر پیوند استراتژیک این دو نفر در دوران التهاب و بحران، که منجر به یکی از آسیب‌زاترین فصل‌های سیاسی پس از انقلاب شد؛ فصلی سرشار از شواهد، تحلیل‌ها، و اسامی که هر یک گوشه‌ای از حقیقت پنهان این اتحاد برای خیانت و جنایت را عیان می‌سازد. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 بازکاوی کارکردهای فرهنگی عزاداری در دوره پهلوی اول و علل مخالفت رضاخان با مذهب 🔷 از نخستین روزهای ورود تشیع به ایران و استقرار آن در ، فرهنگ و آموزه‌های حسینی آرام‌آرام جای خود را در جان جامعه ایرانی باز کرد. رسمیت یافتن تشیع در عصر صفویه، نقطه عطفی بود که هویت و باورهای شیعی را در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور گسترش داد و عمق تازه‌ای به ارزش‌های دینی بخشید. در این روند، علمای شیعه با تکیه بر آموزه‌های و فرهنگ (ع)، بنیان تمدن دینی را پایه‌ریزی کردند و ابزارها و زمینه‌هایی برای مهندسی هویت فرهنگی جامعه ایجاد ساختند. 🔶 با پیوند عمیق عاطفی و فکری، و تکیه بر آزادی‌خواهی، دین‌مداری و کرامت انسانی، از طریق مراسم سوگواری و انتقال نسل به نسل، جامعیت و پایداری خود را تضمین نمود. از این منظر عزاداری‌های حسینی، همواره نقشی مهم فراتر از جنبه سوگواری داشته و بستری برای پایداری تفکر، آگاهی تاریخی و مقاومت اجتماعی در جامعه شیعی به شمار رفته است. 🔷 در دوره معاصر و به ویژه با به قدرت رسیدن ، صحنه فرهنگی کشور دستخوش سیاست‌هایی تازه گشت؛ سیاست‌هایی که با هدف تضعیف هویت اسلامی و نفوذ تدریجی ارزش‌های غربی تدوین و اجرا شد. این برنامه‌ها با دخالت استعمار و حمایت غرب، مسیر نفوذ آیین‌های بیگانه در فرهنگ جامعه را هموار و تلاش گسترده‌ای برای حذف عناصر اصیل دینی، از جمله مراسم عزاداری عاشورا، عملیاتی کرد. نمونه روشن این روند را می‌توان در اجرای سیاست‌هایی همچون و محدود نمودن شعائر شیعی مشاهده کرد. 🔶 مراکز عزاداری بزرگ مانند تکیه قزاقخانه و اماکن مذهبی در شهرهایی چون قم، نه فقط محل برگزاری شعائر دینی، بلکه کانون‌های همبستگی اجتماعی و اعتراض به سیاست‌های سلطه و استحاله فرهنگی بودند. در آغاز دوره حکومت، رضاخان برای کسب مشروعیت بین مردم و علما، تلاش کرد خود را پذیرفته آیین عزاداری نشان دهد و حتی در بعضی مراسم شرکت کرد، اما با تثبیت جایگاهش، مسیر مقابله آغاز شد و گام‌به‌گام محدودیت‌ها بر عزاداری‌های حسینی افزایش یافت. 🔷 وقایع پس از و رشد ، سبب شد بخش‌هایی از اجتماع شاهد کاهش نقش روحانیت باشد و سنت‌های دیرین عزاداری دچار رکود نسبی شود. موج سیاست‌های جدید، با حمایت روشنفکران غرب‌زده، روحانیون را به حاشیه کشاند و نهادهای دینی را در معرض ضعف و انزوا قرار داد و انگیزه‌های دینی و ملی را هدف گرفت. 🔶 در این میان، روحانیت شیعه با حضور مؤثر در محافل عزاداری و پاسداری از سنت‌های مذهبی، کانون‌های مقاومت فرهنگی را فعال نگه داشت و برنامه‌های مبارزه‌آمیز خود را در تقابل با پروژه‌های دولت پی گرفت. در نتیجه، فرهنگ عاشورا و مراسم عزاداری، علی‌رغم همه قیود و ممنوعیت‌ها، همچنان در بطن جامعه جاری ماند و صدای اعتراض فرهنگی را پویا نگه داشت. 🔷 مجموعه این کشاکش‌ها، تأثیری ژرف بر رابطه حکومت، دین و فرهنگ بر جای گذاشت و عزاداری حسینی را به نماد ایستادگی در برابر استحاله فرهنگی بدل کرد. بدین ترتیب، انتقال فرهنگ عاشورا، حضور ادامه‌دار روحانیت و مقاومت در برابر سیاست‌های فرهنگ‌زدای رضاخان، روایت پایداری یک سنت تاریخی را در سیر وقایع ایران معاصر ترسیم کرد. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 ۱۵ خرداد، برافتادن مشروطه و برآمدن انقلاب اسلامی 🔷 سال در مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران نقطه‌ای سرنوشت‌ساز است که بدون اعتنا به تلاش کسانی که آن را رخدادی عادی جلوه می‌دهند، اثرش را آشکارا بر جای گذاشته است. هزاران نفر در آن مقطع دستگیر، زندانی، تبعید یا کشته شدند و در میان آنان و یارانش نیز حضور دارند. اما تفاوت عمده پانزده خرداد نه در شمار قربانیان، بلکه در نوع پیوند عمیقش با همه ابعاد تاریخ و ارزش‌های ملت است. صحنه‌ای که مبارزات مردم ایران، شیوه و اهداف خود را بازآفرینی نمود و آرمان‌هایی تازه دمید. 🔶 در فضای تفسیر رسمی از جنبش‌های اجتماعی، نیروها به دو اردوگاه سنتی (روحانیت، بازاریان، اشراف، دهقانان) و مدرن (طبقه متوسط جدید، کارگران، روشنفکران) تقسیم می‌شوند. بسیاری از این دیدگاه‌ها جنبش ۱۵ خرداد را حرکتی کور می‌دانند که فاقد رهبری اجتماعی واقعی است. با بازخوانی خاطرات فعالان سیاسی، نظرات گوناگونی از سوی جناح‌های مختلف درباره مواجهه با حرکت علما مطرح شده است. بخش‌هایی بر رویکرد قشری روحانیت تأکید دارند، برخی دیگر خواستار حمایت از علما هستند و گروهی نیز راه تعالی‌بخش و عمق بخشیدن به حرکت مذهبی را در پیش گرفته‌اند. 🔷 در تحولات معاصر، همواره این تصور قالبی حاکم بود که هیچ جنبش اجتماعی بدون واسطه‌گری روشنفکران و نیروهای حزبی غرب‌گرا امکان تحقق ندارد. پانزده خرداد مصداق بارز فرو ریختن این برداشت است؛ جنبشی برخاسته از بطن جامعه که مناسبات را دگرگون کرد، مبانی مبارزه را تازه کرد و پیوند ناگسستنی با باورهای مردم برقرار نمود. نتیجه آن راهی بود که به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ختم شد و مشعل را فروزان نگاه داشت. 🔶 جامعه‌شناسی سیاسی مبتنی بر نگاه امام خمینی به پانزده خرداد، نشان می‌دهد که ریشه، هدف، پایه‌گذاران و پویندگان آن با هیچ‌یک از جنبش‌های پیشین ایران همسانی ندارد. جست‌وجوی علل و ادامه‌دهندگان این نهضت، شناخت مقصد و مخالفان آن، و شناخت کسانی که امید به استمرارش می‌رود، حاوی پرسش‌هایی بنیادین است. پاسخ، در فداکاری گروهی از مردم نهفته است که بی‌هیچ نیت جز اسلام، به پا خاستند؛ جمعیتی که برای اسلام قیام کردند و تنها همان‌ها بودند که صف قیام را شکل دادند و جان دادند. با ورود روحانیت به صحنه و بازگرداندن مرجعیت تفسیر تحولات به نهاد دین، گستره آزادی نیروهای اجتماعی از قالب‌های غربی رها شد و نیروی مردمی، جنبشی فراتر از نخبگان سیاسی پدید آورد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 پیشینه همکاری رژیم شاه در طرح‌های نظامی منطقه‌ای با اسراییل 🔷 در سال‌های پس از و تثبیت قدرت ، ارتباطات و ، در سایه سیاست‌های ، ابعاد گسترده‌ای یافت. پیوند استراتژیک این دو کشور با تاکید بر نفوذ آمریکا، تعاملات نظامی و امنیتی را در پیش گرفت که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، با هدف مقابله با نفوذ شوروی و جریان‌های چپ‌گرا و عربی دنبال شد. ایران و اسرائیل به عنوان بازو‌های منطقه‌ای آمریکا، نقش قدرت‌های محلی را برعهده داشتند و در کنار ترکیه، پایه‌های همکاری سه‌جانبه در منطقه را شکل دادند. 🔶 همکاری‌ها در چند سطح گسترش پیدا کرد؛ از تامین نفت اسرائیل و صادرات کالاهای استراتژیک گرفته تا آموزش نیروهای نظامی، خرید تسلیحات، انتقال فناوری و ایجاد بستر عملیاتی مشترک در خاورمیانه و آفریقا. با راهنمایی و حمایت ، دوره‌های تخصصی آموزش اطلاعات، ضدجاسوسی و مخابراتی را دریافت کرد. برخی منابع، نقشه برنامه‌ریزی هماهنگ سیای آمریکا و MI6 بریتانیا برای نزدیک کردن ایران و اسرائیل را مطرح کرده‌اند. نمونه‌هایی چون پروژه‌های تسلیحاتی مشترک و توسعه موشک‌های دوربرد و قراردادهای محرمانه نظامی میان تهران و تل‌آویو، نشان‌دهنده عمق همکاری‌هاست. 🔷 در این دوره، اسرائیل با انتقال تجربه و فناوری نظامی و آموزش نیروهای ویژه ساواک، الگوی رفتاری خود را وارد ساختار اجرایی سیستم امنیتی ایران کرد. گزارش‌ها از تاثیر مستقیم عناصر اسرائیلی بر روند گزینش، آموزش عملیاتی و برنامه‌ریزی‌های امنیتی ایران حکایت دارد. همچنین قراردادهای خرید سلاح، تجهیز نیروی هوایی و تهیه جنگ افزارهای مدرن، ایران را به یکی از مشتریان اصلی تسلیحات اسرائیلی تبدیل کرد. 🔶 ایران و اسرائیل نه‌تنها همکاری نظامی، بلکه پروژه‌های اطلاعاتی و عملیاتی برای نفوذ در کشورهای منطقه و مهار جریانات عربی و فلسطینی را دنبال کردند. قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، از طریق ساختارهای اطلاعاتی و نظامی، حمایت و پشتیبانی راهبردی خود را بر این ائتلاف استوار ساختند. با پیروزی انقلاب اسلامی، این همکاری‌ها متوقف گردید و واسطه‌های ارتباطی، متخصصان و مستشاران نظامی اسرائیل ایران را ترک کردند. در این مقاله هیچ اشاره‌ای به امام خمینی نشده است. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌حساسیت‌های غرب به گستره نفوذ انقلاب اسلامی 🔷 سال ۱۳۵۷، جهان در سکوتی پراضطراب فرو رفته بود. قدرت‌های بزرگ‌، سال‌ها بود که نظم دلخواهشان را بر خاورمیانه تحمیل کرده بودند. اما ناگهان انفجاری نه از بمب، که از ایمان و فکر، زمین سیاست را لرزاند: . 🔶 این انقلاب مثل هیچ‌کدام از انقلاب‌های قرن بیستم نبود. نه شعارهای مادی‌گرایانه داشت، نه از مدل‌های لیبرالی یا کمونیستی الگو می‌گرفت. از دل روستاها و شهرها برخاسته بود و رهبری داشت که بر منبر مسجد با همان صلابت کهنه‌قهرمانان تاریخ سخن می‌گفت: (ره). مردم به خیابان ریختند و جهانی که تا دیروز از پایان ایدئولوژی‌ها حرف می‌زد، فهمید هنوز کلامی می‌تواند دل‌ها را تکان دهد. 🔷 اما در اتاق‌های تاریک پایتخت‌های غربی، اوضاع به گونه‌ای دیگر دیده می‌شد. تحلیلگران سازمان‌های اطلاعاتی، صفحه‌هایی پر از نقشه، گزارش و نمودار روی میز می‌گذاشتند: «اگر این مدل حکومت موفق شود، موجش نه تنها خاورمیانه، که آفریقا، آسیا و حتی قلب اروپا را می‌گیرد.» 🔷 غرب و متحدانش نقشه‌ای چندوجهی کشیدند. از همان روزهای نخست، کارزار و را به راه انداختند. هزاران مقاله و کتاب منتشر شد که شعارش یک چیز بود: «ایران را متوقف کنید». رسانه‌های بزرگ، نقش روحانیان و خود امام خمینی را از عکس‌ها حذف می‌کردند یا تحریف می‌کردند، فقر و مشکلات اقتصادی ایران را تا چند برابر بزرگ‌نمایی می‌کردند، و زنان ایرانی را در قاب‌هایی افسرده و بی‌آینده نشان می‌دادند. حتی تاریخ ایران نیز از این تحریف در امان نماند و تمدنی کهن در قاب فیلم‌ها و مقالات، به چهره‌ای خشن و عقب‌مانده تقلیل یافت. 🔶 اما انقلاب دست‌بسته نبود. همان‌طور که فشارها بیشتر شد، بیداری اسلامی نیز گسترده‌تر گردید. در فلسطین، لبنان، یمن، و حتی در تظاهرات مردمی در غرب، پرچم‌های الهام‌گرفته از این انقلاب دیده می‌شد. هر موج تبلیغاتی، با موجی از ایستادگی پاسخ داده می‌شد. پژوهشگران و نویسندگان انقلابی، کتاب‌ها و مستندهایی منتشر کردند که واقعیت را بازگو می‌کرد و تصویر تحریف‌شده را می‌شکست. 🔷 با پایان جنگ سرد و آغاز عصر رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنت، میدان نبرد عوض شد. دیگر تنها مرزهای جغرافیایی مهم نبود، بلکه ذهن‌ها و قلب‌ها هدف گرفته شده بود. غرب همچنان هزاران پژوهش با عنوان‌هایی چون «شکستن مبانی خمینی» یا «مهار انقلاب اسلامی» منتشر می‌کرد، اما در همان زمان، هر ساله جوانانی در گوشه و کنار جهان اعلام می‌کردند که پیام انقلاب اسلامی الهام‌بخش مبارزه‌شان است. 🔶 امروز، چهار دهه پس از آن زمستان پرهیاهو، هنوز بازیگران همان‌اند: انقلابی که بر پایه ایمان و عدل برخاست، و قدرت‌هایی که با همه ابزارهای رسانه‌ای و دانشگاهی سعی کردند آن را متوقف کنند. داستان همچنان ادامه دارد، زیرا هر دسیسه‌ای که نقش می‌بندد، جریانی تازه از مقاومت را برمی‌انگیزد، و این همان رازی است که انقلاب اسلامی را زنده نگه داشته است. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 تقابل گروه‌های غرب‌گرا با تشکیل نظام جمهوری اسلامی و مواضع امام 🔷 با پیروزی در بهمن ۵۷، گویی میدان تازه‌ای از نبرد آغاز شد؛ نه با اسلحه، بلکه با ایده‌ها و نسخه‌های متفاوت برای آینده کشور. با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» مسیر را روشن کرده بودند، اما گروه‌هایی که پیوند فکری با غرب یا شرق داشتند، به شکل آشکار و پنهان درصدد تغییر این خط‌مشی برآمدند. از همان روزهای نخست، تقابل اصلی بر سر این بود که «جمهوری اسلامی» دقیقاً چه باید باشد و چه کسی تصمیم‌گیر نهایی باشد. 🔶 پس از پیروزی انقلاب، مهندس با پیشنهاد «جمهوری دموکراتیک اسلامی» تلاش داشت مسیر نظام را به سمت مدل‌های غربی متمایل کند؛ حرکتی که مرزبندی امام با این الگوها را کمرنگ می‌ساخت. _سید_کاظم_شریعتمداری نیز مدلی نزدیک به دموکراسی‌های غربی ارائه داد و اصل ولایت فقیه را بی‌نیاز می‌دانست. هم‌زمان، ابوالحسن که با رأی مردم رئیس‌جمهور شده بود، با نزدیک‌شدن به گروه‌های مسلح و اپوزیسیون، در مقابل نهادهای انقلابی صف‌آرایی کرد و حتی در موضوع قصاص و جایگاه نهادهای شرعی به چالش پرداخت. این جابه‌جایی‌ها و اتحادهای پنهان، دست گروه‌های متنوعی از مارکسیست‌ها تا ملی‌گراها را بازتر کرد تا جایگزین‌هایی مثل «جمهوری ایرانی» یا «فدرالیسم» را تبلیغ و با تحریم همه‌پرسی یا شورش، مسیر انقلاب را منحرف کنند. 🔷 برای مقابله با این جریان‌ها، چند اقدام کلیدی و حساب‌شده انجام داد. در برابر بازرگان، موضع قاطع «نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد» را مطرح کرد و اجازه نداد عنوان نظام در همه‌پرسی دست‌کاری شود. در مواجهه با شریعتمداری و همفکرانش، بر ضرورت تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی پافشاری کرد و با تشکیل «مجلس خبرگان» به‌جای «مجلس مؤسسان» مسیر تصویب سریع و شرعی قانون را تضمین نمود و برای خنثی‌کردن اقدامات بنی‌صدر، ابتدا با هشدارهای مستقیم او را به چارچوب قانون برگرداند و وقتی بی‌اثر شد، با بهره‌گیری از اختیارات قانونی، روند عزلش را کلید زد و حمایت مجلس و مردم را گرفت. 🔶 در سطح کلی‌تر، در برابر تحریم‌ها و تلاش گروه‌های چپ و ملی‌گرا، امام با اتکا به بسیج مردمی، راهپیمایی‌ها و سخنرانی‌های روشنگر، مشروعیت جمهوری اسلامی را تثبیت کرد. حکم ارتداد علیه جبهه ملی به‌دلیل مخالفت با قصاص، و حکم محاربه برای گروه‌های مسلح، مسیر فعالیت علنی مخالفان را بست. حتی در موضوع اختلاف بر سر مرجع تصمیم‌گیر، با محدود کردن تعداد اعضای خبرگان و سرعت‌بخشی به فرآیند قانون‌گذاری، فرصت هرگونه فرسایش یا تعویق را از دست مخالفان گرفت. 🔷 این اقدامات ترکیبی—از موضع‌گیری شفاف و صریح گرفته تا طراحی سازوکارهای قانونی و بسیج اجتماعی—در کنار حمایت گسترده مردمی، باعث شد که تمام مدل‌های جایگزین شکست بخورند و جمهوری اسلامی نه‌تنها از بحران‌های اولیه عبور کند، بلکه پایه‌های خود را مستحکم‌تر سازد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 چشم‌اندازی به انقلاب مشروطه در ایالت استرآباد استان گلستان فعلی 🔷 چهاردهم مرداد ۱۲۸۵، به فرمان مظفرالدین‌شاه شکل گرفت، اما در ، این رویداد با خون و جان مردم معنا یافت. شورش‌ها و قیام‌ها این منطقه را به یکی از کانون‌های درگیری با استبداد تبدیل کرد. 🔶 در ، علی‌محمدخان حاکمی بی‌رحم بود که قصه‌های ستمگری‌اش در حافظه مردم مانده است؛ از شکستن گردو بر سر دهقانان تا کشتن شکارچی به‌بهانه‌ای پیش‌پاافتاده. این بیدادگری سرانجام واکنش علما و مردم را برانگیخت. در محفلی در محمدآباد کتول، روحانیانی چون ملا غلام‌رضا، ملاقاسم تجری و سیدنعمت‌الله دیلمی فتوا دادند که اموال علی‌محمدخان باید مصادره و میان مردم تقسیم شود. خبر به‌سرعت پیچید و قصر خان محاصره شد، پسرش کشته گردید و خود او به جنگل گریخت. 🔷 خان نه‌تنها تسلیم نشد، بلکه انتقام را آغاز کرد. او سیدحسین میرکتولی، یکی از علمای برجسته که حتی او را می‌شناخت، به قتل رساند و به‌دلیل وساطت برای تخفیف مالیات کشاورزان در سال خشکسالی و دفاع از مردم، هدف خشم خان قرار گرفت. جسدش را کسی جرئت حمل نداشت تا سرانجام با فداکاری مردم به استرآباد منتقل شد. 🔶 اندکی بعد، خان چشم به انتقام از دوخت؛ مجتهدی مبارز که بعد از میرکتولی، فتوای تقسیم اموال او را داده بود. شبی از شب‌های نوزدهم رمضان، پسر علی‌محمدخان با نیرنگ ملاقاسم را برای مراسم احیا دعوت کرد و با پایان مراسم، مختار_نوکر خان_ در مسیر کوهستانی کمین کرد و با ضربه‌ای مرگبار او را کشت. تنها قاطر بی‌سوارش به روستا رسید و ساکنان با جست‌وجو در مسیر، پیکر بی‌جان او را یافتند. 🔷 در پس این ماجراها، گرچه مشروطه در تهران با شعارهایی چون آزادی و عدالت پیش می‌رفت، در مبارزه، چهره‌ای کاملاً خونین داشت. دیدگاه‌های متفاوت مشروطه‌خواهان نیز بر اوضاع اثر می‌گذاشت. و بر ادامه حرکت تاکید داشتند، با نفوذ جریان غرب‌گرا به رهبری حسن تقی‌زاده مخالفت کرد و نظریه «مشروطه مشروعه» را در برابر مشروطه غربی مطرح ساخت. 🔶 نقش نیروهای خارجی نیز کم نبود؛ و با سیاست‌های دوگانه، گاه رهبران محلی را علیه یکدیگر تحریک می‌کردند و گاه از بستر ناامنی‌ها برای حفظ نفوذ خود بهره می‌بردند. نتیجه، انحراف بخشی از جریان مشروطه و طولانی شدن روند دستیابی به اهداف آن بود. استرآباد در این سال‌ها، صحنه هم‌زمان فتوای علما، قیام روستاییان و خونخواهی حکام محلی بود؛ روایتی زنده از بهای سنگینی که مردم دور از پایتخت برای آرمان‌های مشروطیت پرداختند. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 گیلان در آغازین تکاپوهای مشروطه‌خواهی 🔷 از مناطق پیشگام در جنبش‌های اسلامی معاصر است و حماسه‌های مختلفی در کارنامه مردم آن وجود دارد. یکی از نخستین حرکت‌های سیاسی مردم گیلان در دوران معاصر، فعالیت‌های اسلام‌خواهانه در است و زمانی که این نهضت به انحراف رفت، حرکت بزرگی همچون# نهضت_جنگل برای اصلاح آن پدید آمد. جریان‌های فکری و سیاسی گوناگون در مشروطه گیلان، هرکدام تأثیراتی بر کشور گذاشتند؛ از گسترش آزادی‌خواهی و مبارزه با استبداد تا نقش‌آفرینی در فتح تهران و برکناری محمدعلی شاه. در کنار این دستاوردها، نفوذ جریان‌های غرب‌گرا و بیگانه‌دوست موجب انحراف بخشی از نهضت و حذف برخی رهبران مذهبی شد. 🔶 در آغاز سده چهاردهم قمری، مردم ایران با عقب‌ماندگی‌های آشکار و نفوذ استعمارگران مواجه بودند. بی‌عدالتی، فساد اداری و فشار مالیاتی، نارضایتی گسترده‌ای ایجاد کرده بود. در تهران، نخستین مطالبه جنبش عدالتخانه، برکناری علاءالدوله حاکم مستبد بود و در ، هدف اصلی اعتراض‌ها عزل ابوالفضل میرزا عضدالسلطان بود که با حکم مظفرالدین شاه از سال ۱۳۲۱ق بر این خطه حکمرانی می‌کرد. جوانی بی‌تجربه که اداره امور را به اطرافیان نالایق و فرصت‌طلب سپرد. عملکرد او و کارگزارانش، به‌ویژه آصف‌الملک و ملی‌الممالک، با تعدی و مالیات‌ستانی‌های سنگین، خشم مردم را برانگیخت. 🔷 همزمان با جنگ روسیه و ژاپن، قیمت قند و دیگر واردات از روسیه چند برابر شد و بدون اقدام مؤثر دولت، فشار معیشتی بر مردم افزایش یافت. در چنین وضعی، از اواسط ذی‌الحجه ۱۳۲۳ق، هجده تن از علمای برجسته رشت همراه با سیصد طلبه و هزاران شهروند، در بقعه خواهر امام(س) متحصن شدند. آنان روزانه برنامه‌های منظم سخنرانی و وعظ برگزار و دعوت به اتحاد و مقابله با فساد، محور اصلی این تجمع بود و شیخ حسن حسام‌السلام نقش برجسته‌ای در هدایت آن داشت. 🔶 تحصن رشت، همزمان با «» در تهران بود که با حضور علمایی چون و در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) آغاز شد. در این مهاجرت، فهرستی از مجتهدان سرشناس کشور حضور داشتند یا از پایتخت پشتیبانی می‌کردند. آیت‌الله خمامی نیز برای پیگیری عزل عضدالسلطان به تهران رفته بود. آنان در اواسط ذی‌القعده و پس از پذیرش تأسیس عدالتخانه توسط مظفرالدین شاه، با استقبال مردمی به شهرهای خود بازگشتند. 🔷 در گیلان، این پیروزی نسبی به موج تازه‌ای از مطالبه عزل عضدالسلطان انجامید. تلگراف‌هایی به دربار ارسال شد، اما با بی‌پاسخی شاه، تحصن بقعه خواهر امام ادامه یافت. سرانجام، علما و مردم رشت «» را تدوین کردند که در آن، مواردی چون جلوگیری از فساد و بی‌عفتی، تعدیل مالیات‌ها، رعایت عدالت در قضاوت، برابری حقوق ایرانیان و بیگانگان و انتخاب کارگزاران صالح و امین تصریح شده بود. این اعلامیه به تهران فرستاده شد و در اختیار حاکم گیلان هم قرار گرفت. 🔶 در کنار این حرکت‌های عدالت‌خواهانه، جریان‌هایی از روشنفکران غرب‌گرا با بست‌نشینی در کنسولگری انگلیس، مسیر نهضت را تغییر دادند و خواسته‌های عدالتخانه را به مطالبه تشکیل مجلس شورای ملی بدل کردند. این اقدام، که نقطه‌ای مهم از انحراف مشروطه بود، بی‌اعتمادی و شکاف میان علما و برخی از نیروهای سیاسی را عمیق‌تر کرد. با این حال، هنگامی که محمدعلی شاه مشروطه را به توپ بست، نیروهای گیلانی بار دیگر در کنار مبارزان تهران ایستادند و با فتح پایتخت، حکومت استبدادی او را برانداختند. 🔷 هرچند مشروطه دوباره برقرار شد، اختلاف نظر میان مشروطه‌خواهان دینی و غرب‌گرایان باقی ماند و تجربه اعتراضات، تحصن‌ها و اعلامیه هجده فصلی، بعدها الهام‌بخش جنبش‌های دیگر در گیلان و سراسر ایران، از جمله نهضت جنگل شد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 گلستان در نهضت ملی و کودتای سیاه 🔷 پس از وقوع ، با وجود مصائب و مشکلات ناشی از حضور بیگانگان در ایران، آگاهی و بیداری سیاسی مردم افزایش یافت. موضوع ، به عنوان اصلی‌ترین ذخیره معدنی با ارزش ، به یکی از سوژه‌های مهم گفتمان سیاسی–اجتماعی، به‌ویژه در محافل مذهبی و ملی تبدیل شد. این باور رایج شد که اگر صنعت نفت در کنترل دولت ایران قرار گیرد، بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور برطرف خواهد شد و این اندیشه هواداران زیادی در بین مردم پیدا کرد. 🔶 در آن ایام، احزاب سیاسی متعددی در فعال بودند. حزب دموکرات، توسط قوام‌السلطنه تأسیس شده بود و دفتر آن در ساختمانی قدیمی در بازار امام گرگان قرار داشت. نیروی سوم، که طرفدار و بود، پایگاهی در راسـته زرگری‌های فعلی خیابان امام خمینی داشت و متدینین گرگان حامی آن بودند. اعضای آن در فلکه شهرداری گرد هم می‌آمدند، سخنرانی و شعار سر می‌دادند و گاه در اداره پست متحصن شده، خواسته‌های خود را به تهران تلگراف می‌کردند. حزب ایران نیز در گرگان فعالیت داشته و حامی مصدق بود. 🔷 طرح براندازی دولت مصدق در مرحله نخست، در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، با شکست مواجه شد و شاه از کشور گریخت. در گرگان، پس از شنیدن خبر شکست کودتا، مردم به خیابان‌ها آمدند، جشن گرفتند و تا ظهر روز این شادمانی ادامه داشت. چند روز بعد، کودتای دوم در ۲۸ مرداد به سقوط دولت مصدق منجر شد و دولت نظامی فضل‌الله زاهدی روی کار آمد. در این روز، گروه‌هایی از طرفداران شاه با پشتیبانی آشکار ارتش، بعدازظهر از نقاط مختلف شهر به سمت خیابان پهلوی و فلکه شهرداری حرکت کردند و شعارهای «زنده باد شاه» و «مرگ بر مصدق» سر دادند. شهربانی محاصره و اداره پست اشغال شد و تظاهرکنندگان با خودروهای روباز به پادگان گرگان رفتند و با شربت و شیرینی پذیرایی شدند. مخالفان شاه و طرفداران مصدق در پراکنده، دستگیر و کتک زده شدند. در این جریان، قربان عرب کشته و چند نفر زخمی شدند. گنبدکاووس نیز آن روز شاهد تنش و شعارهای متضاد بود. 🔶 مراکز توطئه فعال بودند و عوامل سفارت آمریکا و اداره اصل چهار، که شعبه‌ای در گرگان داشت، آزادانه فعالیت می‌کردند. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا با هدف گسترش نفوذ خود در جریان جنگ سرد، برنامه‌هایی نظیر اصل چهار ترومن را اجرا کرد که در ظاهر کمک فنی و مالی بود، اما هدف آن نفوذ سیاسی در کشورهای جهان سوم از جمله ایران بود. ، با وجود تمایل مصدق و ملی‌گرایان به همکاری، سرانجام با ملی شدن نفت مخالفت کرد و در طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد مشارکت داشت. 🔷 مخالف نفوذ آمریکا در ایران بود و در ارزیابی سیاسی مقامات آمریکایی به عنوان عنصر خطرناک برای منافع غرب معرفی می‌شد. او در دوره‌ای از یاران نهضت ملی و همراه مصدق بود، اما با گذشت زمان و بروز اختلافات، از او فاصله گرفت. 🔶 دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر دولت ملی و چهره محوری ملی شدن صنعت نفت، در دوره نخست‌وزیری خود سیاست‌هایی اتخاذ کرد که به انزوای بخشی از نیروهای مذهبی انجامید. این وضعیت، همراه با فشارهای خارجی، زمینه را برای کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولتش فراهم ساخت. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh