eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضهshahadat_Emam_Bagher_Yoonesi.mp3
زمان: حجم: 4.61M
•|⇦چقدر ناله ی بی جان... و توسل جانسوز به راوی دشتِ کربلا حضرتِ امام محمدباقر علیه السلام به نفسِ حجت الاسلام یونس سمیعی •✾• ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ تسلیت صاحب شیعه که غمی دیگر شد برگ مژگان ملائک ز سرشکش تر شد بسکه بر ساقه‌ی گل ریخت عدو زهر جفا پنجمین گل ز گلستان علی پرپر شد
. نه اینکه سوره ابوطالب است و آیه علی ست چنانکه قبل علی بوده مبتدای علی ست همین که لب به سخن باز می کند انگار هِجا هِجای نبی و صدا صدای علی ست به استناد حدیث،او‌ پدربزرگ همه است فقط به خاطر این که پدر برای علی ست به استناد به اصلاب شامخه،انگار دلیل پاکی او نیز در ازای علی ست پدر که جای خودش،جنتش شده تضمین به روز حشر هر آنکس که آشنای علی ست بریده باد زبانش کسی که مُشرک گفت؛ به آنکه حد پرستیدنش خدای علی ست رضایت پسرش در رضایت پدر است رضای حضرت حق هم که در رضای علی ست چنانکه بردن نامش گره گشای همه ست دعا به حق پدر هم گره گشای علی ست شب مَبیت به بستر،غدیر بر منبر علی به جای نبی و نبی به جای علی ست نگو بهشت که عرش است زیر نعلینش به روی دوش نبی چون که رد پای علی ست ________________________ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا سَید البَطحا السَّلاَمُ عَلَيْكَ یا وارثَ الکعبة بَعد تأسیسها السَّلاَمُ عَلَيْكَ و عَلی وَلَدِک أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ ________________________ . الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ‌‌ . أللهُم العَنْ اَولَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَق مُحَمدٍ وَ آلِ مُحَمدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِک .
. ﺍَﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳﺎ ﺃَﻭَّﻝَ ﺍﻟْﻤُﯚْﻣِﻨﺎﺕِ . زُل میزند با چشمهای تر به مادر هی فاطمه در لحظه ی آخر به مادر سرمایه اش را داد پای دین خدیجه پس در قبالش هدیه شد کوثر به مادر تاریخ می گوید چهل نامرد،در اصل؛ آنجا هجوم آورد یک لشکر به مادر تقسیم شد درد دو عالم بین این دو سیلی به حیدر خورد و میخ در به مادر زهرا هم آخر محسنش را خرج دین کرد مادر به دختر میرود،دختر به مادر از غنچه ای بعد از گذشت این همه سال حالا رسیده یک گل پرپر به مادر ام ابیها نیز ام المومنین شد چون می رسد این ارث از مادر به مادر ام المصائب زینب و مظلوم ارباب آقا به بابا می رود خواهر به مادر در کربلا سیراب گشت و با سه صورت با گریه اش خندید علی اصغر به مادر ________________________ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَهَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا حافِظَهَ دینِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ المُؤْمِنین ________________________ ............. ﺍَﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳﺎ ﺃَﻭَّﻝَ ﺍﻟْﻤُﯚْﻣِﻨﺎﺕِ . اسلام چون که مثل علی و خدیجه داشت حل شد برای عالم و مهدی نتیجه داشت آن بانویی که یکسره عشق پیمبر است آری خدیجه است که امشب به بستر است یک سوره بیش نیست به قرآن سینه اش آن سورهٔ سه آیه مگر غیر کوثر است؟ بانو چه می کشید ز غم های دخترش آنجا که حد فاصل دیوار تا در است بیچاره فاطمه به که گوید ز غصه اش سنگ صبور دختر غمدیده مادر است رنگ از رخ خدیجه به بستر پریده است امشب مسیر روضه به کوچه رسیده است ________________________ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَهَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا حافِظَهَ دینِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ المُؤْمِنین ________________________ https://eitaa.com/emame3vom/59503 .
. با سلام 🔸الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ🔸 مراسم ختم شاعر و پیر غلام اهل بیت علیهم السلام،مرحوم "استاد سیدرضا مؤید"به شرح ذیل اعلام میگردد. بلوار رضوان، حسینیه علی اکبریها یکشنبه و دوشنبه ۱۷و۱۸ مهرماه ۹ تا ۱۱ صبح ۱۸:۳۰ تا ۲۱:۳۰ شب . 🔸بخوانید کاری که در زمان حیات شان با مهر و ارادت سرودم ... همزاد رعد و طوفان سید رضا موید همواره مرد میدان سید رضا موید با نطق خانمان سوز افکند پنجه دیروز در پنجه ی رضاخان سیدرضا موید پر شد از اعتقادش از جوشش و جهادش هر کوچه و خیابان سیدرضا موید از ظلم و جور خسته صبح قیام بسته با انقلاب پیمان سیدرضا موید  با خود دل مرا برد از سمت جبهه ها برد پشت در جماران سید رضا موید هر پنج شنبه می گفت شعر وداع یاران با حسرت فراوان سیدرضا موید از " جلوه ی رسالت " از " نغمه ی ولایت " کرده ست خلق دیوان سیدرضا موید مست از " چکامه ی عشق " در رزم جامه ی عشق می گوید از شهیدان سید رضا موید در جان هر پیامش موسیقی کلامش صد بلبل خوش الحان سیدرضا موید ماه است اگر که " آذر " نجم است اگر که " خسرو " شمس طلایه داران سیدرضا موید منّای شاه مشهد سید رضا مویَد میراث دار سلمان سیدرضا موید با طبع کهنه کاری درباری است آری شد خانه زاد سلطان سیدرضا موید شاعر اگر تو هستی هچون منی یقینا زیره برد به کرمان سیدرضا موید ! بر ریشه ی عبای مولا دخیل بستم با دعبل خراسان سید رضا موید  " مهر و ولای سلطان معلوم اولور آدوندان جانیم بو آده قربان سید رضا مؤید " تا شعر از او بجوشد بیتی نمی فروشد الگوی زهد و ایمان سید رضا موید با طعم ناب گریه از سفره ی رقیه یک عمر می خورد نان سید رضا موید هم آب رو گرفته هم آبرو گرفته از اهل بیت و قرآن سیدرضا موید دل را به درد آورد هجر " حسین قارون"  زخمی درد هجران سیدرضا موید در بین بستر خود بی تاب مادر خود هر فاطمیه گریان سیدرضا موید  بر دیده شبنمی نه ابر بهار دارد باران ...دوباره باران سیدرضا موید در داغ مو سپیدی مویی سپید کرده ست پنج صفر پریشان سیدرضا موید شعر اعتقاد شاعر امید داده شاعر وقتی سروده از جان سیدرضا موید " لطف حسین ما را تنها نمی‌گذارد گر خلق وا گذارد، او وا نمی‌گذارد او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم مولا به کام غرقاب مارا نمی‌گذارد هل من معین او را باید جواب دادن شیعه امام خود را تنها نمی‌گذارد زهرا به دوستانش قول بهشت داده است بر روی گفته خویش او پا نمی‌گذارد ما و فسرده حالی مولا نمی‌پسندد مسکین و دست خالی مولا نمی‌گذارد از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم باید که سوخت مارا زهرا نمی‌گذارد " .
. هر گروه هر جور خوشش اومد زد سنگ می باره روی تنت بی حد نیزه ها هی به سمت تو اومد چند باری پیکرت تو خون غلتید دستاشو توو موی سرت پیچید جلو چشام تنت ز هم پاشید چشات ز تشنگی نمی دیدند شمشیرا رو تن تو چرخیدند اونقد زدن که خسته گردیدند نامحرما طناب می آوردن جلو سکینه ات شراب خوردن چه وضعی ما رو اسیری بردن رحمی ندارن آتیش اندازا چه کار کنم با گوشواره بازا خون جگرم از ساز و آوازا بی تو برای من سفر سخته با شمر بد دهن سفر سخته با کوفتگی تن سفر سخته کردی✍ مشابه سبک زیر خوانده می‌شود ‌.👇
. اعظم الله لک الاجر سر را به نی که زد دل مادر کباب شد دنیای درد بر سر زینب خراب شد چون کار شمر در ته گودال شد تمام خولی برای بردن سر انتخاب شد بعد از سه روز آن گل صد برگ سوخته روی حصیر کهنه به سختی کتاب شد خواهر که دید، زینت دوش نبی، به خاک هر پلک روی هم زدنش هم عذاب شد با چکمه داخل حرم الله می شدند وقت غنیمت است اگر که شتاب شد لشکر که رفت خیمه به دنبال غارتی نوبت به پیرهای به فکر ثواب شد یک مرد مانده در حرم او هم اسیر درد سجاد تشنه بر سر سجاده آب شد ✍ ................. . بگذار ناله از جگر خود برآورم جانم بگیر تا شب غم را سرآورم وقتی برای گریه ندارم، نگاه کن باید که کودکان تو را در برآورم جسمی نمانده تا که سپر بیشتر شود چشمی نمانده تا که دو چشمی تر آورم باید دو طفل بی نفس ِ زخم خورده را از زیر خارهای بلا پرپر آورم باید که چند کودک ترسیده ی تو را از خیمه های مانده در آتش درآورم.. امان از دل زینب..😭 .
. پر از شراره ی غم ! جز دلی کباب نداری میان سینه ی خود غیر اضطراب نداری نه مسلمی نه بریری نه عابسی نه زهیری مدافع حرم پای در رکاب نداری دم ورودی باب الرضا رسیدم و گفتم تویی غریب که جز گنبدی خراب نداری تو شرح ماوقع کوچه نانوشته بگویی تویی پیمبر روضه فقط کتاب نداری مخواه روضه چنان راز سر به مهر بماند بگو به کوچه چه دیدی ؟ چرا جواب نداری؟ مغیره رفته به منبر ؛ مرو به مسجد جدت اگر تحمل سبّ ابوتراب نداری تو هم شبیه حسینت عزیز فاطمه هستی عزیز فاطمه هستی ولی رباب نداری برای اینکه همیشه به سوگ تو بنشیند عیال مرثیه خوان زیر آفتاب نداری کنار نهر نکردند قصد نحر گلویت نگاه منتظری جانب سراب نداری اگر چه طشت پر از پاره پاره های جگر شد ولی کنار سرت جامی از شراب نداری هزار مرتبه شکر خدا که مثل اسیران سه ساله دخترکی بسته بر طناب داری 🔸السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ رَبّ الْعَالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صِفْوَةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صِرَاطَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَيَانَ حُكْمِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَاصِرَ دِينِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السَّيِّدُ الزَّكِىُّ🔸 .
. یابن الحسن(عج) عرض تسلایم به غیر از چشم تر نیست مرهم به قلبت این دوایِ مختصر نیست گرد یتیمی بر سرت بنشسته مولا غیر از غمت دیگر در این عالم خبر نیست امشب برایت نوحه گر عرش و زمین است چون که غمی بالاتر از داغ پدر نیست صاحب عزای روضه ی بابا بیا که: دنیا بفهمد اشکِ نوکر بی اثر نیست تا که نبیند عالم از رویت نشانی شام عزای عاشقانت را سحر نیست با دست خالی رد مکن از خانه ات که چشم گدایت بسته بر جای دگر نیست مهدی بیا و این جهان را غرق نور کن این ناله ی زهرا مگر در پشت در نیست؟ _____ يا أَبا مُحَمَّدٍ يا حَسَنَ بْنَ عَلِي أَيُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا رُكْنَ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبَا الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا وارِثَ الاَْنْبِیآءِ الْمُنْتَجَبینَ ____________________ الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ‌‌ أللهُم العَنْ اَولَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَق مُحَمدٍ وَ آلِ مُحَمدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِک .
. السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیده دنیا به چشم گریه کنان تار می شود تا روضه، روضه ی در و دیوار می شود زخم هزار ساله ی مان تیر می کشد تا صحبت از حرارت مسمار می شود بی اختیار یاد غم محسنت کنیم تا یک گلی به شعله گرفتار می شود "دیوار می کند کمکش راه می رود" وقتی جوان ز حادثه ای زار می شود با بغض و درد یاد مغیره کند دلم تا بین خلق، صحبت کفتار می شود زخمی که تیغ خنده ی کفتار می زند بدتر ز هر چه زخم شرر بار می شود یثرب چه شهری است که بعد از پیمبرش زهرا فقط برای علی یار می شود .
. خونه بی لبخند زهرا آسمون بی ستاره ست اینو حیدرت می دونه دنبال یه راه چاره ست بعد زندگیِ با تو به چی دل خوش کنه حیدر قلب من رو کن تصور وقتی زینب میگه مادر با چی حالت خوب می شه ای فدای اون ناز ابروت جون محسنت نگی که با نگاه به چوب تابوت کی گمون می کرد یه روزی عوض گهواره ساختن برا تو تابوت بسازم توو حیات خونه ام من شبا می پرم ز خواب با صدا خس خس نفس هات دیگه بی عصا سه ماهه نمی تونی پاشی از جات با خداحافظی تو جلو چشمام مرگ و دیدم مثله اون روز پشت در که عبامو روتو کشیدم سپرم شدی تلافی اُحد و زخمای بسیار اون نود تا زخم کجا و پهلو و شکاف مسمار شنیدم که توو حکومت قنفذ از خراج معافه اشک من میگه که این کار مزد ضربه ی قلافه قلاف قنفذ چه جوری جلو چشمام با تو لج کرد میخ در که داغ شد و بعد راهشو به پهلو کج کرد با فشار درب و دیوار داغ محسن و چشیدی نمی دونم که چه جوری میخ و از پهلوت کشیدی ناحلةُ جسم تویی که چیزی از تنت نمونده ردِ پنجه ی کیه که رُخ ماهتو پوشونده در و با هیزم سوزوندن آتیشا به بازوت افتاد بعد این که در شکستش افتادی و در روت افتاد ✍ .
. زمزمه ی وداع عزیز من از زندگی نا امیده زمان خداحافظی ها رسیده خداحافظ ای ناامید از جوونی جوون شکسته پر قد کمونی حلالم کن ای یاس نشکفته پر پر حلالم کن ای یار پر درد حیدر خداحافظ ای یاس هجده بهارم پس از تو امیدی به دنیا ندارم برا حفظ جونِ منِ بی طرفدار با خون یادگاری نوشتی رو دیوار صدات مثله دستات می لرزه عزیزم ببین با چه حالی برات اشک می ریزم خداحافظ ای دست و بازوی خسته خداحافظ ای یار ابرو شکسته خداحافظ ای یار پهلو گرفته خداحافظ ای محرمِ رو گرفته می ری از پیش من تو با روی زخمی می مونم من و غسل پهلوی زخمی برو اما یادت باشه ای حبیبه علی بی تو تا آخر عمر غریبه اونی که توو قلبش ز من کینه داشته ردّ پنجه شو زیر چشم تو کاشته ✍ .👇
. دل عرش خدا سوزد به حال خسته ی این مرد خدا خون گریه کرده با دو دست بسته ی این مرد نفس هایش به تاب و تب، در آشوب است و جان بر لب شبانه پابرهنه می دود حیران، پی مرکب شبیه کوه با دستان بسته بر زمین می خورد به هر افتادنش در کوچه،زخمی بر جبین می خورد به یاد ریسمان بر گردن شیر خدا می سوخت شبیه خیمه های سوخته در کربلا می سوخت عرق ریزان امامی که زمین می خورد در کوچه خودش می گفت در روضه که نفرین باد بر کوچه و حالا روضه خوان کوچه ها خود روضه ای دارد امامِ بی امامه، بی عبا،خود روضه ای دارد میان کوچه ای که روضه اش را سال ها خوانده به یاد مادرش، در بُهت خونینی فرو مانده کسی که با علی و مجتبی یک عمر درد مشترک دارد دلش از ماجرای کوچه و سیلی ترک دارد پس از آتش به یاد آتش آن خانه می سوزد به یاد مرتضی و غربت ریحانه می سوزد و می فرمود از من خانه ای گر سوخته، تنها ولی مادر خودش هم سوخت مثل خانه اش آنجا ✍ .