eitaa logo
عریضه(اشعار رضا دین پرور)
675 دنبال‌کننده
38 عکس
102 ویدیو
0 فایل
مناجات، مدح و مرثیه اهل بیت (علیهم السلام) آدرس کانال تلگرام👇: @reza_dinparvar101
مشاهده در ایتا
دانلود
قنوتم شده با دعای خدیجه ... پُر از ربّنا ربّنای خدیجه خریده مرا هم خدای خدیجه برای پیمبر، برای خدیجه شدم مست کوثر به قرآنِ زهرا رود مصطفی هم به قربانِ زهرا امین بود و اصل و نسب داشت احمد دعا در دل نیمه شب داشت احمد ز قرآن سه آیه طلب داشت احمد «فداها ابوها» به لب داشت احمد نه تنها که امیّد ماهاست زهرا کس بی کسی های طاهاست زهرا ببین قبل خلقت، خدا طالبش شد چه انسیه ای! نور او قالبش شد نبی محو آن جلوه ی جالبش شد علی یار شعب ابوطالبش شد ندیدم به عمر خود اینگونه زن را کسی که بسازد ز صبرش، حسن را یقین کرد و او را خدا ممتحن کرد به دست علی دُر، بجای یمن کرد مرا وامدار حسین و حسن کرد لباس شفا را تنِ پنج تن کرد زدم در، که باب المرادم رسیده حدیث کسایش به دادم رسیده خریدار گوهر، صدف خواست از او دل مستمندان، شعف خواست از او خوشا هر کسی که شرف خواست از او گدای رجب هم نجف خواست از او اگر من فقیرم، اگر کمترینم ... نجف روبروی علی می نشینم شدم خاک سلمان و سلمان زهرا مسلمان حیدر، مسلمان زهرا به ما آبرو داده احسان زهرا دعا کرد و ایران، شد ایران زهرا برو قم زیارت که دستور زهراست در ایوان طلای رضا، نور زهراست نگاهی به چشمان بارانی ام کن از آن چادرت خاک، ارزانی ام کن اگر میشود زود قربانی ام کن مرا مثل قاسم سلیمانی ام کن همه ثروت ما گدایی زهراست فدای کسی که فدایی زهراست فدای کسی که برای علی سوخت همان پشت در، پیش پای علی سوخت عجب مادری که بجای علی سوخت پس از محسنش در عزای علی سوخت نشد مثل قبلش دگر آن رشیده شهید علی شد، خمیده خمیده @reza_dinparvar101
۲۸ آذر ۱۴۰۳
19.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آلوده دامنی را بین نجف خریدند تا قطره های باران، از ناودانْ طلا خورد هرکس علی ندارد ، دستش نمک ندارد ای خوش به حال آنکه با مرتضی غذا خورد @reza_dinparvar101
۳ دی ۱۴۰۳
تفسیر بی پایان کوثر ام کلثوم تصویر ناپیدای مادر ام کلثوم نور خدا را دیده ام در ام کلثوم اول بگو زهرا و آخر ام کلثوم مثل صدف در آب که گوهر پسند است حجب و حیایت بیشتر حیدر پسند است در یاعلی یافاطمه یارب عیان است مستور هستی در دعا، مطلب عیان است نور قنوتت در نماز شب عیان است در بارگاه قدسی ات زینب عیان است باید که چشم دشمن تو کور می شد روزی به نام نامی ات منظور می شد قرب تو را اشک سحر آورده بالا آه غمت را میخ در آورده بالا دیدی حسن، خون جگر آورده بالا با دست لرزانش سپر آورده بالا گرچه تو با این روضه ها خوب آشنایی در اصل، دلخون شهید کربلایی ای کاش که نذر رباب انجام می شد وحشی ترین خورشید صحرا رام می شد حالا مگر شش ماهه اش آرام می شد باب الحوائج بود و وقف عام می شد دلبستگی مادرش را می گرفتی وقتی علی اصغرش را می گرفتی باریدی و باریدی و باران نیامد سقا که رفته بود از میدان نیامد از خیمه رفت اصغر ولی عطشان نیامد برگشتنش بر هیچ کس آسان نیامد آمد حرم ارباب ما، اما چگونه؟ بین عبا پیچیده بود او را چگونه؟ از دور دیدی که سواری بر زمین خورد آنکه پس از داغ علی اکبر زمین خورد در زیر تیغ و نیزه ها با سر، زمین خورد در ازدحام و خندهء لشکر، زمین خورد عصر عجیبی بود در گودال رفتی خوردی زمین با زینب و از حال رفتی تصویری از نیلوفرت را می کشیدند ازحال رفتی، معجرت را می کشیدند بعضی تو، بعضی خواهرت را می کشیدند کتمان نکن، موی سرت را می کشیدند در کوچه و بازار شام! اصلاً بماند... بگذار شعرم ناتمام اصلاً بماند @reza_dinparvar101
۸ دی ۱۴۰۳
کوچه ها را آب و جارو می کنند هرچه را دارد خدا، رو می کنند شب نشینان، اشک ریزان می رسند اندک اندک روسیاهان می رسند من بنام نامی رب جلیل خوانده ام «یعطی الکثیر بالقلیل» با نسیمِ آبرومندانه اش باز هم وا شد در میخانه اش او که عمری کوله بارم را کشید پشت این در انتظارم را کشید تا زمین خوردم دو دستم را گرفت بین خوبانش برایم جا گرفت آن خدا که می شناسم با ضرر ... می خرد آلوده ها را بیشتر گردن آویخته آورده ام آبروی ریخته آورده ام آنچه غافل بودم از آن، کوچ بود آرزوهای بلندم پوچ بود زود عمرم رفت، خیلی دیر شد آن جوانِ لا اُبالی پیر شد داشتم وقت گناه ای کاش صبر ترس دارم از سرازیری قبر آرزوی من نگاه مادر است کهف من چادرْ سیاه مادر است من از امشب به علی راغب ترم خاک نعلینش شوم ... طالب ترم کاش گوهر می شدم بین صدف می نشستم زیر ایوان نجف دست من خالی شده بی معطلی ... پا برهنه زائرم کن یاعلی بیقرارم! باز دارم شور و شین «یا من ارجوه لکل خیر» حسین! رزق او اول به آخرها رسید مال و اموالش به نوکرها رسید آن حسینی که امیر کربلاست هیچ چیزی را برای خود نخواست بین مقتل پیکرش افتاده بود زیر آن خنجر، سرش افتاده بود پیش چشم خواهر آواره اش نامرتب شد گلوی پاره اش هی قفایش پیش مادر، دشنه خورد در دهانش نیزه آن، لب تشنه خورد چشم غارتگر به جسمش خورده بود آن لباس کهنه را هم بُرده بود @reza_dinparvar101
۱۲ دی
6.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به روی شانه ی اشکم، دو چشم بیمار است نشسته پشت درت بنده ای که سالم نیست بدون دعوت اگر آمدم حلالم کن به جان فاطمه این بینوا مزاحم نیست مرا دعای شهیدی به هیئت آورده چه حیف! گوشه ی میخانه حاج قاسم نیست شدم خراب زیارت، یکی مرا ببرد کسی به کرببلای حسین عازم نیست!؟ @reza_dinparvar101
۱۳ دی
اگرچه عمر کوتاه و میسر نیست دیدارت شدم این آخر عمری، پریشان حال و بیمارت خبر داری که خیلی از گناهانم پشیمانم؟ منم آن نوکری که آمدم اینجا به اصرارت نمی دانی چقدر این روزها بی تو گرفتارم رهایم کن ز غفلت تا فقط باشم گرفتارت میان خادمان خیمه ی تو گشتم و دیدم کسی اینجا شبیه من نبود اینقدر سربارت از این کوچه به آن کوچه، از این هیئت به آن هیئت فدای عاشقی که می گذارد سر به دیوارت من از پشتِ در میخانه بودن خیرها دیدم اگرچه سائلت بودم، مرا بردی به دربارت سحرهای رجب را از گدایی علی دارم مرا که تشنه ی وصلم، دعا کن وقت افطارت تو آن ماهی که پشت ابر اگر مخفی شوی هرشب می افتد گوشه ی صحن نجف آخر سر و کارت نوای نوحه های تو دلم را سامرا برده فدای چشم گریان و دل زار و عزادارت اگر آنروز هادی را به کاخ ظلم می بردند تو را انداخت آن ظالم بیاد کوچه بازارت اگرچه بر امام ما جسارت شد، اهانت شد کسی از خاندان او نشد در کوچه ها غارت میان شام، ناموس علی ای کاش معجر داشت سر ارباب بر نی بود و زینب، دست بر سر داشت @reza_dinparvar101
۱۴ دی
از سرم دور کن این نفس ملال آور را وا مکن از سرت این سائل پشت در را کار من فخر فروشی است به تو یا الله پس بخر بنده ی بیچاره و رسواتر را میوه ی چشم ترم خشک شده، کاری کن هیچکس دوست ندارد شجر بی بر را من فراری و خجالت زده ام درکم کن! ننشان جای من پست، کس دیگر را خواب غفلت، همه ی عمر مرا ویران کرد کاش میشد که دگر جمع کنم بستر را هر که محتاج شده، از همه کس طرد شده من شدم سائل زهرا .... کرم مادر را! آنقدر چرخ زدم دور علی که آخر می زنم دور ضریحش نفس آخر را مرگ، شیرینی لبخندِ علی جانِ من است وقت تشییع جنازه، برسان حیدر را روزی ماه رجب دست جواد ابن رضاست کاش آقا بخرد آبروی نوکر را وسط خانه زمین خورد و صدا کرد حسین او که مجبور نشد دور کند خواهر را جان به قربان لبش، تشنه شد و آب نخواست با همان تشنگی اش خواند علی اکبر را عمه ی محترمش را کسی آزار نداد باز هم شکر، نمی خورد غم لشکر را شب جمعه نروم کرببلا می میرم مادری دید غم صورت و خاکستر را @reza_dinparvar101
۲۰ دی
عشق تو با فن اول به زمینم زده است تیر چشمان تو این بار، به دینم زده است مُهر نام تو که خورده به سجلّ دل من سندی بر سخن آینه بینم زده است حسرتی داشت نگاهم که بیفتد به رهت حیف، مژگان سیاهت به کمینم زده است قنبر از شوق غلامی غلامان درت بوسه ای بر قدم خاک نشینم زده است من گرفتار علی، عشق گرفتار من است از همان کودکی ام دست علی یار من است در می آید به خدا بهر علی جان نجف فخر دارد به جنان پرده ی ایوان نجف بنویسید به موسی که پس از عمری هجر مرشدت خضر شده واله و حیران نجف بی جهت نیست شده از ازلِ بودن خویش هرچه جبریل امین، دست به دامان نجف چشم من واشد و با کعبه طوافم دادند ... دور تا دور سر حضرت سلطان نجف علی آمد که قدم تا به فلک بردارد او که پیش قدمش کعبه ترک بردارد آمده آنکه خودش دلبر و دلدار شده یار سلمان، نفس میثم تمار شده آمده آنکه به شال کمرش با یاقوت نام زهرا و نبی، نام خدا کارشده آمده آنکه ز اعجاز نگاهش فی الفور ملک الموت سراسیمه و احضار شده اول راهم و محکوم شدم من به شکست ترس دارم که بگویند علی اللهی است وصله ی کفش علی مُلک سلیمان ساز است نفس نوکر این خانه مسلمان ساز است آمده یوسف سرگشته در این بیت عتیق کرم شاه زیاد است و نگهبان ساز است حکمت نقطه ی با، در کنف بسم الله کرده روشن که علی عالم قرآن ساز است هل اتی جای خودش، ناطق قرآن خداست به خدا چشم علی محشر و میزان ساز است او کرم کرده به ما و همه کوتاهی ها بیخودی نیست جنون علی اللهی ها اسدا... زمین صاحب شمشیر دو دم فاتح خیبر دلها بود و فارج هم نعره ای میکشد و تیر که می اندازد میکشد لرزه به اندام صد ابن ملجم میکند خاک هزار عبدود ملحد را مرحبا می شنود فرش ز عرش اعظم جبرییل است که می بالد از این شور عظیم می خورد بر غضب تیغ نگاهش که قسم حرف او امرمؤکد که ندارد شاید  این همان است که عباس ز نسلش آید       @reza_dinparvar101
۲۲ دی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۲۳ دی
قله ی توحید ما آتشفشان زینب است کهکشان ها نقطه ای از آسمان زینب است قبل خلقت امتحان پس داده مثل مادرش امتحان فاطمه در امتحان زینب است آنهمه جود حسن شد باعث ایثار او روزی اجداد ما از آب و نان زینب است بانی هر کاروان در اربعین ها فاطمه است سفره های اربعینی چیدمان زینب است جان ما قابل ندارد در دفاعِ مکتبش تا قیامت جان شیعه در امان زینب است شد جسارت ها به او، بی خانمان شد بی حسین پس رقیه تا ابد بی خانمان زینب است او نمازش را نشسته خواند، اما خم نشد یاحسینِ سینه زنهایش اذان زینب است جای پوشیه گرفته آستین بر صورتش گیسوی عباس بر نی، سایه بان زینب است بی علمدارش به سوی کاخ دشمن می رود لرزه بر آن کاخ، تنها در توان زینب است آنچه دیده از جفای شمر و خولی یکطرف سر میان تشت، پیش دیدگان زینب است گفت ای که بر حسینم، چوبدستی می زنی بر لب زخمش نزن! صاحب زمان زینب است @reza_dinparvar101
۲۵ دی
وارد صحن رضا شو با سجود هرچه خواهی داده هنگام ورود در حرم از سائل بیچاره اش... خویش را بیچاره تر کن وانمود شاه، استقبال نوکر آمده مرحبا! ای حضرت سلطان درود دید تحویلم نمیگیرد کسی خود، غبار صورت من را زُدود دوستم دارد، نمی دانم چرا؟ جز ولایش، لا مؤثر فی الوجود با همه نامهربانی های من مهربانی اش گذشته از حدود هیچ کس جز خادمش راهم نداد هر دری جز خانهء او بسته بود مستم از یُعطِی الکَثیر بالقَلیل می روم باب الجوادش صبح زود سفرهء موسی بن جعفر هر کجاست می برد آنجا گدایش خیر و سود حرمتش را غربت زندان شکست لطمه ها دیده از آن مرد یهود این شب جمعه؛ کجایی کربلا! تا بیارم سر در ایوانت فرود السلام ای سر ... سر ارباب من! ای سری که پیش مادر شد کبود تشنه بود و گریه می کرد از غمش ماهیِ افتاده در جریان رود در میان مقتلش دیده حسین ... زیر چکمه آسمان را غرق دود از قفا بالای ده تا ضربه خورد هر کدامش بدتر از صدتا عمود وای از آن وقتی که دید از روی نی خواهرش را بین بازار یهود @reza_dinparvar101
۴ بهمن