#یک
مادرها دارند قایمکی ازمان میخواهند دخترها را بیشتر نصیحت کنیم و پدرها التماس دعا میگویند...
امروز خیلی آرام و قرار دارم! نمیدانم، شده برعکس همیشه که دلم مثل ماشین رختشوری توی هم میرفت و هم میریخت.
روز خوبیست انشاءالله و سفر خوبتری در پیش انشاءالله...
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#یک مادرها دارند قایمکی ازمان میخواهند دخترها را بیشتر نصیحت کنیم و پدرها التماس دعا میگویند...
#دو
اولین سفر راهیان نورم سمت غرب و شمال غرب بود، از حاج عمران تا آن پایینترها توی غرب که یادم نیست به کجا ختم شد...
علیالحساب آن دفعه با یک بنز قدیمی رفتیم راهیان، آن هم اتوبوسی که توی جنگ رزمندههای میبدی را میبرده جبهه! حالا کار به آن خرابیهای توی جاده مخصوصا توی سردشت ندارم، ولی مسافرت معنوی بود با اتوبوسی معنوی که چقدر از مسافرانش را جا گذاشته بود توی خاک مقدس جنوب غرب...
الان به لطف شهدا باز راهیم، راهی جنوب غرب، سرزمین مقدس شهدا و این بار مثل یکی دو سال قبل با دانشآموزان...
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#دو اولین سفر راهیان نورم سمت غرب و شمال غرب بود، از حاج عمران تا آن پایینترها توی غرب که یادم نیس
#سه
دست گرفتن اسلحهی واقعی از آن دستمایههای خوبیست که میشود در مورد بعضی از مسائل امنیتی یا نظامی با بچهها صحبت کرد.
من در سفرهای راهیان نور با اجازه و نظارت دوستان خشاب را از سلاح جدا میکنم و همراه با تفنگی که دست به دست میشود، طول ماشین را میروم و برمیگردم. اکثراً هم با لمس و دست گرفتن سلاح هیجانزده میشوند.
دور دوم همین کار را با فشنگ جنگی و مشقی انجام میدهم و میروم سراغ توضیحاتی مقدماتی در مورد سلاح و فشنگ و بعضی از اتفاقات نظامی که افتاده...
و همه اینها میشود مقدمهی پرداختن به «جنگ شناختی» و گلولههایی که در این جنگ دیده نمیشوند و از خودشان زخم و خونریزی جا نمیگذارند! بلکه گلولهها در این جنگ «اطلاعات» است و میدان جنگ، مغز آدمهاست...
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سه دست گرفتن اسلحهی واقعی از آن دستمایههای خوبیست که میشود در مورد بعضی از مسائل امنیتی یا نظا
#چهار
باز هم اینجا، مسجدِ اردوگاه شهید عاصیزادهی استان یزد توی اهواز...
اینجا آن قدر شلوغ است که آدم چشمش جلویش را نمیبیند! از سال ۶۲ که اینجا را ساختهاند، دو هزار و سیصد نفر از رزمندههایی که آمدهاند، نماز خواندهاند و اعزام شدهاند خط مقدم، شهید برگشتهاند...
اینجا شلوغِ شلوغ است، پر از شهدایی که آمدهاند میزبانیِ مهمانهای تازه...
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#چهار باز هم اینجا، مسجدِ اردوگاه شهید عاصیزادهی استان یزد توی اهواز... اینجا آن قدر شلوغ است که
#پنج
مراسم سیزدهی آبان امسال را در جوار شهدا و در اردوگاه شهید عاصیزاده، برگزار کردیم ...
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#پنج مراسم سیزدهی آبان امسال را در جوار شهدا و در اردوگاه شهید عاصیزاده، برگزار کردیم ... #روای
#شش
دهلاویه خودش یک ماجراست توی جنگ هشت ساله و اگر نبود مصطفی چمران، انگار چیزی توی این هشت سالهی مقدس کم بود!
دکتر مصطفی چمران همان عشقِ «غاده»ی کتاب نیمهی پنهان ماهست که بعد از زندگی عجیب و غریبی که داشته، توی دهلاویه آسمانی میشود...
الان دهلاویه بوی بهشت میدهد، هوا تمیز و ماوراییست با بارانی که میزند و نمیزند...
#روایت_راوی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT