eitaa logo
سیدالعلماء
1.6هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
715 ویدیو
7 فایل
کانال رسمی مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی ایشان شاگرد بزرگانی مثل حضرات آیات شیخ عباس تهرانی، امام خمینی، علامه طباطبایی، بروجردی و... بودند. مرحوم امام در نامه‌های خود، از ایشان با عبارت "سیدالعلماء" یاد می‌کردند. ارتباط با ادمین @seydololama_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 ضرورت رهایی از پَهلَوی‌های درون! 🔹 فرموده‌اند: ابتدای هر انسانی با حکومت و بر مملکت وجود او به جای حکومت قوه است. لازمه‌ی موفقیت در این عمل آن است که انسان به دنبال تکمیل عقل ناقص خود رفته و با کسب آگاهی از شرع، خود از قوه واهمه دوری گزیند. با این دو فعالیت نسل می‌تواند خود را دهد. ️ همان‌طور که مشخص است در دنیای امروز شبهاتی با بیان زیبا از داخلی و خارجی، و بصریات به تحریک دشمنان انسانیت و به صورت مرتب در حال پخش است که این همانند سموم بر نفس انسان اثر خواهد داشت و متأسفانه هنوز فرصت پیدا نکرده که از پخش این سمومات که از راه‌های مختلفِ هوا و زمین، بر جوانان و ما وارد می‌شود -همانند ممانعتی که از پخش شیر مسموم به عمل می‌آورد- جلوگیری نماید. بنابراین ما باید تلاش و نماییم که در وجودمان حکومت عقل و شرع برقرار شود و سپس به برقراری این حکومت در وجود دوستان و اطرافیان کمک نماییم تا انسانی و اسلامی داشته باشیم. این باید در درون هر فرد از یک جامعه‌ی اسلامی به وجود بیاید و دراین رابطه نباید منتظر بمانیم زیرا آن‌ها به قدری درگیر کارهای اداری خود هستند که به آسانی قادر به انجام فعالیتی نیستند؛ البته باید دعا کنیم که خداوند آن‌ها را نیز موفق بدارد. کار نسل جوان این است که سعی نماید عقل و صحیح را جایگزین وهم و تخیلاتی که در او جای گرفته، نماید و مغز خود را از مطالب نادرست شستشو دهد. یعنی انقلابی در وجود خودش برقرار نماید و درون خود را مانند پَهلَوی‌های بیرونی از مملکت وجود خود خارج سازد و از اوهامی مانند ( من می‌دانم، من درست می‌گویم، من می‌فهمم) رهایی یابد. ۸۸/۱/۲۰ ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔘 در آستانه‌ی شهادت حضرت امام جواد (صلوات‌الله‌علیه) ارائه می‌گردد. (قسمت اول) 🔺 شرایط دریافت نصیح
🏴یا جوادالائمه ادرکنی (قسمت دوم) 🔺شرایط دریافت نصیحت 🔹و حال این‌که ما آن‌چه را که فهمیده ودانسته‌ایم، کمتر شده که ببینیم از آن کلاس‌هایی که ما گذرانده‌ایم از دانستن و به مرحله‌ی وارد کردن، واقعاً فراغت شده، و یکی از آثار این مسئله این است که اگر آدم آن‌چه را که فهمیده ودانسته، سعی کند که عمل کند، نتایجی در وجودش پیدا می‌شود که راه برایش باز می‌شود؛ دیگر محتاج به این‌که کسی دستش را به او بدهد نیست؛ که برود پیش این و آن بنشیند وبگوید که مرا کن، به من کن، چیزی، راهی به من نشان بده. راه به وسیله‌ی عمل به آن‌چه می‌داند، برای انسان باز وگشوده می‌شود وانسان ترقی می‌کند؛ به خود مشغول می‌شود، سرگرم خودش می‌شود، دیگر از این و آن فراغت پیدا می‌کند. در هر حال حضرت به او فرمودند که: «او تقبل»؛ حالا من یک چیزی گفتم. تو قبولش می‌کنی؟ این خیلی حرف است. مانعی نداری تو در وجودت از پذیرش یک سخنی که یک ، یک آدم دل‌سوزی به تو بگوید؟ آیا چنین کاری با خودت کرده‌ای؟ و این مسئله نظیر مسئله‌ی و می‌ماند؛ مثلاً فرموده‌اند که یکی از شرایط امامت وپیشوایی ونفوذ حکومت اسلامی پذیرش است. خب این به چه معناست؟ آیا یعنی حکومت اسلامی اگر از طرف مردم پذیرش نداشته نباشد، این حکومت رسمیت و ندارد و نیست؟ این‌طور که نیست. بلکه شاید معنایش این باشد که یعنی این حکومت، إعمال و نفوذ و نتیجه‌گیری‌اش، وابسته به این هست که مردمی پیدا بشوند و کاری انجام بدهند. وإلّا اگر آن‌ها از پذیرش، امتناع داشته باشند، هر قدر ، هر قدر ، هر قدر از طرف خداوند دارای محکم هم که باشد، ولی کاری از او ساخته نیست. پس آن‌ها مأمورند که بیایند این را بکنند. بنابراین این فرمایش حضرت که آیا تو می‌پذیری؟، نشان می‌دهد که وصیت وتوصیه خواستن، یک مقام مهمی هست. انسان خیلی وقتها در حجره‌اش است، روی میزش است، خب پر از نصیحت و راهنمایی است. از طرف نهج‌البلاغه که کوتاهی نشده تا آمده در حضور ما. در این چند قرن پر از و و سوزاندن و کشتن واین‌ها، خداوند حفظ کرده و این مسائل به دست ما رسیده از طرف اسلام و مناصحین و خیرخواهان بشریت، تمام شده، فلذا ما باید خودمان را حاضر کنیم که اهل نهج‌البلاغه بشویم. بنده همیشه این فرمایش استاد علیه‌الرحمة مثل این‌که در گوش و در ذهنم است که در اول توضیح کتاب ، آن‌جا که سخن استادشان حاج میرزا علی آقای را بیان می‌کنند که چه فرد نافذ‌‌ الکلامی بود و چه شایستگی‌هایی داشت، می‌فرمایند: من شهادت می‌دهم که آن بود، اما در این‌که من علی سبیل نجاةِ او بودم، خودم قطع ندارم، شبهه دارم. پس بنابراین بودن و احراز طلبه شدن را کردن، یک کار مهمی است که انسان خودش را بشناسد که واقعاً این‌جایی است یا از جای دیگری این‌جا آمده. باز این را عرض کردم که یکی از ارباب نفوس ومکتب‌های تربیتی، از او نقل می‌کند که در جلد اول تفسیرش [ ج۱ ص۱۴۳]؛ می‌گوید: ایشان وقتی که به مریدهای خودش، شاگردان خودش، نشینی‌های عبادتی وفراغت از و این‌ها را برای این‌که و معنویت پیدا کنند، دستور می‌داد، وقتی‌که می‌خواست این‌ها را بکند، آنان را می‌نشاند و بعد را بر آن‌ها قرائت می‌کرد و می‌داد. -مثل دعای شریف که چقدر اسم‌های الهی در آن هست- و نگاه در چهره‌های این‌ها می‌کرد تا ببیند کدام‌شان حالت‌شان فرق می‌کند؛ حالت دیگر دستی نیست، یعنی کسی نمی‌تواند به این آسانی حال خودش را عوض بکند، پیدا کند که در چهره و چشم و پوست صورت و این‌ها نمایش پیدا کند، لرزه در استخوان و بند بند او پیدا شود. حال اگر می‌دید که یکی از این افراد با شنیدن این اسماء مقدسه توفیقی در او پیدا نشد، می‌گفت: آقا شما به درد این نمی‌خوری. برو مشغول کسب و کاسبی بشو!. پس بنابراین ما باید حالات‌مان فرق بکند نسبت به پذیرش نهج‌البلاغه، پذیرش آیات ، ببینیم واقعاً از وقتی که ما آشنا شدیم با اسلامی، آیا این را که می‌شنویم، همان وضع را در ما دارد که پارسال، پیرارسال، پنج سال، ده سال پیش بود؟ یا نه، و جان ما با مفاهیم الله‌تعالی‌اکبر، الله‌تعالی لااله‌الّاهو، واین‌طور مسائل آشناتر شده ومثل خبر می‌شنویم، خبر که می‌شنویم، در ما تأثیر می‌کند؛ اگر این‌طور شده، آثار این است که ما یک شایستگی‌ای از برای پرسش وپاسخ مسائل پیدا کرده‌ایم. اهل حوزه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) شدیم. و شاگرد مکتب ترقیِ روحی شده‌ایم. ادامه دارد... ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔹 وقتی کاری را شروع می‌کند، آیا واقعاً مقید به این است که با نام خدا این کار را شروع بکند یا این‌که فقط است؟! بچه غیر مستقیم می‌کند. و که بچه را می‌آورند سر سفره به او غذا می‌دهند، لباس می‌پوشانند، می‌فرستندش ، با بردن نام خدا واقعاً او را در و حراست الاهی قرار می‌دهند یا نام خدا را بردن تشریفات است؟ یا اصلاً نام خدا برده نمی‌شود؟! این‌ها را بچه با آن حس دقیق و باریکِ ناخودآگاهش حس می‌کند. ضمیر او در بچگی با همین حس ساخته می‌شود. وقتی این‌طور شد زمانی که به ۱۵-۱۶ سالگی رسید هیچ دستگاهی نمی‌تواند در او تصرف کند و ضمیرش را شستشو بدهد تا او را از که پیدا کرده بدهد؛ لذا وظیفه‌ی و و بسیار سنگین و مهم است، ولی فعلاً آن چیزی‌که اهمیت داده می‌شود این است که یا بالاتر گرفته بشود. بچه‌ها خوب درس بخوانند و این‌طور چیزها؛ در حالی‌که باید تمام این مسائل در پوشش قرار بگیرد؛ اگر بخواهیم این و این ان‌شاءالله در رسوخ پیدا کند. چون رسوخ پیدا کردن در خود انسان که این همه شرایط دارد، پس رسوخ کردن در مملکت هم به مراتب شرایط مضاعفی پیدا می‌کند. باید واقعاً دل‌سوز پیدا کرد، دل‌سوز پیدا کرد. دل‌سوز پیدا کرد. روحانیت دل‌سوز، معلم دل‌سوز بسازد. در خودش، در خودش، در ﺟﻤﻊ خودش جلسه بگذارد و آن‌ها را و هشیار کند به این مسائل. الآن بالاترین نیازهای مملکت به این است که این اساتید آزاد و دولتی و اﻣﺜﺎﻟﻬﻢ زیر دست یک روحانی دل‌سوز قرار بگیرند، هر شب جلسه داشته باشند و اگر بی‌پول نمی‌آیند؛ پول به آن‌ها بدهند، مثل پولی که در کلاس به آن‌ها می‌دهند و این‌ها را بسازند. چون هرچه خطر الآن متوجه نسل هست از ناحیه‌ی بی‌تفاوتی معلمین دانشگاه و دبیران است. مهم انقلاب، هجوم و هرچه که ما بگوییم، از این راه است و ما خوب ملتفتش نیستیم!، می‌کنیم این‌ها بی‌ضرر تمام می‌شود. همین‌که بچه رفت و دیپلم گرفت؛ می‌شود آوردش در و قبولش کرد با یک امتحان و اﻭ شد!، ﺷﺪ! و حال این‌که این‌ها یک مشکلاتی در درونش هست که به این آسانی‌ها پیدا نمی‌شود. انسان وقتی وارد زندگی شد و تبلیغات شد و یا یک مهمی مثل ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺩﺭ و و این‌ها به دستش افتاد؛ آن‌جا دیگر صد در صد یک آدم مادی می‌شود! فقط فکر است! فقط این است که ساعت تدریسش تنظیم شود، حقوقش بالا برود، پستش بالا برود و این‌جور چیزها. و با این‌جور افکار ، و را نمی‌شود پابرجا کرد و نگه‌داری ﻧﻤﻮﺩ. 🔺🔺🔺 🔹 ای آقايان آموزگار، آقايان دبير، آقايان چرا تا حال برای ما مشخص نکرده‌ايد که نسل جوان چه هست و که هست و چه خواهد شد؟!. ۸۷٫۸٫۱۶ 🔺🔺🔺 🔹 همان‌طوری‌که اگر لبنیات‌فروشی جنس مسموم را بفروشد و و و قانوناً؛ قابل تعقیب است، باید در اسلامی کنترل بسیار محکمی هم در پخش مطالب باشد. چون وقتی و چیزی را می‌خوانند، از و و ، دفاع کاملی در آن‌ها وجود ندارد؛ در نتیجه به حال بچه‌های ممالک غیر اسلامی در می‌آیند. متأسفانه مثل این‌که وزرا یا وکلا یا کمتر به این نکته متوجه هستند؛ این است که گویا می‌خواهند شانه‌های خود را از زیر بار این مسئولیت خالی کنند، در حالی‌که این واقعاً مثل این می‌ماند که یک یا یک اکثر مسئولیت خودش را از روی نادانی و ترک کند!. بنابر این انقلاب اسلامی ما نیاز به پرورش ارباب فرهنگ و مرزبانان فرهنگی دارد که آن‌ها به مسائل ریز و ظریف امور فرهنگی آشنایی پیدا کنند. ⏪ ... ما باید تلاش و مجاهده نماییم که در وجودمان حکومت و برقرار شود و سپس به برقراری این در وجود دوستان و اطرافیان کمک نماییم تا جامعه‌ای و داشته باشیم. این باید در درون هر فرد از یک اسلامی به وجود بیاید و در این رابطه نباید منتظر بمانیم، زیرا آن‌ها به قدری درگیر کارهای اداری خود هستند که به آسانی قادر به انجام فعالیتی نیستند؛ البته باید کنیم که خداوند آن‌ها را نیز موفق بدارد. ⏪ اصحاب انقلاب فرهنگی ما؛ چه در ، چه ، چه در اجتماعات و باید هم برای و مردمان دیگر و خانواده‌ها کاملاً جدی روشن کنند که ما وقتی می‌توانیم ادعا کنیم که از بهره بریده‌ایم و از اهداف مقدس بانیان آن و خون مقدس قدردانی کرده‌ایم که همه‌ی مسائل بر اساس "انا لله و انا الیه راجعون" شروع شود، ادامه یابد و ختم شود. ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
🔺 ضرورت رهایی از پَهلَوی‌های درون! 🔹 فرموده‌اند: ابتدای انسانیت هر انسانی با حکومت عقل و شرع بر مملکت وجود او به جای حکومت قوه واهمه است.¹ لازمه‌ی موفقیت در این عمل آن است که به دنبال تکمیل ناقص خود رفته و با کسب از ، خود از قوه‌ی دوری گزیند. با این دو فعالیت نسل می‌تواند خود را دهد. همان‌طور که مشخص است در دنیای امروز شبهاتی با بیان زیبا از های داخلی و خارجی، و بصریات به تحریک انسانیت و اسلام به صورت مرتب در حال پخش است که این همانند سموم بر انسان اثر خواهد داشت و متأسفانه هنوز فرصت پیدا نکرده که از پخش این سمومات که از راه‌های مختلفِ هوا و زمین، بر جوانان و ما وارد می‌شود -همانند ممانعتی که از پخش شیر مسموم به عمل می‌آورد- جلوگیری نماید. بنابراین ما باید تلاش و نماییم که در وجودمان حکومت و برقرار شود و سپس به برقراری این حکومت در وجود دوستان و اطرافیان کمک نماییم تا جامعه‌ای انسانی و اسلامی داشته باشیم. این باید در درون هر فرد از یک اسلامی به وجود بیاید و در این رابطه نباید منتظر بمانیم زیرا آن‌ها به قدری درگیر کارهای اداری خود هستند که به آسانی قادر به انجام فعالیتی نیستند؛ البته باید کنیم که خداوند آن‌ها را نیز موفق بدارد. کار نسل جوان این است که سعی نماید عقل و صحیح را جایگزین و تخیلاتی که در ذهن او جای گرفته، نماید و مغز خود را از مطالب نادرست شستشو دهد. یعنی انقلابی در وجود خودش برقرار نماید و پَهلَوی‌های درون خود را مانند های بیرونی از وجود خود خارج سازد و از اوهامی مانند "من می‌دانم"، "من درست می‌گویم"، "من می‌فهمم" رهایی یابد. ۸۸٫۱٫۲۰ ✅ مرحوم آیت‌الله سید ابراهیم خسروشاهی _____ ۱) [ نقل به‌مضمون از: ح۱صص۵-۶] @seyedololama
سیدالعلماء
🏴 یا جوادالائمه ادرکنی 🔘 در آستانه‌ی شهادت حضرت امام جواد (صلوات‌الله‌علیه) ارائه می‌گردد. 🔺 شرایط
⬇️ ص۲ 🔹 در هر حال حضرت به او فرمودند که: «او تقبل»؛ حالا من یک چیزی گفتم. تو قبولش می‌کنی؟ این خیلی حرف است. مانعی نداری تو در وجودت از پذیرش یک سخنی که یک ، یک آدم دل‌سوزی به تو بگوید؟ آیا چنین کاری با خودت کرده‌ای؟ و این مسئله نظیر مسئله‌ی و می‌ماند؛ مثلاً فرموده‌اند که یکی از شرایط امامت و پیشوایی و نفوذ حکومت اسلامی پذیرش است. خب این به چه معناست؟ آیا یعنی حکومت اسلامی اگر از طرف مردم پذیرش نداشته نباشد، این حکومت رسمیت و ندارد و نیست؟ این‌طور که نیست. بلکه شاید معنایش این باشد که یعنی این حکومت، إعمال و نفوذ و نتیجه‌گیری‌اش، وابسته به این هست که مردمی پیدا بشوند و کاری انجام بدهند، وإلّا اگر آن‌ها از پذیرش، امتناع داشته باشند، هر قدر ، هر قدر ، هر قدر از طرف خداوند دارای محکم هم که باشد، ولی کاری از او ساخته نیست. پس آن‌ها مأمورند که بیایند این را بکنند. بنابراین این فرمایش حضرت که آیا تو می‌پذیری؟، نشان می‌دهد که وصیت و توصیه خواستن، یک مقام مهمی هست. انسان خیلی وقت‌ها در حجره‌اش است، روی میزش است، خب پر از نصیحت و راهنمایی است. از طرف نهج‌البلاغه که کوتاهی نشده تا آمده در حضور ما. در این چند قرن پر از و و سوزاندن ها و کشتن واین‌ها، خداوند حفظ کرده و این مسائل به دست ما رسیده از طرف اسلام و مناصحین و خیرخواهان بشریت، تمام شده، فلذا ما باید خودمان را حاضر کنیم که اهل نهج‌البلاغه بشویم. بنده همیشه این فرمایش استاد علیه‌الرحمة مثل این‌که در گوش و در ذهنم است که در اول توضیح کتاب ، آن‌جا که سخن استادشان حاج میرزا علی آقای را بیان می‌کنند که چه فرد نافذ‌‌ الکلامی بود و چه شایستگی‌هایی داشت، می‌فرمایند: من شهادت می‌دهم که آن بود، اما در این‌که من علی سبیل نجاةِ او بودم، خودم قطع ندارم، شبهه دارم. پس بنابراین بودن و احراز طلبه شدن را کردن، یک کار مهمی است که انسان خودش را بشناسد که واقعاً این‌جایی است یا از جای دیگری این‌جا آمده. باز این را عرض کردم که در جلد اول تفسیرش از یکی از ارباب نفوس و مکتب‌های تربیتی، نقل می‌کند² و می‌گوید: ایشان وقتی که به مریدهای خودش، شاگردان خودش، نشینی‌های عبادتی و فراغت از و این‌ها را برای این‌که و عکس‌های جدید معنویت پیدا کنند، دستور می‌داد، وقتی‌که می‌خواست این‌ها را بکند، آنان را می‌نشاند و بعد را بر آن‌ها قرائت می‌کرد و می‌داد. -مثل دعای شریف که چقدر اسم‌های الهی در آن هست- و نگاه در چهره‌های این‌ها می‌کرد تا ببیند کدام‌شان حالت‌شان فرق می‌کند؛ حالت دیگر دستی نیست، یعنی کسی نمی‌تواند به این آسانی حال خودش را عوض بکند، پیدا کند که در چهره و چشم و پوست صورت و این‌ها نمایش پیدا کند، لرزه در استخوان و بند بند او پیدا شود. حال اگر می‌دید که یکی از این افراد با شنیدن این اسماء مقدسه توفیقی در او پیدا نشد، می‌گفت: آقا شما به درد این نمی‌خوری. برو مشغول کسب و کاسبی بشو!. پس بنابراین ما باید حالات‌مان فرق بکند نسبت به پذیرش نهج‌البلاغه، پذیرش آیات ، ببینیم واقعاً از وقتی که ما آشنا شدیم با اسلامی، آیا این را که می‌شنویم، همان وضع را در دارد که پارسال، پیرارسال، پنج سال، ده سال پیش بود؟ یا نه، و جان ما با مفاهیم الله‌تعالی‌اکبر، الله‌تعالی لااله‌الّاهو، واین‌طور مسائل آشناتر شده و مثل خبر می‌شنویم، خبر که می‌شنویم، در ما تأثیر می‌کند؛ اگر این‌طور شده، آثار این است که ما یک شایستگی‌ای از برای پرسش وپاسخ مسائل پیدا کرده‌ایم. اهل حوزه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) شدیم. و شاگرد مکتب ترقیِ روحی شده‌ایم. در هر حال، «قال له رجل: اوصنی. قال: او تقبل؟ قال: نعم»، خوش به حالش که حساب خودش را کرده بود، گفت: بله، من پذیرش دارم هرچه بفرمایی. @seyedololama ص۲ ⬇️
🔺 ضرورت رهایی از پَهلَوی‌های درون! 🔹 فرموده‌اند: ابتدای انسانیت هر انسانی با حکومت عقل و شرع بر مملکت وجود او به جای حکومت قوه واهمه است. لازمه‌ی موفقیت در این عمل آن است که به دنبال تکمیل ناقص خود رفته و با کسب از ، خود از قوه‌ی دوری گزیند. با این دو فعالیت نسل می‌تواند خود را دهد. کار نسل جوان این است که سعی نماید عقل و صحیح را جایگزین و تخیلاتی که در ذهن او جای گرفته، نماید و مغز خود را از مطالب نادرست شستشو دهد. یعنی انقلابی در وجود خودش برقرار نماید و پَهلَوی‌های درون خود را مانند های بیرونی از وجود خود خارج سازد و از اوهامی مانند "من می‌دانم"، "من درست می‌گویم"، "من می‌فهمم" رهایی یابد. ۸۸٫۱٫۲۰ ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🏴 یا جوادالائمه ادرکنی 🔘 در آستانه‌ی شهادت حضرت امام جواد (صلوات‌الله‌علیه) ارائه می‌گردد. 🔺 شرایط
(قسمت دوم) 🔹 در هر حال حضرت به او فرمودند که: «او تقبل»؛ حالا من یک چیزی گفتم. تو قبولش می‌کنی؟ این خیلی حرف است. مانعی نداری تو در وجودت از پذیرش یک سخنی که یک ، یک آدم دل‌سوزی به تو بگوید؟ آیا چنین کاری با خودت کرده‌ای؟ و این مسئله نظیر مسئله‌ی و می‌ماند؛ مثلاً فرموده‌اند که یکی از شرایط امامت و پیشوایی و نفوذ حکومت اسلامی پذیرش است. خب این به چه معناست؟ آیا یعنی حکومت اسلامی اگر از طرف مردم پذیرش نداشته نباشد، این حکومت رسمیت و ندارد و نیست؟ این‌طور که نیست. بلکه شاید معنایش این باشد که یعنی این حکومت، إعمال و نفوذ و نتیجه‌گیری‌اش، وابسته به این هست که مردمی پیدا بشوند و کاری انجام بدهند، وإلّا اگر آن‌ها از پذیرش، امتناع داشته باشند، هر قدر ، هر قدر ، هر قدر از طرف خداوند دارای محکم هم که باشد، ولی کاری از او ساخته نیست. پس آن‌ها مأمورند که بیایند این را بکنند. بنابراین این فرمایش حضرت که آیا تو می‌پذیری؟، نشان می‌دهد که وصیت و توصیه خواستن، یک مقام مهمی هست. انسان خیلی وقت‌ها در حجره‌اش است، روی میزش است، خب پر از نصیحت و راهنمایی است. از طرف نهج‌البلاغه که کوتاهی نشده تا آمده در حضور ما. در این چند قرن پر از و و سوزاندن ها و کشتن واین‌ها، خداوند حفظ کرده و این مسائل به دست ما رسیده از طرف اسلام و مناصحین و خیرخواهان بشریت، تمام شده، فلذا ما باید خودمان را حاضر کنیم که اهل نهج‌البلاغه بشویم. بنده همیشه این فرمایش استاد علیه‌الرحمة مثل این‌که در گوش و در ذهنم است که در اول توضیح کتاب ، آن‌جا که سخن استادشان حاج میرزا علی آقای را بیان می‌کنند که چه فرد نافذ‌‌ الکلامی بود و چه شایستگی‌هایی داشت، می‌فرمایند: من شهادت می‌دهم که آن بود، اما در این‌که من علی سبیل نجاةِ او بودم، خودم قطع ندارم، شبهه دارم. پس بنابراین بودن و احراز طلبه شدن را کردن، یک کار مهمی است که انسان خودش را بشناسد که واقعاً این‌جایی است یا از جای دیگری این‌جا آمده. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama