eitaa logo
سیدالعلماء
1.6هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
715 ویدیو
7 فایل
کانال رسمی مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی ایشان شاگرد بزرگانی مثل حضرات آیات شیخ عباس تهرانی، امام خمینی، علامه طباطبایی، بروجردی و... بودند. مرحوم امام در نامه‌های خود، از ایشان با عبارت "سیدالعلماء" یاد می‌کردند. ارتباط با ادمین @seydololama_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 #توبه‌ی واقعی و بازگشت به سوی #فلاح، از #فساد و اطاعت از #عصیان و #گناه را خداوند وسیله‌ی #رزق و فراوانی ارزاق قرار داده. ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔘 در آستانه‌ی شهادت حضرت امام جواد (صلوات‌الله‌علیه) ارائه می‌گردد. (قسمت اول) 🔺 شرایط دریافت نصیح
🏴یا جوادالائمه ادرکنی (قسمت دوم) 🔺شرایط دریافت نصیحت 🔹و حال این‌که ما آن‌چه را که فهمیده ودانسته‌ایم، کمتر شده که ببینیم از آن کلاس‌هایی که ما گذرانده‌ایم از دانستن و به مرحله‌ی وارد کردن، واقعاً فراغت شده، و یکی از آثار این مسئله این است که اگر آدم آن‌چه را که فهمیده ودانسته، سعی کند که عمل کند، نتایجی در وجودش پیدا می‌شود که راه برایش باز می‌شود؛ دیگر محتاج به این‌که کسی دستش را به او بدهد نیست؛ که برود پیش این و آن بنشیند وبگوید که مرا کن، به من کن، چیزی، راهی به من نشان بده. راه به وسیله‌ی عمل به آن‌چه می‌داند، برای انسان باز وگشوده می‌شود وانسان ترقی می‌کند؛ به خود مشغول می‌شود، سرگرم خودش می‌شود، دیگر از این و آن فراغت پیدا می‌کند. در هر حال حضرت به او فرمودند که: «او تقبل»؛ حالا من یک چیزی گفتم. تو قبولش می‌کنی؟ این خیلی حرف است. مانعی نداری تو در وجودت از پذیرش یک سخنی که یک ، یک آدم دل‌سوزی به تو بگوید؟ آیا چنین کاری با خودت کرده‌ای؟ و این مسئله نظیر مسئله‌ی و می‌ماند؛ مثلاً فرموده‌اند که یکی از شرایط امامت وپیشوایی ونفوذ حکومت اسلامی پذیرش است. خب این به چه معناست؟ آیا یعنی حکومت اسلامی اگر از طرف مردم پذیرش نداشته نباشد، این حکومت رسمیت و ندارد و نیست؟ این‌طور که نیست. بلکه شاید معنایش این باشد که یعنی این حکومت، إعمال و نفوذ و نتیجه‌گیری‌اش، وابسته به این هست که مردمی پیدا بشوند و کاری انجام بدهند. وإلّا اگر آن‌ها از پذیرش، امتناع داشته باشند، هر قدر ، هر قدر ، هر قدر از طرف خداوند دارای محکم هم که باشد، ولی کاری از او ساخته نیست. پس آن‌ها مأمورند که بیایند این را بکنند. بنابراین این فرمایش حضرت که آیا تو می‌پذیری؟، نشان می‌دهد که وصیت وتوصیه خواستن، یک مقام مهمی هست. انسان خیلی وقتها در حجره‌اش است، روی میزش است، خب پر از نصیحت و راهنمایی است. از طرف نهج‌البلاغه که کوتاهی نشده تا آمده در حضور ما. در این چند قرن پر از و و سوزاندن و کشتن واین‌ها، خداوند حفظ کرده و این مسائل به دست ما رسیده از طرف اسلام و مناصحین و خیرخواهان بشریت، تمام شده، فلذا ما باید خودمان را حاضر کنیم که اهل نهج‌البلاغه بشویم. بنده همیشه این فرمایش استاد علیه‌الرحمة مثل این‌که در گوش و در ذهنم است که در اول توضیح کتاب ، آن‌جا که سخن استادشان حاج میرزا علی آقای را بیان می‌کنند که چه فرد نافذ‌‌ الکلامی بود و چه شایستگی‌هایی داشت، می‌فرمایند: من شهادت می‌دهم که آن بود، اما در این‌که من علی سبیل نجاةِ او بودم، خودم قطع ندارم، شبهه دارم. پس بنابراین بودن و احراز طلبه شدن را کردن، یک کار مهمی است که انسان خودش را بشناسد که واقعاً این‌جایی است یا از جای دیگری این‌جا آمده. باز این را عرض کردم که یکی از ارباب نفوس ومکتب‌های تربیتی، از او نقل می‌کند که در جلد اول تفسیرش [ ج۱ ص۱۴۳]؛ می‌گوید: ایشان وقتی که به مریدهای خودش، شاگردان خودش، نشینی‌های عبادتی وفراغت از و این‌ها را برای این‌که و معنویت پیدا کنند، دستور می‌داد، وقتی‌که می‌خواست این‌ها را بکند، آنان را می‌نشاند و بعد را بر آن‌ها قرائت می‌کرد و می‌داد. -مثل دعای شریف که چقدر اسم‌های الهی در آن هست- و نگاه در چهره‌های این‌ها می‌کرد تا ببیند کدام‌شان حالت‌شان فرق می‌کند؛ حالت دیگر دستی نیست، یعنی کسی نمی‌تواند به این آسانی حال خودش را عوض بکند، پیدا کند که در چهره و چشم و پوست صورت و این‌ها نمایش پیدا کند، لرزه در استخوان و بند بند او پیدا شود. حال اگر می‌دید که یکی از این افراد با شنیدن این اسماء مقدسه توفیقی در او پیدا نشد، می‌گفت: آقا شما به درد این نمی‌خوری. برو مشغول کسب و کاسبی بشو!. پس بنابراین ما باید حالات‌مان فرق بکند نسبت به پذیرش نهج‌البلاغه، پذیرش آیات ، ببینیم واقعاً از وقتی که ما آشنا شدیم با اسلامی، آیا این را که می‌شنویم، همان وضع را در ما دارد که پارسال، پیرارسال، پنج سال، ده سال پیش بود؟ یا نه، و جان ما با مفاهیم الله‌تعالی‌اکبر، الله‌تعالی لااله‌الّاهو، واین‌طور مسائل آشناتر شده ومثل خبر می‌شنویم، خبر که می‌شنویم، در ما تأثیر می‌کند؛ اگر این‌طور شده، آثار این است که ما یک شایستگی‌ای از برای پرسش وپاسخ مسائل پیدا کرده‌ایم. اهل حوزه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) شدیم. و شاگرد مکتب ترقیِ روحی شده‌ایم. ادامه دارد... ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔺 مطالبی پیرامون نفاق و خدعه‌ی اصحاب سقیفه و پیروان آن‌ها؛ (۱) 🔹 در مسئله‌ی #ایمان چه در طرف پذیرش
🔺 مطالبی پیرامون نفاق و خدعه‌ی اصحاب سقیفه و پیروان آن‌ها؛ (۲) 🔹 بعد ما می‌بینیم که به قدری این مسأله مرموزانه در اسلامی پیشرفت کرد که وقتی که حکومت به دست حضرت علیه‌السلام، پیشوای گروه مؤمنان رسید، ایشان در قرار گرفت و دیگر توان این‌که یک مجلسی تشکیل بدهد که یک چند نفر در آن مجلس از این افراد باشند و با این‌ها از این مطالب صحبت کند، نداشت. این‌طور شده بود که اگر می‌خواست با یک نفر حرف بزند، باید دستش را بگیرد و از اجتماع بیرونش بیاورد، که در حکمت ۱۳۹ که حکمت مربوط به جریان حضرت با است، خیلی ارتباط با این مطلب پیدا می‌کند. در آن‌جا حضرت به او می‌فرماید که حرف‌هایی که دارم بهت می‌زنم، این حرف‌ها را ضبط کن و در یاد بگیر و نگه دار. بعد می‌فرماید که این سینه‌ی من پر از مطالب است و نمی‌دانم با چه کسی در میان بگذارم. بعد می‌فرمایند: بله هستند یک عده‌ای، اما کسانی هستند که به آن‌ها نیست. مطالب ما را ممکن است دسته‌بندی بکنند و به دردشان هم بخورد، اما در راه ضد ایمانی و به کار بگیرند. معلوم می‌شود که آن‌قدر این گروه روی کار آمدند و آن‌قدر تسلط پیدا کردند و آن‌قدر در حکومت و در زندگی اسلامی نفوذ پیدا کردند، که در خانه‌نشینی قرار گرفت، در انزوا قرار گرفت و در غربت قرار گرفت و حتی نتوانست یک کلاس تدریسی درست بکند در اسلام!. پس بنابراین لازم است بر ما که از چند جهت در مسأله‌ی تثلیث اسلامی به سه قسم: مؤمن، یعنی مؤمن متمکن‌الایمان در قلب، که رخنه کرده ایمان و‌اعتقادات در قلب‌شان، و کافر، که کفر در قلب‌شان رخنه کرده. این دو دسته، سومی‌ها که شرح و بسط بیشتری در آیات دارند و شرح حال‌شان بیشتر شده، یک گروهی هستند که پس از رحلت دیگر خبری ازشان نیست!، همه‌ی کتاب‌ها درباره‌ی خوبی مردم و نوشته شده و عوض شده ، به طوری هم مسأله مرموزانه پیشرفت کرده که وقتی که حکومت به دست حضرت علی علیه‌السلام رسیده‌، دیگر کسی را نداشته و اگر می‌خواسته با کسی حرف بزند، باید می‌رفته به یک جای خلوتی که کسی نباشد. بعد هم خودش این مطالب را بروز داده که هستند کسانی‌که مطالبی از من چیز یاد بگیرند، ولی چیز یاد گرفتن‌شان به حساب نیست، می‌خواهند استفاده کنند از ما به سود خرابی‌ها و . این است که تفسیر این آیات معلوم می‌شود وإلّا آدم قرآن را که باز می‌کند، بعد از سوره‌ی ، در سوره‌ی می‌بیند که یکی دوتا آیه مربوط به مؤمنین، یکی دو تا هم مربوط به کفار، بعد چند آیه درباره‌ی منافقین، و شرح حال آن‌ها، گفتار آن‌ها و فساد آن‌ها، مسخرگی‌های آن‌ها بیان شده، معلوم می‌شود که یک چیزی هست مطلب، قرآن که بی‌کار نبوده نعوذبالله، خب یک دردی را می‌خواسته بدهد به مردم، گرفتای‌هایی را بیان کند برای‌شان، اما دیگر تعطیل می‌شود و دیگر هیچ اسمی از این گروه پس از رحلت نیست. وقتی نبود همه می‌شوند یک‌پارچه مؤمن، وقتی همه شدند یک‌پارچه مؤمن، حکومت می‌افتد دست این‌ها، وقتی حکومت افتاد به دست این‌ها، خاندان رسالت منزوی می‌شوند!. منزوی می‌شوند به حدی‌که وقتی‌که بعد از قتل ناچار می‌شوند، را بدهند به آن حضرت، حضرت در حالی است که این سرگذشتش در حکمت کمیل بیان شده است. می‌فرمایند که من سینه‌ام پر از علم است، نمی‌دانم به کی بگویم. برای این‌که این‌ها از علم می‌خواهند به سود خودشان استفاده کنند نه به سود اسلام. می‌خواهند بگیرند و بر علیه ما به کار ببندند. ۸۹/۹/۱۵ ادامه دارد... ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
#نفاق 🔺 خطر نفاق (۵) 🔺 تذکرات مولا امیرالمؤمنین علی صلوات‌الله‌علیه در هنگام نزول بلا 🔹 ... «إِنّ
🔺 خطر نفاق (۶) 🔺 تذکرات مولا امیرالمؤمنین علی صلوات‌الله‌علیه در هنگام نزول بلا 🔹 ... «وقد جعلَ اللهُ الاستغفارَ سَبباً لِدُرورِ الرِّزقِ»؛ توبه‌ی واقعی و بازگشت به سوی از و عدم از و را خداوند وسیله‌ی و فراوانی ارزاق قرار داده. از زمان حضرت علیه‌السلام که و نشان داده که حضرت نوح علیه‌السلام عرض می‌کند که من به این قوم گفتم که از خدا بخواهید؛ «فقلت اِستَغفَروا ربَّکُم اِنَّهُ کان غَفّاراً»(۱۰)؛ خیلی خدایی که من می‌شناسم مستغفر و است. «یُرسِلِ السَّماءَ علیکم مِدراراً»(۱۱)؛ باران رحمتش را برای شما می‌فرستد. «ویُمدِدکُم بِاموالٍ و بَنینَ»( علیه‌السلام:۱۲)؛ اگر می‌خواهید، فرزند دار می‌شوید، می‌خواهید، می‌خواهید، راه می‌افتد. خب، این‌ها چگونه حساب می‌شود؟! چرا ما از این‌ها صحبت نمی‌کنیم؟! آیا مشکلات ناشی از تنها خلاصه می‌شود در این‌که ساختمان، ساختمان درستی نبوده؟! «فرَحمَ اللهُ»؛ با این‌که طلب خوانده‌اند، حضرت علیه‌السلام هنوز نکرده! بلکه دارد می‌گوید: «فَرحِمَ اللهُ إمرءًا اِستَقبَلَ تُوبَتَه»؛ خدا کند کسی را که رو به بیاورد؛ چون می‌خواهد مانع را بر طرف کند، آخر دعا با وجود مانع که نمی‌شود. خدا رحمت کند کسی را که رو به توبه بیاورد. «و اِستِقالَ خطیئَتَه»؛ اظهار پشیمانی کند و از او بخواهد که از او بگذرد. و «بادَرَ مَنیّتَه» زود حرکت کند، بجنبد؛ وقت کم است و یک‌مرتبه می‌رسد!. تا این‌جا حضرت بعد از نماز، و حاضران را آماده می‌فرماید، بعد درخواست خود را از خدا می‌کند: «اللهمّ اِنّا خَرجنَا اِلیک مِن تحتِ الاَستارِ والاَکنانِ»؛ خدایا ما به سوی تو آمدیم از ساختمان، اتاق و زندگی‌مان. معلوم می‌شود که حضرت علی علیه‌السلام خدا را حضرت و می‌دانستند و این نماز زلزله و نماز طلب باران را یک امور واقعی و اسباب کار می‌دانسته نه یک تشریفات!. خدایا ما آمدیم، «و بعدَ عَجیجِ البَهائِم»؛ از بس ما بدیم، حضرت اول را می‌برند روی چهارپایان و گاوها و گوسفندان!، که این‌ها ناله می‌کردند، این‌ها فریاد آه و ناله‌شان بلند بدود. «وَالوِلدانِ»؛ ، کوچک‌ها و و بی‌تقصیرها، حضرت از آن‌ها صحبت می‌کند. معلوم می‌شود که عمده‌ی فشارهای از بزرگ‌هاست! و وقتی هم که بخواهند توبه کنند، باید جوری توبه کنند که شفاعت را بدهند به بچه‌هایشان و به حیوانات‌شان و برای این‌ها از خدا چیز بخواهند. از بس ما پر رو و دریده و بی‌حیا شدیم!. بعضی از عجیب‌اند!؛ ما از می‌آمدیم، در یکی از بین راه -که از است که خدا به ما داده- پیاده شدیم که برویم در قسمت مردان که بگیریم، دیدیم که دخترها آمده‌اند این‌جا! یک خانمی آستینش را هم داده بالا و دارد وضو می‌گیرد! ما را هم که دید، هیچی، کنار نرفت! گفتیم: خانم! زنانه آن‌جا است و این‌جا مردانه است. گفت: آن‌جا شلوغ است و من می‌خواهم به من نماز اول وقت برسم!. این‌طوری شده، اصلاً و و دارد رنگ می‌بازد!. از این جهت باید فرزندان را وسیله کرد، را وسیله کرد. ادامه دارد ... ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔺 خطر تبعیت از هوای نفس! 🔹«انسان حیوانی بالفعل است در ابتدای ورود در این عالم، و در تحت هیچ میزان جز شریعت حیوانات، که اداره شهوت و غضب است، نیست.»؛ [ ح۱۰ ص۱۶۷] 🔸شریعت حیوانات یعنی راه و رسم و قانون حیوانیت که این قانون دو پایه و دو ستون دارد: اداره‌ی شهوات و استفاده از غضب و خشم که هیچ‌کدام‌شان حساب شده نیست که به این دو، یک چیز دیگر هم در انسان اضافه می‌شود، برای این‌که علاوه بر قوه‌ی و که مثل حیوانات دیگر دارد، قابلیت ترقی هم دارد و ترقی می‌کند و یک دیگری هم پیدا می‌کند که آن است!. ابداً گاو وقتی‌که به یک سبزه‌زار وارد شد، پنهان‌کاری نمی‌کند، اما انسانِ گاوصفت، هم مزرعه را خراب می‌کند و هم پنهان‌کاری می‌کند. گاهی هم تقصیر را به گردن صاحبان مزرعه می‌اندازد. فریبندگی، برای و این‌طور کارها می‌کند. این‌ها همه بر آن دو قوه‌ی حیوانی اضافه می‌شود و از این جهت است که فرمود: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِی النَّاسِ»؛ ( :۴۱)؛ خداوند متعال در که قریب پانزده قرن قبل فرستاده، اطلاع داده که این از جهان را به هم زده و موجب شده است. این همان آیه‌ی شریفه‌ای است که حضرت علیه‌السلام با سخن خود یعنی: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَی وَ طُولُ الْأَمَلِ»؛ [ خ۴۸] آن را برای ما تفسیر فرموده‌اند و مانند مهربان -و بیشتر از پدر مهربان- به ما نشان داده‌اند که خودت برای خودت یک دشمن خواهی شد، که در مورد آن می‌گوید: دشمن به دشمن آن نکند که انسان از راه به خودش وارد می‌کند. گاهی شده که ضررهای ما به خودمان به نفع دشمنان ماست به طوری‌که آن‌ها باید بیایند و دست ما را ببوسند و از ما ممنون باشند که شما کار ما را آسان کردید! از این‌که شما آمدید مثلاً شدید یا دانشگاه شدید یا شدید، مترجم قرآن شدید و این‌طور کارها!. ۹۴٫۵٫۱=۶ ۱۴۳۶ ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔺 صدق و دروغ بسم الله الرحمن الرحیم از ابتدای #تاریخ اول #اسلام که گروه #معاویه و وابستگانش #حکومت
⬆️ ص۲ این‌جا یک حدیثی نقل شده در رحمه‌الله که نشان می‌دهد که از معجزات اکرم صلی الله علیه وآله است یک وصیتی بوده که به جانشین خودش فرموده. حدیث بیست و نهم از از «معاویة بن عَمّار، قال: سَمعتُ اَباعبدِالله علیه‌السلام یقول» من شنیدم که حضرت علیه‌السلام فرمودند: «کانَ فی وصیَّةِ النّبیّ»؛ "کان" در جایی آوردن یعنی این برنامه بود. راه و رسم حضرت این بود که در وصیتش به حضرت علیه‌السلام می‌فرمود: «یا علیّ اُوصِیکَ فی نفسِک بِخصالٍ»؛ من چند و به تو توصیه و می‌کنم. «فَاحفَظها عَنّی»؛ این‌ها از من پیش تو و تو باید از آن‌ها نگه‌داری کنی. یعنی باید مُرّ آن را مو به مو عمل کنی. خوب این صفاتی که پیامبر اکرم به خودش می‌کند، چطوری است؟ و دستور می‌دهد که این‌ها را مواظب باش که هیچ موقع از آن‌ها خلاف نکنی. اگر تا این‌جایش را ما بشنویم، می‌گوییم: شاید وصیت حضرت شب نخوابی باشد، شاید همیشه نان جو خوردن باشد، یک کار مهمی باشد، یک بزرگی باشد که این‌طور حضرت فرمودند. بعد هم دعا کردند. «ثُمّ قال: اللّهمّ اَعِنهُ»؛ یعنی خدایا این چیزی که من دارم به این می‌گویم، چیز مهمی است تو هم کمکش کن و به او بده. خوب آدم می‌گوید این چه چیز مهمی است؟ «أمّا الاُولَی فَالصّدقُ»؛ اول وصیت من به تو سخن است. این از معجزات پیغمبر است که بعد از او این اسلام وارونه می‌شود و پایه‌ی آن هم دروغ‌گویان هستند!. خوب چهل نفر از بزرگان یک بیایند پیش یک شخصی، قسم یاد بکنند که روز قیامت است و کسی به او کاری ندارد و جلوی او را نمی‌گیرد که از او چیزی بخواهد یا چیزی بپرسد. پس معلوم می‌شود که پایه‌ی امت بر است و حضرت از دروغ می‌ترسد که این وارونه بشود، عکس و جابه‌جا بشود. پس این است که فرموده اولی آن‌ها است. الآن هم می‌شود همین حرف را زد: ای کسی که آمده‌ای و می‌خواهی در یا دیگری بشوی، راست بگو تو در چیست؟! می‌خواهی این مملکت به چه صورت در بیاید؟ طرح تو برای فردای مملکت چیست؟ می‌توانی این‌ها را جواب بگویی؟! خیلی مشکل است؛ چون آدم خودش را نشناخته، چطوری بگوید که دروغ نشود. معلوم می‌شود صدق و اول قدم امور مملکتی است، اول قدم مجالس شورا و این‌هاست، اولش این است: «فالصّدقُ»؛ بعد توضیح می‌دهند، می‌گویند این صدق یک‌وقت کسی نکند به معنی صدق در و در این چیزهاست؛ «و لایَخرُجَنَّ» نون تأکید، ادبیات خوانده‌اید همه‌ی شما ان‌شاءالله. «و لا یَخرُجنَّ مِن فیکَ کِذبَةٌ اَبداً»؛ هیچ‌وقت از دهان تو یک دروغ دیده و شنیده نشود. پس این یک است برای این‌که خیلی چیزها بود که در و در نزد و هست؛ مثلاً از همه چیز مهم‌تر است یا چیزهای دیگر. اما این مطلب را جلو کشیدن و بعد هم این‌طور تأکید کردن؛ این خبر از یک چیز مهمی در این مملکت اسلام می‌دهد که در اسلام، دین را به وسیله دروغ وارونه می‌کنند!. خب این دروغ را چطور اختراع کرده‌اند و در آورده‌اند که خلیفه‌ی مسلّّم آن‌ها هیچ‌گاه مورد سؤال و جواب در قیامت قرار نمی‌گیرد. هر چه کرد، کرد!. الآن ببینید خب همه‌ی دنیا دارند تماشا می‌کنند؛ این می‌گویند: ما مسئول خدا هستیم، یعنی و ، ما این‌هاییم، این‌ها دست ماست و اداره می‌شود، یعنی ما پیغمبریم. خب حالا هواپیماهای را خریده‌اند یا اجاره کرده‌اند یا هر چه؛ می‌فرستند ، ، ، ، هر جا شد، این‌ها را به خاک و خون می‌کشند. این غیر از به این مطلب است که روز قیامت هیچ حسابی نیست برای ما؟! چون ما جانشین پیغمبریم و ندارد کسی از ما سؤالی بکند!. «و لا یخرُجَنَّ من فیک»؛ از این دهانت یک دروغ در نیاید. ۹۴٫۱۱٫۱=۱۰ ۱۴۳۷ ✅ مرحوم آیت الله سیدابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
⬇️ ص۳ ما باید برای این‌که شرکت کنیم در #ثواب زیارت #ائمه معصومین (علیهم‌السلام)، قدری #رنج به خودم
⬇️ ص۴ رسیدن به و به یافتن است نه فقط رفتن و دور گردیدن. یکی به آن یکی می‌گوید تو حرم را بوسیدی؟ موفق شدی را ببوسی؟ می‌گوید: نه شلوغ بود. می‌گوید: نه من بوسیدم. آخر این که زیارت امام نیست!. آقایان محترم! نمی‌خواهید نور و امام را درک کنید؟ قدری زحمت بکشید، جلسه‌ی دینی بگذارید، کتاب‌ها را در کار بیاورید. در کتاب‌ها جنگ شروع شده بین و . کلمات حق از قرآن گرفته می‌شود، از گرفته می‌شود. ولی هر کسی کارش این نیست. تا انسان چهار تا یاد گرفت، می‌آید، می‌گوید: بیا یک بنویس، یک رساله بنویس. تا اسم تو را در هم ببرند. بگویند یک کتاب و رساله‌ای درباره‌ی ، درباره‌ی و فلان آقا نوشته. چهارصد صفحه هم هست. قیمتش هم این است. آخر این‌ها چه کاری است؟ نشناخته، ندیده، همین‌طور شده که شده !. مقاله‌نویسی، مجله‌نویسی شده اسباب خودمعروفی و خودآشناسازی با و . اما بعضی‌ها هستند نه کتاب نوشته‌اند، نه معروف‌اند و نه کسی آن‌ها را می‌شناسد. اما خدا به آن‌ها و شعور داده، نور داده. آن‌ها کسانی هستند که یک دوره آیت‌الله را زیرورو کرده‌اند. یک دوره کتاب‌های سید موسوی را زیرورو کرده‌اند، آشنایند، مشکلات را می‌توانند حل کنند. الآن مشکلات جامعه ما تنها در این جمله خلاصه می‌شود: باقی ماندن سلیقه‌ها و زمان !. چگونه در زمان شاه به‌وسیله‌ی برنامه‌های بود؛ فلان‌وقت اول ساعت اداره باز می‌شود، فلان‌وقت بسته می‌شود. فلان‌وقت باز می‌شود، فلان‌وقت بسته می‌شود. خب هیچ‌کسی حق نداشت که دیر کند؛ از ها و از همه‌جا محروم می‌ماند و باید وقت را ملاحظه کند؛ اما امام (علیه‌السلام) می‌فرماید: شما باید حاکم به وقتت باشی. جمعه را منها کنی. شب جمعه را منها کنی. این از کجا می‌آید؟؛ از این‌که آدم باید زیر این قانون‌ها نرود، ولی ما رفته‌ایم!. نتوانست، وقت نداشت. الآن هم جمهوری یا معظم بعد از امام این‌ها نمی‌توانند، ولی اشاره می‌کنند. می‌فرمایند: سبک زندگی باید عوض شود. باید انسان وقتش در اختیار خودش باشد. اگر کاسبی به اندازه‌ی هزینه‌ی یک سال خودش را دارد، است که به دنبال برود. دنبال کردن قوم و خویش‌ها و همسایه‌ها برود؛ چون به‌قدر یک سال خرجش را دارد، دیگر از خدا چه می‌خواهد؟ اما ببین چقدر فرق است؟ کی است که این کار را بکند؟ به دفتر نگاه بکند، ببیند خرج یک سالش در آمده است، این‌ها را به هم بگذارد، کارش را تعطیل کند، برود در کار ؛ اصلاح ، اصلاح ، اصلاح همسایه‌ها. جمع کردن و خرج کردن در این راه‌ها. این‌ها زحماتی است که برای امام رضا قبول می‌شود و امام رضا قبول می‌کند. پیامبر اکرم قبول می‌کند. آدم به آن‌ها نزدیک می‌شود. از آن‌ها در آدم می‌تابد. آدم می‌شود. می‌شود. می‌شود. خدایا ظهورش را نزدیک کن. خدایا چشم قاصر ما را به نور جمالش روشن کن. خدایا توفیق مجاهده به همه‌ی ما مرحمت کن. و صلی الله علی محمّد و آله الطاهرین ۹۳٫۱۰٫۲=۳۰ ۱۴۳۶ ✅ مرحوم آیت‌الله سید ابراهیم خسروشاهی ____ ۱،۲،۴) [ ؛ فضیلت زیارت امام رضا علیه‌السلام] ۳) [ ؛ اعمال روز جمعه] @seyedololama
سیدالعلماء
🏴 یا جوادالائمه ادرکنی 🔘 در آستانه‌ی شهادت حضرت امام جواد (صلوات‌الله‌علیه) ارائه می‌گردد. 🔺 شرایط
⬇️ ص۲ 🔹 در هر حال حضرت به او فرمودند که: «او تقبل»؛ حالا من یک چیزی گفتم. تو قبولش می‌کنی؟ این خیلی حرف است. مانعی نداری تو در وجودت از پذیرش یک سخنی که یک ، یک آدم دل‌سوزی به تو بگوید؟ آیا چنین کاری با خودت کرده‌ای؟ و این مسئله نظیر مسئله‌ی و می‌ماند؛ مثلاً فرموده‌اند که یکی از شرایط امامت و پیشوایی و نفوذ حکومت اسلامی پذیرش است. خب این به چه معناست؟ آیا یعنی حکومت اسلامی اگر از طرف مردم پذیرش نداشته نباشد، این حکومت رسمیت و ندارد و نیست؟ این‌طور که نیست. بلکه شاید معنایش این باشد که یعنی این حکومت، إعمال و نفوذ و نتیجه‌گیری‌اش، وابسته به این هست که مردمی پیدا بشوند و کاری انجام بدهند، وإلّا اگر آن‌ها از پذیرش، امتناع داشته باشند، هر قدر ، هر قدر ، هر قدر از طرف خداوند دارای محکم هم که باشد، ولی کاری از او ساخته نیست. پس آن‌ها مأمورند که بیایند این را بکنند. بنابراین این فرمایش حضرت که آیا تو می‌پذیری؟، نشان می‌دهد که وصیت و توصیه خواستن، یک مقام مهمی هست. انسان خیلی وقت‌ها در حجره‌اش است، روی میزش است، خب پر از نصیحت و راهنمایی است. از طرف نهج‌البلاغه که کوتاهی نشده تا آمده در حضور ما. در این چند قرن پر از و و سوزاندن ها و کشتن واین‌ها، خداوند حفظ کرده و این مسائل به دست ما رسیده از طرف اسلام و مناصحین و خیرخواهان بشریت، تمام شده، فلذا ما باید خودمان را حاضر کنیم که اهل نهج‌البلاغه بشویم. بنده همیشه این فرمایش استاد علیه‌الرحمة مثل این‌که در گوش و در ذهنم است که در اول توضیح کتاب ، آن‌جا که سخن استادشان حاج میرزا علی آقای را بیان می‌کنند که چه فرد نافذ‌‌ الکلامی بود و چه شایستگی‌هایی داشت، می‌فرمایند: من شهادت می‌دهم که آن بود، اما در این‌که من علی سبیل نجاةِ او بودم، خودم قطع ندارم، شبهه دارم. پس بنابراین بودن و احراز طلبه شدن را کردن، یک کار مهمی است که انسان خودش را بشناسد که واقعاً این‌جایی است یا از جای دیگری این‌جا آمده. باز این را عرض کردم که در جلد اول تفسیرش از یکی از ارباب نفوس و مکتب‌های تربیتی، نقل می‌کند² و می‌گوید: ایشان وقتی که به مریدهای خودش، شاگردان خودش، نشینی‌های عبادتی و فراغت از و این‌ها را برای این‌که و عکس‌های جدید معنویت پیدا کنند، دستور می‌داد، وقتی‌که می‌خواست این‌ها را بکند، آنان را می‌نشاند و بعد را بر آن‌ها قرائت می‌کرد و می‌داد. -مثل دعای شریف که چقدر اسم‌های الهی در آن هست- و نگاه در چهره‌های این‌ها می‌کرد تا ببیند کدام‌شان حالت‌شان فرق می‌کند؛ حالت دیگر دستی نیست، یعنی کسی نمی‌تواند به این آسانی حال خودش را عوض بکند، پیدا کند که در چهره و چشم و پوست صورت و این‌ها نمایش پیدا کند، لرزه در استخوان و بند بند او پیدا شود. حال اگر می‌دید که یکی از این افراد با شنیدن این اسماء مقدسه توفیقی در او پیدا نشد، می‌گفت: آقا شما به درد این نمی‌خوری. برو مشغول کسب و کاسبی بشو!. پس بنابراین ما باید حالات‌مان فرق بکند نسبت به پذیرش نهج‌البلاغه، پذیرش آیات ، ببینیم واقعاً از وقتی که ما آشنا شدیم با اسلامی، آیا این را که می‌شنویم، همان وضع را در دارد که پارسال، پیرارسال، پنج سال، ده سال پیش بود؟ یا نه، و جان ما با مفاهیم الله‌تعالی‌اکبر، الله‌تعالی لااله‌الّاهو، واین‌طور مسائل آشناتر شده و مثل خبر می‌شنویم، خبر که می‌شنویم، در ما تأثیر می‌کند؛ اگر این‌طور شده، آثار این است که ما یک شایستگی‌ای از برای پرسش وپاسخ مسائل پیدا کرده‌ایم. اهل حوزه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) شدیم. و شاگرد مکتب ترقیِ روحی شده‌ایم. در هر حال، «قال له رجل: اوصنی. قال: او تقبل؟ قال: نعم»، خوش به حالش که حساب خودش را کرده بود، گفت: بله، من پذیرش دارم هرچه بفرمایی. @seyedololama ص۲ ⬇️
سیدالعلماء
🏴 یا جوادالائمه ادرکنی 🔘 در آستانه‌ی شهادت حضرت امام جواد (صلوات‌الله‌علیه) ارائه می‌گردد. 🔺 شرایط
(قسمت دوم) 🔹 در هر حال حضرت به او فرمودند که: «او تقبل»؛ حالا من یک چیزی گفتم. تو قبولش می‌کنی؟ این خیلی حرف است. مانعی نداری تو در وجودت از پذیرش یک سخنی که یک ، یک آدم دل‌سوزی به تو بگوید؟ آیا چنین کاری با خودت کرده‌ای؟ و این مسئله نظیر مسئله‌ی و می‌ماند؛ مثلاً فرموده‌اند که یکی از شرایط امامت و پیشوایی و نفوذ حکومت اسلامی پذیرش است. خب این به چه معناست؟ آیا یعنی حکومت اسلامی اگر از طرف مردم پذیرش نداشته نباشد، این حکومت رسمیت و ندارد و نیست؟ این‌طور که نیست. بلکه شاید معنایش این باشد که یعنی این حکومت، إعمال و نفوذ و نتیجه‌گیری‌اش، وابسته به این هست که مردمی پیدا بشوند و کاری انجام بدهند، وإلّا اگر آن‌ها از پذیرش، امتناع داشته باشند، هر قدر ، هر قدر ، هر قدر از طرف خداوند دارای محکم هم که باشد، ولی کاری از او ساخته نیست. پس آن‌ها مأمورند که بیایند این را بکنند. بنابراین این فرمایش حضرت که آیا تو می‌پذیری؟، نشان می‌دهد که وصیت و توصیه خواستن، یک مقام مهمی هست. انسان خیلی وقت‌ها در حجره‌اش است، روی میزش است، خب پر از نصیحت و راهنمایی است. از طرف نهج‌البلاغه که کوتاهی نشده تا آمده در حضور ما. در این چند قرن پر از و و سوزاندن ها و کشتن واین‌ها، خداوند حفظ کرده و این مسائل به دست ما رسیده از طرف اسلام و مناصحین و خیرخواهان بشریت، تمام شده، فلذا ما باید خودمان را حاضر کنیم که اهل نهج‌البلاغه بشویم. بنده همیشه این فرمایش استاد علیه‌الرحمة مثل این‌که در گوش و در ذهنم است که در اول توضیح کتاب ، آن‌جا که سخن استادشان حاج میرزا علی آقای را بیان می‌کنند که چه فرد نافذ‌‌ الکلامی بود و چه شایستگی‌هایی داشت، می‌فرمایند: من شهادت می‌دهم که آن بود، اما در این‌که من علی سبیل نجاةِ او بودم، خودم قطع ندارم، شبهه دارم. پس بنابراین بودن و احراز طلبه شدن را کردن، یک کار مهمی است که انسان خودش را بشناسد که واقعاً این‌جایی است یا از جای دیگری این‌جا آمده. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama