eitaa logo
سیدالعلماء
1.6هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
715 ویدیو
7 فایل
کانال رسمی مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی ایشان شاگرد بزرگانی مثل حضرات آیات شیخ عباس تهرانی، امام خمینی، علامه طباطبایی، بروجردی و... بودند. مرحوم امام در نامه‌های خود، از ایشان با عبارت "سیدالعلماء" یاد می‌کردند. ارتباط با ادمین @seydololama_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 ارتباط با سرپرست دین! 🔹 جنایتکار، بزرگ است و نماد دینی است که صاحب و سرپرست ندارد. و در این فقط به این دل‌خوشند که یک‌شنبه‌ها بروند و پول بدهند تا گناهان‌شان آمرزیده شود!. 🔹 دین بی سرپرست نیست و سرپرست این دین، در زمان ما، (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌باشند. 🔹 راه ارتباط با علیه‌السلام به هیچ وجه بسته نیست و توسلات و زیارت راه به ایشان است. 🔹 وقتی که ما جوان بودیم، رفیقی همدانی داشتیم که برایمان تعریف می‌کرد: من در اوایل طلبگی در مدرسه وقتی شب‌ها توسل می‌کردم و می‌خوابیدم، تمام وقایع روز بعد را به طور کامل می‌دیدم و فردا همان اتفاقات عیناً می‌افتاد!. 🔹 این رفیق همدانی ما همسایه‌ای داشت که خیلی او را آزار می‌داد، به خاطر همین از جناب شیخ راه چاره خواست؛ ایشان دستور داد که و را بخوان و بعد هم را بخوان (که در هم آمده و از امام علیه‌السلام نقل شده). می‌گفت: وقتی خواندم آن از آن‌جا رفت و شرَّش کم شد. 🔹 بنده به همین خاطر می‌گویم: الآن ما همسایه‌های موذی زیاد داریم، مثل و و ... که زیر دست هستند. و ما این دعای علقمه را بخوانیم تا شرّ این‌ها کم بشود. ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
🔺 خطر عاق شدن توسط والدین حقیقی 🔹 می‌فرمایند که: « و معلوم است که انسان اگر در یک همچو راه خوفناکی واقع شود که بیم آن است که انسان را به پرتگاه نیستی اندازد و اسباب عقوق والد حقیقی او، یعنی رسول اکرم، صلی‌الله‌علیه‌وآله، شود و آن سرور، که رحمة‌للعالمین است، از انسان سخط‌ناک شود، چه‌قدر بدبخت است و چه مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها در پس پرده دارد. پس، اگر با رسول خدا آشنایی داری و اگر محبت مولی امیرالمؤمنین را داری و دوست اولاد طاهرین آن‌ها هستی، قلب مبارک آن‌ها را از ترس و اضطراب و تزلزل بیرون بیاور.»¹ الآن بزرگ نداشتن با است، دبیر با آگاهی و فهم و شعور است، استادِ دانشگاه چیزفهم است. این‌ها باید زیاد بشوند. «انسان را به پرتگاه نیستی اندازد و اسباب عقوق والد حقیقی او، یعنی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، شود و آن سرور، که رحمة‌للعالمین است، از انسان سخط‌ناک شود»؛ ناراحت می‌شود. همین که ناراحت شد، انسان می‌شود که عاقِّ و هم هیچ خیر نمی‌بیند!. ایشان هم که هزار مرتبه بالاتر از پدر و مادر بر گردن ما دارند. «چه‌قدر بدبخت است و چه مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها در پس پرده دارد»؛ آدم نمی‌داند بدبختی‌های پس‌پرده یعنی چه؟ یعنی خودش را نشناخته، جهان را نشناخته، و موت و بعد از این را ندیده؛ این‌ها پرده است که این پرده‌ها برای بعضی در ، در کم می‌شود و او می‌بیند و می‌فهمد و برای بعضی‌ها نمی‌شود. آن‌هایی که واقعاً اهل هستند بیشتر خوف‌ناک می‌شوند مثل همان جوانی که عرض شد که به حال لاغری افتاده بود و خوابش نمی‌برد و از حضرت می‌خواست که دعا کنید من بشوم. می‌خواست از این دنیا راحت بشود. این پرده است. همه‌اش تاریکی و است. آدم نمی‌داند که چه خبر است. خبرها در پنهانی دنیاست. قسمت پنهان دنیا خیلی مطالب درونش است که آن‌ها برای بندگان سالم، کشف می‌شود. می‌گویند اهل ، اهل ، که همان جوان هم از آن‌ها بود. ۹۴٫۵٫۲۲=۲۷ ۱۴۳۶ ✅ مرحوم آیت‌الله سید ابراهیم خسروشاهی ____ ۱) [ ح۱۰ص۱۷۲] @seyedololama
سیدالعلماء
🔺حکمت ذکر مطالب توحیدی توسط حضرت زهرا سلام الله علیها 🔹 «المُمتَنِعُ مِنَ الاَبصارِ رُؤیَتُهُ و مِنَ الاَلسُنِ صِفَتُهُ و مِنَ الاَوهامِ کِیفِیَّتُهُ اِبتَدَعَ الاَشیاءَ لا مِن شَیءٍ کانَ قَبلَها و أَنشاَها بِلَا احْتِذَاءِ اَمثِلَةٍ امتَثَلَها کَوَّنَها بِقُدرتِهِ و ذَرَئَها بمشیَّتِهِ.» 🔺 این‌جا شروع می‌کند به مطالبی در این خطبه که جایش این‌جا نیست. اگر کسی‌که آمده جایی می‌خواهد مرافعه و دعوایی را راه بیندازد و یک حقی را بگیرد، اگر درس بگوید، به او می‌گویند: این‌ها را بگذار موقع بحث و جلسه!. ⁉️ اما این چه معنا دارد؟! با چه می‌خواهد بگوید؟! به کسانی‌که این جلسه برای‌شان نقل می‌شود، می‌خواهد چه بگوید؟ می‌خواهد بگوید که بعد از پدر من دیگر یاد را آن طوری‌که پدر من می‌کرد، کسی نمی‌کند. نه قلبی به کار است، نه به کار است، نه به کار است، همه‌اش بازیگری شده و دین دارد معکوس می‌شود، دارد سرنگون می‌شود، ظرف دارد خالی می‌شود، چاه دین دارد خشک می‌شود، ابر دین دیگر نمی‌بارد، که رفت همه چیز را دارد به دنبال خودش می‌برد!. ❗️و شاید هم اشاره است به آیه‌ای که درباره‌ی وارد شده: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا» ای عرب‌های بیابانی! گرچه آن‌جا است و از و در هستند، اما به خاطر این بیانات، روشن می‌کند که این‌ها همان عرب‌های بیابانی حساب می‌شوند که خدا را نمی‌شناسند! ؛ «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا»؛ چرا را به خود نسبت می‌دهید؟!؛ «وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِی قُلُوبِكُمْ»؛ ( :۱۴) کجای شما جایگاه ایمان به خداست؟! 🔺 این‌جا هم صحبت از می‌کند: «و ضَمَّنَ القلوبَ مَوصُولَها و اَنارَ فی التَّفکُّرِ معقولَها» ☑️ مرحوم آیت الله سیدابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
📆 پیرامون خدمات مرحوم آیت الله سید عبدالحسین عاملی؛ (۸ سال ۱۳۷۷ق) 🔹تقریباً می‌شود گفت که مرحوم سید شرف‌الدین اول و زمان ما بود. ۸۰٫۲٫۲۶ 🔹مرحوم سید شرف‌الدین از بزرگ ما بودند که در حدود ۵۰-۶۰ سال پیش فوت کردند. ایشان در از بزرگوار بود. ایشان رساله‌ای نوشت به نام که از کتب خود وضع این را روشن کند که ای برادران ما -که در خود با هم برادریم- باید همگی مطالب را به طور دقیق بررسی کنیم. یکی از مطالب علمی این است که وضع چگونه بود؟ کدام بوده؟ کدام بوده؟ حرف کدام را می‌شود قبول کرد؟ کدام را قبول نکرد؟ اینها جزء است. ایشان این کار را کرد و کتابی به نام همین ابوهریره نوشته و به قدری مؤثر شده که برخی علمای و جاهای دیگر شدند؛ وقتی دیدند همچین آدمی مرجع آن‌ها بوده و خجالت کشیدند و خود آن علما هم کتابی بر ردّ همین ابوهریره نوشتند. ۸۲٫۱۱٫۶ 🔹سید عبدالحسین شرف‌الدین در حدود ۷۰-۸۰ سال پیش در لبنان و و آن‌جاها کرد و اقدامات مهمی انجام داد و از طرف دولت هم تبعید شد و به زحمت افتاد. از طرف بعضی از اشرار هم مورد تعرض قرار گرفت. با همه‌ی این‌ها یک چراغی روشن کرد که هنوز هم تابش آن به وسیله‌ی این کتاب شریف در دنیای برجاست. کتاب شریف مراجعات مورد پسند هم واقع شد و ایشان در نوشته‌های خودشان -مخصوصاً در آن کتابی که بر رد وهابیت نوشتند [ ]- اشاره کردند که مرحوم شرف‌الدین، علامه‌ی بزرگوار، این مسائل و را به بهترین صورت حل کرده و کتاب مراجعات یکی از منابع و گنجینه‌هایی است برای گروه شیعه و مسلمین و حل مشکلات شیعه و سنی. ۹۴٫۳٫۲۸ 🔹مرحوم آسید شرف‌الدین لبنانی که ناظر به اختلافات شیعه و سنی بود، ایشان به رفتند و با رئیس آن وقت که شیخ نام داشت، قرار گذاشتند که این مطالب را با سؤال و جواب مطرح کنند که چه می‌گوید و چه می‌گوید. بدون این‌که به هم پرخاشی داشته باشند فقط با قلم و . نتیجه‌ی کار وی کتاب المراجعات شد که باید ان‌شاءالله همگی داشته باشند و بعضی کتاب‌های دیگر هم ایشان نوشت که همگی مفید بود. آقای نوشته است که روی میز مرحوم آیت الله کتاب‌های صاحب مراجعات، مرحوم آسید شرف‌الدین بود. امام هم از علامه سید شرف‌الدین خیلی تجلیل کرده و در بعضی نوشته‌هایش فرمدند: سخنان ایشان هم خیلی مستدل و خیلی خوب است. ۹۳٫۲٫۲۵ 🔹بعضی‌ها هستند نه کتاب نوشته‌اند، نه معروف‌اند و نه کسی آن‌ها را می‌شناسد. اما خدا به آن‌ها و داده، نور داده. آن‌ها کسانی هستند که یک دوره آیت الله را زیرورو کرده‌اند. یک دوره کتاب‌های سید شرف‌الدین موسوی را زیرورو کرده‌اند، با این کتاب‌ها آشنایند و مشکلات را می‌توانند حل کنند. ۹۳٫۱۰٫۲ ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
📆 سال‌روز درگذشت مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی؛ ( ۵ اسفند) 🔺 بیان مراتب معرفت و شناخت از کلام محقق طوسی رحمه‌الله 🔹 درباره‌ی اگر در ببینید، در ذیل ماده‌ی "عَرَف" - که و معرفت باشد- درباره‌ی معرفت خدا از (رحمه‌الله) که شخص بسیار کم‌یابی در هست، مطلبی درباره‌ی نقل کرده: «قال سلطان المحققین»؛ خیلی حرف است این عنوانِ که برای مرحوم خواجه‌ی طوسی است. «قال سلطان المحققين: إن مراتب المعرفة مثل مراتب النار مثلاً»؛ چون برای غیر اگر بخواهند معرفت را بیان کنند، مثل این است که برای بخواهند مسائل بین مرد و زن و این چیزها را بیان کنند؛ فلذا نمی‌شود. باید طوری با مثال برایش حرف بزنند. برای ماها اگر بخواهند مراتب معرفة‌اللهی را بیان کنند، با مثالی مثل آتش می‌توانند بیان کنند. آتش دانستن به چند صورت است: «و إنَّ أدناها مَن سَمِعَ أنَّ فی الوجود شيئاً يَعدِمُ كُلَّ شیءٍ يُلاقِيهِ و يَظهَرُ أثَرَه فی كُلِّ شیءٍ يُحاذيهِ و يُسَمّى ذلك الموجودَ ناراً»؛ وقتی می‌خواهند به بچه نشان بدهند و بفهمانند که ما چیزی به نام آتش داریم، می‌گویند: اگر دیدی دست به آن نزن، چون هر چیزی را که با آن تماس پیدا کند از بین می‌برد و در برابر هر چیزی قرار بگیرد، ظاهرش می‌کند، پیدایش می‌کند، تاریکی باشد، نشانش می‌دهد. اسمش نار و آتش است. 🔺 مرتبه‌ی معرفت مقلدین 🔹 «و نظير هذه المرتبة فی معرفة الله تعالى مَعْرِفَةُ المقلّدين الّذين صدّقوا بالدين من غير وقوف على الحجة»؛ خیلی‌ها هستند در های مسلمین یا یا ، به دنیا که آمدند همین‌طور کم‌کم که بزرگ شدند، آداب و رسومِ و را که نگاه کردند، پیرو آن‌ها شدند و اگر از آن‌ها بپرسی چرا این‌طور می‌کنی و معنای این و کارهایت چیست؟، می‌گوید: من نمی‌دانم! این دینش مسیحیت است، من هم هستم!. آن دیگری می‌گوید: من هستم. هم می‌خوانم. هم می‌گیرم. امّا چرا و به چه علت و به چه معنا؟ این‌ها را دیگر نمی‌دانم! این درجه‌ی اولِ نشان دادن آتش به کسی که ندانسته و نمی‌داند به این‌که چیزی داریم که وقتی هر چه بیندازی در آن می‌سوزاند و از بین می‌برد و هر جا باشد روشنی می‌دهد. او هم آتش را ندیده ولی می‌شناسد و اگر به او بگویند: آتش را معنا کن، می‌گوید. مثل این‌که مسلمان شنیده که این خدا دارد، دارد و او هم این‌ها را قبول کرده. 🔹 مرتبه‌ی معرفت اهل «و أعلى منها: مرتبةُ مَن وَصلَ إليه دخانُ النّار و عَلِمَ أَنّهُ لابُدَّ له مِن مُؤثّرٍ فحَكمَ بذاتٍ لها أثرٌ هو الدّخانُ»؛ از این درجه‌ی یک درجه بالاتر این است که هر جا این سیاهی‌هایی که رو به آسمان می‌رود، پیدا شد، این‌ها اثر یک چیزی است که اسمش آتش است. او هم هر وقت دید که مثلاً صدای سوت قطار شنید و دید که در آسمان دودی دارد حرکت می‌کند، می‌گوید: آهان! آن‌جا ظرفی همراه این دستگاه قرار داده‌اند و درونش آتش روشن کرده‌اند. چون به من گفته‌اند: هر جا این دود پیدا شد، آتش هم آن‌جا هست. از می‌فهمد، اما خود آن را ندیده. از علامت آن را می‌شناسد. «و نظير هذه المرتبة فی معرفة الله مَعْرِفَةُ أهل النظر و الاستدلال الذين حكموا بالبراهين القاطعة على وجود الصانع»؛ آن‌قدر حالی‌اش شده که این جهانی که خودش هم یکی از آن است و پدر و مادر و زمین و آسمان و آتش و آب و کره‌ی زمین و کره‌ی ماه، این‌ها مثل دود می‌ماند. یک چیزی این‌ها را و درست می‌کند. اما آن چیز چیست، نمی‌داند. این‌جا از روی آمده و شده. مثل ماها که می‌گوییم: خوب چون من هستم؛ پس من را کسی درست کرده. پدر و مادر هم کاره‌ای نیستند. پدر و مادر هم خودشان مثل منند. پس این زمینی هم که زیر پای ماست و می‌چرخد و ماه و خورشیدی هم که به ما نور و حرارت می‌دهند، جاذبه به ما می‌دهند، زمین ما را می‌چرخاند، ماه ما را می‌چرخانند، این‌ها همه دست‌آورد قدرتی است. آن خداست. «حكَموا بالبراهين القاطعة على وجود الصانع.» @seyedololama ⬇️
سیدالعلماء
🔺 (۲) 🔹 «شجرة النبوة و موضع الرسالة»؛ [مفاتیح الجنان، صلوات شعبانیه]؛ ما با خدای خودمان چه ربطی داریم؟ اگر ما مسلمانیم ـ که إن‌شاءالله هستیم-، یعنی انسانِ به خداوند. خب ما از کجا بدانیم خدا را چگونه تسلیم هستیم و تسلیم خدا بشویم؟ جز از راه و راهی نیست. پس «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»؛ (آل عمران:۱۰۳)؛ حبل خدا این‌ها هستند. و این‌ها دو دستگیره‌ی هستند. «و مختلف الملائكة»؛ رفت و آمد موجودات، واسطه‌ی بین خدا و خلق این‌ها هستند. همان‌طوری‌که که درباره کشف معدن‌های طلا و نقره و سایر فلزات قیمتی چقدر سرمایه می‌خواهد، ما هم باید به همین مقدار در تهیه‌ی زحمت و سرمایه باشیم تا با معدن که این‌ها هستند، رابطه پیدا کنیم. «و معدن العلم و اهل بيت الوحی، اللهم صل على محمد و آل محمد، الفلك الجارية فی اللجج الغامرة»؛ این‌ها کشتی روان در گرداب‌های فروگیر و فراگیر و غرق کننده هستند. چنین اقیانوسی است که کشتی‌هایی در آن می‌شوند. طلب دنیا، به دنیا؛ تنها، هدفی که دنیاست، را تا به حالا این‌طور سرگردان کرده و به جان هم انداخته. آن‌وقت این‌ها کشتی هستند. «من ركبها نجی و من تخلف عنها غرق»؛ «يأمن من ركبها و يغرق من تركها»؛ یعنی نجات برای این چند روزه‌ی دنیا و سرانجام رهایی از هرگونه گرفتاری‌ها، این کشتی نجات است که کسی که بر این‌ها سبقت بگیرد می‌شود و از خارج می‌شود. کسی که خود را به این کشتی نرساند، نابود است؛ «و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق»؛ با آن‌ها بودن، از آن‌ها یا جلو یا عقب نیفتادن راه نجات است. باز تشبیه دیگری: «اللهم صل على محمد و آل محمد الكهف الحصين»؛ پناه‌گاهی که نجات‌بخش است. «و غياث المضطر المستكين»؛ اگر به خود و بیچارگی خود توجه کند، می‌بیند پریشان است، می‌بیند راه به دستش نیست. این‌ها هستند که باعث نجات بشریتند. «و ملجأ الهاربين و عصمة المعتصمين»؛ خب، چون وقت نیست ما از دوستان می‌خواهیم که در این لحظه توجهی هم به بی‌پناهان نیمه شب یازدهم در بیابان پر از خار، پر از ریگ و سنگ، در تاریکی و با دشمنان بی‌رحم، کنند. «و ملجإ الهاربين و عصمة المعتصمين»؛ آن‌جایی که تنها کسی که پناه آن کودکان بی‌پناه بود، دختر بزرگ حضرت علیه‌السلام، (حضرت ، علیها‌السلام) بود. خدایا به آبروی آن زحمات دختر بزرگ ، به آن دل‌سوزی و به آن چشم، به آن دل شریفِ لرزان و تپان، خدایا به داد برس. خدایا و کینه را به اهل خودشان برگردان. در همه‌ی نقاط عالم هیچ مسلمانی را و بیچاره مگذار. خدایا ما مضطریم، فرزندان، نوه‌ها، نتیجه‌ها و نسل ما را از دست جن و انس حفاظت بفرما. وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین ۹۴.۳.۲۱=۲۳ شعبان المعظم ۱۴۳۶ ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
🔺 جنایات یهود صهیونیست به پشتوانه‌ی تورات تحریف شده! 🔹 «إنا أنزلنا التوراة فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین أسلموا للذین هادوا والربانیون والأحبار بما استحفظوا من کتاب الله»؛ ( :۴۴)؛ این توراتی که بود و برای مردم آن عصر آمده بود، علمای ، و ، مأموریت استحفاظی داشتند نسبت به کتاب خدا که نگذارند به دست افراد ناجور بیفتد تا این‌که آن‌ها هرگونه خواستند آن کتاب را معنی کنند و توضیح بدهند و بر مردم به عنوان سوار شوند، مسلط شوند؛ بچاپند، غارت کنند، کنند و همه‌اش هم به نام دین تمام شود!. آن‌وقت اتفاقاً بر عکس شد؛ این به وظایف خود عمل نکردند و کتاب شریف افتاد به دست دشمنان ، -اسلام آن‌وقت- و دشمنان دین ، تا این‌که هرچه خواستند به تورات وارد کردند که الآن بعضی از آیاتش تقریباً پشتوانه‌ی عمل این هاست! یعنی اگر ما بخواهیم ببینیم که این‌ها طبق کتاب تورات عمل می‌کنند یا نه؟ می‌بینیم که راست می‌گویند و خیلی قشنگ احکام توراتِ شده را عملی می‌کنند!؛ در آن‌جا دارد که وقتی شما مسلّط شدید به یک شهری، مکانی، محلی که در آن‌جا مخالفین شما بودند و بر آن‌ها پیروز شدید؛ شهرشان را آتش بزنید! ، بزرگ، کوچک، ، را همه را از بین ببرید!. ۸۱.۴.۱۷ ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔺 خطر تبعیت از هوای نفس 🔹 رحمة‌الله‌علیه در شرح حدیث دهم¹ فرمودند: خواهش‌ها و تمناها و هوی و هوس‌های انسان تمامی ندارند، به هر مقدار که به خواهشِ نفس عمل بکند، تمامی ندارد. برایش وسائل گوناگون فراهم می‌شود، ادامه‌ی این خواهش‌ها تا دم ، انسان را راحت نمی‌گذارد. یکی از علما نقل می‌کرد از آیت الله رحمة‌الله‌علیهم که می‌فرمود: ما در معمولاً کفش‌های زنانه را با پاشنه‌ی کوتاه یا بی‌پاشنه تهیه می‌کردیم. یک‌وقت خانواده‌ از ما خواست که پاشنه‌دار باشد. من هم پیش کفاش کفش‌فروش رفتم و از آن کفش‌هایی که مخصوص زنان اداره‌ای آن‌جا بود و خیلی پاشنه داشت و دراز بود، گرفتم به شرط این‌که اگر پس بیاورم قبول کند؛ آوردم و جلوی همسرم گذاشتم. همسرم یک‌مرتبه ناراحت شد. گفت: من که از این‌ها نخواستم! گفتم آن‌چه که شما گفتی بالأخره آخرش همین است!. این درجه به درجه، سال به سال، شش ماه به شش ماه، عوض می‌شود. اوضاع و احوال در یک‌حال نیست که انسان خسته شود، بگوید: من دیگر از این وضع خسته شده‌ام، مرتباً خستگی را رفع می‌کند!. به‌خاطر تفاوت‌هایی که در اوضاع و احوال خورد و و و و و این‌ها، پی در پی می‌آید، انسان را باز نمی‌گذارد و فرصت نمی‌دهد که انسان بگوید که: دیگر مرا بس است، تمام شد، دیگر تمام شد، و تمام شد، قدری به خود بیایم و به بیافتم. نمی‌گذارد!. تا آخر کار که انسان که بنده‌ی نفس خودش بوده و بنده‌ی خدا نبوده -نعوذبالله نعوذبالله- کار به جای می‌کشد که انسان، دیگران را که مقیَّد به قید و هستند، تمسخر می‌کند و زیر بار همه‌چیز می‌رود!. در خیابان هم یک‌وقت مرتکب حرکات کفرآمیز یا حمله به مساجد، یا حمله به جماعات، یا بمب‌گذاری برای افراد و... می‌شود و کارش به این‌جاها می‌کشد؛ آن کسانی‌که این کارها را می‌کنند، یک‌مرتبه این‌طور نشده‌اند، به بر و خواهشِ هر چه که درون انسان از انسان می‌خواهد، شده‌اند. ۱۳۹۴٫۵٫۲۲=۲۷ شوال ۱۴۳۶ ✅ مرحوم آیت‌الله سید ابراهیم خسروشاهی ___________ ۱) [ ح۱۰] @seyedololama
📆 روز تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی؛ سال‌روز صدور فرمان امام خمینی (رحمه‌الله) مبنی بر تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی؛ (۱ ۱۳۶۰ش) 🔹 تشریف‌فرمایی حضرت مرضیه (علیهاالسلام)، با آن وضع بسیار ناراحت به ، پیامش به های آن زمان این بود که: «أفحکم الجاهلیة یبغون»؛ آیا بنا شده دوباره جاهلی برپا شود؟ این همه رنجی که پدر من کشید و پسر عموی مرا در هر پیش‌آمدی سپر بلای کرد، آخرش به این‌جا رسید که شما به هر آن‌چه که خدا برای شما به وسیله‌ی خود برنامه‌ریزی کرده، پشت بکنید؟! این سخن بسیار سنگین است. فقط باید در آن اندیشید. (علیهم‌السلام) در امر ، گرفتار جاهل هستند؛ عده‌ای به خاطر مسائل و تسلیم آن پیامبر می‌شوند ولی در باطن، و آن‌ها پابرجاست. این است که چون خدا و رعایت و بر شان مشکل است، تا زمانی‌که قدرت را بیش از خود می‌بینند، ناچارند که اطاعت کنند. ولی همین‌که آن قدرت کنار رفت، آن نیز می‌شود!. همین مسأله در زمان هم هست. همیشه از دست شکایت داشته‌اند که واقعیت اسلام را نمی‌پذیرند. در مورد ما که در زمان بوده‌ایم یا در عهد یافتگان طاغوتیان می‌کنیم نیز تنها به صورت صوری شکل گرفته و در ما واقعیت پیدا نکرده و به جایی نمی‌رسد مگر وقتی خودمان بنشینیم و به درد خودمان -که درد جاهلیت است- برسیم. و تبدیل به اسلام یک مقدار و سختی‌ها و ها دارد. ۸۹٫۲٫۲۱ ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
🔺 سال‌روز مباهله‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با مسیحیان نجران؛ ( ۲۴ ۹ق) 🔹 رفتار (صلی الله علیه وآله وسلم) با حضرت سلام الله علیها خیلی عجیب بوده که نمونه‌ی آن در وقتی است که منطقه‌ی که مکانی است بین و و ، به آمدند تا با حضرت در مورد دین‌شان صحبت بکنند. این‌ها خیلی بودند و به خرج می‌دادند، فلذا این لجاجت‌شان باعث شد که آیه‌ی شریفه‌ی نازل شود که در این آیه فرموده: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ»¹؛ با این‌که این‌ها دینی‌شان به این‌جا رسیده که می‌دانند تو پیامبری و بعد از آن‌ها آمده‌ای، اما دست بر نمی‌دارند و چانه‌زنی می‌کنند؛ «فَقُلْ تَعَالَوْا» بگو: بیایید که چاره‌اش به دست من است؛ «نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»؛ این آیه خیلی عجیب است. خیلی!. خیلی دقت می‌خواهد. اگر این‌ها دست از لجاجت‌شان بر ندارند، با آن‌که مطلب را هم می‌دانند، بگو بیایید بکنیم، بکنیم؛ از خدا بر یکدیگر کنیم که خدایا آن‌که در این قضیه نادرستی به خرج می‌دهد و نمی‌خواهد زیر بار برود، تو او را مورد خودت قرار بده!. خب در این‌جا پیامبری که مدعی است که من پیامبرم و دین شما را کرده‌ام و دیگر شما بر دین سابق‌تان باقی نیستید و دین فعلی شما دینی است که من آورده‌ام و اگر به آن نکنید؛ اهل خواهید بود، بی‌دین خواهید بود، نه این‌که دین خواهید داشت و با دین از دنیا خواهید رفت، نه! دیگر چون آن دین منسوخ شد؛ دوره‌اش تمام شده است. حالا اگر شما قبول ندارید و نمی‌خواهید زیر این بار بروید، بیایید تا دعوت کنیم و یک دعوتی انجام بدهیم. نه این‌که من پیغمبرم؛ بیایم، شما هم بیایید و یک دعوتی انجام دهیم، نه. بلکه من از افرادی دعوت می‌کنم، شما هم از افرادی دعوت کنید. چون وقتی دو طرف گروهی شدند، خطرش بیشتر است. خطر از یک نفر بیشتر می‌شود. عزیزان‌تان را جمع کنید، ما هم عزیزان‌مان را جمع می‌کنیم. آن‌وقت این‌جا خداوند عزیزان پیامبر را معیَّن کرده و نگذاشته به دست خودش که هر که را بخواهد، بیاورد بلکه فرموده بگو: پسران‌مان را بیاوریم؛ "أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ". و زن‌هایمان را بیاوریم و جان‌هایمان را بیاوریم. کسانی که به آن‌ها می‌گوییم: ای جان من! عزیز من! عزیزان‌مان را بیاوریم. آن‌وقت برویم کنار در خانه‌ی خدا و بگوییم: خدایا این‌ها این‌طور می‌گویند. آن‌ها هم آن‌طور می‌گویند. هر کدام را تو قبول نداری، لعنت کن و از بین ببر!. پس معلوم می‌شود که یک گروهی در بودند که هم شأن پیامبر و بودند که حدیث هم از همین مقام این‌ها انتزاع می‌شود. آن‌وقت در این آیه "نِسَاءَنَا" فرموده نه "بناتنا" که دختران‌مان را بیاوریم، بلکه فرموده: زن‌هایمان را بیاوریم. زن‌ها؛ چه ، چه زن و . اما در مقام آوردن، حضرت فقط حضرت زهرا (علیهاالسلام) را آوردند و هیچ‌کدام از همسران و اهل حرم و این‌ها را نیاوردند. پس معلوم می‌شود نفرین حضرت به مخالفینِ سرسخت و متعصب و ناجنس، متوقف بود بر این‌که حضرت این کار را بکند و از طرفی عزیزان خودش را به مردم نشان دهد که این‌ها چه کسانی هستند و از طرفی، ناقابل بودن زن‌هایشان را نشان بدهد!؛ چون عبارت آیه "نِسَاءَنَا" است و نساء هم بیشتر در حرم و همسر استعمال می‌شود، ولی آن‌ها را اصلاً قابل ندانست و لذا بعضی از مفسرین مثل ² و غیره می‌گویند از این آیه، دیگر بالاتر چیزی در فضیلت (علیهم‌السلام) نیست. چون این چنین با چند کلمه این‌ها را معرفی کرده و حضرت هم به ایشان می‌گوید که وقتی من دعا کردم و نفرین کردم، شما هم آمین بگویید. این هم در هست که ها نقل کرده‌اند. معلوم می‌شود که نفرین و دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) که است، آمین گفتنی می‌خواهد که آن باید از طرف افرادی مخصوص باشد که خدا آن‌ها را معین کرده باشد و قول‌شان ردّ نشود و نفرین‌شان هدر نرود. ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی __________ ۱) [ :۶۱] ۲)[ ج۱ ص۳۷۰: «... وفيه دليل لا شیء أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم‌السلام»] @seyedololama
📆 سال‌روز ارتحال حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی معروف به علامه حلی رحمه‌الله؛ (متولد: ۲۹  ۶۴۸- رحلت: ۲۱ ۷۲۶ق) 📸 محل دفن: ایوان طلای حرم مطهر مولا امیرالمومنین علی علیه‌السلام در نجف اشرف 🔹 در هر کاری که شروع می‌کند، مخصوصاً کارهایی که طول می‌کشند و زمان می‌برند، همانند کسب‌ها و ها و رشته‌های و این‌طور چیزها، که چرا این‌ها را انتخاب می‌کند، یا ها و ها و شرکت کردن در تشکیلات و تشکلات، را که چرا انتخاب و چرا دنبال می‌کند؟، در این امور خیلی باید باریک و شود، آن‌قدر باید باریک و دقیق شد که مثل آنی‌که درباره‌ی مرحوم علامه نقل شده که وقتی قرار شد بکند که چاه آبی که به قدر کُر نیست، آیا با ملاقات با نجاست منفعل می‌شود، یا نمی‌شود، ایشان دید که چون در منزل‌شان چاه دارد و این چاه اگر نجس بشود، خیلی دردسر دارد؛ فلذا ترسید که این مخفی که خودش را نشان نمی‌دهد، در این کار کند و مؤثر باشد و بچرباند آن‌طرف را که دوست دارد که مثلاً چاه منفعل نشود، و فتوا بدهد، ولذا این‌طور نقل می‌کنند که ایشان دستور داد که آن چاه را پر کردند که دیگر خیالش راحت باشد که ما در منزل چاه نداریم. وقتی چاه نداشتیم، آن‌وقت برویم در فکر ادله و ببینیم که کدام طرف ترجیح پیدا می‌کند؛ انفعال و تنجس چاه؟ یا این‌که نه، بلکه آب چاه در حکم کر می‌باشد و با نجاست قلیل، نجس نمی‌شود. این‌ها حاکی از این است که انسان درونش یک پیچیدگی خاصی دارد و افکارش را گاهی حتی خودش هم خوب تمییز نمی‌دهد. ۸۲٫۸٫۱۸ ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🏴 با عرض تسلیت به مناسبت حلول ماه المظفر و تازه شدن مصائب خاندان رسالت 🔹 دشمن بود و برای از بین بردن دین به بهانه‌ی خون‌خواهی بر سر کار آمد و با این حربه که (علیه‌السلام) نیز در کشته شدن عثمان دخالت داشته، جنگ را به راه انداخت و سبب کشته شدن هزاران نفر از هر دو طرف گردید. بنابراین ترین و خطرناک‌ترین فرد برای اسلام و که خطر او از سایر بیشتر می‌باشد؛ همین معاویه، پایه‌گذار دولت بود و بعد از او (لعنة‌الله‌علیه) که به ناحق برجای پدرش نشست و با و خاندان او آن‌گونه رفتار کرد و را به اسارت گرفت و تمام ماه و را با کشتار و اسارت و به رساندن پیامبر سپری کرد. بنابراین ماه محرم و صفر ماه خود است. آن حضرت با معاویه و پدر او در و به دلیل جنگیده بود و آن‌ها به زور شده و به‌دنبال فرصتی برای تلافی بودند وإلّا هیچ اعتقادی به خدا و قرآن و حتی به هیچ دینی نداشتند! ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama