eitaa logo
صبح حسینی
442 دنبال‌کننده
37 عکس
21 ویدیو
1 فایل
صبحتان را با #اشک_بر_اباعبدالله علیه السلام آغاز کنید نذر فرج امام زمان ارتباط با مدیر کانال 👇 @Alamdar1404
مشاهده در ایتا
دانلود
آقایمان آمد عبا روی سرش بود رنگ کبودی بر تمام پیکرش بود در کوچه یاد ماجرای کوچه افتاد یا فاطمه (س) یا فاطمه (س) ذکر لبش بود دستی به پهلو دست دیگر روی دیوار پهلو گرفتن یادگار مادرش بود او در میان حجره‌ای دربسته اما صدها فرشته در کنار بسترش بود او دست و پا می‌زد ولی با کام عطشان گویا که دیگر لحظه‌ها‌ی آخرش بود اما تمام فکر و ذهنش کربلا بود یاد غریبی‌ها‌ی جد بی‌سرش بود مردم گریز کربلایم این‌چنین است آمد جواد (ع) و لحظه آخر برش بود اما به دشت کربلا جور دگر شد اربابمان بالای نعش اکبرش بود باید جوانان بنی‌ها‌شم بیایند تا این بدن را بر در خیمه رسانند حبیب باقرزاده علیه السلام http://eitaa.com/joinchat/541982734C2fc5617872
ساکت و بی صدا زمین خوردن زپر پا یک عبا، زمین خوردن   بی تعادل شدن شکسته شدن وسط کوچه ها زمین خوردن   ارثی از مادر است که حالا می رسد به شما زمین خوردن   ناله های تو را در آوردند آتش زهر با زمین خوردن   صورتت را چقدر خاکی کرد یا امام رضا زمین خوردن   سوزش زهر سینه کافی بود حال دیگر چرا زمین خوردن؟   پشت درهای حجره می گفتی ای جوادم بیا زمین خوردن.....   بال من را شکست و زخمی کرد خسته کرده مرا زمین خوردن   آخرین لحظه بود در نظرت داغ کرب و بلا  زمین خوردن   یا امام رضا چه می بینی سر بردن و یا زمین خوردن؟   دست بسته به خاک افتادن یا که از نیزه ها زمین خوردن   روی پیراهنی نشانده ببین چقدر در پا زمین خوردن مسعود اصلانی علیه السلام http://eitaa.com/joinchat/541982734C2fc5617872
مرثیه های؛ سلام الله علیها علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیهم السلام سلام الله علیها سلام الله علیها علیه السلام علیه السلام علیه السلام صلی الله علیه و آله علیهم‌السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام سلام الله علیها علیه السلام سلام الله علیها سلام الله علیها علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام
با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین این چه زهری است که داری به خودت می پیچی گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین زهر اول اثرش بر جگر مسموم است پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین جواد حیدری علیه السلام http://eitaa.com/joinchat/541982734C2fc5617872
🏴🏴🏴🏴🏴 وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ یالَها مِنْ مُصیبَةٍ اَلَحَّتْ عَلَى اْلاَحْشآءِ بِالزَّفَراتِ اِلَى الْحَشْرِ حَتّى یبْعَثَ اللّهُ قائِما یفَرِّجُ عَنَّا الْهَمَّ وَالْکرُباتِ 🏴🏴🏴🏴🏴 به ياد كشتهٔ در طوس اشك می‌ريزم چو شمع خسته‌ای آقا برايتان سوزم ميان جانِ جهان شعله‌هاست پابرجا كه روضه‌های شما را شنيده‌ام هرجا خدا چو قائمتان را رسانَد او آيد شرار غم ز همه كائنات بِزْدايَد زيارت تو به جان و به پا و سر آيم سرم چو حضرت جبريل بر دَرت سايم نه من، نه من، نه من آقا، تو آوري، تو مرا چو آهويم كه به چشمت امان دهی تو مرا غريبِ جمله غريبان، قليل، زائر تو دلم كبوتر جلد است، اوست طائر تو قليل، زائر تو، در خورَت نبوده كسي چنان مني به سرايت، رسيده جمله خسي خسي چو من به سراي تو سر نهاده رضا هزار جان به فدايت، به مَقدم تو شها هذا من فضل ربّي شاعر :محیا احتشام زاده علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
بوی باران و بوی دلتنگی می وزد از حوالی چشمت چه شده که شقایق و لاله می چکد از زلالی چشمت آسمان هم به گریه افتاده هم نفس با نگاه بارانیت ناله ناله فرات می ریزد زمزم اشک های پنهانیت بغض های دلت ترک می خورد در همان شام بیقرای که ... لاله لاله دل پریشانت خون شد از خون آن اناری که ... در غروب نگاه محزونت آرزویی به جز شهادت نیست چه غریبانه اشک می ریزی و به بالین تو جوادت نیست خوب شد که ندید فرزندت بین آن کوچه دست بر پهلو روضه خوان شد نگاه خونبارت کوچه، دیوار، لاله، در، پهلو سر سپردی به خاک دلتنگی گوشه حجره قتلگاهت بود گریه گریه مصیبتی اعظم جاری از گوشه نگاهت بود چه به روز دل تو آوردند که عطش شعله می کشید از جان ذکر لب های تشنه ات هر دم السلام علیک یا عطشان آه با چشم غرق خون دیدی کربلا کربلا مصیبت بود  هم نوا شد دل شکسته تو با سری که پر از جراحت بود: بر سر نیزه های نامحرم لحظه لحظه چه بر سرت آمد وای از دست های سنگینی که به تکریم دخترت آمد سنگ ها گرم بوسه از لب هات در همان کوچه در عبوری که ... چه شد ای سر بریده زینب سر در آوردی از تنوری که ... یوسف رحیمی جان https://eitaa.com/sobhehoseini
ناله اي بر لبم از فرط تقلا مانده سوختم از عطش و چشم به در وامانده باز دلتنگ جوادم كه در اين شهر غريب به دلم حسرت يك گفتن بابا مانده دست و پا مي زنم از بس جگرم مي سوزد به لب سوخته ام روضه ي زهرا مانده جان به لب مي شوم و كرب و بلا مي بينم كه لب كودكي از فرط عطش وا مانده مادرش چشم براه است كه آبش بدهند ولي از حرمله آنجا به تماشا مانده شعله ورمي شوم از زهر و حرم مي بينم كه در آتش دو سه تا دختر نو پا مانده دختري مي دود و دامن او مي سوزد رد يك پنجه به رخسار مهش جا مانده اين طرف غارت و سيلي و نگاه بي شرم آن طرف بر سر نيزه سر سقا مانده حسن لطفی علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
هر چند ناتوان شدی اما ز پا نیفت ای هشتمین عزیز ،عزیز خدا نیفت میترسم آنکه در بریزد به پهلویت باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نیفت کوچه به آل فاطمه خیری نداشته دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت مردم میان شهر تماشات میکنند این بار را به خاطر زهرا بیا نیفت دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند حالا که نیست خواهر تو پس زپا نیفت تکه حصیر خویش از این حجره جمع کن اما به یاد نیمه شب بوریا نیفت ای وای اگر به کرببلا بوریا نبود راهی برای دفن شه کربلا نبود  علی اکبر لطیفیان علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین این چه زهری است که داری به خودت می پیچی گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین زهر اول اثرش بر جگر مسموم است پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین جواد حیدری علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
زانویِ خسته اش تکان میخورد پیکرش را کشان کشان میبُرد چند باری میانِ راه،افتاد گفت یا فاطمه به راه افتاد هردو دستش به پهلویش دارد عرقِ سرد بر رویش دارد تا که لرزه به پیکرش افتاد وای،عمامه از سرش افتاد تار می دید دیدگان ترش گوئیا ریخته بهم جگرش با لبِ آستین چنان زهرا پاک میکرد خونِ لبها را برزمین میکشید پایش را جمع میکرد هِی عبایش را یک نگاهی به دور وبر انداخت اشکی از دیدگانِ تر انداخت تا که بر آستانِ حجره رسید جگرش پاره بود ناله کشید کاسه صبرِ عالمین شکست همه درهایِ حجره را تا بست زیر لب گفت : آه «أین جواد» سرِ پا بود یک دفه افتاد فرش ها را یکی یکی تا زد تا گلویش لباس بالا زد سینه اش را به خاکِ سرد گذاشت یک مزاحم به رویِ سینه نداشت گردوخاکی بپاست در حجره صحنه کربلاست در حجره دست وپا میزد وکنار ِ تنش نیزه جا وانکرد در دهنش کربلا جَدِ او چه بد جان داد وسط نیزه دارها افتاد یک نفر زد لگد به پهلویش یک نفر پا گذاشت بر رویش یک نفر آستین خود تا زد گوشه هایِ رداش بالازد رویِ کُرسیِ عرش زانو زد پنجه اول میانِ گیسو زد خنجرش را گذاشت زیرِ گلو وحده لااله الاهو این گلو جایِ بوسه نبی است حرز آن اشکهایِ زینبی است هرچه خنجرکشید و باز کشید جایِ لبهایِ خواهرش نبُرید روضه را تا کنار عرش کشاند وای ،جسمِ حسین برگرداند گیسویِ مادری بهم می ریخت حالتِ حنجری بهم می ریخت کار بالاگرفت ای مردم وای از ضربه دوازدهم شکل رگها که نامرتب شد این سخن دلخوریِ زینب شد کاش در بین تان مسلمان بود ذبح ِ از پشتِ سر حلال نبود قاسم نعمتی علیه السلام علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
زانویِ خسته اش تکان میخورد پیکرش را کشان کشان میبُرد چند باری میانِ راه،افتاد گفت یا فاطمه به راه افتاد هردو دستش به پهلویش دارد عرقِ سرد بر رویش دارد تا که لرزه به پیکرش افتاد وای،عمامه از سرش افتاد تار می دید دیدگان ترش گوئیا ریخته بهم جگرش با لبِ آستین چنان زهرا پاک میکرد خونِ لبها را برزمین میکشید پایش را جمع میکرد هِی عبایش را یک نگاهی به دور وبر انداخت اشکی از دیدگانِ تر انداخت تا که بر آستانِ حجره رسید جگرش پاره بود ناله کشید کاسه صبرِ عالمین شکست همه درهایِ حجره را تا بست زیر لب گفت : آه «أین جواد» سرِ پا بود یک دفه افتاد فرش ها را یکی یکی تا زد تا گلویش لباس بالا زد سینه اش را به خاکِ سرد گذاشت یک مزاحم به رویِ سینه نداشت گردوخاکی بپاست در حجره صحنه کربلاست در حجره دست وپا میزد وکنار ِ تنش نیزه جا وانکرد در دهنش کربلا جَدِ او چه بد جان داد وسط نیزه دارها افتاد یک نفر زد لگد به پهلویش یک نفر پا گذاشت بر رویش یک نفر آستین خود تا زد گوشه هایِ رداش بالازد رویِ کُرسیِ عرش زانو زد پنجه اول میانِ گیسو زد خنجرش را گذاشت زیرِ گلو وحده لااله الاهو این گلو جایِ بوسه نبی است حرز آن اشکهایِ زینبی است هرچه خنجرکشید و باز کشید جایِ لبهایِ خواهرش نبُرید روضه را تا کنار عرش کشاند وای ،جسمِ حسین برگرداند گیسویِ مادری بهم می ریخت حالتِ حنجری بهم می ریخت کار بالاگرفت ای مردم وای از ضربه دوازدهم شکل رگها که نامرتب شد این سخن دلخوریِ زینب شد کاش در بین تان مسلمان بود ذبح ِ از پشتِ سر حلال نبود قاسم نعمتی علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
نام حسین سینه زنان را یکی با گریه گرد کرببلا جمع میکند نزدیک شصت روز خودش سفره پهن کرد این سفره را امام رضا جمع میکند باور کنید امام رضا هم در این دو ماه لحظه به لحظه روضه گرفته ست در حرم گاهی میان سینه زنان دم گرفته و گاهی میان گریه کنان میزند قدم از بعد اربعین که برای یکی دو روز کرببلا و مشهدمان جا بجا شده ست جامانده های قافله ی روز اربعین مشهد برای چند شبی کربلا شده ست آنقدر این امام رئوف ست در سفر یک ذکر یا حسین فقط توشه میشود این چند روزه از سر مهمان نوازی اش حتی ضریح هم خود ِ شش گوشه میشود در گوشه گوشه ی حرمش کربلا بپاست باب الجواد سینه زنان یاد اکبرند شش ماهه ای فلج که دخیل ضریح اوست یک خانواده دست به دامان اصغرند حالا خود ِ امام رضا روضه خوان شده میخواند از تنی که پر از رد پا شده یابن شبیب هم دو سه خط گریه میکند صحن عتیق صحنه ی کرببلا شده یک لحظه دید امام رضا دسته دسته اسب با نعل تازه وارد گودال میشود می دید پیش چشم پر از اشک بچه ها بابای پاره پاره تنی چال میشود حالا رسیده بود به خنجر به حنجری با ضربه های آخر او استخوان شکست وقتی رسید صحنه به سرهای روی نی دیدند زائران سر سلطانشان شکست امیرحسین آکار علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف https://eitaa.com/sobhehoseini