eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. های (ع) جبریل چوبلبلی ترنم کرده است گوئی که زشوق دست و پا گم کرده است می گفت که درباغ امام هادی بر غنچه ی خود گلی تبسم کرده است ......... گفتند شکوه حیدری را نگرید آئینه ی حسن و دلبری رانگرید گفتم که شکوه در کدام آینه است؟ گفتند امام عسکری رانگرید ..... ‌‌‌.. ازمقدم تو شاد دل ما همه است ازحسن جمالت همه جا زمزمه است فرزند دهم امامی و در جنت خشنود زیمن مقدمت فاطمه است ✍ ..... آیینه ی حسن ایزدی آمده است گنجینه ی علم احمدی آمده است یک غنچه ز گلزار امام هادی با عطر گل محمدی آمده است ✅سید هاشم وفایی ♦️♦️ خورشید سپهر رهبری پیدا شد احیا گر فقه جعفری پیدا شد تبریک به مهدی که به عالم امشب رخسار امام عسکری پیدا شد ✅سید رضا موید ♦️♦️ ای حسن نام و حسن ذات و صفات جن و انس بر تو ملک عسکر مات هر چه گویم به مدیح تو کم است جز که خوانم مدیحت صلوات ✅سید رضا موید ♦️♦️ من شیفته  ی علی و آل اویم توفیق به کار خیر از ایشان جویم میلاد امام عسکری را امشب تبریک به صاحب الزمان می گویم ✅خسرونژاد ♦️♦️ ابن نقی و وصی احمد آمد ارکان علوم و سر سرمد آمد از لطف خدا هشت ربیع الثانی زیبا گل گلزار محمد آمد ✅طالع ♦️♦️ خورشید به بر ستاره دارد امشب افروخته ماه پاره دارد امشب حسن است امام عسکری پا تا سر زهرا حسن دوباره دارد امشب ✅سید رضا موید ♦️♦️ ره باز کنید، دلبری آمده است بر شیعه امام دیگری آمده است در مطلع هشتم ربیع الثانی میلاد امام عسگری آمده است ✅ قاسم نعمتی ♦️♦️ ما دیده به راه دلبری مه روئیم با بادۀ ناب دیده را می شوئیم در این شب پر شکوه با هر صلوات تبریک به صاحب الزمان می گوئیم ✅ قاسم نعمتی .
. دوباره گل به گلستان وحی روییده است شمیم باغ جنان در مدینه پیچیده است نوید مهر و محبت دهد منادی عشق که باز در دل ما شور عشق جوشیده است تمام وسعت هفت آسمان چراغانی است که در سپهر امامت مهی درخشیده است ز یمن نور جمال امام یازدهم فروغ رحمت یزدان به خلق تابیده است به دست هادی دین گوهری گران سنگ است همان گهر که به دامان بحر غلطیده است به شکر دیدن نور خدا به طلعت گل امام هادی از آن چهره بوسه ها چیده است جلال اوست جلال لله و امین الله شکوه فاطمی و حیدری در او دیده است به پاس عرض سلامی به محضرش جبریل از آسمان به دیار مدینه کوچیده است مسیح آمده تا محضرش سلام کند کلیم گل به نثارش ز عرش پاشیده است بگو به یوسف مصری خدای عزّ وجل تمام خلقت او را به حُسن، پوشیده است کجا ز قدر و مقامش بشر خبر دارد کسی که شوکت او را خدای سنجیده است از آن زمان که به محراب بندگی آمد نماز و طاعت او را خدا پسندیده است منم مرید کسی که مراد عالم اوست که با اشارۀ او چرخ چرخ، چرخیده است به احترام وجودش خدای بخشنده به رهروان ولایش بهشت بخشیده است فدای جود کریمی شوم که مسکینی جواب تلخ از او در زمانه نشنیده است خوشا کسی که به سرداب سبز سامرا شمیم مهدوی از آن بهشت بوئیده است بخوان دعای فرج را که آیه های ظهور به هر کجا که نظر می کنی درخشیده است بخوان دعای فرج را کز این دعا، شیطان به هر زمان که شنیده، چو بید لرزیده است بخوان دعای فرج را که با اجابت آن ز ذوالفقار عدالت، یهود، ترسیده است به پاس عرض ارادت «وفایی»آمد و گفت جبین به خاک در اهل بیت سائیده است ✍ .
. سر زد از شرق ولایت یازدهم اختری یعنی میلاد حسن آمد به شهرت عسکری مطلع انوار یزدان منبع اسرار حق مظهر اسماء حسنا مومنان را سروری مصطفی را در مقام اصطفی قائم مقام مرتضی را در محل ارتضی هم سنگری در جهان کشاف هر معضل شود بهر نجات خلق را حلال هر مشگل شود در داوری بنگرد بر سنگ اگر آن سنگ گردد لعل ناب بگذرد بر خاک اگر آنخاک گردد عنبری با ولایش عاصیان هرگز نمی بیند عذاب منصبش نشناختن باشد به معنی کافری یارب از لطف کرم بر احترام این امام فیض مجلس را بکن بر ما عطا محشری پنبۀ غلفت ز گوش هوش ما بیرون نما تا صدای تهنیت را بشنویم از هر دری جشن میلاد پدر بگرفته اندر سامره مجلس شایسته دارد حجّت ابن العسکری ما هم اینجا با سرود دلنشین و دل نواز با «علومی» جشن داریم ایخدا کن یاوری ✅دکتر محمدحسین کتابچی(علومی تبریزی) .
. می‌وزد طُرفه نسیمی که دم روحانی‌ست همه جا جلوه‌ی یار و همه جا نورانی‌ست شب وجد و شب شادی، شب مدحت خوانی‌ست هشتمین روز همایون ربیع الثّانی‌ست از محیط عظمت گوهر زهرا آمد البشاره حسن دیگر زهرا آمد آمد از برج ولایت قمر یازدهم یا ز دریای امامت گهر یازدهم یا ز سینای نبوّت شجر یازدهم حجّت یازدهم دادگر یازدهم خرّم این گلشن توحید و گل یاسمنش می‌برد دل ز همه حُسن حَسن در حسنش کبریا وجه و نبی صورت و حیدر سیرت حَسنی حُسن و حسینی دم و زهرا عصمت یازده ماه به یک آینه در یک صورت عجبا یک پسر و این‌همه مجد و عظمت خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک این پسر کیست که پیر خردش خاک در است به خدا از همه خوبانِ جهان، خوب‌تر است این پسر آینه‌ی طلعت خیر البشر است بشنوید این پدر حجّت ثانی عشر است صلوات همه بر ماه جمال پدرش پدر و مادر من باد فدای پسرش عسکر او ملک و حوری و جنّ و بشرند پرتوی از رخ او اختر و شمس و قمرند خلق عالم به گدایّی درش مفتخرند همه خوبان جهان منتَظِر منتَظَرند منتَظَر کیست همان حجّت ثانی عشر است یوسف فاطمه مهدی خلف این پسر است این پسر، والی شهر قَدَر و مُلک قضاست این پسر، عیسیِ جان با نَفَس روح فزاست این پسر شافع و فریادرس روز جزاست این گل باغ علیّ بن جواد بن رضاست روی حق، حُسن نبی، بازوی حیدر دارد آنچه خوبان همه دارند، فزونتر دارد اهل معنی ولی ذوالمننش می‌خوانند اختران جمله مه انجمنش می‌خوانند عارفان واقف سّر و علنش می‌خوانند پای تا سر همه حُسن و حَسنش می‌خوانند سرو قد، ماه جبین، گلرخ و شیرین دهن است حسن است این، حسن است این، حسن است این، حسن است دیده را فیض ملاقات حق از دیدارش مهر افتاده به خاک قدم زوّارش همه دم ذکر خدا بر لب گوهر بارش همه جا سامره با یاد گلِ رخسارش مُلک پهناور هستی به قدومش گلشن دیدۀ حضرت هادی به جمالش روشن ای دل اهل ولا زائر سامرّایت کعبۀ خلق جهان روی جهان آرایت حَسن و حُسن ز پا تا سر و سر تا پایت فرش از بال ملائک حرم زیبایت ای همه خلق جهان سائل لطف و کرمت شود آیا که برم سجده به خاک حرمت؟ کیستی تو پسر فاطمۀ زهرایی نبوی خُلق و علی خوی و حسن سیمایی جلوه‌ی سیزدهم، یازدهم مولایی حسن عسکری و گوهر ده دریایی مکتبت بندگی و دوستی و هم عهدی‌ست پدرت هادی و فرزند عزیزت مهدی‌ست من کی‌ام بنده‌ی آلودۀ دربار توأم گنهم کرده گرفتار و گرفتار توأم با دو دست تهی خویش، خریدار توأم چه کنم تو گل من هستی و من خار توأم دوست دارم که به جز دوست خطابم نکنی بپذیریّ و بخوانیّ و جوابم نکنی نگهی بر من و بر دیده‌ی گریانم کن نظری بر دل و بر حال پریشانم کن غرق عصیانم، غرق یم غفرانم کن بلکه با خاک درت پاک ز عصیانم کن هر که‌ام، هر چه بدم، «میثم» این درگاهم ذاکرم ذاکر اولاد رسول اللّهم استاد .
‍ . اشعار ،با هشتک های هرشب تفکیک شده و بشرح زیر است: ................. .................... .................... .................... .................... .................... .................... .................... .................... . .................... . .................... .................. وقایع بعد از شهادت ............... ................................ آقا رسول الله * لطفا هشتک یا "کلمه آبی رنگ" فوق را لمس "کلیک کنید" و در پایینِ صفحه ،سمت راست، علامت ۸یا بالا (↑ و ↓)را بزنید و از اشعار آیینی بهرمند شوید .___ کانال باب الحسین (ع) https://t.me/Babolhusein گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab . گروه مخصوص کلاس آموزشی تفسیر زیارت عاشوراء و پاسخ به سوالات و شبهات مقتل امام حسین ع است. https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 لینک کانال ضامن اشک @zameneashk ای دی برای پاسخ به سوالات مقتل @m_h_tabemanesh2 آی دی ارسال اشعار @Yaghoubian1349 .ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
. بازنسیم سحر،عطر بهار آورد زگلشن آرزو،نکهت یارآورد صدسبد غرق گل ،بهر نثارآورد نوید تابیدن ،روی نگارآورد زگلشن آرزو، گلی به سینه بزن کبوترانه پری، تا به مدینه بزن زآسمان ولا، نور خدا جلوه کرد تجلیات خدا، درهمه جا جلوه کرد آینه ی روشن ، صدق وصفا جلوه کرد چوگلشن غرق گل، دلبرما جلوه کرد دل ازهمه می برد، به شیوة دلبری آن که ملقّب بود بر حسن عسکری شهرمدینه ازاو، نورعلی نور شد سینة سینا شدو، آینه ی طورشد زدیدن روی او ،جهان پراز شور شد غم جهان از دل، اهل ولا دور شد به دست هادی دین،شمس ضحی راببین دیده ی دل باز کن، نور خدا را ببین اوحسن دوم آل رسول لله است چون پدرش هادی ورهنمای ره است این ملکوتی خصال، زسّر حق آگه است سرمه ی چشم ملک ، غبار این درگه است ز ده امام مبین، شور وهدف یافته آینه ی روشن فضل و شرف یافته آن که الهی بود، فضای روز وشبش غیرکلام خدا ،نیست دگر مطلبش وارث علم نبی، وحی چکد ازلبش درس شرف می دهد، به شیعه درمکتبش جدا زکانون او، شیعه کجا می رسد زمکتب او بشر، تا به خدا می رسد خلیل زانو زده ،به خاک درگاه او کلیم حیران شده، زجلوه وجاه او مسیح را کرده مات، از رخ چون ماه او یوسف صدیق شد، شیفته ی راه او مشتری روی او، ماه شد ومشتری ای صلوات خدا برحسن عسکری مهدی موعود او، منجی عالم بود آینه ی حیدر وعدل مجسم بود روی دل آرای او،جنت خرم بود دیدن رخسار او، فیض دمادم بود چشم زمین وزمان، منتظر روی اوست که مُهر فتح وقریب نقش به بازوی اوست کنون که بر روی لب،آیه ی نامش رسد کاش به گوش بشر،طنین گامش رسد به اذن پروردگار، وقت قیامش رسد مسیح از آسمان، به احترامش رسد کاش که او آید و، صبح وفا سرزند «وفایی»منتظر،به سوی او پر زند ✍ .
. گلخانه ی وحی بس که زیباشده است جبـریل درآن محو تماشا شده است وقتی که نظرکرد دراین گلشن، دید یک غنچه به نام عسکری وا شده است ..... برخلق فروغ ایزدی داده خدا سرچشمه ی فیض سرمدی داده خدا در دست امام هادی ازباغ بهشت امروز گل محمدی داده خدا ......... تانغمه ی شادی ازدل باغ شنفت گل بانفس بهارخندیدوشکفت میلاد امام عسکری را به همه بایک صلوات تهنیت باید گفت ........... جبریل چوبلبلی ترنم کرده است گوئی که زشوق دست وپاگم کرده است می گفت که درباغ امام هادی بر غنچه ی خود گلی تبسم کرده است ............ گفتند شکوه حیدری را نگرید آئینه ی حسن و دلبری رانگرید گفتم که شکوه در کدام آینه است؟ گفتند امام عسکری رانگرید ✍ .
میلاد امام حسن عسکری (ع) فروغ داوری آمد امام عسکری آمد نسیم دلبری آمد امام عسکری آمد ببین تا بی کرانها را حریم آسمانها را که مهر و مشتری آمد امام عسکری آمد کنون گنج گهر بنگر تجلای قمر بنگر به گوهر گوهری آمد امام عسکری آمد امامی از تبار گل به گلشن این بهار گل برای سروری آمد امام عسکری آمد گلی از گلشن قرآن که دارد چهره ی تابان به عطر حیدری آمد امام عسکری آمد بروی فرش از یک سو به دست عرش از یک سو لوای برتری آمد امام عسکری آمد افق های ولایت را کرانهای هدایت را مه حق باوری آمد امام عسکری آمد گلاب و گل مکرر شد گل و گلشن معطر شد درختان را بری آمد امام عسکری آمد امام دیگری ما را ز سوی ایزد یکتا برای رهبری آمد امام عسکری آمد ز مشرق های دین پرور نمایان شد هزار اختر و مهر خاوری آمد امام عسکری آمد شب دل را کنون "یاسر" چه در باطن چه در ظاهر مه روشن تری آمد امام عسکری آمد ** حاج محمود تاری «یاسر» ✍ .
. باز دل شکسته‌ام نوای دیگر آورد پردۀ بهتری زند، نغمۀ خوش‌تر آورد لئالی کلام را ز طبع من بر آورد مگر ثنای عسکری، حجّت داور آورد که آگه از مقام او، کسی به جز اله نیست نسیم درک و عقل را در این حریم راه نیست عبد خدا که داده حق، خدایی از عبادتش بسته شده به طوق جان سلسلۀ ارادتش رام شده وحوش هم، به درگه سیادتش حقیقت غدیر خم، جلوه گر از ولادتش ولادتش به هشتم ربیع ثانی آمده جهان پیر را از این مژده، جوانی آمده به سامرا نظر کن و جلوۀ ذوالکرام بین قِران مهر و ماه را در این خجسته شام بین باب امام عصر را فراز دست مام بین دهم اما را به بر یازدهم امام بین چشم علی منوّر از جمال ماه پاره‌اش فاطمه کو؟ که بنگرد، بر حسن دوباره‌اش نور ولایتش به رخ ردای خلقتش به بر لوای عصمتش به کف تاج شفاعتش به سر بر همه هستی‌اش نظر در همه عالمش گذر اما هادی‌اش پدر حضرت مهدی اش پسر خلایقند چاکرش، ملائکند عسکرش هیچ کسی نمی‌رود به نا امیدی از درش رسالت پیمبران تکیه زده به دوش او درس هدایت بشر زمزمۀ سروش او وضع جهان و چشم او راز نهان و گوش او حصار ظلم ظالمان شکسته از خروش او به دوره‌ای که معتمد کرد فزون نفاق را به هم درید سعی او پردۀ اختناق را بهشت علم پرورد آب و هوای گلشنش اهل کمال، خوشه چین، ز گوشه‌های خرمنش حکیم مانده از سخن، به وقت درس گفتنش امام عصر تربیت، یافته روی دامنش نهال عصمتی چنان بر آورد چنین ثمر درود ما بر آن پدر سلام ما بر این پسر سلالۀ پیمبر و مبشّر پیام حق که دیده بس شکنجه تا زنده شود مرام حق مبیّن اصول دین مفسّر کلام حق داده به دست مهدی‌اش رسالت قیام حق که بعد من امام بر جوامع بشر تویی مهدی منتقم تویی امام منتظر تویی رفت یکی ز شیعیان به پیشگاه حضرتش برای حاجتی ولی اذن نداد خجلتش امام را ببین که چون داشت خبر ز ذلّتش نخوانده گفت پاسخش نگفته داد حاجتش ز یک اشاره از کف امام کامیاب شد به قدر احتیاج او خاک طلای ناب شد ای جلوات کبریا جلوه گر از جمال تو کتاب تفسیر تو خود آیتی از کمال تو من که ز پا نشسته ام به درگه جلال تو امید رحمتم بود، ز لطف بی‌زوال تو «مؤیّدم» گدای تو بر آستان مهدی‌ات امید آن که خوانی ام ز دوستان مهدی‌ات ✍مرحوم 📝 .
. به دنیا آمدی تا شیعیان را سروری باشد جهان در سایه لطف عدالت گستری باشد تو فرزند علی(ع)بودی و از ذریه ی زهرا(س) نمی شد جز حسن(ع) نام تو نام دیگری باشد جهان فهمید پشت ابر هم خورشید می تابد اگرچه شهرتش در حصر بودن، عسکری باشد به تفسیر تو پیدا کرده عالم راه را از چاه چگونه می شود فرزند کوثر، عسگری باشد؟ زمین از حجت حق لحظه ای خالی نمی ماند و این یعنی که باید شاه بیت آخری، باشد .
. می وزد طرفه نسیمی که دم روحانی‌ست همه جا جلوه‌ی یار و همه جا نورانی‌ست شب وجد و شب شادی، شب مدحت خوانی‌ست هشتمین روز همایون ربیع الثّانی‌ست از محیط عظمت گوهر زهرا آمد البشاره حسن دیگر زهرا آمد آمد از برج ولایت قمر یازدهم یا ز دریای امامت گهر یازدهم یا ز سینای نبوّت شجر یازدهم حجّت یازدهم دادگر یازدهم خرّم این گلشن توحید و گل یاسمنش می‌برد دل ز همه حُسن حَسن در حسنش کبریا وجه و نبی صورت و حیدر سیرت حَسنی حُسن و حسینی دم و زهرا عصمت یازده ماه به یک آینه در یک صورت عجبا یک پسر و این‌همه مجد و عظمت خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک این پسر کیست که پیر خردش خاک در است به خدا از همه خوبانِ جهان، خوب‌تر است این پسر آینه‌ی طلعت خیر البشر است بشنوید این پدر حجّت ثانی عشر است صلوات همه بر ماه جمال پدرش پدر و مادر من باد فدای پسرش عسکر او ملک و حوری و جنّ و بشرند پرتوی از رخ او اختر و شمس و قمرند خلق عالم به گدایّی درش مفتخرند همه خوبان جهان منتَظِر منتَظَرند منتَظَر کیست همان حجّت ثانی عشر است یوسف فاطمه مهدی خلف این پسر است این پسر، والی شهر قَدَر و مُلک قضاست این پسر، عیسیِ جان با نَفَس روح فزاست این پسر شافع و فریادرس روز جزاست این گل باغ علیّ بن جواد بن رضاست روی حق، حُسن نبی، بازوی حیدر دارد آنچه خوبان همه دارند، فزونتر دارد اهل معنی ولی ذوالمننش می‌خوانند اختران جمله مه انجمنش می‌خوانند عارفان واقف سّر و علنش می‌خوانند پای تا سر همه حُسن و حَسنش می‌خوانند سرو قد، ماه جبین، گلرخ و شیرین دهن است حسن است این، حسن است این، حسن است این، حسن است دیده را فیض ملاقات حق از دیدارش مهر افتاده به خاک قدم زوّارش همه دم ذکر خدا بر لب گوهر بارش همه جا سامره با یاد گلِ رخسارش مُلک پهناور هستی به قدومش گلشن دیدۀ حضرت هادی به جمالش روشن ای دل اهل ولا زائر سامرّایت کعبۀ خلق جهان روی جهان آرایت حَسن و حُسن ز پا تا سر و سر تا پایت فرش از بال ملائک حرم زیبایت ای همه خلق جهان سائل لطف و کرمت شود آیا که برم سجده به خاک حرمت؟ کیستی تو پسر فاطمۀ زهرایی نبوی خُلق و علی خوی و حسن سیمایی جلوه‌ی سیزدهم، یازدهم مولایی حسن عسکری و گوهر ده دریایی مکتبت بندگی و دوستی و هم عهدی‌ست پدرت هادی و فرزند عزیزت مهدی‌ست من کی‌ام بنده‌ی آلودۀ دربار توأم گنهم کرده گرفتار و گرفتار توأم با دو دست تهی خویش، خریدار توأم چه کنم تو گل من هستی و من خار توأم دوست دارم که به جز دوست خطابم نکنی بپذیریّ و بخوانیّ و جوابم نکنی نگهی بر من و بر دیده‌ی گریانم کن نظری بر دل و بر حال پریشانم کن غرق عصیانم، غرق یم غفرانم کن بلکه با خاک درت پاک ز عصیانم کن هر که‌ام، هر چه بدم، «میثم» این درگاهم ذاکرم ذاکر اولاد رسول اللّهم استاد حاج ✍ .
. در ولادت امام حسن عسکری( ع ) ----------- می تابد از عرش بَرین نور امام عسکری می روید از چشم زمین نور امام عسکری خورشید شد بر اهل دین نور امام عسکری گردید چون عینُ الْیَقین نور امام عسکری در عرش اعلا بنگرید آن گوهر نایاب را آئینه دار وی ببین خورشید عالمتاب را حُسن حَسن دارد رخش این ماه روشن در سما زیباترین ماه زمین گسترده دامن در سما گردیده روی ماه او آئینه افکن در سما برده نسیم عشق را این عطر گلشن در سما عطری که شد عرش آفرین این گلشن است ظلمت ندارد پیش رو همواره این مهْ روشن است اکنون بهشت بی قرین عطر زلالش بشکفد یعنی که دل در آسمان باغ خیالش بشکفد از تابش روی حَسن گل هم جمالش بشکفد گلزار سرسبز ولا زیبا نهالش بشکفد بادا بشارت ای صبا آید حَسن پور علی یعنی امام عسکری خورشیدِ گشته منجلی این است فرزندی که شد چشم پدر مجذوب او ماهی که گردید از شعف نور سحر مجذوب او هم در سما هم در زمین شمس و قمر مجذوب او در دامن سبز فَلک دُرّ و گهر مجذوب او این عرش پیما آفتاب آئینه گردد گلشنش از یازده سو می دَمد نور دو چشم روشنش پیدا شده ایمان و عشق از جلوه پنهانی اش برده دل از خورشید هم ماه ربیع الثّانی اش هستی دوباره جان گرفت از مولد روحانی اش ایمان طنین انداز شد با نغمه قرآنی اش آن روشنی بخش جهان تابید روشن تر ز آب در هشتم ماه ربیع آمد برون چون آفتاب تابید نور طلعتش شد آسمان از او خجل چشم زمان در هر افق تا بیکران از او خجل شد از شکوفا چهره اش هر بوستان از او خجل طوبا به زیر انداخت سر، باغ جنان از او خجل این کودک گل آفرین برتر ز باغ است و بهشت در آفرینش آمده نیکوتر از نیکو سرشت ** حاج محمود تاری «یاسر» ✍ .