eitaa logo
شهیدانه
2.2هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
11هزار ویدیو
18 فایل
🌸🍃 بسم الله الرحمن الرحیم 🍃🌸 *وَلَا تَحسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُوا۟ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَموَ ٰ⁠تا بَلۡ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهم یُرزقون به یاد شهدای عزیز هستیم تا شهدا شفیع مان باشند مطالب شهدایی و مذهبی و سیاسی روز خادم‌کانال: @Salam_bar_mahdi_fatemehh
مشاهده در ایتا
دانلود
گلچینی از کتاب حسین(ع) از زبان حسین(ع) فرزند شیرخوار خود را در بغل گرفتم و همین که خواستم او را ببوسم تیر حرمله بر گلوی آن طفل فرود آمد و او را به شهادت رساند. در حالی که مشتی از خون او را به سوی آسمان می پاشیدم گفتم: آن چه این مصیبت را برایم آسان و قابل تحمل می‌کند این است که در برابر نگاه خدوند انجام می گیرد. (ع) (ع) ✅پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی @maghar98
سلام بر شما اهالی فرهنگ. عید زیبای تولد منجی جهان بشریت را به همه شما بزرگواران تبریک عرض میکنم. به عنوان عیدانه، لیست کتابهایی که در شش ماه اخیر خدمتتان معرفی کرده ایم را در اختیار تان می گذارم که معرفی کتاب مورد علاقه تان را به راحتی پیدا نمائید. (ابراهیم حسن بیگی) (ع) ✅ پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی @maghar98
🍁خردسال بودم که با برادرم حسن به حضور رسول خدا  «صلی الله علیه و آله» رسیدیم آن بزرگوار مرا بر یک زانو و برادرم را بر زانوی دیگرش نشاند، ما را مورد محبت قرار داد و هر دوی ما را بوسید و فرمود:  «پدرم به قربان شما که هردو امام صالح هستید خداوند شما را از وجود من و پدر و مادرتان برگزیده است، حسین! خداوند از نسل تو، نه امام انتخاب کرده که نهمین آنها قائم ایشان است و شما همگی در فضل و منزلت نزد خدای متعال برابرید. 🍁رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بارها و بارها فرمود: «حسن و حسین سروران جوانان اهل بهشت هستند. رسول خدا در بشارت های خویش به من می فرمود:  «حسین! تو آقایی، فرزند آقا، و پدر نه شخصیت بزرگوار. آنها امامانی مورد اطمینان و امینی هستند که نهمین آنها قیام کننده آنان است. حسین! تو امامی، فرزند امام و پدر امامانی شایسته و نیکوکار که نهمین آنها مهدی است که زمین را پر از قسط و عدل می‌کند و این اتفاق در آخرالزمان به وقوع می‌پیوندد». (ع) ✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی @maghar98
🍁هنگام وداع لباس کهنه ای درخواست کردم: لباس کهنه ای برایم بیاورید که مورد طمع کسی نباشد تا آن را زیر لباس هایم بپوشم بلکه کسی بدنم را برهنه نکند. لباسی آوردند که آن را نپسندیدم و گفتم: نه این لباسی است که انسان گرفتار ذلّت آن را می‌پوشد. پیراهن کهنه دیگری را آوردند که پس از پاره پاره کردن آن زیر لباس هایم پوشیدم. 🍁با اهل حرم خداحافظی کردم. دخترم سکینه به شدت می‌گریست. او را در آغوش گرفتم و به سینه خود چسباندم و دلداری اش دادم : «به زودی بر مصیبت مرگ من گریه های طولانی در پیش داری، تا زنده ام دلم را با اشک حسرتت نسوزان ای بهترین زنان! وقتی کشته شوم، تو برای گریستن بر من سزاوارترین هستی». (ع) ✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی @maghar98
🍁در ساعت های آخر شب خواب سبکی چشمانم را فرا گرفت. وقتی بیدار شدم به یارانم گفتم: «می‌دانید در خواب چه دیدم؟» پرسیدند: ای فرزند رسول خدا  (صلی الله علیه و آله) چه دیدید؟ 🍁صحنه هایی را که در عالم رویا دیده بودم برای آنان نقل کردم : «سگهایی به من حمله ور شدند و قصد خوردن گوشت بدنم را داشتند سگی سیاه و سفید بود که از بقیه شدیدتر حمله می‌کرد و من فکر می کنم کسی که از بین این قوم قاتل من است مردی است که به بیماری پوستی گرفتار است. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را با گروهی از یارانش دیدم که به من می فرمود: « تو شهید آل محمدی و ساکنان آسمان ها و عرش برین آمدنت را به همدیگر مژده و بشارت می دهند تو امشب افطار را نزد من خواهی بود. عجله کن فرزندم و تأخیر روا مدار. فرشته ای از آسمان نازل شده تا خون تو را در شیشه ای سبز رنگ جمع کند ». 🍁آنچه را که در انتظارش بودیم نزدیک شده و ارتحال از این دنیا به زودی انجام می‌گیرد و شکی در آن نیست. (ع) ✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی @maghar98
🍁قبل از ورود کاروان ما به شهر کوفه، مردم آن شهر را برای تماشای پیروزی‌های ابن زیاد و عمر بن سعد به میدان شهر دعوت کرده بودند. جمعیت در کوچه ها و میادین موج می‌زد و همه در انتظار ورود کاروان اسیران بودند. 🍁با ورود کاروان ما به شهر، مردم اطراف ما را گرفتند و همگی به گریه و شیون پرداختند. در این حال امام زین العابدین (علیه السلام) که از شدت بیماری ناتوان و ضعیف شده بود می گفت: «عجب این مردم برای ما گریه می کنند و ضجه می زنند! پس چه کسانی دست به کشتار ما زدند؟ » زنان کوفه زاری سر دادند و گریبان چاک زدند و مردان هم با آنان می گریستند. (ع) ✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی @maghar98
🍁ما روش‌های مختلف تاریخ نگاری داریم که نمونه‌های مختلفی از این کتاب ها را می‌توان نام برد و طبقه‌بندی کرد. یک دسته از این کتاب ها زندگینامه های خود نوشت هستند که آنها نیز دو دسته اند؛ یک دسته مشهور و متداول آن زندگینامه های خود نوشتی است که شخص آن را می‌نویسد و نوع دیگر فرد دیگری می‌نویسد، به گونه‌ای که گویی از زبان خود صاحب زندگینامه است. یعنی وقتی شما هر یک از این دو کتاب را می‌خوانید، گویی راوی کتاب، خود حضرت است. 🍁این کتاب از ولادت سالار شهیدان تا شهادت از زبان ایشان است و پس از شهادتش از زمان اسارت کاروان تا بازگشت به کربلا و سپس مدینه از زبان خواهر آن بزرگوار حضرت زینب (ع) روایت می‌شود. قلم روان و جذاب نویسنده و همچنین ارجاعات همه مطالب به کتب معتبر و منابع تاریخی طیف وسیعی از مخاطبین را به خود جلب می‌کند. 🍁از نظر دقت علمی کاری که در این کتاب انجام شده به این شکل است که نویسنده مطالب را به دو دسته تقسیم کرده که هر دو بخش مستند و معتبر هستند؛ هم بر اساس مستندات تاریخی و هم مستند بر روایات و احادیث معتبر. یک دسته از مطالب این کتاب مطالبی هستند که عیناً از زبان امام مطرح شده‌اند و دسته دیگر مطالبی است که مقدمات سخن امام هست که نویسنده با حروف متمایز آنها را مشخص کرده است. کتاب حاضر یک مقدمه و هشت فصل دارد. نکته مهمی که در این کتاب و برخی کتاب‌های دیگر ایشان وجود دارد این است که این کتاب مبتنی بر یک هدف و انگیزه است؛ انگیزه‌ای که مبتنی بر دو مقدمه « درس‌ها » و « عبرت‌ها » است. (ع) ✅پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی @magha
با لیست زیر معرفی کتاب مورد علاقه تان را به راحتی پیدا نمائید. (ابراهیم حسن بیگی) (ع) ✅ پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی @maghar98
لیست دوم کتابهایی که در پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی در یکسال اخیر معرفی شده. (ع) (ع) (ع)
رسول خدا اهل گزافه گویی حتی در محبت به نواده خویش نبود. با این وصف درباره من سخنی گفت که مایه شگفتی شنونده. روزی به حضور جدم رسول خدا که رسیدم؛ ابّی بن کعب نیز آن جا بود. رسول خدا فرمود: خوش آمدي أباعبدالله ! ای زینت آسمانها و زمین ها! أبّى با شگفتی پرسید: ای رسول خدا! چگونه ممکن است کسی غیر از شما زينت آسمانها و زمین ها باشد؟ رسول خدا فرمود: قسم به خدایی که به حق مرا مبعوث کرد، مقام حسین بن علی در آسمان بالاتر از مقام او در زمین است. در طرف راست عرش الہی درباره او چنین نوشته شده: چراغ هدایت و کشتی نجات، امام استوار، مایه عزت و افتخار و دریای علم و گنجینه الهی. (ع) (ع) (ع) بریده_کتاب
و در مسجد نشسته بودیم که مؤذن بالای مناره رفت و شروع به اذان‌گفتن کرد. همین که گفت: «الله اكبر،‌‌ الله اکبر» پدرم امیرالمؤمنین عالی به گریه افتاد. با آن حضرت ما نیز منقلب شدیم و گریستیم. پس از آن که اذان مؤذن به پدرم از ما که در اطرافش بودیم سؤال كرد: معنای آن چه مؤذن گفت را می دانید؟ گفتیم: خدا و رسول و وصی رسولش بهتر می دانند. پدرم فرمود: اگر می دانستید او چه می گوید، کمتر می خندیدید و فراوان میگریستید؛ زیرا «الله اکبر» معانی فراوانی دارد. از جمله معانی الله اکبر آن است که مؤن، بر ازلی و ابدی بودن خدا، برعلم، بر قدرت، بردباری، کرم، سخاوت، و کبریایی خدا گواهی میدهد. وقتی مؤذن می گوید: « الله اکبر » در واقع می گوید: خداوند، کسی است که خلق و امر از آن اوست آفرینش به خواسته اوست، همه چیز از اوست و همه خلق به سوی او بازمی گردند‌. او همیشگی، نخستین پیش از هر چیز، درک نشدنی، نهان تر از همه چیز و ابدی پس از هرچیز است. اشکارتر از هر چیز، درک نشدنی،و تعریف نشدنی است. و اوست ماندگار است و هر چیز غیر از او ناپایدار است. (ع) (ع) (ع) بریده_کتاب
خردسال بودم که با برادرم حسن به حضور رسول خدا  «صلی الله علیه و آله» رسیدیم آن بزرگوار مرا بر یک زانو و برادرم را بر زانوی دیگرش نشاند، ما را مورد محبت قرار داد و هر دوی ما را بوسید و فرمود:  «پدرم به قربان شما که هردو امام صالح هستید خداوند شما را از وجود من و پدر و مادرتان برگزیده است، حسین! خداوند از نسل تو، نه امام انتخاب کرده که نهمین آنها قائم ایشان است و شما همگی در فضل و منزلت نزد خدای متعال برابرید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بارها و بارها فرمود: «حسن و حسین سروران جوانان اهل بهشت هستند. رسول خدا در بشارت های خویش به من می فرمود:  «حسین! تو آقایی، فرزند آقا، و پدر نه شخصیت بزرگوار. آنها امامانی مورد اطمینان و امینی هستند که نهمین آنها قیام کننده آنان است. حسین! تو امامی، فرزند امام و پدر امامانی شایسته و نیکوکار که نهمین آنها مهدی است که زمین را پر از قسط و عدل می‌کند و این اتفاق در آخرالزمان به وقوع می‌پیوندد». (ع) (ع) (ع) بریده_کتاب ما_ملت_امام_حسینیم