eitaa logo
من و خاطراتم
283 دنبال‌کننده
37 عکس
12 ویدیو
0 فایل
نویسنده ، محقق و پژوهشگر https://eitaa.com/joinchat/1522861211C68d7638d66 @abdi_ayeh1403
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ راهنما و فهرست ، برای سهولت در مطالعهٔ آسان‌تر. امیدوارم مطالب براتون مفید و جذاب باشه. ۱_ ۲_ ۳_ ۴_ ۵_ ۶_ ۷_ ۸_ ۹_ ۱۰_ ۱۱_ ۱۲_ ۱۳_ ۱۴_ ۱۵_ ۱۶_ ۱۷_ ۱۸_ ۱۹_ ۲۰_ ۲۱_ ۲۲_ ۲۳_ ۲۴_ ۲۵_ ۲۶_ ۲۷_ ۲۸_ ۲۹_ ۳۰_ ۳۱_ ۳۲_ ۳۳_ ۳۴_ ۳۵_ ۳۶_ ۳۷_ ۳۸_ ۳۹_ ۴۰_ ۴۱_ ۴۲_ ۴۳_ ۴۴_ ۴۵_ ۴۶_ ۴۷_ ۴۸_ ۴۹_ ۵۰_ ۵۱_ ۵۲_ ۵۳_ ۵۴_ ۵۵_ ۵۶_ ۵۷_ ۵۸_ @alabd68 ❤️ 🌿🍂 🍃🌺🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
✨﷽✨ ✍ باید شبانه به یک روستای تازه آزاد شده می رفتیم که خالی از سکنه بود. چند متر مانده بود تا به روستا برسیم ، بوی تعفن یک چیزِ گندیده ، کُل منطقه را برداشته بود و مشام را به شدّت آزار می‌داد. قرار بود مدّتی در آنجا بمانیم. همش منتظر بودیم هوا روشن شود تا ببینیم منشاء این بوی بد از کجاست؟! منطقه ناامن بود. تا صبح هوشیار بودیم و پِلک روی هم نگذاشتیم. وقتی هوا روشن شد با دو نفر از دوستان رفتیم تا علّت آن بوی کُشنده را بررسی کنیم. حدسم درست بود. در درگیری‌ که دو سه شب پیش بین نیروهای فاطمیون و یکی از گروه‌های تروریستی انجام شده بود هنوز تعدادی از جنازه‌های دشمن روی زمین باقی مانده بود. برای اینکه از بوی بد جنازه‌ها خلاص شویم ، تصمیم گرفتیم آن‌ها را دفن کنیم ولی چون از خباثت دشمن اطلاع داشتیم قبل از آنکه تکانشان دهیم احتمال دادیم جنازه‌ها را مثل قبل تله کرده باشند و با کوچک‌ترین حرکتی منفجر شوند. بچّه‌ها به یکی از جنازه‌ها طنابِ بلندی بستند و در فاصلهٔ زیادی قرار گرفتند ، چند متری جنازه را روی زمین کشیدند ولی خبری نشد. معلوم بود آن‌ها آنقدر برای فرار عجله داشتند که فرصت تله گذاری هم نداشتند. در و دیوار پُر از شعارنویسی بود و انتهای همهٔ متن‌ها نوشته شده بود ، حَرِکَة نورالدّین زَنْکی. این گروه تروریستی همان گروهی بود که با گردان‌ِ آقامصطفی (صدرزاده) درگیر شده بود و بعد از دادنِ کُلی تلفات توانسته بود ، ایشان را به شهادت برساند. اعضای این گروه تروریستی هم مثل بقیّهٔ مخالفان دولت سوریه ، بویی از انسانیت نبرده بودند و عینِ غارتگر‌ها به خانه‌های مردم حمله کرده بودند و زمانی که ما برای پاکسازی وارد‌ِ خانه‌ها می‌شدیم ، می‌دیدیم همهٔ لوازم‌ خانه‌ها را دزدیده ، رخت و لباسها را از داخلِ کمد بیرون ریخته و حتیٰ به کلید و پریزِ بعضی از خانه‌ها هم رحم نکرده بودند. این در حالی بود که خیلی از بچّه‌های ما حاضر نبودند که حتیٰ یک شب درونِ یکی از خانه‌هایِ مردم بمانند. یکی از همرزمان شهید حمیدرضا انصاری برایم تعریف می‌کرد ، ایشان در مأموریتی که در برج‌های دی و بهمن به سوریه رفته بودند ، در هوای سرد درون ماشین می‌خوابید و پا در خانهٔ مردم نمی‌گذاشت و این یکی از شاخصه هایی بود که حقانیّت بچّه‌های ما را اثبات می‌کرد. جهت عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68 خاطرهٔ سی‌ و دوّم پاورقی: ۱_ تله کردن : جنازه‌ ، دستگیرهٔ درب و ... را به مواد منفجره تجهیز می ‌کردند تا از ما تلفات بگیرند. ۲_ سردار شهید مدافع حرم حمیدرضا انصاری از سرداران شهید استان مرکزی هستند که در بهمن ماه سال ۹۴ در استان درعا _ سوریه به شهادت رسیدند. ❤️ 🌿🍂 🍃🌺🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼