eitaa logo
من و خاطراتم
282 دنبال‌کننده
37 عکس
12 ویدیو
0 فایل
نویسنده ، محقق و پژوهشگر https://eitaa.com/joinchat/1522861211C68d7638d66 @abdi_ayeh1403
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ راهنما و فهرست ، برای سهولت در مطالعهٔ آسان‌تر. امیدوارم مطالب براتون مفید و جذاب باشه. ۱_ ۲_ ۳_ ۴_ ۵_ ۶_ ۷_ ۸_ ۹_ ۱۰_ ۱۱_ ۱۲_ ۱۳_ ۱۴_ ۱۵_ ۱۶_ ۱۷_ ۱۸_ ۱۹_ ۲۰_ ۲۱_ ۲۲_ ۲۳_ ۲۴_ ۲۵_ ۲۶_ ۲۷_ ۲۸_ ۲۹_ ۳۰_ ۳۱_ ۳۲_ ۳۳_ ۳۴_ ۳۵_ ۳۶_ ۳۷_ ۳۸_ ۳۹_ ۴۰_ ۴۱_ ۴۲_ ۴۳_ ۴۴_ ۴۵_ ۴۶_ ۴۷_ ۴۸_ ۴۹_ ۵۰_ ۵۱_ ۵۲_ ۵۳_ ۵۴_ ۵۵_ ۵۶_ ۵۷_ ۵۸_ @alabd68 ❤️ 🌿🍂 🍃🌺🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
✨﷽✨ ✍ سال ۸۱ با حملهٔ سراسری ارتش آمریکا به کشور عراق ، حکومت صدام رسماً سقوط کرد و تنها دستاورد آن حمله این بود که راهِ کربلا باز شد و زائران ایرانی‌ فوج ، فوج خودشان را به کربلا می‌رساندند. من و پدرم نیز با جمعی از دوستانش دو سال بعد از سقوط عراق ، عازم کربلا شدیم. آمریکایی‌ها همه جای عراق را گرفته بودند. در جاده‌ها هر چند کیلومتر ، یک پُستِ ایست و بازرسی گذاشته‌ ، خودرو‌ها را متوقف و با حساسیّت زیاد ، چک می‌کردند. به هر شهری می‌رسیدیم ، می‌دیدیم آمریکایی‌ها هم در آن‌جا حضور دارند و با برخورد تُندشان ، مردم را حسابی ترسانده بودند. یک شب ، دیروقت به کاظمین رسیدیم. تانک‌های آمریکایی‌ در شهر مانور می‌دادند و آسفالت کفِ خیابان‌ها را قُلوه‌کَن کرده بودند. به اسمِ مبارزه با تروریست هر بار لولهٔ تانک را به طرفی می‌چرخاندند و هر چند دقیقه یک بار با شلیکِ بی هدف یک خانه را ویران می‌کردند. بوی باروت و صدای جیغِ کودکان ، کوچه پس کوچه‌ها را پُر کرده بود. برقِ منطقه قطع شده بود و شهر در تاریکی عمیق به سر می‌بُرد. مدیر کاروان می‌‌دانست که هر لحظه امکان دارد محلِ اقامتِ ما هدف بعدی گلولهِ یکی از آن تانک‌ها باشد به همین دلیل تصمیم گرفت شبانه بار و بندیلمان را جمع کنیم و از کاظمین خارج شویم. هم‌کاروانی‌های ما رزمندگانِ دفاع مقدّس بودند. با وجودِ آن همه تهدید و احتمالِ هرگونه حادثه امّا در چهره‌ٔ آن‌ها حتیٰ به اندازه‌ٔ یک سرِسوزن نگرانی وجود نداشت. همه چیز را به شوخی گرفته بودند. آنها همان هایی بودند که در جبهه با زبان طنز شعار می‌دادند: جنگ ، جنگ تا پیروزی صدام بزن جا دیروزی! با آرامشی که آن‌ها داشتند ، من هم دلم قرص شده بود و نگرانِ چیزی نبودم. بعد از پایانِ جنگ ِتحمیلی عراق علیه ایران ، عراقی‌ها یک روزِ خوش به خودشان ندیدند. یک روز آمریکایی‌ها و یک روز داعش. و چقدر مهم است که یک کشور ، بزرگی داشته باشد که احدی جرأت نکند به آن چپ نگاه کند. پاورقی: مانور دادن در این‌جا به معنی حرکت دادن تانکها به طوری که نشان دهند که قدرتمند هستند. جهت عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68 خاطرهٔ سی‌ و سوّم ❤️ 🌿🍂 🍃🌺🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼