✨﷽✨
#شهیدِمدافعحرممصطفیصدرزاده
✍ در اوج سینه زنی بودیم که مصطفی با گروهی از رزمندگان فاطمیون وارد مسجد شد.
مصطفی با جسارتی که داشت مجلس را متوقف کرد. از آقای مداّح عذرخواهی نمود و گفت ما از بچّههای فاطمیون هستیم یکی از بچّههای ما ، چند شب پیش خواب حضرت زهرا (س) رو دیده که حضرت به ایشان گفته بودند نگران جنگ سوریه نباشید ما خودمان فرماندهی شما رو به عهده میگیریم.
صحبتهای مصطفی انگیزهٔ بچهها رو برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) دو چندان کرده بود و این در چهرهٔ بچّهها کاملاً مشهود بود.
بعد از مراسم ، دمِ در مسجد ایستادم و منتظر بودم تا با یکی از دوستانم به اسم هادی به سمت مقر برگردیم. او آمد و راه افتادیم. در بین راه صحبتِ آقامصطفی شد.
هر دویمان حدس میزدیم خود مصطفی خوابِ حضرت زهرا (س) رو دیده و برای اینکه در خودش منیّتی ایجاد نشود گفت یکی از بچّههای فاطمیون خواب دیده.
ظهر تاسوعا ، مأموریتی به رزمندگان گردان عمّارِ فاطمیون داده شد (فرمانده آن گردان ، مصطفی بود) تا روستایی به نام القراصی را از لوث وجود داعش آزاد کنند. آن روز مصطفی در پوست خود نمی گنجید.
بعدها فیلمی از او در فضای مجازی منتشر شد که او با دست به روی سینه اش می کوبد و میگوید ، ان شاءالله تاسوعا پیش عبّاسم.
بالای پشتبامِ مسجدی که مصطفی برای بچّه ها صحبت کرده بود ، دو خط تلفن جهت تماس با عقبه بود. چون نسبتاً خلوت بود و اصطلاحاً صفی نبود ، معمولاً به آنجا میرفتم .
یک هفته ای بود که با خانواده ام تماس نگرفته بودم. با خودم گفتم بروم و یک زنگی به خانه بزنم شاید نگرانم شده باشند.
وقتی از پلههای راه روی پشتبام بالا میرفتم صدای چند نفر می آمد که داشتند بلند ، بلند گریه میکردند. به پشتبام که رسیدم دیدم برادران فاطمیون هستند که عزا گرفته اند. علّت این همه ناراحتیشان را پرسیدم ، یکی از آنها گفت سیدابراهیم (مصطفی) شهید شده.
به همان اندازه که وجود مصطفی و صحبتهای او برای رزمندگان مایهٔ انگیزه و روحیه بود نبودنش نیز هیچگاه جبران نشد.
۱۴_ #سید_ابراهیم
#شهیدِمدافعحرممصطفیصدرزاده
با اسم جهادی سیدابراهیم
جهت عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
✨﷽✨
راهنما و فهرست ، برای سهولت در مطالعهٔ آسانتر. امیدوارم مطالب براتون مفید و جذاب باشه.
۱_ #شهیدِمدافعحرمحمیدرضاانصاری۱
۲_ #أَلَمْیَعْلَمْبِأَنَّاللَّهَیَرَىٰ
۳_ #مراسمِیادوارهٔشهداء
۴_ #شهیدِمدافعحرممهدیذاکرحسینی۱
۵_ #شهیدِمدافعحرمحمیدرضاانصاری۲
۶_ #شهیدِمدافعحرممحمّدزهرهوند
۷_ #درآرامستانچهگذشت
۸_ #ابو_علی
۹_ #تخریبچی_لشکر_۷
۱۰_ #خمپارهٔ_عمل_نکرده
۱۱_ #همه_فن_حریف
۱۲_ #مادربزرگمگفتکَفَنترابهمنبده
۱۳_ #مربی_دلسوز
۱۴_ #سید_ابراهیم
۱۵_ #حاجقاسمسلیمانی
۱۶_ #دلاور_بی_هیاهو
۱۷_ #نمایشگاهِ_از_ولادت_تا_شهادت
۱۸_ #شهیدِمدافعحرممحسنحیدری
۱۹_ #راوایتگریِراهیاننور
۲۰_ #منهمامامرضاییهستم
۲۱_ #شهید_مدافعحرم_حسین_اسدالهی
۲۲_ #طبقهٔ__۸_هتلِ_دمشق
۲۳_ #انتقامبهسبکِقصّههایمجید
۲۴_ #حسین_قصه_ما
۲۵_ #زلزلهٔقصرشیرینوسرپلذهاب
۲۶_ #شهیدمدافعحرممحمّدزهرهوند۲
۲۷_ #سیلخوزستانبهار۹۸
۲۸_ #تخمِ_مرغ_یا_تخمِ_اردک۱
۲۹_ #تخمِ_مرغ_یا_تخمِ_اردک۲
۳۰_ #خرابهایکهشددرمانگاه
۳۱_ #مدینه_شهر_پیغمبر
۳۲_ #آنچهمابودیموآنچهآنهابودند
۳۳_ #نابودیعراقبهاسمآزادی
۳۴_ #شهید_جمهور
۳۵_ #شبیکهتاصبحبیدارماندیم
۳۶_ #گفتمماحضرتزینبراداریم
۳۷_ #شهیدسیدمجتبیپژماناراک
۳۸_ #شهیدمحمدنادریاراک
۳۹_ #شهیدِمدافعحرممصطفیصدرزاده
۴۰_#سرباز_ناخلف_رهبر
۴۱_ #سعیدوسربازانمتخلف
۴۲_ #شهیدمدافعحرممصطفیصدرزاده۲
۴۳_ #شهیدمدافعحرمسیداسماعیلسیرتنیا
۴۴_ #شهیدمدافعحرمعیناللهمصطفایی
۴۵_ #طنز_جانباز_مدافع_حرم
۴۶_ #شبهای_سرد_حلب
۴۷_ #نیش_زنبور_عسل
۴۸_ #گلولهای_در_جان_لوله
۴۹_ #پُل_موقعیت_سجاد
۵۰_ #کد_۲۱۹
۵۱_ #پسر_حاج_غلامحسین
۵۲_ #ترم_تهیّه
۵۳_ #بشار_رفتنی_است
۵۴_ #تست_تاب_و_توان
۵۵_ #بهترین_الگوی_من
۵۶_ #اخراجیها
۵۷_ #راپل_شبانه_کوهستان
۵۸_ #آقای_تخریبچی
@alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
#شهیدِمدافعحرممصطفیصدرزاده با نام جهادی (سیدابراهیم)
اعزامی از تهران
محل شهادت سوریه - ریف حلب جنوبی - روستای القراصی
@alabd68
✨﷽✨
✍ به من مأموریت دادند تا بروم و از آماد ، مهماتِ ادوات بگیرم. من نمایندهٔ اراک بودم. با یکی از دوستان با تویوتا رفتیم تا مهمات را بار بزنیم.
وقتی به محل توزیع مهمات رسیدم ، با صف طولانی یگان هایی که آمده بودند مهمات بگیرند مواجه شدم. ساعتی در صف ماندیم تا نوبت به ما رسید.
حواله را به انباردار دادم و جعبهها را یکی یکی پشت تویوتا سوار کردیم. همینجور که در حال بارگیری بودیم ، دیدم دستی از پشت سر من دارد یکی از جعبه مهماتها را یواشکی بر میدارد.
بی درنگ برگشتم و دستگیرهٔ کنفی جعبه مهمات را محکم گرفتم و اجازه ندادم جعبه مهمات از تویوتا خارج شود.
یکی من میکشیدم ، یکی آن آقای جوانی که با جُثهٔ نازکش زور زیادی داشت و در برابر زورش داشتم یواش یواش کم می آوردم.
دوستم را صدا زدم و از او کمک خواستم. تا دید دیگر زورش به ما نمیرسد بی خیال شد و جعبهٔ مهمات را رها کرد.
همینجور که از شدت گرما و خستگی عرق از سر و کله ام جاری و لباسم حسابی داغ شده بود از پشت تویوتا پایین آمدم و رفتم پیش آن بندهٔ خدا.
گفتم برادر ، از شما بعید است مگر شما خودتان سهمیّهٔ مهمات ندارید که به مهمات دیگران پاتک میزنید؟
گفت: آخر ما اگر بتوانیم هر شب پشت سر هم عملیّات انجام میدهیم و نیاز مبرم به مهمات داریم. بارها درخواست مهمات دادیم امّا مهماتی که به ما میدهند کفاف کار ما را نمیدهد ، ناچاریم هر طوری شده به بچههای در خط ، مهمات برسانیم.
برایم جالب بود که یک فرماندهٔ میدانیی که میتوانست پرستیژش را در جنگ حفظ کند ، تکلیف گرا باشد و بگوید تا به من مهمات نرسانید ، در عملیّات شرکت نمیکنم ، این گونه در به در به دنبال مهمات میگشت و از آبروی خودش میزد تا بتواند به پیروزی جبهه مقاومت سرعت ببخشد.
بعد از شهادتش تازه فهمیدم که چرا حاج قاسم میگفت: من عاشق این شهید بودم.
#شهیدظهرتاسوعا
#شهیدِمدافعحرممصطفیصدرزاده
#انشاءاللهتاسوعاپیشعباسم
خاطرهٔ سی و نهم
برای عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید👈 @alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾
پاورقی : ۱_ تویوتا خودروی وانت نظامی است که برای انتقال مهمات و جا به جایی نیروها در فواصل کوتاه استفاده میشود. ۲_ منظور از مهمات ادوات ، همان گلولههای خمپاره است. ۳_ شهید صدرزاده از فرماندهان میدانی مدافع حرم بودند که در تاسوعای سال ۹۴ در شهر حلب سوریه به شهادت رسیدند.